تبلیغات
همه جای ایران سرای من است شهر من گنبد کاووس - مطالب بهمن 1389
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی رایگانی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
همه جای ایران سرای من است شهر من گنبد کاووس




آب  
بهترین چیزى كه مى توان در تعریف آب نوشت این است كه بگوئیم آب مایه حیات است .
آب خالص از نظر شیمیائى از 33 جسم مختلف درست شده است .
((
در حقیقت آب براى ما آنقدر لازم است و اهمیت دارد كه اهمیت آن مثل وجود آن براى حیواناتى است كه در آب زندگى مى كنند.
120
((
ما درباره ماهیان و گیاهان دریایى فكر مى كنیم كه داراى دستگاههایى هستند كه در آب زندگى مى كنند و محال است بتوانند در هوا زنده بمانند، ما اعتقاد داریم كه موجود خاكى هستیم و نمى توانیم در زیر سطح آب زندگى كنیم . ولى فراموش كرده ایم كه زیر پوست بدن خود ما هم موجودات آبى هستند.
میلیونها و میلیارها سلولهاى بدن ما در یك دنیاى مایعاتى متغیر زندگى مى كنند كه بوسیله دستگاههاى خود كار بطور معجزه آسایى خون و آب بدن ما كنترل و مرتب مى شوند.
با آنكه آب قسمت مهمى از بدن و وجود ما را تشكیل مى دهد شگفت آور نیست كه آب نه تنها براى ما لازم است بلكه ما مى توانیم از آن لذتهاى بى شمارى را بر گیریم ))
(140)
در قرآن مجید آب مایه اصلى حیات و خلفت معرفى شده است .
((و جعلنا من الماء كل شى ء حى ))(141)
هر چیز زنده را از آب آفریدیم .
آب نه تنها نقش حیات را دارد بلكه براى بسیار از امراض ، دارویى شفا بخض است .
((
ما نمى توانیم چه خاصیتى در آب هست كه تاثیرى قطعى بر بیماران ، اشخاص و حتى اشخاص سالم و تندرست دارد. اما ((پر كنایپ )) مكرر تصدیق كرده است كه آب داراى یك قدرت شفا بخش خیلى نیرومندى مى باشد و او یقین دارد كه هزاران اشخاصیكه در چشمه كوچكش به ((وریس هوفن )) در ((باویر))
رفته اند و مى روند نتایج عجیب و قابل تحسینى بدست مى آورند.
گذشته از نتایج نیكویى كه آب به بیماران مى بخشد دیناى آب همچنین دینایى پر از نشاط و شادى است كه در دسترس همه مى باشد و همه مى توانند و از آن بهره ببرند. قواى طبیعى كه در آب وجود دارد هنوز بطور كامل مورد مطالعه و تحقیق قرار نگرفته است ، در سال 1893 ((
سیمون باروخ )) اولین كتاب اصلى خود را درباره این موضوع چاپ كرده و انتشار داد كه عنوان كتاب ((موارد استعمال آب در طب جدید)) بود و در سال 1920 كتاب كوچك دیگرى در این باره بنام ((ملخص معالجه با آب ))
انتشار داد.
از مطالعه این كتاب به وضوح نتیجه گرفته مى شود كه آب یك عنصر قوى و مهمى در حیات و زندگى ما است و در این مورد ((
سیمون باروخ ))
لیستى از خواص آب تهیه كرده است . بعقیده سیمون با روخ آب داراى خواص زیر است .
1 - مقوى است 2 - مسكن درد است 3 - نیرو بخش است 4 - مدر است 5 - معرق است 6 - مهوع است 7 - مسهل است 8 - براى نگهدارى منا بولیسم مفید است 9 - ضد عفونى كننده است 10 - قاطع تب است 11 - خواب آور است 12 - خاصیت بیحس كردن موضعى دارد))
(142)
درباره خاصیت شفا بخش آبهاى گرم و سرد و نیز آبهاى گرم معدنى كه با حرارت و گرمى از چشمه هابیرون مى آید از پیامبر اكرم و ائمه ما روایاتى آمده كه در بعضى بطور كلى عنوان شفا بخش بودن آب را تذكر داده و در بعضى خاصیت دارویى آن را تعیین نموده اند.
على علیه السلام میفرماید:
آب سرد حرارت بدن را مى كاهد، و تب را از بین مى برد.
((الماء البارد یطفى ء الحرارة و یصیب به على المحموم ))(143)
در كلام دیگر فرموده است :
((الماء البارد و الماء المغلى ینفع من كل شى ء و لا یضر من شى ء))(144)
آب سرد و آبهاى جوشیده هیچگونه ضررى ندارند، بعلاوه داراى منافعى نیز هستند.
پزشكان امروز پاهاى تب دار را با آب سر مى شویند و بدینوسیله از شدت حرارت مى كاهند و نیز در مواردى كه اسهال شیوع یافته باشد بهترین راه دچار نشدن به این بیمارى مخصوصا در كودكان خردسال جوشاندن آب و سپس خوردن آن است .
آبتنى و شناورى 
خاصیت آب را نمى توان منحصر به آشامیدن كرد، یكى از جنبه هاى شفا بخشى آب ، آب تنى و بهتر از آن شناورى است .
شاید خود شما شاهد این تجربه توام با لذت بوده اید و اگر نبوده اید از این به بعد امتحان كنید.
هرگاه خیلى خسته مى شوید و توانایى كار ندارید، آبتنى كنید، یا لااقل دوش ‍ آب سرد بگیرید با این عمل خواهید كه انرژى از دست رفته را باز خواهید یافت و حالت نشاط و طرب فوق العاده اى در خودتان احساس خواهید كرد.
كسى كه شناورى را بلد باشد مى داند كه از لذتهاى این جهان شناورى و گردش در میان امواج آبها است شنا در میان چشمه هایى كه آب نقره گون دارند و از تمیزى و صافى برق مى زنند مانند دور شدن از دنیاى خاكى و زندگى و زندگى نمودن در دنیاى دیگرى كه پر از لطافت و پاكیزگى است ، مى باشد. آب سرد، مقواى اعصاب كوفته است ، و شنا، مخصوصا در آب سرد، خود مقوى دیگرى است زیرا بواسطه حركات دست و پا تنفس ‍ عمیقى كه در تواءم با لذت و نشاط است اعصاب و عضلات تمدید نیرو مى كنند.
از خواص مهم آبتنى یا شناورى در آب سرد، عادت كردن بدن به سرما و گرما است .
كسى كه در فصل تابستان در میان چشمه ها و آبهاى سردشنا مى كند، و بعدا از حرارت و نور خورشید فروزان بهره مند مى شود بدنش در مقابل تغییر هوا بیمه مى شود و به این زودیها از گرما و سرما متاثر نمى گردد بلكه یك نوع مصونیت پیدا مى كند كه در فصل زمستان از سرما خوردگیهاى پى در پى راحت و آسوده است .
باز هم بگویم : لذت واقعى ، لذت بدون زیان ، لذتى كه خدا براى بنده اش ‍ آفریده و خلاصه بهترین تفریحات سالم ، شناورى میان آب تمیز، در زیر نور خورشید است .
امام ششم علیه السلام مى فرماید:
لو انى عندكم لا تیت الفرات كل یوم فاغتسلت (145)
اگر من پیش شما (عراق ) مى بودم هر روز در آب فرات ، آبتنى مى كردم .
((
هیچ چیز در دنیا نه تنها براى بیماران بلكه همچنین براى اشخاص سالم و تندرست بهتر از عادت دادن و لذت بردن بدن از آب نیست مخصوصا وقتى بدن ، عمل مهیج و محرك نوازش آب و آفتابى را بخورد بپذیرد بتجربه رسیده كه آب ، اعصاب زیر پوست را تحریك مى كند و از این میان اعضاء داخلى بدن تقویت مى یابد))
(146)
تذكر این نكته ضرورى است :
معناى گفته بالا این نیست كه انسان براى شنا در محیطهاى آلوده و كثیف حاضر شود و از این راه واقعیت سوء استفاده نماید بلكه آن داراى گناه است و باید دورى گزید و شنا در آب داراى منافعى است كه باید در محیطهاى غیر گناه انجام داد.
آب زیاد ننوشید 
گفتیم آب یك ماده حیاتى و با ارزش است ، ولى زیاده روى در نوشیدن آن جایز نیست .
امام صادق (ع ) در این باره مى فرماید:
لو ان الناس اقلوا من شرب الماء لا ستقامت ابدانهم (147)
اگر مردم آب كمترى بیاشامند بدنهاى آنها محكمتر و قویتر مى شود.
خوردن آب كم مخصوصا با بعضى از غذاها از نظر اسلام مطلوب است زیرا در تاریخ زندگى پیامبر مى خوانیم :
و كان النبى (ص ) اذا اكل الدسم اقل من شرب الماء و یقول هو امرء لطعامى (148)
پیامبر اكرم (ص ) وقتى غذاى چرب مى خوردند آب كمتر مى نوشیدند و مى فرمودند آب كمتر براى غذاى من گواراتر است .
((
نوشیدن ، مثل خوردن باید با هوشیارى و فراست انجام گیرد و باید طورى آن را یاد بگیریم و بآن آموخته گردیم كه بدون هیچ فكرى آن را انجام دهیم .
من با طرفداران صمیمى این فكر و كارشناسان پرهیزى كه عقیده دارند هر روز شش ، هشت یا ده لیوان آب باید نوشید كاملا مخالف هستم .
بدن ما خود درك مى كند چه وقت تشنه است و من معتقدم بدن بهتر از ما میداند چه موقع باید آب بنوشیم !
تحقیقا وقتى ما در جاهاى گرم هستیم یا در اقالیمى سكونت داریم كه زیاد عرق مى كنیم آب بیشترى مى نوشیم اما این طبیعت جسم انسان است كه خواهد گفت ما احتیاج بیشترى به آب داریم یا نه ))
(149)
چگونه آب بیاشامیم ؟ 
و این جالب است كه اسلام حتى در مورد چگونگى آشامیدن آب نیز ما را راهنمایى فرموده است و این دستورها را داده است :
1 - آب را به صورت مكیدن بیاشامیم چنانكه رسول اكرم فرموده :
((اذا شربتم الماء فاشربوه مصا و لا تشربوه عبا؛ فان العب یورث الكباد))(150)
وقتى آب مى آشامید. آهسته آهسته بیاشامید زیرا آشامیدن آن با سرعت موجب بیمار ((
كباد))
است (كباد معناى درد و ناراحتى كبد است )
و درباره اینكه آیا آب را یك مرتبه و یا چند مرتبه باید آشامید از على (ع ) رسیده است :
((تفقدت رسول الله (ص ) غیر مرة و هو اذا شرب الماء تنفس ثلایا مع كال واحد منهن تسمیة اذا شرب . و حمد اذا قطع ))(151)
بارها ناظر پیامبر اكرم بودم ، آنحضرت هر گاه آب مى آشامید، سه مرتبه در بین آشامیدن نفس مى كشید و در هر مرتبه كه مى خواست شروع به آشامیدن كنند بنام خدا شروع مى كردند و بعد از نفس كشدین الحمدلله مى گفتند.
2 - به داخل خوردنیها و ظرفها ندمیم ، اگر غذا گرم است بگذاریم خنك شود و اگر خنك است باز طورى بخوریم و بیاشامیم كه نفس ما به آب و غذا نرسد.
كان صل الله علیه و آله . لا یتنفس فى الاناء اذا شرب فاذا اراد ان یتنفس ‍ ابعد الاناء عن فیه حتى یتنفس (152)
رسول اكرم صل الله علیه و آله وقتى كه آب مى آشامیدند در آن آب تنفس ‍ نمى كردند. و هرگاه مى خواستند نفس تازه كنند ظرف را از نزدیك دهان دور مى كردند و سپس نفس مى كشیدند.
3 - بعضى ها وقتى مى خواهند آب بیاشامند دهان خود را داخل آب مى كنند مثلا سر را در جوى مى برند و آب مى خورند؛ اسلام این نوع آب خوردن را آب خوردن بهائم خواند و از آن منع كرده است .
نهى ان یشرب الماء كرعا كما یشرب البهائم (153)
پیامبر اكرم (ص ) از این كه انسان مثل چهار پایان آب بیاشامد نهى فرموده .
4 - آشامیدن آب از ظرف شكسته و از جاى شكستگى و محل دستگیره ظرف ، نهى شده است چنانكه امام باقر علیه السلام فرموده :
ان لا یشرب من عند عروته و لا من كسر ان كان فیه
(154)
از كناره دستگیره ظرف و جاى شكستگى آن آب نباید آشامید.
در روایت دیگر چنین وارد شده است
((فانه مجلس الشیطان ))(155)
زیرا آنجا محل شیطان است .
ممكن است در این مورد منظور از شیطان انواع میكروب باشد. بنابراین باید آب را از ظرفهاى بزرگ مانند كوزه و امثال آن داخل ظرف كوچكى ریخت و آشامید.
5 - در بین غذا آب نیاشامیم . امام هشتم مى فرماید:
((و من اراد ان لا یوذیه معدته فلا یشرب بین طعامه ماء حتى یفرغ و من فعل ذك رطب بدنه ؛ و ضعف معدته ، و لم یاخذ العروف قوة الطعام ))(156)
هر كس مایل است معده اش او را آزار و اذیتى نرساند بایستى بین غذایش ‍ آب نیاشامد تا آنكه از غذا فارغ شود كسى كه در بین غذا آب بیاشامد بدنش ‍ مرطوب و معده اش ضعیف مى شود و رگها و نیرو و انرژى غذا را جذب نمى كنند.





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 29 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

فصل‌ سوم‌ ـ قابلیت‌ صحی‌ برای‌ ازدواج‌ (قابلیت‌ جسمی‌ و بلوغ‌)

قابلیت‌ صحی‌ برای‌ ازدواج‌، استعداد فیزیكی‌ برای‌ امر زناشوئی‌ كه‌ با آن‌ استعداد زوج‌ یا زوجه‌ مصون‌ از خطرات‌ و عوارض‌ ناشی‌ از مقاربت‌ باشند74 و به‌ عبارت‌ دیگر منظور از قابلیت‌ صحی‌ برای‌ ازدواج‌، دارا بودن‌ استعدادجسمانی‌ هر یك‌ از زن‌ و شوهر آینده‌، برای‌ روابط جنسی‌ و عواقب‌ مترتبه‌ بر آن‌ می‌باشد. قانون‌ مدنی‌ یكی‌ از شرایط نكاح‌ را قابلیت‌ صحی‌ برای‌ زوجین‌ قرار داده‌ است‌ تا موجب‌ اختلال‌ سلامتی‌ آنان‌ نشود، زیرا نزدیكی‌ كسی‌ كه‌قابلیت‌ صحی‌ ندارد موجب‌ بیماری‌ جسمی‌ و عصبی‌ او می‌گردد و چنانچه‌ زن‌ باشد ممكن‌ است‌ دچار وضع‌ حمل‌ غیر عادی‌ شود.75
ماده‌ 1041 قانون‌ مدنی‌ “عقد نكاح‌ دختر قبل‌ از رسیدن‌ به‌ سن‌ 13 سال‌ تمام‌ شمسی‌ و پسر قبل‌ از رسیدن‌ به‌ سن‌ 15 سال‌ تمام‌ شمسی‌ منوط است‌ به‌ اذن‌ ولی‌ به‌ شرط رعایت‌ مصلحت‌ یا تشخیص‌ دادگاه‌ صالح‌.”
ماده‌ فوق‌ اختصاصی‌ به‌ عقد دائم‌ ندارد بلكه‌ شامل‌ هر دو نوع‌ ازدواج‌ دائم‌ و ازدواج‌ موقت‌ می‌شود.
در ماده‌ 1041 سابق‌ )اصلاحی‌ مصوب‌ 1370/8/14 (بجای‌ تعیین‌ سن‌ از كلمه‌ بلوغ‌ استفاده‌ شده‌ بود و بلوغ‌ در اصطلاح‌ فقهی‌ عبارت‌ است‌ از رسیدن‌ به‌ سنی‌ كه‌ غریزه‌ جنسی‌ در آن‌ به‌ حد كافی‌ رشد كرده‌ و شخص‌ آماده‌ تولیدمثل‌ می‌گردد76 و به‌ موجب‌ تبصره‌ 1 ماده‌ 1210 قانون‌ مدنی‌ “سن‌ بلوغ‌ در پسر پانزده‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ و در دختر نه‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ است‌.”

