جمهوری پرتغال ( Republic of Portugal ) کشوری است واقع در جنوب غرب اروپا ، شبه جزیره ایبری ، غرب اسپانیا و در کنار اقیانوس اطلس شمالی . پایتخت کشور پرتغال شهر لیسبون ( Lisbon ) با حدود 2 میلیون و 700 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت پرتغال 92.090 کیلومتر مربع و جمعیت آن 10 میلیون و 710 هزار نفر جمعیت می باشد . از مهمترین شهرهای پرتغال می توان به پورتو 270 هزار نفر ، آمادورا 180 هزار نفر ، براگا 165 هزار نفر ، کویمبرا 150 هزار نفر و شهر فونچال یا فونشال واقع در جزیره مادیرا ( Madeira Island ) با 110 هزار نفر می باشد .
شمال پرتغال دارای اقلیمی کوهستانی و مرکز و جنوب کشور نیز دشت های پر تپه می باشد ، همچنین شمال پرتغال دارای آب و هوایی سرد و بارانی و جنوب کشور نیز دارای آب و هوای نسبتاً گرم و خشک است .
چهار رود مهم در پرتغال جریان دارند که از اسپانیا سرچشمه گرفته و از سمت شرق و شمال شرق وارد پرتغال می شوند که عبارتند از ، رود تاگوس ( Tagus River ) رود مینهو ( Minho River ) ، رود دورو ( Douro River ) و رود تژو ( Tejo River ).
بلندترین نقطه پرتغال قله پونتا دو پیکو ( Ponta do Pico ) با 2351 متر ارتفاع در جزیره آتشفشانی پیکو از مجموعه جزایر آزورس * قرار دارد .
( جزایر آزورس " Azores " به امتداد 547 کیلومتر در اقیانوس اطلس شمالی و غرب سواحل پرتغال گسترده شده است و شامل 9 جزیره می باشد ، کل این 9 جزیره 2335 کیلومتر مربع وسعت دارد . تنها دو جزیره از این نه جزیره دارای سکنه است که جزایر مادیرا ( Madeira ) و پورتو سانتو ( Porto Santo ) نام دارند . این جزایر در 861 کیلومتری جنوب غرب لیسبون قرار دارند . )
ساکنان اولیه پرتغال را قبایل سلت و لوسیتانی ها ( Lusitanians ) تشکیل می دادند ( لوسیتانی ها ساکنان غرب شبه جزیره ایبری بودند ) . در اواخر دوران امپراطوری روم و در سال 140 پیش از میلاد این امپراطوری به این منطقه تاخت و آنرا فتح کرد . با زوال امپراطوری روم ، قبایل ویزیگوت ( Visigoths ) به شبه جزیره ایبری حمله و آنرا تحت اشغال خود درآوردند . پرتغال در سال 1143 میلادی از اسپانیای مور * ( Moorish Spain ) اعلام استقلال کرد .
دوران نهضت مستعمراتی پرتغال :
پادشاه جان اول ( John I ) از سال 1385 میلادی بر تخت سلطنت نشست ، حکمرانی وی بر پرتغال حدود پنج دهه به طول انجامید ، جان اول کشور را یکپارچه ساخت و تلاش نمود کاستیلی ها را با مورهای مراکشی متحد نماید . ولی بدون شک سرآغاز توسعه طلبی پرتغال در ماوراء مرزها در دوران پسر جان اول ، یعنی هنری ( Henry ) بود . هنری دریانوردانی را برای کشف دنیای جدید به خارج از مرزها گسیل داشت . در سال 1488 بارتولومو دیاز ( Bartolomeu Dias ) اولین دریانورد پرتغالی بود که سفر دریایی خود را آغاز نموده و با کشف دماغه امید نیک تا جنوبی ترین نقطه آفریقا نیز پیش رفت . در سال 1498 دریانورد دیگر پرتغالی واسکو دوگاما ( Vasco Da Gama ) به غرب ساحل هند رسید . در سال 1515 نیز آلفونسو دو آلبوکرک ( Afonso de Albuquerque ) از ساحل شرق هندوستان ( گوآ ) تا خلیج فارس ، دریای سرخ و اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام را درنوردید و طی آن مناطق بسیاری را کشف نمود . تا میانه های قرن 16 میلادی حوزه امپراطوری پرتغال بسیار گسترده شده و تا سرزمین هایی نظیر غرب و شرق آفریقا ، برزیل ، ایران ، هندوچین و شبه جزیره مالای را نیز پیش رفت .
در اواخر قرن 16 میلادی قدرت پرتغال رو به افول رفت . پادشاه اسپانیا ، فیلیپ دوم ( Philip II ) در سال 1561 دستور حمله به پرتغال را صادر کرده و این کشور را اشغال نمود ، پرتغال به مدت 60 سال در اشغال اسپانیا باقی ماند . در این دوران تسریع در روند فاجعه بار سقوط اقتصادی و تجاری پرتغال به بیشترین حد خود رسید . تلاش های کاشفان و دریانوردان شجاع و جسور پرتغالی با وجود پادشاهان ناکارآمد و فاسد ضایع گشت . در سال 1640 نظام پادشاهی مجدداً به پرتغال بازگشت . بسیاری از مستعمرات پرتغال بین هلندی ها ، انگلیسی ها و فرانسوی ها که همچون شیرهای گرسنه به مستعمرات بی حد و شمار پرتغالی ها هجوم بردند ، تقسیم شد . استعمارگران جدید قرون 17 و 18 که عمدتاً فرانسه و بریتانیا بودند غالب اقتصاد جهان را در دست گرفته و به مبادلات تجاری مسلط شدند . پرتغال توانست همچنان آنگولا و موزامبیک را در آفریقا و برزیل را در آمریکای جنوبی به عنوان مستعمره در چنگ خود نگاه دارد ( البته با استقلال برزیل در سپتامبر سال 1822 این مستعمره با ارزش تا حدود زیادی از دست پرتغالی ها خارج شد . )
آغاز ِ پایان ِ نظام پادشاهی در پرتغال :
پادشاه فاسد ، کارلوس اول ( Carlos I ) که پسر لوئیز دوم ( Luis II ) بود در سال 1889 بر تخت سلطنت جلوس نمود . کارلوس اول ، در سال 1906 ، ژوائو فرانکو ( Joao Franco ) یک دیکتاتور مستند را به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد . در روز اول فوریه 1908 کارلوس اول پادشاه و ژوائو فرانکو نخست وزیر در کاخ ویلا ویکوزا مورد حمله انقلابیون جمهوری خواه قرار گرفته و کشته شدند .
پس از کارلوس اول ، پسرش ، مانوئل دوم ( Manoel II ) به قدرت رسید ، عمر سطنت مانوئل دوم بسیار کوتاه و کمتر از دو سال بود . در سال 1910 نظام پادشاهی ملغی اعلام و نظام جمهوری همانند نظام جمهوری فرانسه در پرتغال حاکم شد . در طول جنگ جهانی اول پرتغال در کنار جبهه غرب و متفقین ایستاد و همراه آنها در صحنه نبرد جنگید .
کودتای سالازار ، نهال نوپای جمهوری را در پرتغال می خشکاند :
جمهوری نوپای پرتغال دوام چندانی نیافت ، کودتای نظامی 28 می 1926 که توسط آنتونیو دی اولیویرا سالازار ( Antonio de Oliveira Salazar ) اجرا شد ، به حیات دموکراسی نیم بند شانزده ساله پرتغال خاتمه داد . دوران تصدی سالازار به عنوان وزیر دارایی از سال 1928 تا 1940 و به عنوان نخست وزیر از سال 1932 تا سال 1968 ادامه یافت . حکومت دیکتاتوری سالازار سرشار از اختناق و بسیار خوفناک بود ، این دیکتاتوری 40 سال ادامه یافت . سالازار پرتغال را در جنگ جهانی دوم بی طرف نگاه داشت ولی پایگاه های هوایی و دریایی خود را در سال 1943 در اختیار متفقین قرار داد . پرتغال در سال 1949 و به هنگام پیدایش سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ( ناتو ) به این سازمان پیوست ، این کشور در سال 1955 قصد پیوستن به سازمان ملل را داشت ولی اجازه پیوستن به این سازمان را پیدا نکرد .