بخش‌ اول‌ ـ ازدواج‌ موقت‌ قبل‌ از بلوغ‌:
چون‌ ازدواج‌ موقت‌، عقد است‌، لذا داشتن‌ اهلیت‌ برای‌ طرفین‌ عقد از شرایط صحت‌ عقد است‌ و برای‌ آن‌ كه‌ اهل‌ محسوب‌ شوند به‌ موجب‌ ماده‌ 211 قانون‌ مدنی‌ باید بالغ‌ و عاقل‌ باشند.
نزدیكی‌ با زوجه‌ قبل‌ از تمام‌ شدن‌ نه‌ سال‌ جایز نیست‌ ـ چه‌ ازدواجش‌ دائمی‌ باشد یا موقت‌. اگر با او قبل‌ از نه‌ سالگی‌ نزدیكی‌ كند و او را افضاء ننماید، بنابر اقوی‌ چیزی‌ بر او نیست‌ مگر گناه‌ و اگر او را افضاء كند، به‌ این‌ صورت‌كه‌ مجرای‌ بول‌ و حیض‌ زن‌ یا مجرای‌ حیض‌ و غایط زن‌ یكی‌ شود، آن‌ زن‌ بر شوهر خود برای‌ همیشه‌ حرام‌ خواهد شد. و بنا بر اقوی‌ از زن‌ بودن‌ او خارج‌ نمی‌شود، پس‌ احكام‌ زوجیت‌، از ارث‌ بردن‌ و حرمت‌ زن‌ پنجم‌ و حرمت‌خواهرش‌ با او و غیر آن‌ها بر او جاری‌ می‌شود و مادامیكه‌ زنده‌ است‌ نفقه‌اش‌ بر او واجب‌ است‌ اگرچه‌ او را طلاق‌ دهد و ودیه‌ افضاء بر او واجب‌ است‌ ودیه‌ افضاء، دیه‌ نفس‌ است‌. اگر زن‌ حره‌ و آزاد باشد دیه‌اش‌ نصف‌ دیه‌ كامل‌ یك‌مرد است‌ و علاوه‌ بر آن‌ زن‌ مستحق‌ مهری‌ كه‌ با عقد انجام‌ شده‌ نیز می‌باشد.77
اما اگر بعد از سن‌ نه‌ سالگی‌ با زوجه‌اش‌ دخول‌ نماید و او را افضاء نماید بر او حرام‌ نمی‌شود ودیه‌ ثابت‌ نمی‌گردد.78
اما با توجه‌ به‌ اصلاح‌ ماده‌ 1041 قانون‌ مدنی‌ مصوب‌ 1381/10/4 مجمع‌ تشخیص‌ مصلحت‌ نظام‌، چنانچه‌ ذكر گردید عقد نكاح‌ دختر قبل‌ از سن‌ 13 سالگی‌ و پسر قبل‌ از رسیدن‌ به‌ سن‌ 15 سالگی‌ بستگی‌ به‌ اجازه‌ ولی‌ بارعایت‌ شرط مصلحت‌ و یا تشخیص‌ و اجازه‌ دادگاه‌ صالح‌ ممكن‌ می‌باشد.

بخش‌ دوم‌ ـ ازدواج‌ موقت‌ صغیر توسط ولی‌:
در ماده‌ 1041 با یك‌ شرط، استثنائی‌ را قائل‌ شده‌ كه‌ ازدواج‌ صحیح‌ باشد و آن‌ شرط مصلحت‌ مولی‌ علیه‌ است‌.
اختیار پدر )یا جد پدری‌ صغیر (نسبی‌ و محدود به‌ مصلحت‌ فرزند است‌ و دختر و پسر صغیر از این‌ حیث‌ با هم‌ تفاوتی‌ ندارند. این‌ ولایت‌ در اثر فوت‌ و زوال‌ عقل‌ و كفر ساقط می‌ شود. بنابراین‌، پس‌ از مرگ‌ ولی‌ قهری‌، قیم‌ یاوصی‌ نمی‌تواند به‌ نمایندگی‌ قهری‌ كودك‌ برای‌ او تصمیم‌ بگیرد.79
در واقع‌ اقدام‌ ولی‌ نسبت‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ صغیر باید در جهت‌ رعایت‌ غبطه‌ و صلاح‌ و صرفه‌ آنان‌ باشد. در غیر این‌ صورت‌ بعضی‌ از فقها عقیده‌ دارند كه‌ عقد به‌ صورت‌ فضولی‌ واقع‌ شده‌، و موقوف‌ بر آن‌ است‌ كه‌ صغیر پس‌ ازبلوغ‌ اجازه‌ دهد یا رد نماید، كه‌ در صورت‌ اول‌ عقد صحیح‌ و در صورت‌ رد عقد باطل‌ است‌.80
در نتیجه‌ چنانچه‌ رعایت‌ مصلحت‌ صغیر از طرف‌ ولی‌ در ازدواج‌ موقت‌ لحاظ نشده‌ باشد، این‌ عقد صحیح‌ نیست‌.

بخش‌ سوم‌ ـ اجازه‌ پدر یا جد پدری‌ در ازدواج‌ موقت‌ دختر بالغ‌:
ماده‌ 1043 قانون‌ مدنی‌: “نكاح‌ دختر باكره‌ اگر چه‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ رسیده‌ باشد موقوف‌ به‌ اجازه‌ پدر یا جد پدری‌ او است‌ و هرگاه‌ پدر یا جد پدری‌ بدون‌ علت‌ موجه‌ از دادن‌ اجازه‌ مضایقه‌ كند، اجازه‌ او ساقط و در این‌ صورت‌ دخترمی‌تواند با معرفی‌ كامل‌ مردی‌ كه‌ می‌خواهد با او ازدواج‌ نماید و شرایط نكاح‌ و مهری‌ كه‌ بین‌ آن‌ها قرار داده‌ شده‌ پس‌ از اخذ اجازه‌ از دادگاه‌ مدنی‌ خاص‌ به‌ دفتر ازدواج‌ مراجعه‌ و نسبت‌ به‌ ثبت‌ ازدواج‌ اقدام‌ نماید.”
این‌ ماده‌، هم‌ مربوط به‌ ازدواج‌ دائم‌ است‌ و هم‌ مربوط به‌ ازدواج‌ موقت‌ و دارای‌ نكاتی‌ به‌ شرح‌ زیر است‌:
1- نكاح‌ دختر باكره‌: عقد ازدواج‌ موقت‌ یكی‌ از عقود است‌ لذا باید دارای‌ شرایط صحت‌ عقد باشد و یكی‌ از شرایط صحت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، قصد و رضای‌ طرفین‌ عقد است‌. در ازدواج‌ اعم‌ از دائم‌ و موقت‌، دخالت‌ و اجازه‌پدر یا جد پدری‌ در دختر باكره‌ شرط صحت‌ عقد است‌ و فی‌الواقع‌ در مسأله‌ عقد ازدواج‌ به‌ لحاظ اهمیت‌ آن‌ ولایت‌ پدر و یا جد پدری‌ استمرار پیدا می‌كند و این‌ بر خلاف‌ اصل‌ است‌ زیرا اصل‌ بر پایه‌ اراده‌ و قصد و رضای‌ طرفین‌عقد استوار است‌.
2- دختر باكره‌ باشد: به‌ این‌ معنی‌ كه‌ شوهر نكرده‌ باشد و برای‌ اولین‌ ازدواج‌ موكول‌ به‌ اجازه‌ پدر و یا جد پدری‌ است‌ و پس‌ از ازدواج‌ و دخول‌ اگر به‌ جهاتی‌ مانند انقضای‌ مدت‌ یا بذل‌ مدت‌ و یا فوت‌ شوهر، ازدواج‌ خاتمه‌ یابد،برای‌ ازدواج‌ بعدی‌ دیگر نیاز به‌ اجازه‌ پدر یا جد پدری‌ نیست‌ زیرا با ازدواج‌ قبلی‌، دختر از حالت‌ بكر بودن‌ خارج‌ شده‌ است‌ و برای‌ بار دوم‌ خودش‌ به‌ صورت‌ مطلق‌ در انتخاب‌ آزاد است‌.
سؤال‌: اگر دختر باكره‌ با اجازه‌ پدر یا جد پدری‌ به‌ عقد ازدواج‌ مردی‌ دربیاید و قبل‌ از نزدیكی‌، شوهر فوت‌ كند یا بذل‌ مدت‌ یا انقضای‌ مدت‌ شود، آیا برای‌ ازدواج‌ بعدی‌ مجددا نیاز به‌ اجازه‌ پدر یا جد پدری‌ است‌؟
پاسخ‌: به‌ نظر می‌رسد با توجه‌” به‌ عبارت‌ “دختر باكره‌” در ماده‌ 1043 قانون‌ مدنی‌، ملاك‌ بكارت‌ دختر است‌ نه‌ شوهر كردن‌ وی‌، چون‌ عرف‌ همچنان‌ وی‌ را دوشیزه‌ می‌داند همانند موردی‌ كه‌ چنانچه‌ بكارت‌ دختری‌ در اثر سقوط یاپریدن‌ یا جراحتی‌ از بین‌ برود، در چنین‌ مواردی‌ ولایت‌ پدر و جد پدری‌ دختر همچنان‌ باقی‌ است‌.81
3- اجازه‌ پدر یا جد پدری‌ در غیر باكره‌: با توجه‌ به‌ عبارت‌ “دختر باكره‌” در ماده‌ مورد اشاره‌، به‌ نظر می‌رسد تردیدی‌ وجود ندارد كه‌ پدر یا جد پدری‌ هیچگونه‌ ولایتی‌ در خصوص‌ ازدواج‌ موقت‌ بالغه‌ غیر باكره‌ ندارند و ازدواج‌موقت‌ چنین‌ فردی‌ تابع‌ اراده‌ خود اوست‌.
سؤال‌: اگر بكارت‌ با زنا زایل‌ شود و یا آنكه‌ دختری‌ بدون‌ اجازه‌ پدر شوهر كند و در اثر مخالفت‌ پدر ازدواج‌ موقت‌ ابطال‌ گردد، آیا برای‌ ازدواج‌ موقت‌ بعدی‌ اجازه‌ پدر یا جد پدری‌ ساقط می‌شود یا خیر؟
پاسخ‌: به‌ استناد رأی‌ وحدت‌ رویه‌ قضایی‌ صادره‌ از هیأت‌ عمومی‌ دیوان‌ عالی‌ كشور به‌ شماره‌ 62 مورخ‌ 1363/3/29، دخول‌ و ازاله‌ بكارت‌، چه‌ مشروع‌ باشد و چه‌ نامشروع‌ موجب‌ سقوط ولایت‌ پدر و جد پدری‌ است‌ بنابراین‌اگر دختری‌ بدون‌ اذن‌ پدر شوهر كند و در اثر مخالفت‌ پدر و درخواست‌ او نكاح‌ نامتناسب‌ ابطال‌ شود، دختر می‌تواند با همان‌ مرد دوباره‌ ازدواج‌ كند زیرا در ازدواج‌ بعدی‌ دیگر باكره‌ نیست‌ و این‌ بار پدر حق‌ اعتراض‌ ندارد.82
4- اجازه‌ غیر از پدر و جد پدری‌: در ماده‌ مورد بحث‌، فقط اجازه‌ پدر یا جد پدری‌ را برای‌ دختر باكره‌ با شرایطی‌ كه‌ اشاره‌ خواهد شد شرط دانسته‌ است‌ و از مفهوم‌ مخالف‌ آن‌ استفاده‌ می‌شود كه‌ اجازه‌ سایرین‌ غیر از پدر یا جدپدری‌ شرط نیست‌ از آن‌ جمله‌، اجازه‌ مادر و برادر لازم‌ نیست‌.83
5- اجازه‌ پدر یا جد پدری‌:
الف‌ ـ اجازه‌ پدر یا جد پدری‌، در ماده‌ مورد بحث‌ از منابع‌ فقهی‌ و قول‌ مشهور علمای‌ امامیه‌ گرفته‌ شده‌ است‌ و این‌ مسأله‌ در فقه‌ سابقه‌ تاریخی‌ دارد و مورد اختلاف‌ فقها است‌. اما به‌ هر صورت‌ ماده‌ 1043 قانون‌ مدنی‌ مطابق‌فتوای‌ مشهور فقهای‌ امامیه‌ تنظیم‌ شده‌ است‌.84
ب‌ ـ در توضیح‌ این‌ مطلب‌ كه‌ چرا برای‌ ازدواج‌ موقت‌ و دائم‌ دختر باكره‌ در انتخاب‌ همسر دارای‌ محدودیتی‌ است‌ و باید با اجازه‌ پدر یا جد پدری‌ باشد، باید گفت‌ این‌ محدودیت‌ به‌ لحاظ جنبه‌ حمایت‌ و مصلحت‌ دختر است‌. درواقع‌ در مورد محدودیت‌ دختر باكره‌ در انتخاب‌ آزاد همسر و لزوم‌ اجازه‌ پدر در نظر فقهای‌ معاصر و نیز قانون‌ مدنی‌، بیشتر جنبه‌ حمایتی‌ مورد توجه‌ بوده‌ است‌ هرچند رگه‌هایی‌ از نظریه‌ استمرار ولایت‌ پدر و جد پدری‌ نیز وجوددارد. ولی‌ عمدتا نگرانی‌ از عواقب‌ ناگوار ناشی‌ از تصمیم‌ نسنجیده‌ و نپخته‌ دختر و احیانا فریب‌ خوردن‌ او كه‌ حداقل‌ در فرهنگ‌ اجتماعی‌ جامعه‌ ما ممكن‌ است‌ غالب‌ باشد آنان‌ را به‌ اتخاذ چنین‌ تصمیم‌ وادار كرده‌ است‌.85
ج‌ ـ اجازه‌ پدر یا جد پدری‌ در فرض‌ زنده‌ بودن‌ هر دو، به‌ صورت‌ ترتیبی‌ نیست‌، به‌ این‌ معنا كه‌ اول‌ باید از پدر اجازه‌ بگیرد و سپس‌ از جد، بلكه‌ این‌ اجازه‌ در عرض‌ همدیگر است‌، بنابراین‌ هر یك‌ از آنان‌ می‌تواند بدون‌ كسب‌موافقت‌ دیگری‌ اجازه‌ ازدواج‌ دختر باكره‌ را بدهد.
البته‌ در صورت‌ انجام‌ امر ازدواج‌ توسط هر دو، ازدواجی‌ كه‌ زودتر انجام‌ گرفته‌ صحیح‌، و دیگری‌ بلا اثر است‌ اما در صورت‌ وقوع‌ هر دو در زمان‌ واحد، به‌ نظر فقها اقدام‌ جد پدری‌ مؤثر و عمل‌ پدر بدون‌ اثر خواهد بود.86

بخش‌ چهارم‌ ـ ساقط شدن‌ اجازه‌ پدر یا جد پدری‌:
قسمت‌ اول‌ ـ این‌ امر در صورت‌ مضایقه‌ بدون‌ علت‌ موجه‌، می‌تواند به‌ سه‌ صورت‌ مطرح‌ شود:
بند 1 ـ بدون‌ بیان‌ علت‌ ازدواج‌ را رد كند.
بند 2 ـ به‌ استناد علت‌ غیر موجه‌ آن‌ را رد كند.
بند 3 ـ هیچگونه‌ نظر موافق‌ یا مخالفی‌ را اعلام‌ نكند.87
در هر سه‌ صورت‌ دختر حق‌ دارد برای‌ كسب‌ اجازه‌ در ازدواج‌ موقت‌ به‌ دادگاه‌ مراجعه‌ نماید. اگرچه‌ در امر ازدواج‌ موقت‌ برای‌ دختر باكره‌ به‌ ندرت‌ در جامعه‌ اتفاق‌ می‌افتدكه‌ بخواهد برای‌ اولین‌ ازدواج‌، ازدواج‌ موقت‌ را انتخاب‌نماید. البته‌ این‌ فرض‌ ممكن‌ است‌ كه‌ دختر باكره‌ باشد اما سن‌ جوانی‌ ازدواج‌ وی‌ گذشته‌ باشد; مثلا در چهل‌ سالگی‌ هنوز دوشیزه‌ است‌ و مردی‌ برای‌ ازدواج‌ موقت‌ از وی‌ خواستگاری‌ نموده‌ و با راضی‌ بودن‌ دختر به‌ این‌ ازدواج‌، پدرمضایقه‌ می‌كند و علت‌ مضایقه‌ هم‌ با توجه‌ به‌ شرایط دختر غیر موجه‌ است‌، در این‌ صورت‌ به‌ استناد ذیل‌ ماده‌ 1043 قانون‌ مدنی‌، دختر می‌تواند با مراجعه‌ به‌ دادگاه‌ و معرفی‌ مردی‌ كه‌ می‌خواهد با او ازدواج‌ نماید و شرایط ازدواج‌ ومهری‌ كه‌ بین‌ خودشان‌ قرار داده‌اند، پس‌ از تحصیل‌ اجازه‌ دادگاه‌ نسبت‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ و ثبت‌ آن‌ اقدام‌ نماید.
قسمت‌ ب‌ ـ پدر یا جد پدری‌ در محل‌ حاضر نباشند: در فرضی‌ كه‌ دختر باكره‌ احتیاج‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ داشته‌ باشد و پدر یا جد پدری‌ وی‌ در محل‌ حاضر نباشند و اجازه‌ آن‌ها نیز عادتا غیرممكن‌ باشد و یا محل‌ زندگی‌ را ترك‌كرده‌ و با فرض‌ زنده‌ بودن‌ خبری‌ از وی‌ در دسترس‌ نمی‌باشد، در این‌ صورت‌ با استناد به‌ ماده‌ 1044 قانون‌ مدنی‌، دختر می‌تواندبا مراجعه‌ به‌ دادگاه‌ صالح‌ و احراز ادعای‌ خود، اجازه‌ ثبت‌ ازدواج‌ موقت‌ را از دادگاه‌ تحصیل‌ نماید.

نویسنده: حسن گنجی
کارشناس ارشد حقوق خصوصی
کتاب روابط زوجین در ازدواج موقت





نوع مطلب : رابطه جنسی متعادل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

1-پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر 

۲-پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن

۳-پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی كه تحویلشون نمی گیرن

۴-پسر بودن یعنی كادو خریدن برا …

۵-پسر بودن یعنی جدیدا زیر ابرو برداشتن و پنكك زدن

۶-پسر بودن یعنی تا كی مفت خوری می كنی

۷-پسر بودن یعنی پس كی دفتر چه آماده به خدمت میگیری

۸-پسر بودن یعنی به زور سیكل داشتن

۹-پسر بودن یعنی بابا پس كی میری برام خواستگاری

۱۰-پسر بودن یعنی مثل خر حمالی كردن

۱۱-پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد

۱۲-پسربودن یعنی چرا كار نمیكنی جون بكن دیگه

۱۳-پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین كه





نوع مطلب : مطالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

عکس وبکم





نوع مطلب : عکس-بدون شرح، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

اصلیت خانواده نیكی كریمی برمی‌گردد به شهرستان تفرش در استان مركزی، پدر و مادرش مثل همه والدین ایرانی به فرزندانشان عشق می‌ورزند.
در یك روز پاییزی (19 آبان) و سال 1350 در تهران به دنیا آمد.
خودش می‌گوید:
«راستش در دوران بچگی، زیاد درسخوان نبودم و تجدید هم می‌آوردم، یادم می‌آید یك‌بار در كلاس اول دبیرستان در درس عربی، نمره بدی آوردم، در ریاضی هم تجدید شدم، اما شیمی و زبان انگلیسی‌ام، خوب بود، بخصوص زبان كه به هم‌كلاسی‌هایم، درس می‌دادم. هیچ‌گاه در كلاسی مردود نشدم، ولی هر سال یك تجدید می‌آوردم. حال و حوصله كلاس‌های جغرافی و ریاضی را اصلا نداشتم. بیشتر اوقات هم به بهانه بیماری سر این كلاس‌ها حاضر نمی‌شدم، یاد آن روزها بخیر.»
هر بچه‌ای آرزو دارد وقتی بزرگ شد، شغلی آبرومند برای خودش انتخاب كند، آقاپسرها معمولا می‌گویند می‌خواهیم، خلبان، مهندس، دكتر و دخترها هم می‌گویند می‌خواهیم پرستار، خانم دكتر، دندانپزشك و‌‌‌... شویم.
اما نیكی كریمی به نویسندگی فكر می‌كرد.
«بیشتر به نویسندگی فكر می‌كردم مثل خیلی از بچه‌ها در دوران كودكی علاقه زیادی به كارتون داشتم. تن‌تن، سنباد و علی‌بابا، خانواده دكتر ارنست و... كارتون‌های مورد علاقه‌ام بود. ضمن این‌كه از كودكی علاقه شدیدی به ترجمه داشتم.
در دوران دبیرستان، یك تئاتر مدرسه‌ای داشتیم كه در خود مدرسه بارها آن را اجرا كردیم و مورد استقبال قرار گرفت، یادم می‌آید آن زمان تئاتری اجرا می‌كردیم كه نامش «فروغ» بود، این تئاتر آنچنان مورد استقبال قرار گرفت كه به دبیرستان‌های مختلف می‌رفتیم و آن را به نمایش می‌گذاشتیم.»

اما چه شد كه او به بازیگری رو آورد؟
«علاقه به بازیگری از كودكی در وجود من بود، كتاب‌های زیادی می‌خواندم كه بیشترشان رمان بود، خودم را جای شخصیت اصلی داستان می‌گذاشتم و از همان زمان بود كه علاقه به بازیگری در وجود من رشد كرد و من هم سعی كردم آن را پرورش دهم و این‌گونه شد كه به بازیگری رو آوردم.
من بازیگری را با علاقه‌ای كه به ادبیات و هنر سینما دارم، به طور آگاهانه انتخاب كردم، فكر نمی‌كنم، من چیزی را طی مدت بازیگری‌ام از دست داده‌ باشم، در هر فیلمی كه بازی یا كارگردانی می‌كنم، به دنبال آموختن هستم، هر نقشی برای من تجربه جدیدی دارد. هر نقشی برای من لذت جدیدی دارد. انسان‌هایی به موفقیت می‌رسند كه سعی می‌كنند درست بیاموزند و از توانایی‌های خود نهایت استفاده را ببرند.»





نوع مطلب : بیوگرافی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

http://selective-college.info/





نوع مطلب : فیل ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

دقت کن باسن خانوم پشتیه تو عکس معلوم هست

عکس خطای دید

خطای دید داری خوشگل این باسن نیست زیر بغل خانوم عکاس هست که به نظر میاد باسن اون خانوم پشتیه هست

فقط میخواستیم ببینیم چند نفر این جا ذهن منحرف دارن که فهمیدم داری بی ادب





نوع مطلب : خطای دید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

فصل‌ اول‌ ـ روابط زوجین‌ در ازدواج‌ منقطع‌
این‌ قسمت‌ توضیح‌ واژگان‌ كلیدی‌ مبحث‌ مورد نظر، برای‌ ورود به‌ اصل‌ موضوع‌ در این‌ گفتار است‌.
قسمت‌ اول‌ ـ تعریف‌ “روابط “: روابط جمع‌ رابطه‌ و به‌ معنای‌ پیوندها و پیوستگی‌ها53 است‌ و رابطه‌ به‌ معنای‌ پیوند، بستگی‌، ایجاد علاقه‌، تولید پیوند به‌ كار می‌رود. همچنین‌ رابطه‌ كلمه‌ای‌ است‌ كه‌ دلالت‌ بر ربط میان‌ دو چیزدارد.54
یا به‌ عبارت‌ دیگر، رابطه‌ حقوقی‌، بستگی‌ حقوق‌ دو یا چند شخص‌ با اشیاء و اموال‌ و حقوق‌ و منافع‌ را گویند چنانكه‌ بین‌ زوج‌ و زوجه‌ نوعی‌ بستگی‌ وجود دارد كه‌ از عقد ازدواج‌ ناشی‌ می‌شود.55
قسمت‌ دوم‌ ـ تعریف‌ “زوجین‌”: زن‌ و مردی‌ كه‌ بین‌ آن‌ها رابطه‌ زناشوئی‌ وجود داشته‌ باشد.56 این‌ كلمه‌ تثنیه‌ زوج‌ و به‌ معنای‌ زن‌ و شوهر بكار می‌رود.57
قسمت‌ سوم‌ ـ تعریف‌ “ازدواج‌”: ازدواج‌، جفت‌ گرفتن‌، زن‌ گرفتن‌، شوهركردن‌، با یكدیگر هم‌ جفت‌ و قرین‌ شدن‌ را گویند. ازدواج‌ رابطه‌ حقوقی‌ است‌ كه‌ برای‌ همیشه‌ یا مدت‌ معین‌ به‌ وسیله‌ عقد مخصوص‌ بین‌ زن‌ و مرد حاصل‌شده‌ و به‌ آن‌ها حق‌ می‌دهد كه‌ از یكدیگر تمتع‌ جنسی‌ ببرند.58
یا به‌ عبارت‌ دیگر، عقدی‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ مرد و زن‌ لااقل‌ بر نفی‌ محرومیت‌ جنسی‌ )مانند نكاح‌ منقطع‌ احیانا (یا علاوه‌ بر نفی‌ آن‌ محرومیت‌ به‌ منظور تشكیل‌ خانواده‌ و زندگی‌ مشترك‌ خانوادگی‌ قانونا با هم‌ متحد می‌شوند)مانند مورد نكاح‌ دائم‌).59
قسمت‌ چهارم‌ ـ تعریف‌ “موقت‌”: كلمه‌ موقت‌ به‌ معنای‌، چیزی‌ كه‌ وقتش‌ معین‌ شده‌ و آنچه‌ كه‌ در مدتی‌ محدود و معین‌ بجا می‌ماند و سپس‌ زایل‌ می‌شود و در مقابل‌ دائم‌ و پایدار.60
با توجه‌ به‌ معانی‌ كلمات‌ مذكور، می‌توان‌ بیان‌ نمود روابط زوجین‌ در ازدواج‌ موقت‌ عبارتست‌ از: »رابطه‌ حقوقی‌ كه‌ برای‌ مدت‌ معین‌ بین‌ زن‌ و مرد به‌ وسیله‌ عقد ایجاد می‌شود و حق‌ تمتع‌ جنسی‌ را به‌ آنان‌ می‌دهد و وظایف‌ وتكالیفی‌ را برای‌ طرفین‌ بوجود می‌آورد.«
روابط زوجین‌ در ازدواج‌ موقت‌ از جنبه‌ غیر مالی‌ در این‌ گفتار و از جنبه‌ امور مالی‌ طی‌ گفتار آتی‌ مورد بررسی‌ قرار می‌گیرد.

فصل‌ دوم‌ ـ خواستگاری‌

ماده‌ 1043 قانون‌ مدنی‌ می‌گوید: »هر زنی‌ را كه‌ خالی‌ از موانع‌ نكاح‌ باشد می‌توان‌ خواستگاری‌ كرد.« قانون‌ مدنی‌ تعریفی‌ از خواستگاری‌ به‌ عمل‌ نیاورده‌ است‌. بعضی‌ از استادان‌ حقوق‌ گفته‌اند: خواستگاری‌ عبارت‌ است‌ از»پیشنهاد زناشوئی‌ از طرف‌ مرد نسبت‌ به‌ زن‌ است‌ كه‌ بتواند با او ازدواج‌ نماید.«61
بنابراین‌ خواستگار همیشه‌ مرد و كسی‌ كه‌ از او خواستگاری‌ می‌شود همواره‌ زن‌ است‌. چه‌ این‌ شیوه‌ مطابق‌ فطرت‌ و طبیعت‌ انسان‌ است‌.62
در تعریف‌ مذكور بیان‌ شد كه‌ در خواست‌ ازدواج‌ از جانب‌ مرد است‌ و این‌ به‌ لحاظ غلبه‌ عرفی‌ است‌ و اغلب‌ مرد از زن‌ خواستگاری‌ می‌نماید و مفهوم‌ مخالف‌ آن‌، چنانچه‌ زن‌ از مرد خواستگاری‌ نماید، این‌ درخواست‌ مانع‌شرعی‌ و قانونی‌ ندارد63 و ممنوع‌ نیست‌ بلكه‌ از حقوق‌ انسان‌ است‌.64
عمل‌ خواستگاری‌ قبل‌ از مراسم‌ عقد و اجرای‌ صیغه‌ عقد صورت‌ می‌گیرد و چنانچه‌ مورد قبول‌ واقع‌ شد این‌ فاصله‌ زمانی‌ میان‌ خواستگاری‌ و اجرای‌ مراسم‌ عقد شرعی‌ را “دوران‌ نامزدی‌” می‌گویند. خواستگاری‌ می‌تواند توسطمرد و یا به‌ وسیله‌ خویشان‌ و دوستانش‌ یا وكیل‌ وی‌ صورت‌ گیرد.65
با توجه‌ به‌ تعریفی‌ كه‌ از خواستگاری‌ شد به‌ نظر می‌رسد، ماده‌ 1034 قانون‌ مدنی‌ اختصاصی‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ ندارد و شامل‌ خواستگاری‌ در ازدواج‌ موقت‌ هم‌ می‌باشد.
موانع‌ خواستگاری‌: ماده‌ 1034 بیان‌ داشته‌ كه‌ از زنی‌ می‌توان‌ خواستگاری‌ نمود كه‌ مانعی‌ برای‌ ازدواج‌ نداشته‌ باشد. پس‌ مهمترین‌ شرط مشروع‌ بودن‌، ازدواج‌ با زنی‌ است‌ كه‌ از او خواستگاری‌ می‌شود.
بنابراین‌ خواستگاری‌ هنگامی‌ صحیح‌ است‌ كه‌:
اولا ـ ازدواج‌ با آن‌ زن‌ حرام‌ نباشد. در صورتی‌ كه‌ ازدواج‌ با زنی‌ حرام‌ باشد خواستگاری‌ از او نیز حرام‌ و ممنوع‌ است‌. خواه‌ حرمت‌ دائمی‌ باشد مانند حرمت‌ ازدواج‌ با عمه‌ و خاله‌ یا حرمت‌ موقت‌ مانند ازدواج‌ با خواهر زن‌ پیش‌از آن‌ كه‌ نكاح‌ خواهر قبلی‌ منحل‌ شده‌ باشد. یا خواستگاری‌ از زن‌ شوهردار و یا زنی‌ كه‌ در عده‌ رجعی‌ به‌ سر می‌برد، مانند زن‌ شوهردار است‌ و به‌ تصریح‌ یا كنایه‌ نمی‌توان‌ از او خواستگاری‌ كرد.66
خواستگاری‌ از زنی‌ كه‌ دوران‌ عده‌ وفات‌ را سپری‌ می‌كند به‌ صورت‌ كنایه‌ مانعی‌ ندارد و خواستگاری‌ از زنی‌ كه‌ در عده‌ بائن‌ است‌ برای‌ غیر شوهر فقط به‌ كنایه‌ مجاز است‌ و توسط شوهر سابق‌ به‌ تصریح‌ نیز جایز شمرده‌ شده‌است‌.67
ثانیا ـ خواستگاری‌ از نامزد دیگری‌ نباشد. علمای‌ اهل‌سنت‌ اتفاق‌ نظر دارند كه‌ خواستگاری‌ از زنی‌ كه‌ توسط دیگری‌ خواستگاری‌ شده‌ و وی‌ موافقت‌ كرده‌ ممنوع‌ و حرام‌ است‌. اما در این‌ مسئله‌ میان‌ فقهای‌ امامیه‌ اختلاف‌ نظراست‌. عده‌ای‌ از جمله‌ شیخ‌ طوسی‌ و شهید اول‌ خواستگاری‌ از زنی‌ كه‌ مرد مسلمانی‌ از او خواستگاری‌ كرده‌ و از طرف‌ او یا ولی‌ یا وكیلش‌ مورد موافقت‌ قرار گرفته‌ حرام‌ است‌ و عده‌ای‌ دیگر مانند شهید ثانی‌ به‌ كراهت‌ عمل‌ نظرداده‌اند.68
برخی‌ از حقوقدانان‌ با توجه‌ به‌ احادیث‌ نقل‌ شده‌ در این‌ خصوص‌ كه‌ مبنای‌ فتوای‌ عده‌ای‌ از فقها قرار گرفته‌، خواستگاری‌ از زنی‌ كه‌ مورد خواستگاری‌ دیگری‌ قرار گرفته‌ و از طرف‌ زن‌ یا قائم‌ مقام‌ قانونیش‌ با آن‌ موافقت‌ شده‌، ازطرف‌ دیگران‌ را ممنوع‌ و حرام‌ دانسته‌اند.69 و به‌ علاوه‌ معتقد هستند چنانچه‌ خواستگاری‌ غیر مجاز تلقی‌ شود و زیانی‌ متوجه‌ زن‌ گردد، حسب‌ مورد دارای‌ مسوولیت‌ مدنی‌ و كیفری‌ است‌. زیرا اگر شخصی‌ آگاهانه‌ و به‌ عمد به‌خواستگاری‌ كسی‌ برود كه‌ خواستگاری‌ از او ممنوع‌ و حرام‌ است‌ و در نتیجه‌ این‌ عمل‌ كه‌ تقصیر به‌ شمار می‌رود به‌ دیگری‌ زیانی‌ برسد، زیان‌ دیده‌ می‌تواند از مقصر خسارت‌ مطالبه‌ كند.
و یا اینكه‌ خواستگار مزاحمتی‌70 ایجاد كند یا توهین‌ تلقی‌ شود،71 مزاحم‌ طبق‌ ماده‌ 3 قانون‌ مجازات‌ حمل‌ چاقو مصوب‌ 1336 یا ماده‌ 619 قانون‌ مجازات‌ اسلامی‌ مستحق‌ مجازات‌ كیفری‌ خواهد بود.
اما نظر به‌ اینكه‌ خواستگاری‌ از نامزد دیگری‌ ممنوع‌ و حرام‌ است‌ و چنانچه‌ از چنین‌ زنی‌ خواستگاری‌ كند و بعد از موافقت‌، او را به‌ عقد خود درآورد آیا عقد باطل‌ است‌ یا صحیح‌؟
اظهار شده‌ كه‌ علمای‌ امامیه‌ به‌ اتفاق‌ معتقدند این‌ عقد باطل‌ نیست‌، هر چند مرتكب‌ را مستوجب‌ عقاب‌ می‌دانند. زیرا آنچه‌ مورد نهی‌ واقع‌ شده‌ خواستگاری‌ از زنی‌ است‌ كه‌ قبلا از او خواستگاری‌ و مورد موافقت‌ قرار گرفته‌ وفساد و حرمت‌ خواستگاری‌ مذكور ملازمه‌ با فساد و بطلان‌ عقد ازدواج‌ ندارد.72

و مورد دیگر اینكه‌ آیا زنی‌ كه‌ دیگری‌ خواستگار اوست‌، ولی‌ هنوز آن‌ را قبول‌ یا رد نكرده‌ می‌توان‌ خواستگاری‌ نمود؟گفته‌ شده‌ كه‌ هیچ‌ یك‌ از فقیهان‌ امامیه‌ و عامه‌ به‌ حرمت‌ چنین‌ خواستگاری‌ عقیده‌ ندارند.

نویسنده: حسن گنجی
کارشناس ارشد حقوق خصوصی
کتاب روابط زوجین در ازدواج موقت





نوع مطلب : رابطه جنسی متعادل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

وطن امروز: مرد شیاد کارخانه‌دار که با اغفال دختر 18ساله‌ای عنوان کرده بود برای انجام عمل جراحی قلب عازم خارج از کشور است در خانه‌اش دستگیر شد.

سیدحسن فخار، معاون اجتماعی پلیس قزوین گفت: دختر 18 ساله‌ای با مراجعه به دادسرای جنایی یکی از شهرهای استان قزوین گفت که چندی پیش به قصد خرید در یکی از خیابان‌های مرکز شهر حضور پیدا کرده و هنگام بازگشت به دلیل شلوغی خیابان سوار بر یک خودروی گرانقیمت می‌شود.

وی ادامه داد: مرد راننده خود را کارخانه‌دار معرفی کرده و ادامه این آشنایی موجب می‌شود تا رابطه‌ای پنهانی شکل گیرد و این دختر جوان چند مرحله به اتفاق این مرد به کارخانه‌اش رفته و این مرد بیان می‌کند که قصد ازدواج با او را دارد و با این روش این دختر را اغفال می‌کند.

معاون اجتماعی فرماندهی استان قزوین اضافه کرد: این مرد پس از یک ماه به دختر جوان بیان می‌کند که به دلیل مشکل قلبی عازم یکی از کشورهای اروپایی است و بزودی پس از انجام عمل جراحی بازگشته و زندگی مشترک را با وی آغاز می‌کند.
وی عنوان داشت: شاکی در ادامه بیان کرد که پس از سه ماه به سراغ یکی از بستگان او در محل کارخانه رفته و از وی درباره مرد کارخانه‌دار سؤال می‌کند که این فرد اظهار می‌دارد که مرد کارخانه‌دار نه تنها به قصد معالجه به خارج از کشور نرفته بلکه به اتفاق همسر و فرزند خود در محل سکونتش حضور دارد.

فخار توضیح داد: این دختر جوان با شنیدن سخنان این مرد احساس می‌کند که در دام یک شیاد گرفتار شده و اصرارهایش برای یافتن آدرس از این مرد بی‌نتیجه می‌ماند از این‌رو در اطراف کارخانه این مرد کمین کرده و وقتی وی به محل کار خود می‌آید هنگام ترک محل او را تعقیب کرده و آدرس محل سکونت وی را پیدا می‌کند.

وی اعلام کرد: این دختر جوان در ادامه اظهاراتش بیان داشت که پس از ورود مرد به خانه‌اش زنگ خانه را زده و مرد کارخانه‌دار زمانی که تصویر او را در آیفون مشاهده می‌کند سراسیمه از خانه خارج شده و پس از مشاجره از وی می‌خواهد که محل را ترک کند در غیراین صورت با پلیس تماس گرفته و از او به اتهام مزاحمت شکایت می‌کند.

معاون اجتماعی فرماندهی استان قزوین تاکید کرد: پس از شکایت مطرح شده از سوی این دختر 18 ساله دستور بازداشت مرد اغفالگر صادر شد و این متهم در دادسرای جنایی حضور پیدا کرد.

وی یادآور شد: متهم که به همراه وکیل خود در دادسرا حضور پیدا کرده بود ابتدا منکر آشنایی و ارتباط با این دختر جوان شد و مدعی شد که با توجه به شرایط مالی وی دختر شاکی قصد اخاذی از وی را دارد که پس از اظهارات متهم، دختر جوان چند قطعه عکس را که به همراه مرد کارخانه‌دار در اختیار داشت به دادسرا ارائه کرد.

فخار خاطر‌نشان کرد: با مشاهده مدارک ارائه شده این بار مرد کارخانه‌دار لب به اعتراف گشود و بیان کرد که با اغفال دختر جوان و به بهانه ازدواج او را مورد اذیت و آزار قرار داده است و با ثبت اعترافات متهم قرار قانونی در این ارتباط صادرشد و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.





نوع مطلب : مطالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

با سلام به تمام هم میهنان اول میخواستم وفات پیامبر اکرم و شهادت امامین بزرگوار (امام حسن مجتبی و امام رضا (ع)) رو تسلیت بگم و در بعد یک نکته داشتم که آیا ما دهه فجر رو فراموش کردیم آیا هنوز هم معیار های زندگی اسلامی و شخصی مون رو در این جامعه اونطوری که خودمون در آغاز کار این دولت تماما اسلامی به گفته امام بزرگوارمون آیت الله خمینی داریم .اگر جوابتون آری است که هیچ ولی اگر جوابی منفی دارین پس سعی کنین برای ساختن کشوری با تمامی معیارهای خودتون حالا هر جوری که خودتون میدونین به امید روزی که باز هم همه همدل و همگل دست در دست هم طوری دهیم که نفاق در بین ما نباشد





نوع مطلب : اطلاعیه و اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

این مطلب، نوشتهای کوتاه و در عین حال جذاب است که دالایی لاما  تنظیم کرده است. بخوانید و سرخوش گردید.
 خواندن و اندیشیدن در این مطلب بیش
تر از یکی دو دقیقه وقت نمیگیرد. این پیام را وانگذارید.

 


1-  به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.

2-   وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

3- این سه میم را از همواره دنبال کن:

* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیت
پذیری در برابر کارهایی که کرده
ای

4- به خاطر داشته باش دست
نیافتن به آنچه می
جویی، گاه اقبالی بزرگ است.

5- اگر می
خواهی قواعد بازی
 را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.

6- به خاطر یک مشاجره
ی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

7-  وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده
ای، گام
هایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.

8-  بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.

9-  چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزش
های خود را به
سادگی در برابر آنها فرومگذار.

10-  به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.

11-  شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیش
تر عمر کردی، با یادآوری
 زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.

12-  زیرساخت زندگی شما، وجود
جوی از محبت و عشق در محیط خانه و
خانواده است.

13-  در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می
کنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه
های قدیم نگیر.

14-   دانش خود را با دیگران در
میان بگذار. این تنها راه جاودانگی
است.

15-  با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.

16-  سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفته
ای.

17-  بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما
به هم سبقت گیرد.

18-  وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست داده
ای که چنین موفقیتی را به دست آورده
ای.

19-  در عشق و آشپزی، جسورانه
دل را به دریا بزن.





نوع مطلب : مطالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

عسل 
عسل مرباى طبیعى است ساختمان عسل از این مزایا بر خوردار است .
1 - عسل نوشابه اى است كه سازندگان آن پیروان غرائزند.
بنابراین اهل تقلب و تزویر نیستند.
2 - مواد اولیه عسل ، از زیباترین و فرح انگیزترین ساخته هاى دست قدرت پروردگار یعنى گلهاى رنگارنگ و خوشبو كه در باغها و لاله زارها مى روید تهیه مى شود بنابراین مواد اصلى عسل از هواى لطیف بهار، آبهاى چشمه و كوهسار و نور تابناك خورشید بهره مند شده است .
3 - از مواد اولیه اش كه بگذریم ساختمان طبیعى عسل در برابر امواج پر بركت خورشید فراهم مى شود زیرا زندگى زنبور عسل بر خلاف موریانه است موریانه ها مى كوشند كه در رطوبت و تاریكى و فضاهاى آلوده زندگى كنند ولى زنبوران عسل مى كوشند تا در میان باغ باشند در گل و گیاه غوطه ور شوند برابر نور و جاهاى خشك بهداشتى لانه و كندو بسازند.
4 - در دنیا غذا و شربتى نیست كه پس از گذشت زمانى نگندد، كپك نزند، كرم نگیرد و خلاصه طعم و بوى و مزه اش تغییر نكند و فاسد نشود ولى عسل اینطور نیست فقط عسل است كه اگر ماهها، سالها و عمرها بماند در هر فضا و مكانى باشد فاسد نمى شود مى گویند زنبور عسل به ساخته خود ماده ضد عفونى دائمى به نام اسید فرمیك مى زند و عسل خود را براى همیشه بیمه مى كند.
در عسل مواد بسیارى وجود دارد كه عمده اش از این قرار است :
((
مواد معدنى :
پتاسیم - آهن - فسفر - ید - منیزیم - سرب - منگنز - آلومینیوم - مس - سولفور - كرومیوم - لیتیوم - نیكل - روى - اسمیوم - تیتانیم - سدیم - مواد آلى - مانیت ها - صمغ - پولن - اسید - لاكتیك - اسید فرمیك - اسید مالیك - اسید تارتاریك - اسید اگزالیك - اسید سیتریك - رنگها - روغنهاى معطر - مواد ازته .
مواد تخمیرى :
انورتاز - آمیلاز - كاتالاز - (پر اكسیداز - لیپاز)
عناصر دیگر عسل :
گلوكز - لولز - ساكارز - صمغ - دكسترین - مواد البومینوئید - سولفات ها - انورتین - اسیدفریمك - آب
عسل داراى ویتامین هاى شش گانه e-k-d-c-b-a
است برخى قائل به وجود ویتامین pp در عسل مى باشند
(134)
در عسل اینهمه مواد لازم براى انسان جمع است و شاید روى همین نظر قرآن درباره آن فرمود:
فیه شفاء الناس (135)
شفاء مردم در عسل است . 
عنوان شفا براى هیچ غذا و آشامیدنى دیگر در قرآن به كار نرفته است .
((
در دنیا هیچ غذایى به اندازه عسل نیروهاى كهربایى و تشعشات رادیو اكتیو ندارد عسل یك غذاى مفید براى اطفال است زیرا تمام مایحتاج غذایى را بطور طبیعى دارد قندش براى هر سنى مناسب است و سرشار از قیمتى ترین مواد حیاتى است تمام ویتامین ها و فلزات را دارد ویتامین ها و فلزاتى كه در گل پرورش یافته و در دامان خورشید تربیت شده اند.
عسل غذاى زنده كننده سالخوردگان و مربى خردسالان است عسل داراى 75 درصد مواد قندى ، 5 درصد مواد سفیده ائى و 2 درصد چربى است و از این رو ثابت میشود كه عسل یكى از غذاهاى نیرو بخش است .
عسل 13 میلى گرم فسفر، 4 میلى گرم كلسیم و 7 میلى گرم آهن در بر دارد. مقدارى هم مس در عسل وجود دارد این مواد معدنى بلافاصله وارد جریان خون مى شود، آهن عسل مرض كم خونى و فسفر و كلسیم عسل ، بیماریهاى استخوان و ریه را معالجعه مینماید))
(136)
امیر مومنان (ع ) مى فرماید:
لم یستشف مریض بمثل شربة عسل (137)
هیچ چیز مانند عسل شفاى بیمار نخواهد بود.
روایات بسیارى بطور سر بسته خاصیت عسل را بیان نموده است چنانچه در روایت دیگر است كه شفاء هفتاد بیمارى است و امروز دانشمندان ، مصارف داخلى و خارجى عسل را كه بررسى كرده اند بیشتر از اینها مصرف غذایى و دارویى است داشته است .
البته كلمه هفتاد دلالت بر زیادى و كثرت مى كند نه آنكه فقط عدد مخصوصى را بفهماند.
((
در اثر تشعشع خورشید كه در گلها منعكس میشود قندهاى آنها اثر عجیبى در رشد و ایجاد نیرو دارند. زیرا قندهاى زنده اى هستند كه با ویتامینهاى e-k-a تواءم بوده و آثارى از ویتامینهاى ث - ب ا - پ پ 5 میلى گرم ویتامین ب 2 دارند. و نیز داراى الكائیدهاى شفابخشى هستند كه در گلها وجود دارد، و حتى عده اى از دانشمندان حدس وجود هورمون هایى را در عسل زده اند.
دو تن از دانشمندان روسى كشف نموده اند كه عسل داراى تاءثیر فوق العاده اى در رشد است و اثر مهمى در حیات انسان دارد و معتقدند كه عسل براى رشد تمام اعضاء بدن مفید است .
ارزش درمانى عسل فوق العاده اهمیت دارد، در درجه اول اسید فرمیك است كه زنبور آن را براى حفظ از فساد به آن علاوه مى كند این ماده ضد عفونى كننده طبیعى ، ضررى ندارد و ضد روماتیسم است و در عین حال نیروبخش مى باشد قندش یك قند بسیار خوبى است و مقوى قلب است و سبب بهبود وضع فشار مایعات بدن مى شود كمى و زیادى فشار خون را علاج مى كند براى كبد بسیار نافع است و امراض كبد را معالجه مى كند و اغتشاشات كبدى را اصلاح مى نماید مخصوصا فوائد زیادى در درمان یرقان دارد.
اثر عسل در ریه بسیار جالب است و امراض ریوى را شفا مى دهد خواص ‍ التیام دهنده عسل قابل توجه است در مورد زخم معده و زخم روده اثنى عشر بایستى صبح ناشتا یك قاشق سوپ خورى عسل بخورند و پس ‍ از آن تا یك ساعت هیچ چیز میل ننمایند عسل بهترین عامل براى زیاد و كم شدن قند خون است ، عسل بهترین ضد عفونى كننده مجارى ادرار است ))
(138)
یكى از خواص عسل ، جلوگیرى و پیشگیرى از زكام است .
امام هشتم (ع ) به این خاصیت در ضمن كلمات خود تصریح فرموده اند:
و من اراد ردع الزكام مدة ایام الشتاء فلیاكل كل یوم ثلاث لقم من الشهد
(139)
هر كس مایل باشد در مدت زمستان گرفتار زكام نشود هر روز سه لقمه از عسل همراه با موم میل كند





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

باورهای خرافی ایرانیان در مورد اعضاء بدن!

- سر بزرگ نشان عقل و کیاست است.
- پیشانى بلند علامت دولت است.
- ریش کوسه و چشم زاغ نشانه بدجنسى است.
- قد بلند نشانه حماقت است.
- قد کوتاه نشان زیرکى و دانائى و زرنگى است.

- ناخن گرفته شده را اگر زیر دست و پا بریزند فقر مى‌آورد بلکه آن را باید در پاشنهٔ در گذاشت تا روزى که دجال ظهور مى‌کند مانند خار روئیده نگذارد اهل خانه خارج بشوند.
- موى سر را اگر سر راه بریزند گنجشک برده و با آن لانه مى‌سازد و صاحب مو سرگیجه مى‌گیرد.
- دندان افتاده را باید سه بار کر داد و سپس دفن کرده در سوراخ دیوار گذاشت.
- سر بینى که سفت بشود علامت سن بلوغ است.
- سر بینى بخارد به مهمانى خواهند رفت.
- کف پا که بخارد راه دور مى‌روند.
- کف دست راست که بخارد باید آن را روى سر پسر اول مالید تا پول گیر آنها بیاید.
- کف دست چپ که بخارد خرج زیاد مى‌کنند.
- یک عطسه صبر است در جوابش مى‌گویند: عافیت باشد و براى شکستن صبر هفت صلوات باید فرستاد. دو عطسه علامت جخد (جهد) است باید تعجیل کرد. چه سالم و چه ناخوش هر کس عطسه بکند مسلماً تا سه روز زنده خواهد بود. (۱)
(۱) . خبر: العطاس امان من الموت الى ثلثة ایام. به همین جهت بعد از عطسه باید شکر خدا را کرد و گفت: 'الحمدالله رب العالمین' . خاصیت آن این است که در قبر وقتى نکیر و منکر بالاى سر آدم مى‌آیند و سرانسان به سنگ لحد مى‌خورد و عطسه مى‌کند چون عادت دارد الحمدلله رب‌العالمین را خواهد گفت و مسلمانى او بر نکیر واضح مى‌شود.

۱. اینکه چون از کسى که عطسه فراز آید یک ایتها اه‌هو ویریو و یک اشم و هو بیاید خواندن زیرا که در تن ما دروجى است و پتیارهٔ است که پیوسته با مردم کوشد تا علتى و بیمارى بر مردم مستولى کند و در تن ما آتش است که او را چهره خوانند با آن دروج پیوسته کار زار مى‌کند و او را از تن مردم باز مى‌دارد. پس چون آتش بر آن دورج چیره شود و او را هزیمت کند عطسه از بهر آن آید که آن دروچ بیرون آید
۲. پس چنان باید که این باز برخوانند و آتش را آفرین کنند که دیرگاه بماناد تا این دروج را شکسته مى‌دارد. چون عطسه از کسى دیگر شنود هم این باز یعنى بیاید گفتن و این آفرین مینو بکردن - صد در ص ۷ در هفتم' .

- هر کس سکسکه بکند به او تهمت مى‌زنند که چیزى دزدیده است تا این ترس برطرف شدن سکسکهٔ او بشود.
- پلک چشم چپ بپرد خوشحالى مى‌آورد.
- پلک چشم راست بپرد غم و اندوه مى‌آورد.(۲)
(۲) . جستن پلک بالاى چشم راست سلامت خوشحالى بعد از تنگى و از چپ نشانهٔ رسیدن غایبى است و (جستن پلک پائین) از راست غم و از چپ رسیدن خبرى است که در آرزوى آن باشد و یا از راست بیمارى و از چپ خوشدلى عاید گردد جنات الخلود.
- اگر مژهٔ چشم روى گونه بیفتد اجل است باید آن را برداشت.
- هر کس زبان خود را گاز بگیرد در آن ساعت غیبت او را مى‌کنند.
- در موقع صحبت بى‌اراده اسم کسى را ببرند معلوم مى‌شود آن شخص در همان ساعت یاد او بوده است.
- پس گردن یا روى چشم کسى را ماچ بکند از چشم آنکس مى‌افتد.





نوع مطلب : مطالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

فصل‌ چهارم‌ ـ ارث‌ در ازدواج‌ موقت‌

به‌ موجب‌ ماده‌ 140 قانون‌ مدنی‌، ارث‌ یكی‌ از اسباب‌ تملك‌ است‌ و به‌ استناد ماده‌ 861 همان‌ قانون‌ موجب‌ ارث‌ از دو امر نسب‌ و سبب‌ است‌.
ماده‌ 1077 قانون‌ مدنی‌ می‌گوید: “در نكاح‌ منقطع‌ احكام‌ راجع‌ به‌ وراثت‌ زن‌ و به‌ مهر او همان‌ است‌ كه‌ در باب‌ ارث‌ و در فصل‌ آتی‌ مقرر شده‌ است‌.”
ماده‌ 940 قانون‌ مدنی‌: “زوجین‌ كه‌ زوجیت‌ آن‌ها دائمی‌ بوده‌ و ممنوع‌ از ارث‌ نباشند از یكدیگر ارث‌ می‌برند.”
در قانون‌ مدنی‌ ماده‌ای‌ كه‌ تصریح‌ به‌ ارث‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌ نماید، وجود ندارد اما از مفهوم‌ مخالف‌ ماده‌ 940 قانون‌ مدنی‌ كه‌ شرط ارث‌ بردن‌ زن‌ و شوهر از یكدیگر را فقط مربوط به‌ ازدواج‌ دائم‌ دانسته‌ است‌،استفاده‌ می‌شود كه‌ زن‌ و شوهر در امر ازدواج‌ موقت‌ از یكدیگر ارث‌ نمی‌برند.
بنابراین‌ طبق‌ قاعده‌ كلی‌ و حكمی‌ كه‌ وجود دارد، زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌ از یكدیگر ارث‌ نمی‌برند.

بخش‌ اول‌ ـ شرط ارث‌ در ازدواج‌ موقت‌:
قسمت‌ الف‌ ـ شرط ارث‌ برای‌ هر دو: اگر شرط ارث‌ شود كه‌ زن‌ و شوهر از یكدیگر ارث‌ ببرند آیا صحیح‌ است‌ یا خیر؟
اگر زن‌ و شوهر در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ شرط نمایند كه‌ از یكدیگر ارث‌ ببرند، برخی‌ قائل‌ به‌ این‌ هستند كه‌ این‌ شرط صحیح‌ است‌.
قسمت‌ ب‌ ـ شرط ارث‌ برای‌ یكی‌ از طرفین‌: در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ هرگاه‌ شرط شود كه‌ فقط یكی‌ از زوجین‌ از دیگری‌ ارث‌ ببرد، شرط صحیح‌ است‌ مانند اینكه‌ شرط شود فقط زن‌ از شوهر ارث‌ ببرد یا بالعكس‌، در این‌صورت‌ هر كه‌ شرط به‌ نفع‌ او شده‌، ارث‌ می‌برد و به‌ نظر برخی‌ فقهاء این‌ شرط صحیح‌ است‌.196
قسمت‌ ج‌ ـ عدم‌ ارث‌ ولو با شرط: زن‌ وشوهر در ازدواج‌ موقت‌ از یكدیگر ارث‌ نمی‌برند، حتی‌ اگر شرط شده‌ باشد.197
با توجه‌ به‌ اینكه‌ ارث‌ بردن‌ زن‌ وشوهر از یكدیگر در ازدواج‌ موقت‌، در قانون‌ مدنی‌ ذكر نشده‌ و چنین‌ شرطی‌ هم‌ برای‌ آن‌ مقرر نشده‌ است‌ )همانند ماده‌ 1113 قانون‌ مدنی‌ در خصوص‌ شرط حق‌ نفقه‌ (به‌ نظر می‌رسد در ضمن‌عقد موقت‌ اگر چنین‌ شرطی‌ بین‌ زن‌ و شوهر شود، شرط باطل‌ و بلا اثر باشد.
زیرا شرط توارث‌ در مورد مذكور، شریك‌ قرار دادن‌ غیر وارث‌ در تركه‌ است‌ كه‌ متعلق‌ به‌ ورثه‌ قانونی‌ متوفی‌ می‌باشد و آن‌ برخلاف‌ قوانین‌ توارث‌ است‌ كه‌ از قوانین‌ آمره‌ به‌ شمار می‌رود و از نظر نظم‌ اجتماعی‌ وضع‌ شده‌است‌. بدین‌ جهت‌ وصیت‌ بیش‌ از ثلث‌ هم‌ اجازه‌ داده‌ نشده‌ است‌ و مقدار زائد بر ثلث‌، منوط به‌ اجازه‌ ورثه‌ است‌.198
به‌ عبارت‌ دیگر شرط ضمن‌ عقد وقتی‌ صحیح‌ است‌ كه‌ در محدوده‌ حقوق‌ متعهد باشد، در حالیكه‌ شرط توارث‌ تعهد علیه‌ وارث‌ است‌ و هیچ‌ كس‌ نمی‌تواند علیه‌ دیگری‌ شرط كند.199
و چنانچه‌ قائل‌ به‌ شرط ارث‌ در ازدواج‌ موقت‌ شویم‌، این‌ با آسان‌ گیری‌ و مسئولیت‌ پذیری‌ كمتر در ازدواج‌ موقت‌ نسبت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ منافات‌ دارد زیرا یكی‌ از دلایل‌ تشریع‌ قانون‌ ازدواج‌ موقت‌، همانطور كه‌ قبلا بیان‌ گردید، درخصوص‌ مواردی‌ است‌ كه‌ زن‌ و شوهر نسبت‌ به‌ یكدیگر از تكالیف‌ كمتری‌ نسبت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ برخوردارند.

بخش‌ دوم‌ ـ نحوه‌ ارث‌ بردن‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌:
اگر در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ زن‌ و شوهر یا یكی‌ از آن‌ها شرط نماید كه‌ در قالب‌ وصیت‌ از یكدیگر ارث‌ ببرند تا مقدار ثلث‌، این‌ وصیت‌ صحیح‌ و نافذ است‌.
زیرا هر كس‌ می‌تواند در زمان‌ حیات‌ خود تا ثلث‌ اموالش‌ را وصیت‌ نماید و زیاده‌ بر آن‌ موكول‌ به‌ اجازه‌ ورثه‌ است‌ و در این‌ خصوص‌ زوجین‌ در ازدواج‌ موقت‌ می‌توانند، وصیت‌ كنند به‌ اینكه‌ طبق‌ قانون‌ ارث‌ از یكدیگر ارث‌ببرند.
بنابراین‌ سهم‌ مرد یك‌ چهارم‌ و اگر زن‌ فرزند نداشته‌ باشد یك‌ دوم‌ كل‌ اموال‌ و دارایی‌ زن‌ است‌ كه‌ در این‌ صورت‌ نیاز به‌ اجازه‌ ورثه‌ است‌ و سهم‌ زن‌ یك‌ هشتم‌ و اگر مرد فرزند نداشته‌ باشد یك‌ چهارم‌ قیمت‌ اموال‌ شوهر ازابنیه‌ و اشجار و سایر اموال‌ منقول‌ مرد است‌. و یا اینكه‌ به‌ تراضی‌، سهم‌ هر یك‌ را تعیین‌ كنند كه‌ بیشتر از ثلث‌ نشود و این‌ وصیت‌ صحیح‌ است‌ و در این‌ صورت‌ نیاز به‌ اجازه‌ وراث‌ هم‌ نمی‌باشد زیرا كمتر از ثلث‌ وصیت‌ شده‌ است‌. ودر این‌ خصوص‌ سهم‌ زن‌ از كل‌ اموال‌ شوهر و دارائی‌های‌ او خواهد بود زیرا بر طبق‌ شرط و تراضی‌ طرفین‌ عمل‌ می‌شود.

نویسنده: حسن گنجی
کارشناس ارشد حقوق خصوصی
کتاب روابط زوجین در ازدواج موقت





نوع مطلب : رابطه جنسی متعادل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

http://theroam.info/





نوع مطلب : فیل ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

حمید گودرزی متولد دوم آذرماه 1356 در تهران و فرزند یک خانواده چهار نفری است.
*پدر حمید تاجر فرش و مادرش خانه‌دار است. تنها خواهرش گرافیک خوانده اما عشق وکالت دارد.
*دیپلم تجربی دارد اما فارغ‌التحصیل دانشکده هنر و معماری است. او مثل خواهرش در رشته‌ای به غیر از تحصیلات دانشگاهی‌اش قدم برداشته.
*در کنکور سال 74 در رشته دندانپزشکی قبول شد اما از بس عاشق بازیگری بود دندانپزشکی را رها کرد.
*بزرگ شده میدان آرژانتین تهران است و از آنجا خاطره‌های زیادی دارد.
*در دوران کودکی بسیار شر و شیطان بوده. او حتی کلاس اول دبستان کتاب‌هایش را به دوره‌گردی داد و جایش گوجه‌سبز گرفت.

عکس: حمید گودرزی و همسرش درحال خرید موز!!



*اتومبیل بهروز بقایی یک بار مقابل دبیرستان حمید پنچر شد و حمید به کمکش رفت و این اتفاق خوش یمن بسیار در عالم هنر به کارش آمد. زیرا همان جا از بقایی درخواست کرد تا در راه بازیگر شدن کمکش کند.
*در اولین کارش «دانی و من» بیست ترانه هم اجرا کرد که بسیاری بعد از اتمام مجموعه، به دنبال پیدا کردن کاست او بودند.
*علاوه بر استعداد زیاد در بازیگری صدای خوبی هم دارد. جالب است بدانید عاشق ترانه معروف گل و گلدون است.
*در بیست شهریور 1383ازدواج کرده است.





نوع مطلب : بیوگرافی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

شیر 
شیر یكى از غذاهاى مقوى و كامل بشمار مى رود. سالم ترین شیرها، شیر گاو است كه با مزاج انسان نیز مناسب تر است .
شیر مملو از كلسیم است .
كلسیم نمك مخصوصى است كه براى استحكام استخوان هاى بدن ، ناخنها و موها نقش حیاتى دارد، بدون كلسیم استخوانهاسست مى شوند، دندانها مى پوسند، ناخنها مى شكنند و مویها مى ریزند.
((
وجود كلسیم تنها براى استخوانها، دندانها، و مویها لازم نیست بلكه براى محكم عضلات نیز وجودش نهایت لزوم را دارد. مخصوصا براى عضلات قلب كه دائما در حركت مى باشند))
(125)
مردى به امام صادق (ع ) عرض مى كند: استخوانهایم سسست و بدنم ضعیف گشته حضرت فرمود حتما شیر بیاشام زیرا شیر تو را از لاغرى مفرط نجات مى دهد و به استخوانهایت استحكام مى بخشد.
قال له (للصادق ع ) انى اجد الضعف فى بدنى فقال له علیك باللبن فانه ینبت اللحم و یشد العظم ))(126)
این سخن از امام ششم (ع ) در زمانى كه نامى از كلسیم و خواص آن نبوده البته جنبه اعجاز دارد.
((
بدون كلسیم ، قلب خسته و امراض قلبى ایجاد مى شوند، این امراض ‍ اكنون عامل شماره یك مرگ انسان مى باشند.
بدون كلسیم استخوانهاى ما، سست مى شوند و آهك بدن ما، كم مى گردد. و اكثر مردم به این بیمارى مبتلا مى باشند. ستون فقراتشان ناقص است ؛ شكستگى زیاد در استخوانهاى آنهامخصوصا كشاله ران آنها پیدا مى شود.))
(127)
پیامبر اسلام (ص ) مى فرماید:
((لیس یجزى مكان الطعام و الشراب غیر اللبن ))(128)
از خوردنیها و آشامیدنها چیزى جانشین شیر نیست .
((
بیمارى چیزى جز كمبود نیست و چون شیر مانع كمبودى است مانع جمیع امراض هم مى باشد.))
(129)
پیامبر اكرم در باره زنام حامله توصیه فرموده است كه به آنها شیر داده شود كه خوردن شیر سبب زیاد عقل كودكشان مى گردد.
قال النبى (ص ):
((اسقوا نسائكم الحوامل الالبان . فانها تزید فى عقل الصبى ))(130)
((خوردن یك لیوان شیر همه روزه بطور صبحانه براى زن حامله تقریبا ضرورى است . نوازد براى تامین كلسیم بدن خود احتیاج به مقدار زیاد كلسیم دارد و باید آن را مادر از راه تغذیه تامین نماید))
(131)
ناسازگارى شیر 
از آنجا كه هر غذایى اثر مخصوص دارد خوردن دو غذا با هم گاهى ایجاد ناراحتى مى كند. كسیكه مى خواهد كنار سفره رنگین نشیند و از غذاهاى متعددى مصر كند باید تا اندازه اى از خواص هر یك از غذاها اطلاع داشته باشد زیرا در غیر اینصورت ممكن است چندى غذاى مخالف هم را بخورد و براى خود ایجاد نگرانى كند مثلا از قدیم الایام گفته خورد زیرا مسلم است كه سبب بهم خوردن مزاج میشود. لذا مى بینیم امام صادق در بعضى موارد به اشخاصى فرموده است بیمارى شما در اثر همراه خوردن دو غذاى ناسازگار است چنانكه مى خوانیم كه شخصى به او عرض كرد:
((انى اكلت لبنا فضرنى . فقال : لا والله ما ضر شیئا قط و لكنك الكته مع غیره فضرك الذى اكلته معه فظننت ان ذلك من اللبن ))(132)
من شیر خوردم و مریض شدم ، حضرت فرمودند چنین نیست . تو حتما غذاى دیگرى خورده اى و آن غذا به واسطه ناسازگارى با شیر تو را بیمار كرده است .
یكى از بهترین خوردنیها كه با شیر سر سازگارى دارد و كلیه را نیز نیرو مى بخشد خرما است كه پیامبر اكرم (ص ) در این مى فرماید:
((ذانك الاطیبان التمر و اللبن ))(133)
دو چیز گوارایند؛ خرما با شیر





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

فصل‌ سوم‌ ـ حق‌ نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌

ماده‌ 1113 قانون‌ مدنی‌: “در عقد انقطاع‌ زن‌ حق‌ نفقه‌ ندارد مگر اینكه‌ شرط شده‌ یا آنكه‌ عقد مبنی‌ بر آن‌ جاری‌ شده‌ باشد.”
یكی‌ از تفاوت‌های‌ ازدواج‌ دائم‌ با موقت‌ این‌ است‌ كه‌ تعهدات‌ و تكالیف‌ مرد و زن‌ نسبت‌ به‌ یكدیگر در ازدواج‌ موقت‌ كمتر از ازدواج‌ دائم‌ است‌ و این‌ به‌ لحاظ شرایط آسانتر برای‌ افرادی‌ است‌ كه‌ نمی‌توانند تكالیف‌ و تعهدات‌ ومسوولیت‌های‌ ازدواج‌ دائم‌ را بپذیرند.
یكی‌ از تعهدات‌ مرد نسبت‌ به‌ زن‌ در ازدواج‌ دائم‌ عهده‌ دار بودن‌ نفقه‌ زن‌ است‌. اما در ازدواج‌ موقت‌، چنین‌ تكلیفی‌ برای‌ مرد نیست‌. به‌ عبارت‌ دیگر، مرد عهده‌ دار مسوولیت‌ نفقه‌ زن‌ خود در ازدواج‌ موقت‌ نمی‌باشد. و در واقع‌مرد لزومی‌ برای‌ تهیه‌ مسكن‌ و لباس‌ و غذا و اثاث‌ منزل‌ كه‌ به‌ طور متعارف‌ و با وضعیت‌ اجتماعی‌ زن‌ تناسب‌ داشته‌ باشد، ندارد. این‌ قاعده‌ در ازدواج‌ موقت‌ اصل‌ است‌. اما چنانچه‌ حق‌ نفقه‌ از سوی‌ زن‌ در حین‌ عقد ازدواج‌ موقت‌شرط شود و مرد آن‌ را بپذیرد، این‌ شرط صحیح‌ است‌ و مرد ملزم‌ به‌ انجام‌ آن‌ است‌ زیرا هر شرطی‌ كه‌ مخالف‌ با مقتضای‌ ذات‌ عقد نباشد صحیح‌ است‌ و شرط حق‌ نفقه‌ خلاف‌ مقتضای‌ ذات‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ نمی‌باشد.

بخش‌ اول‌ ـ شرط حق‌ نفقه‌ در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌:
قسمت‌ الف‌ ـ نفقه‌ برای‌ تمام‌ مدت‌: هرگاه‌ در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، زن‌ شرط نماید كه‌ در تمام‌ مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ باید از حق‌ نفقه‌ برخوردار باشد و مرد آن‌ شرط را بپذیرد، حق‌ نفقه‌ زن‌ بر مرد لازم‌ است‌.
قسمت‌ ب‌ ـ نفقه‌ برای‌ قسمتی‌ از مدت‌: هرگاه‌ در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، زن‌ شرط نماید كه‌ در قسمتی‌ از مدت‌ ازدواج‌ موقت‌، از حق‌ نفقه‌ برخوردار باشد و مرد آن‌ شرط را بپذیرد، مانند اینكه‌ مدت‌ عقد موقت‌ برای‌ پنج‌ سال‌است‌ و حق‌ نفقه‌ زن‌ دو سال‌ اول‌ یا دو سال‌ آخر باشد، در این‌ صورت‌ شرط صحیح‌ است‌ و حق‌ نفقه‌ زن‌، بر مرد لازم‌ است‌.
قسمت‌ ج‌ ـ نفقه‌ بیش‌ از مدت‌: هرگاه‌ در ضمن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، زن‌ شرط نماید كه‌ نفقه‌ او به‌ بیش‌ از مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ باشد، به‌ عنوان‌ مثال‌ زن‌ شرط نماید كه‌ نفقه‌ او به‌ مدت‌ پنج‌ سال‌ بر عهده‌ گرفته‌ شود و مرد آن‌ را تأمین‌نماید، در صورتی‌ كه‌ مدت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ فقط دو سال‌ است‌ و این‌ شرط مورد قبول‌ مرد واقع‌ گردد، شرط صحیح‌ است‌ و مرد ملزم‌ به‌ وفا به‌ شرط است‌.
قسمت‌ د ـ تعیین‌ نفقه‌ بعد از عقد: هرگاه‌ پس‌ از عقد ازدواج‌ موقت‌، ضمن‌ عقد خارج‌ لازم‌ زن‌ شرط نماید كه‌ نفقه‌ او تا پایان‌ مدت‌ یا قسمی‌ از مدت‌ عقد موقت‌ بر عهده‌ شوهر باشد و شوهر آن‌ شرط را بپذیرد، به‌ نظر می‌رسدچنین‌ شرطی‌ صحیح‌ است‌ و مرد ملزم‌ به‌ وفا به‌ شرط است‌ زیرا شرطی‌ كه‌ در ضمن‌ عقد صحیح‌ بوده‌ و خلاف‌ شرع‌ و خلاف‌ مقتضای‌ ذات‌ عقد موقت‌ نیست‌، اشكالی‌ ندارد كه‌ پس‌ از عقد شرط شود; و چنانچه‌ ضمن‌ عقد خارج‌لازم‌ این‌ شرط انجام‌ نگیرد به‌ نظر می‌رسد وفا به‌ شرط، برای‌ مرد الزام‌ می‌آورد زیرا آن‌ یك‌ تعهد است‌ كه‌ شوهر متعهد به‌ آن‌ شده‌ است‌.
قسمت‌ ه’ ـ عدم‌ شرط نفقه‌ و مدت‌ طولانی‌: هرگاه‌ حق‌ نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌ شرط نشود، اما مدت‌ عقد طولانی‌ باشد، آیا می‌توان‌ گفت‌ از شرایط ضمنی‌ عرفی‌، حق‌ نفقه‌ زن‌ به‌ موجب‌ ماده‌ 225 قانون‌ مدنی‌ بوجود می‌آید؟
به‌ نظر می‌رسد به‌ طور مطلق‌ نمی‌توان‌ چنین‌ تكلیفی‌ و تعهدی‌ را بر عهده‌ مرد گذاشت‌، زیرا حق‌ نفقه‌ جزء مقتضای‌ عقد موقت‌ نیست‌ و با شرط ضمن‌ عقد می‌توان‌ آن‌ را محقق‌ ساخت‌ یا پس‌ از عقد به‌ تراضی‌ بین‌ زن‌ و مرد،شوهر متعهد آن‌ شود، اما اگر چنین‌ شرطی‌ نشود، زن‌ در ازدواج‌ موقت‌ حق‌ نفقه‌ نخواهد داشت‌.195
اما اگر چنانچه‌ شواهد و قرائن‌ حكایت‌ از آن‌ داشته‌ باشد كه‌ بدون‌ شرط نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌، مرد ملزم‌ به‌ حق‌ نفقه‌ زن‌ باشد، ناظر به‌ موردی‌ است‌ كه‌ مدت‌ عقد موقت‌ طولانی‌ باشد مثلا برای‌ ده‌ سال‌، و زن‌ نیز در منزلی‌ كه‌شوهر برای‌ او تهیه‌ كرده‌ است‌ سكونت‌ نماید و با یكدیگر زندگی‌ مشترك‌ دارند. در این‌ صورت‌ به‌ نظر می‌رسد می‌توان‌ با استناد به‌ ماده‌ 225 قانون‌ مدنی‌ كه‌ می‌گوید:
“متعارف‌ بودن‌ امری‌ در عرف‌ و عادت‌ به‌ طوری‌ كه‌ عقد بدون‌ تصریح‌ هم‌ منصرف‌ آن‌ باشد به‌ منزله‌ ذكر در عقد است‌.”
حق‌ نفقه‌ زن‌ را بر عهده‌ شوهر گذاشت‌.

بخش‌ دوم‌ ـ شرایط حق‌ نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌:
هرگاه‌ حق‌ نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌ به‌ صورت‌ مطلق‌ شرط شود، یعنی‌ هیچ‌ قیدی‌ نداشته‌ باشد، به‌ نظر می‌رسد تمام‌ حقوق‌ زوجین‌ كه‌ از حق‌ نفقه‌ ناشی‌ می‌شود نسبت‌ به‌ یكدیگر لازم‌ الرعایه‌ می‌باشد مگر آنكه‌ قانون‌ تصریح‌دیگری‌ داشته‌ باشد. مانند حق‌ نفقه‌ زن‌ در عده‌ طلاق‌ رجعی‌. زیرا در ازدواج‌ موقت‌، طلاق‌ وجود ندارد تا در صورت‌ رجعی‌ بودن‌، زن‌ مستحق‌ نفقه‌ باشد.
بنابراین‌ به‌ استناد ماده‌ 1108 قانون‌ مدنی‌: “هرگاه‌ زن‌ بدون‌ مانع‌ مشروع‌ از ادای‌ وظایف‌ زوجیت‌ امتناع‌ كند مستحق‌ نفقه‌ نخواهد بود.”
و همچنین‌ در صورت‌ شرط نفقه‌ و فوت‌ مرد در مدت‌ عقد موقت‌ كه‌ زن‌ باید عده‌ وفات‌ نگهدارد، زن‌ مستحق‌ نفقه‌ نخواهد بود، زیرا با فوت شوهر رابطه‌ زوجیت‌ قطع‌‌شده‌ و نیز به‌ دستور ماده‌ 1110 قانون‌ مدنی‌ كه‌ می‌گوید: “درعده‌ وفات‌ زن‌ حق‌ نفقه‌ ندارد.” منظور در عقد دائم‌ است‌ كه‌ از تكالیف‌ مرد است‌، لذا به‌ طریق‌ اولی‌ زن‌ در ازدواج‌ موقت‌، در صورت‌ فوت‌ شوهر حق‌ نفقه‌ نخواهد داشت‌ ولو آنكه‌ در ضمن‌ عقد یا پس‌ از آن‌ حق‌ نفقه‌ شرط شده‌باشد.
اما اگر حق‌ نفقه‌ به‌ صورت‌ مطلق‌ شرط نشده‌ باشد و دارای‌ قیدی‌ باشد مانند اینكه‌ حق‌ نفقه‌ زن‌ با شوهر است‌ تا هنگامی‌ كه‌ سر كار نمی‌رود و خانه‌ دار است‌، در این‌ فرض‌ حق‌ نفقه‌ در محدوده‌ همان‌ قید بر عهده‌ مرد است‌ و ازهنگامی‌ كه‌ زن‌ بر سر كار رفت‌ و شاغل‌ شد و دیگر وی‌ را خانه‌ دار ندانند، حق‌ نفقه‌ او بر عهده‌ مرد نمی‌باشد.

بخش‌ سوم‌ ـ استنكاف‌ شوهر از پرداخت‌ حق‌ نفقه‌ در ازدواج‌ موقت‌:
هرگاه‌ بر اساس‌ اجازه‌ ماده‌ 1113 قانون‌ مدنی‌، عقد ازدواج‌ موقت‌ با شرط حق‌ نفقه‌ زن‌ باشد و مرد از دادن‌ نفقه‌ زن‌ خودداری‌ نماید، به‌ دستور ماده‌ 1111 قانون‌ مدنی‌ كه‌ بیان‌ می‌دارد: پزن‌ می‌تواند در صورت‌ استنكاف‌ شوهر ازدادن‌ نفقه‌ به‌ محكمه‌ رجوع‌ كند در این‌ صورت‌ محكمه‌ میزان‌ نفقه‌ را معین‌ و شوهر را به‌ دادن‌ آن‌ محكوم‌ خواهد كرد. پزن‌ می‌تواند الزام‌ شوهر به‌ پرداخت‌ نفقه‌ را از دادگاه‌ صالح‌ درخواست‌ نماید.
چنانچه‌ خودداری‌ شوهر از پرداخت‌ نفقه‌ به‌ لحاظ عجز و عدم‌ توانایی‌ در پرداخت‌ نفقه‌ باشد و یا آنكه‌ شوهر بدون‌ جهت‌ نفقه‌ زن‌ خود را نپردازد و دادگاه‌ هم‌ نتواند شوهر را ملزم‌ به‌ پرداخت‌ نفقه‌ كند و یا اجراء آن‌ ممكن‌ نباشدمانند اینكه‌، شوهر مدتی‌ است‌ زن‌ خود را رها كرده‌ و دیگر به‌ او سر نمی‌زند و چند سال‌ هم‌ از مدت‌ عقد باقی‌ مانده‌ است‌ و یا شوهر فقیر است‌ و نمی‌تواند نفقه‌ زن‌ را بپردازد، در این‌ صورت‌ زن‌ می‌تواند به‌ دادگاه‌ صالح‌ مراجعه‌ نمایدو دادگاه‌ شوهر را اجبار به‌ بذل‌ مدت‌ كند و در صورت‌ استنكاف‌ وی‌، دادگاه‌ خود، زن‌ را رها نماید و باقی‌ مدت‌ را بذل‌ كند )ماده‌ 1129 قانون‌ مدنی‌)

نویسنده: حسن گنجی
کارشناس ارشد حقوق خصوصی
کتاب روابط زوجین در ازدواج موقت





نوع مطلب : رابطه جنسی متعادل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

وزیر رفاه گفت :براساس قانون هدفمندسازی یارانه ها برای افراد شاغل اما کم بضاعت همچون کارکنان مراکز اجتماعی ، نگهداری از معلولان و سالمندان یارانه بیمه تامین اجتماعی در نظر گرفته می شود.
وزیر رفاه وتامین اجتماعی از بازگشایی سایت رفاهی به منظور اعلام شماره حساب افراد متقاضی دریافت یارانه در اسفند ۱۳۸۹ خبر داد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از واحدمرکزی خبر ،صادق محصولی در حاشیه مراسم اختتامیه چهارمین جشنواره تئاتر معلولان به خبرنگاران گفت: خانواده های بدسرپرست نیز به منظور تغییر سرپرست و پرداخت یارانه به سرپرست جدید با مراجعه به فرمانداری یا بخشداری محل سکونت و دریافت راهنمایی بر اساس آیین نامه اقدام می کنند.
وی افزود: براساس قانون هدفمندسازی یارانه ها برای افراد شاغل اما کم بضاعت همچون کارکنان مراکز اجتماعی ، نگهداری از معلولان و سالمندان یارانه بیمه تامین اجتماعی در نظر گرفته می شود.
محصولی اضافه کرد: این یارانه های بیمه ای از محل صرفه جویی اجرای این قانون پرداخت می شود.
وزیر رفاه و تامین اجتماعی درباره نهضت تامین مسکن معلولان نیز گفت:۶۰ هزار اولویت امسال در همه شهرستان ها مشخص شده است.
وی با اشاره به اینکه همه واحد های مسکونی از نظر ساخت در مرحله مشابه قرار ندارند ، افزود: برخی واحد ها روبه اتمام برخی در اواسط کار و برخی نیز به تازگی آغازبه ساخت شده است.
محصولی از نیکو کاران خواست در پرداخت اقساط وام مسکن معلولان مشارکت کنند و گفت: برای هر واحد مسکونی۲۰ میلیون تومان وام با کارمزد ۴ درصد با بازپرداخت۲۰ ساله و اقساط حدود۱۱۰ هزار تومان( کمتر از اجاره بهای مسکن) در هر ماه در نظر شده گرفته است.

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دولت





نوع مطلب : اطلاعیه و اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

 کارشناسان موفق شدند یه قلیون الکترونیکی با پورت USB به نام شهاب ۴ طراحی کنن. روش کار به این شکله که قلیون رو با یک سیم به کامپیوتر یا لپتاپ متصل کرده، سیدی نصب رو گذاشته، طعم مورد نظرتون رو انتخاب میکنین و دکمه NEXT را میزنید. تازه اگر device مورد بحث یعنی همون قلیون رو به صورت اورجینال خریداری کنید، این امکان را خواهید داشت که قلیان خودتان را از طریق سایت مخصوص upgrade هم بکنید. چون فعلا این قلیان با ۵ طعم پرتغال، لیمو، نعنا، هلو و خوانسار در بازار عرضه شده و طعمهای جدید هم در راه هستند.
سیستم حرارتی قلیون هم از یک المنت به جای ذغال استفاده میکنه که با برق USB داغ میشه. یک کنترلگر حرارتی هم داره که هر وقت داشت میسوزوند، حرارت رو کم یا زیاد کنیم باهاش .


یک تصویر هم از نحوه نصب قلیون الکترونیکی ببینید:

 





نوع مطلب : مطالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

http://quick-connect.info/





نوع مطلب : فیل ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

فصل‌ دوم‌ ـ مهر در ازدواج‌ موقت‌

مهر عبارت‌ است‌ از مالی‌ كه‌ به‌ مناسبت‌ ازدواج‌ موقت‌، مرد ملزم‌ به‌ دادن‌ آن‌ به‌ زن‌ می‌شود.168
ماده‌ 1078 قانون‌ مدنی‌: “هر چیزی‌ را كه‌ مالكیت‌ داشته‌ و قابل‌ تملك‌ نیز باشد می‌توان‌ مهر قرار داد.”
دو نكته‌ در ماده‌ 1078 قانون‌ مدنی‌ قابل‌ ذكر است‌:

بخش‌ اول‌ ـ خصوصیات‌ مهر:
قسمت‌ الف‌ ـ مهر مالیت‌ داشته‌ باشد: یعنی‌ دارای‌ ارزش‌ داد و ستد اقتصادی‌ باشد و مورد معاوضه‌ قرار گیرد،169 اعم‌ از اینكه‌ عین‌ خارجی‌ باشد مانند زمین‌ یا خانه‌ و یا كلی‌ در ذمه‌ باشد مانند آنكه‌ یكصد هزارتومان‌ زوج‌ در ذمه‌قبول‌ كند و یا آنكه‌ منافع‌ باشد مانند عین‌ مستأجره‌.
قسمت‌ ب‌ ـ قابل‌ تملك‌ باشد: مهر باید مالی‌ باشد كه‌ زن‌ بتواند آن‌ را تملك‌ نماید و مالك‌ آن‌ شود. بنابراین‌ چنانچه‌ مهر مالی‌ قرار داده‌ شود كه‌ قابل‌ تملك‌ نباشد مانند اموال‌ عمومی‌ مثل‌ جاده‌ و خیابان‌ و یا خوك‌ و یا شراب‌ و یامالیت‌ نداشته‌ باشد مانند هوا، بالنتیجه‌ چنانچه‌ در ازدواج‌ موقت‌ مهری‌ قرار گیرد كه‌ مالیت‌ نداشته‌ باشد و یا اینكه‌ قابل‌ تملك‌ نباشد مهر باطل‌ است‌ و چون‌ مهر باطل‌ است‌ موجب‌ بطلان‌ عقد در ازدواج‌ موقت‌ می‌گردد. زیرا تعیین‌ مهر باشرایط صحت‌ آن‌ كه‌ خللی‌ به‌ مهر وارد نیاید از اركان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ به‌ شمار می‌رود و در صورت‌ بطلان‌ مهر، عقد را نیز باطل‌ می‌نماید.
مالی‌ كه‌ مهر قرار داده‌ می‌شود باید ملك‌ شوهر باشد. و لذا نمی‌توان‌ ملك‌ دیگری‌ را مهر قرار داد.170

بخش‌ دوم‌ ـ مهر باید منفعت‌ عقلائی‌ مشروع‌ داشته‌ باشد:
مالی‌ كه‌ به‌ عنوان‌ مهر تعیین‌ می‌شود، با استفاده‌ از وحدت‌ ملاك‌ ماده‌ 215 و ماده‌ 348 قانون‌ مدنی‌، باید متضمن‌ منفعت‌ عقلائی‌ مشروع‌ باشد و چنانچه‌ دارای‌ این‌ خصوصیت‌ نباشد و چیزی‌ به‌ عنوان‌ مهر تعیین‌ شود كه‌ فروش‌ یااستعمال‌ آن‌ را قانون‌ ممنوع‌ كرده‌ باشد مانند مواد مخدر و یا شراب‌، در چنین‌ صورتی‌ مهر باطل‌ است‌ و با بطلان‌ مهر سرایت‌ به‌ عقد می‌نماید و عقد ازدواج‌ موقت‌ نیز باطل‌ خواهد بود.

بخش‌ سوم‌ ـ مهر باید معلوم‌ باشد:
ماده‌ 1079 قانون‌ مدنی‌: “مهر باید بین‌ طرفین‌ تا حدی‌ كه‌ رفع‌ جهالت‌ آن‌ها بشود معلوم‌ باشد.”
هرگاه‌ مهر عین‌ معین‌ باشد، باید در زمان‌ عقد موجود باشد و اگر معلوم‌ شود كه‌ آن‌ عین‌ در زمان‌ عقد موجود نبوده‌، تعیین‌ مهر باطل‌ خواهد بود171 و “در نتیجه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ نیز باطل‌ است‌.” مانند اینكه‌ مرد، باغ‌ معینی‌ را مهرزن‌ قرار دهد كه‌ در حین‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، باغ‌ در حریم‌ رودخانه‌ بوده‌ و با آمدن‌ سیل‌ كلا از بین‌ رفته‌ است‌، در این‌ صورت‌ تعیین‌ مهر باطل‌ و بلااثر است‌ و موجب‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ نیز می‌شود.
یا به‌ عبارت‌ دیگر مهر نباید مجهول‌ باشد و باید رفع‌ ابهام‌ گردد. معلوم‌ بودن‌ مهر به‌ معلوم‌ بودن‌ مقدار و جنس‌ و وصف‌ است‌. معلوم‌ شدن‌ مهر برای‌ طرفین‌ گاه‌ به‌ وسیله‌ مشاهده‌ می‌باشد و آن‌ در مورد اعیانی‌ است‌ كه‌ در خارج‌موجودند و به‌ وسیله‌ مشاهده‌ می‌توان‌ رفع‌ جهالت‌ از آن‌ نمود، مانند باغ‌ و خانه‌. و گاه‌ مشاهده‌ به‌ تنهایی‌ برای‌ آن‌ كافی‌ نیست‌، بلكه‌ تعیین‌ مقدار آن‌ به‌ وزن‌ یا عدد یا مساحت‌ لازم‌ می‌باشد مانند گندم‌، آهن‌ و زمین‌.172
بنابراین‌ تعیین‌ دقیق‌ مهر از نظر وزن‌ و مساحت‌ لازم‌ نیست‌ و به‌ استناد ماده‌ 216 قانون‌ مدنی‌ كه‌ می‌گوید: “مورد معامله‌ باید مبهم‌ نباشد مگر در موارد خاصه‌ كه‌ علم‌ اجمالی‌ به‌ آن‌ كافی‌ است‌.”
زیرا عقد ازدواج‌ موقت‌ از عقود مسامحه‌ است‌ و علم‌ اجمالی‌ به‌ مهر به‌ صورت‌ مشاهده‌ كافی‌ است‌.173

بخش‌ چهارم‌ ـ قدرت‌ تسلیم‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌:
هرگاه‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌، مرد قدرت‌ بر تسلیم‌ مهر به‌ زن‌ را نداشته‌ باشد، مهر باطل‌ و موجب‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ است‌. منظور زن‌ از قرار دادن‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌ به‌ دست‌ آوردن‌ و مالكیت‌ بر آن‌ است‌ بنابراین‌چنانچه‌ مرد مالی‌ را به‌ عنوان‌ مهر به‌ زن‌ تملیك‌ نماید كه‌ قدرت‌ بر تسلیم‌ آن‌ را ندارد و زن‌ هم‌ قدرت‌ تسلیم‌ بر آن‌ را نداشته‌ باشد مهر باطل‌ است‌ و موجب‌ ابطال‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ می‌گردد،174 مثلا انگشتری‌ یا گردن‌ بندی‌ را كه‌ در دریاغرق‌ شده‌ و دست‌ یافتن‌ به‌ آن‌ ممكن‌ نیست‌ نمی‌توان‌ مهر قرار داد. البته‌ اگر مرد قادر به‌ تسلیم‌ مال‌ نباشد، ولی‌ زن‌ قادر به‌ تسلیم‌ باشد، یعنی‌ بتواند خود آن‌ را به‌ دست‌ آورد، چنانكه‌ زن‌ غواص‌ ماهری‌ بوده‌ و بتواند جواهر را از قعر دریابیرون‌ آورد، یا مالی‌ را كه‌ در دست‌ غاصب‌ است‌، با استفاده‌ از نفوذ خانواده‌ خود از او بگیرد، در این‌ صورت‌ مال‌ مذبور را می‌توان‌ به‌ عنوان‌ مهر تعیین‌ كرد.

بخش‌ پنجم‌ ـ تراضی‌ مقدار مهر در ازدواج‌ موقت‌ )مهرالمسمی‌):
ماده‌ 1080 قانون‌ مدنی‌: “تعیین‌ مقدار مهر، منوط به‌ تراضی‌ طرفین‌ است‌.”
مهری‌ را كه‌ ضمن‌ عقد “ازدواج‌ موقت‌” زن‌ و مرد به‌ تراضی‌ معین‌ می‌كنند، به‌ آن‌ مهرالمسمی‌ می‌گویند. چنانكه‌ كسان‌ دیگری‌ بدون‌ موافقت‌ زن‌ و مرد مهریه‌ را تعیین‌ كنند صحیح‌ نیست‌ زیرا به‌ دستور ماده‌ بالا تعیین‌ مقدار مهر،منوط به‌ تراضی‌ طرفین‌ است‌ و منظور از طرفین‌ یعنی‌ زن‌ و مردی‌ كه‌ طرفین‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ هستند لذا رضایت‌ طرفین‌ عقد شرط است‌.
بنابراین‌، موضوع‌ این‌ مهر )مهرالمسمی‌ (اگر عین‌ معین‌ است‌ باید در زمان‌ عقد “ازدواج موقت” موجود باشد و مالیت‌ داشته‌ و قابل‌ نقل‌ و انتقال‌ باشد و تا حدی‌ كه‌ رفع‌ جهالت‌ از دو طرف‌ كند معلوم‌ و معین‌ شود. مرد باید قدرت‌ برتسلیم‌ مهر را داشته‌ و مالك‌ آن‌ نیز باشد.175
تعیین‌ مقدار مهر نیز به‌ تراضی‌ دو طرف‌ واگذار شده‌ است‌ و آنان‌ می‌توانند خود مقدار آن‌ را تعیین‌ كنند یا آنكه‌ به‌ تراضی‌، شخص‌ ثالثی‌ را برای‌ این‌ منظور انتخاب‌ كنند.176

بخش‌ ششم‌ ـ شرط بطلان‌ ازدواج‌ موقت‌ در صورت‌ عدم‌ تأدیه‌ مهر:
ماده‌ 1081 قانون‌ مدنی‌: “اگر در عقد نكاح‌ شرط شود كه‌ در صورت‌ عدم‌ تأدیه‌ مهر در مدت‌ معین‌ نكاح‌ باطل‌ خواهد بود نكاح‌ و مهر صحیح‌ ولی‌ شرط باطل‌ است‌.”
هرگاه‌ در ضمن‌ عقد “ازدواج موقت” شرط شود كه‌ مهریه‌ باید تا تاریخ‌ معینی‌ پرداخت‌ شود زن‌ خیار فسخ‌ داشته‌ باشد، چنین‌ شرطی‌ كه‌ شرط نتیجه‌ است‌ فاسد و باطل‌ خواهد بود، ولی‌ عقد و مهر هر دو صحیح‌ و منجز است‌.
یعنی‌ نه‌ عقد را خیاری‌ خواهد كرد و نه‌ مهر را، زیرا نظر آنان‌ بر خیاری‌ شدن‌ عقد بوده‌ نه‌ مهر، و چون‌ باطل‌ بودن‌ شرط، تأثیری‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌ نداشته‌ است‌ بنابراین‌ هم‌ عقد “ازدواج موقت” و هم‌ مهر هر دو صحیح‌می‌باشند.177

بخش‌ هفتم‌ ـ تملك‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1082 قانون‌ مدنی‌: “به‌ مجرد عقد، زن‌ مالك‌ مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع‌ تصرفی‌ كه‌ بخواهد در آن‌ بنماید.”
در صورتی‌ كه‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌ عین‌ معین‌ خارجی‌ باشد، زن‌ به‌ مجرد عقد، مالك‌ آن‌ می‌گردد و می‌تواند در آن‌ هرگونه‌ تصرف‌ نموده‌ و انتفاع‌ ببرد و هرگاه‌ مهر كلی‌ و در ذمه‌ باشد، زن‌ پس‌ از عقد می‌تواند آن‌ را مطالبه‌ نمایدو شوهر باید بلافاصله‌ آن‌ را تأدیه‌ كند، مگر آنكه‌ مدتی‌ برای‌ پرداخت‌ آن‌ معین‌ شده‌ باشد.
مالكیت‌ زن‌ نسبت‌ به‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌ متزلزل‌ می‌باشد و مشروط به‌ تمكین‌ زن‌ در تمام‌ مدتی‌ است‌ كه‌ در عقد ذكر شده‌ است‌.178

بخش‌ هشتم‌ ـ تقسیط مهر در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1083 قانون‌ مدنی‌: “برای‌ تأدیه‌ تمام‌ یا قسمتی‌ از مهر می‌توان‌ مدت‌ یا اقساطی‌ قرار داد.”
به‌ استناد ماده‌ مذكور با توافق‌ طرفین‌ عقد در ازدواج‌ موقت‌، مرد می‌تواند تمام‌ مهریه‌ را در یك‌ مدت‌ و زمان‌ خاص‌ پرداخت‌ نماید یعنی‌ از حالت‌، عندالمطالبه‌ بودن‌ مهریه‌ را خارج‌ نموده‌ و اجل‌ برای‌ آن‌ قرار دهد.
همچنین‌ در صورت‌ توافق‌ زوجین‌، مرد می‌تواند قسمتی‌ از مهر را فورا پرداخت‌ نموده‌ و نسبت‌ به‌ مابقی‌ در وقت‌ معین‌ دیگری‌ پرداخت‌ نماید.
مورد دیگر اینكه‌ در صورت‌ توافق‌ زوجین‌، مرد می‌تواند برای‌ پرداخت‌ تمام‌ مهر، آن‌ را به‌ صورت‌ اقساط پرداخت‌ نماید یعنی‌ در چندین‌ مرحله‌ آن‌ را بپردازد.

بخش‌ نهم‌ ـ تلف‌ و عیب‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1084 قانون‌ مدنی‌: “هرگاه‌ مهر عین‌ معین‌ باشد و معلوم‌ گردد قبل‌ از عقد معیوب‌ بوده‌ و یا بعد از عقد و قبل‌ از تسلیم‌ معیوب‌ و یا تلف‌ شود، شوهر ضامن‌ عیب‌ و تلف‌ است‌.”
در هر دو صورتی‌ كه‌ در ماده‌ فوق‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌، اعم‌ از اینكه‌ قبل‌ از عقد و یا بعد از عقد و قبل‌ از تسلیم‌، مهر معیوب‌ و یا تلف‌ شود، به‌ بیان‌ قانونگزار، شوهر ضامن‌ عیب‌ و تلف‌ است‌ و در اینجا از قاعده‌ ضمان‌ ید استفاده‌ شده‌است‌.
زیرا در صورت‌ معیوب‌ بودن‌ قبل‌ از عقد و یا بعد از عقد و قبل‌ از تسلیم‌، زن‌ اختیار فسخ‌ ازدواج‌ را ندارد، لذا در صورت‌ فرض‌ مذكور هم‌ عقد صحیح‌ است‌ و هم‌ مهر; منتها، شوهر باید تفاوت‌ مهر سالم‌ با مهر معیوب‌ را بپردازد.
به‌ عبارت‌ دیگر، اگر مهر كلی‌ شد و زوج‌ بخواهد فرد معیوب‌ را به‌ زوجه‌ بپردازد زوجه‌ می‌تواند آن‌ را رد كرده‌ و فرد بی‌ عیب‌ را بخواهد. مثلا صد من‌ گندم‌ به‌ طور كلی‌ مهر واقع‌ شود و زوج‌ صد من‌ گندم‌ فاسد یا ناقص‌ را بخواهدتحویل‌ دهد، زوجه‌ حق‌ امتناع‌ از قبول‌ آن‌ را دارد و زوج‌ مكلف‌ است‌ در صورت‌ عدم‌ انحصار آن‌ كلی‌، به‌ آن‌ فردی‌ كه‌ حاضر كرده‌ است‌ فرد دیگر بی‌ عیب‌ تهیه‌ و تسلیم‌ نماید و اگر در همین‌ مثال‌ زوجه‌ قبول‌ كرد ذمه‌ زوج‌ بری‌ خواهدشد و همچنین‌ با تراضی‌ در پرداخت‌ مابه‌ التفاوت‌، ذمه‌ زوج‌ بری‌ می‌شود. ولی‌ اگر مهر كلی‌ نبوده‌ بلكه‌ عین‌ معین‌ باشد مانند آنكه‌ قالی‌ مشخص‌ و معینی‌ را زوج‌ مهر قرار دهد و آن‌ قالی‌ قبل‌ از عقد معیوب‌ بوده‌ و زوجه‌ مطلع‌ از عیب‌نباشد، زوج‌ باید مابه‌ التفاوت‌ معیوب‌ و صحیح‌ را به‌ زوجه‌ تأدیه‌ نماید و همچنین‌ اگر بعد از عقد و قبل‌ از تسلیم‌ به‌ زوجه‌ معیوب‌ شود مثل‌آنكه‌ قالی‌ كه‌ مهر تعیین‌ شده‌ بود قبل‌ از تسلیم‌ موریانه‌ آن‌ را بخورد و از قیمت‌ آن‌ كاسته‌ شود،زوج‌ مكلف‌ است‌ علاوه‌ بر تسلیم‌ قالی‌، مابه‌ التفاوت‌ را بپردازد و نیز اگر همین‌ قالی‌ تلف‌ شود ولو آنكه‌ بدون‌ تعدی‌ و تفریط شوهر تلف‌ شود و از بین‌ برود، زوج‌ باید مثل‌ و یا قیمت‌ آن‌ را به‌ زوجه‌ پرداخت‌ نماید.179

بخش‌ دهم‌ ـ حق‌ امتناع‌ زن‌ از تمكین‌ در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1085 قانون‌ مدنی‌: “زن‌ می‌تواند تا مهر به‌ او تسلیم‌ نشده‌ از ایفاء وظایفی‌ كه‌ در مقابل‌ شوهر دارد امتناع‌ كند مشروط بر اینكه‌ مهر او حال‌ باشد و این‌ امتناع‌ مسقط حق‌ نفقه‌ نخواهد بود.”
در تعریف‌ تمكین‌ گفته‌ شده‌: مراد از تمكین‌ آن‌ است‌ كه‌ تخلیه‌ كند )یعنی‌ آزاد گذارد (میان‌ خود و شوهر در هر حال‌ و خود را به‌ دست‌ او دهد. مگر در مواردی‌ كه‌ قانون‌ او را معذور شمرده‌ است‌ مثل‌ ایام‌ حیض‌ و احرام‌ و مرض‌مانع‌ تمكین‌.180
و به‌ عبارت‌ دیگر تمكین‌ عبارت‌ است‌ از ایفاء وظایف‌ زن‌ نسبت‌ به‌ درخواست‌ مرد برای‌ استمتاع‌ از وی‌.
مهر در ازدواج‌ از قواعد حقوقی‌ معاوضی‌ پیروی‌ می‌كند لذا زن‌ می‌تواند قبل‌ از دریافت‌ مهر از ایفاء وظایف‌ زناشوئی‌ خودداری‌ كند و این‌ در خصوص‌ موردی‌ است‌ كه‌ مهر حال‌ و عندالمطالبه‌ باشد. ولی‌ اگر پرداخت‌ مهر دارای‌اجل‌ باشد، یعنی‌ برای‌ پرداخت‌ مهر كلا و یا بعضا مدتی‌ مقرر گردد، زوجه‌ نمی‌تواند از ایفای‌ وظایف‌ زناشوئی‌ خودداری‌ كند.

بخش‌ یازدهم‌ ـ تمكین‌ عام‌ و تمكین‌ خاص‌:
اما نسبت‌ به‌ اینكه‌ تمكین‌ فقط شامل‌ نزدیكی‌ با شوهر است‌ و یا شامل‌ موارد دیگر وظایفی‌ كه‌ زن‌ نسبت‌ به‌ شوهر دارد، می‌شود یا خیر، دو نكته‌ قابل‌ بررسی‌ است‌:
قسمت‌ اول‌ ـ تمكین‌ خاص‌: تمكین‌ خاص‌ عبارت‌ است‌ از آنكه‌ زن‌ خود را برای‌ استمتاعات‌ و نزدیكی‌، در اختیار شوهر قرار دهد. برخی‌ از شارحین‌ قانون‌ مدنی‌ بر این‌ عقیده‌اند كه‌:
اگر چه‌ به‌ زن‌ اجازه‌ داده‌ كه‌ بتواند از ایفاء وظایفی‌ كه‌ در مقابل‌ شوهر دارد امتناع‌ كند تا مهر خود را دریافت‌ نماید، ولی‌ باید متذكر بود كه‌ در حقوق‌ امامیه‌ زن‌ فقط از نزدیكی‌ با شوهر می‌تواند امتناع‌ بنماید تا مهر خود را بگیرد والازن‌ نمی‌تواند انجام‌ وظائف‌ دیگر از قبیل‌ حسن‌ معاشرت‌ و سكونت‌ در منزل‌ شوهر و اطاعت‌ از او را، موكول‌ به‌ گرفتن‌ مهر كند. بدین‌ جهت‌ به‌ نظر می‌رسد كه‌ باید ماده‌ را تفسیر نموده‌ و حق‌ امتناع‌ زن‌ را از ایفاء وظایفی‌ كه‌ در مقابل‌شوهر دارد، منحصر به‌ نزدیكی‌ دانست‌ و چنانچه‌ تردید در وجود حق‌ مذبور در مورد وظایف‌ دیگر زن‌ شود، اصل‌ عدم‌ آن‌ است‌.181
قسمت‌ دوم‌ ـ تمكین‌ عام‌: تمكین‌ عام‌ آن‌ است‌ كه‌ زن‌ باید نسبت‌