عکس : آنتونیو سالازار ، دیکتاتور پرتغال :

شرایط بین المللی و سیاست های مستعمراتی پرتغال نیز تفاوت چندانی با اوضاع داخلی این کشور نداشت . در دهه 1950 وضعیت مستعمرات پرتغال نیز بسیار آشفته و دچار مشکلات بی شماری گردید . بسیاری از مستعمرات سر به طغیان برداشته و قیام آنها به صورت خونباری سرکوب می گردید . پرتغال در سال 1961 مستعمرات کوچک خود در شرق هند را از دست داد ، بدین ترتیب که در دسامبر 1961 جواهر لعل نهرو از پرتغال خواست که هرچه زودتر مناطقی را که پرتغالی ها در شرق هند در دست داشتند از جمله ، گوآ ( Goa ) دمان ( Daman ) و دیو ( Diu ) را تخلیه نماید ولی پرتغال توجهی نکرد ، بدین ترتیب هند با حمله به این مناطق ، آنها را از اشغال پرتغال آزاد نمود . در این جنگ که به عملیات ویجای ( Operation Vijay ) مشهور شد حداقل 31 سرباز پرتغالی که عمدتاً از نیروی دریایی این کشور بودند کشته شدند . پس از 40 سال دیکتاتوری سالازار سرانجام در 27 جولای 1970 و در سن 81 سالگی مُرد ، نکته قابل توجه در زندگی شخصی سالازار این بود که سالازار هیچ وقت ازدواج نکرد .
جانشین او مارسلو کائتانو ( Marcello Caetano ) نیز راه سلفش سالازار را در سرکوب خونین قیام مردم در مستعمرات این کشور در آفریقا به خصوص موزامبیک و آنگولا ادامه داد که باعث انتقاد و محکومیت جهانی آن شد .
انقلاب میخک ها * ؛ قیام افسران پرتغالی :
روز 25 آوریل 1974 گروهی از افسران جزء ( نظامیان از رده سرگردی به پایین ) علیه نظام حاکم بر پرتغال به پا خاستند . مردم عادی هم پس از چهل سال تحمل دیکتاتوری و اختناق به آنان پیوستند و در عرض بیست و چهار ساعت ، رژیمی را که هرگز کسی تصور فروپاشی آن را نمی کرد سرنگون کردند .
هر چند سالازار ، دیکتاتور فاشیست پرتغال ، پس از بیش از سی و اندی سال حکومت مستبدانه ، مُرده بود ولی جانشینش مارسلو کائتانو همچنان راه او را ادامه می داد .
سال ها جنگ بی حاصل در مستعمرات پرتغال در آفریقا ، بیکاری ، تورم ، فقر ، رواج خرافات و رواج فساد در تمامی سطوح دستگاه های دولتی و وابسته به آن باعث شده بود که دامنه ناراضی ها نه تنها در بین توده مردم بلکه در میان واحد های ارتش در رده های پایین هم گسترش یابد . مردم و ارتش به دنبال بهانه ای می گشتند و منتظر فرصتی بودند تا با قیامی بدون خون ریزی به دیکتاتوری حاکم بر کشور خاتمه دهند .
گام نخست را نظامیان برای رهایی کشور از چنگال خودکامگی برداشتند . آنان با ایجاد تشکیلاتی زیر زمینی موسوم به "جنبش نیروهای مسلح" ( MFA ) و متشکل از افسران جزء و درجه داران ، یکبار در صدد برآمدند تا با کودتایی برق آسا ، رژیم را سرنگون کنند .

تکلیف مستعمرات پرتغال پس از انقلاب میخک چه شد :
مستعمرات پرتغال به دنبال انقلاب در این کشور فرصت را مغتنم شمرده و دست به کار شدند ، در سپتامبر 1974 گینه پرتغال با نام جدید " جمهوری گینه بیسائو " اعلام استقلال کرد . مجمع الجزایر کیپ ورد و موزامبیک نیز به همراه سائوتومه و پرنیسیپ از پرتغال جدا شده و استقلال خود را اعلام کردند ، آخر همان سال نیز آنگولا از پرتغال اعلام استقلال کرد . سپس اندونزی ، تیمور شرقی را که تحت سیطره پرتغال بود ضمیمه خود کرد ، هرچند تیمور شرقی بعداً در سال 2002 از اندونزی جدا شده و به یک کشور مبدل گشت .
در سال 1975 دولت ، بانک ها ، صنایع حمل و نقل ، صنایع سنگین و رسانه ها را ملی اعلام کرد . بدین ترتیب پرتغال برای نخسین بار طعم آزادی اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی را چشید .
گام بعدی ؛ بازار آزاد و ثبات اقتصادی :
پرتغال در 1 ژانویه 1986 به جامعه اقتصادی اروپا ( که اکنون اتحادیه اروپا خوانده می شود ) پیوست . در 16 فوریه همان سال ماریو سوارز ( Mario Soares ) به عنوان اولین رئیس جمهور غیرنظامی ظرف 60 سال پیش از آن انتخاب شد . آنیبال کاواکو سیلوا ( Anibal Cavaco Silva ) از طرفداران اقتصاد بازار آزاد و کاندیدای حزب سوسیال دموکرات نیز در سال 1985 به عنوان نخست وزیر برگزیده شد که این نوید یک ثبات سیاسی را در کشوری که هنوز خاطرات دیکتاتوری را فراموش نکرده می داد . انتخابات سراسری اکتبر 1995 پرتغال حاکی از پیروزی قاطع حزب سوسیالیست بود و بیشتر کرسی های پارلمان به این حزب تعلق گرفت . شهردار لیسبون ، ژوزه سامپایو ( Jorge Sampaio ) در رقابت های ریاست جمهوری ژانویه 1996 پرتغال پیروز شد و به ریاست جمهوری پرتغال رسید . دولت سوسیالیست پرتغال اصلاحات اقتصادی را به منظور بهبود اوضاع اقتصادی کشور در سال 1997 به اجرا گذاشت . در سال 1999 و همزمان با پیدایش اتحادیه پولی و اقتصادی اروپا ( EMU ) ، پرتغال به این اتحادیه پیوست .
در سال 1999 پرتغال به آخرین مستعمره اش ، ماکائو ( Macau ) نیز حق اعطای منطقه ویژه اقتصادی - تجاری ( S.A.R ) را داد ، بدین ترتیب ماکائو به عنوان یک شهر ساحلی کوچک آسیایی شناخته شد .
در سال 2002 رهبر حزب راست میانه ی سوسیال دموکرات ، ژوزه مانوئل دورائو باروسو ( Jose Manuel Durao Barroso ) به عنوان نخست وزیر پرتغال انتخاب شد . در تابستان 2003 بیش از هزار نفر در پرتغال طی موج گرمای بی سابقه و پیش بینی نشده جان خود را از دست دادند که دلیل آن آتش سوزی در جنگل های پرتغال بود . مانوئل باروسو در جولای 2004 از سمت خود استعفا داد تا رئیس کمیسیون اروپا شود . پدرو سانتانا لوپز ( Pedro Santana Lopes ) رهبر جدید حزب سوسیال دموکرات جانشین باروسو به عنوان نخست وزیر پرتغال شد . در فوریه 2005 انتخابات پارلمانی برگزار شد که طی آن حزب سوسیالیست با کسب 45 % آراء پیروز انتخابات شد و رهبر آن ، ژوزه سوکراتس کاروالهو پینتو د سوزا ( Jose Socrates Carvalho Pinto de Sousa )نخست وزیر پرتغال شد . سوکراتس از 12 مارچ 2005 کار خود را به عنوان نخست وزیر پرتغال آغاز کرد .
عکس : ژوزه سوکراتس ، نخست وزیر پرتغال :

در انتخابات ریاست جمهوری 22 ژانویه 2006 پرتغال ، نخست وزیر سابق ، آنیبال کاواکو سیلوا ( Anibal Cavaco Silva ) با کسب بیش از 50 % آراء رئیس جمهور پرتغال شد . رقیب اصلی او در این انتخابات مانوئل آلگره ( Manuel Alegre ) بود که با کسب تنها 20 % آراء نتوانست کاری از پیش ببرد .
عکس : آنیبال کاواکو سیلوا ، رئیس جمهور پرتغال :

در 10 آوریل 2007 رئیس جمهور سیلوا قانون جدید و پر سر و صدا تحت عنوان " سقط جنین " را تأیید کرد که به موجب آن حق سقط جنین در ده هفته اول بارداری را مجاز اعلام می کرد . این قانون پرتغال را هم ردیف دیگر کشورهای اروپایی در این زمینه قرار می داد .
در انتخابات پارلمانی سپتامبر 2009 حزب سوسیالیست با کسب 36 % آراء پیروز شد ، حزب سوسیال دموکرات نیز حائز 29 % از آراء شد . سوکراتس همچنان در پست نخست وزیر باقی ماند ولی حزب وابسته به او یعنی حزب سوسیالیست اکثریت مطلق پارلمان را از دست داد . این از دست رفتن اکثریت مطلق در پارلمان به این دلیل حائز اهمیت است که برای تصویب قانون جدید دولت سوسیالیست سوکراتس با مشکل رو به رو خواهد شد.
طوفان و سیل در جزیره مادیرا :
در روز 20 فوریه 2010 ، بر اثر بارندگی شدید ، سیل و طوفان در جزیره مادیرای پرتغال در اقیانوس اطلس شمالی ، بیش از 42 تن کشته ، 4 نفر مفقود و بیش از 300 نفر مجروح شدند، گفته شده بیش از دهها میلیارد دلار خسارت نیز به این جزیره توریستی وارد شده است . این بدترین بلای طبیعی ظرف چهل سال گذشته در پرتغال است .

جزیره مادیرا از مجموعه جزایر آزورس می باشد ، این جزیره بیش از 250 هزار نفر جمعیت دارد ، شهر فونشال ( Funchal ) نیز مرکز جزیره مادیرا است .مادیرا در 480 کیلومتری ساحل غربی آفریقا واقع شده است .
* ( مور مشتق شده از کلمه موری " Mauri " می باشد که یکی از قبایل بربر شمال آفریقا بوده است ، کشور موریتانی واقع در شمال غرب آفریقا نیز به نام همین قبایل نامگذاری شده است ، مورها از سال 711 میلادی بر شبه جزیره ایبری حکمرانی می کردند . )
* در 25 آوریل 1974 ، خونتای نظامی نجات ملی مرکب از افسران پرتغالی ، رژیم مخوف سالازار را سرنگون کرد . رویدادی که به " انقلاب میخک ها " معروف شد .
نژاد 91% پرتغالی ها ، پرتغالی ، 2 % دورگه سیاه و سفید و 2 % نیز برزیلی می باشد ، 1 % را نیز مهاجرینی تشکیل می دهند که از مستعمرات آفریقایی پرتغال به این کشور آورده شده اند . دین 85 % پرتغالی ها کاتولیک و 3 % نیز از سایر فرقه های مسیحیت می باشد . زبان رسمی این کشور ، پرتغالی می باشد . واحد پول پرتغال نیز یورو با واحد جزء سنت نام دارد .
کشور پرتغال مشتمل بر 18 ناحیه و 2 منطقه خودمختار * است .
1 - آویرو ( Aveiro )
2 - آکورس یا آزورس * ( Acores , Azores )
3 - بژا ( Beja )
4 - براگا ( Braga )
5 - براگانکا ( Braganca )
6 - کاستلو برانکو ( Castelo Branco )
7 - کویمبرا ( Coimbra )
8 - اوورا ( Evora )
9 - فارو ( Faro )
10 - گواردا ( Guarda )
11 - لیریا ( Leiria )
12 - لیزبوا یا لیسبون ( Lisboa , Lisbon )
13- مادیرا * ( Madeira )
14 - پورت آلگره ( Portalegre )
15 - پورتو ( Porto )
16 - سانتارم ( Santarem )
17 - ستوبال ( Setubal )
18 - ویانا دو کاستلو ( Viana do Castelo )
19 - ویا رئال ( Vila Real )
20 - ویسئو ( Viseu )

تبلیغات

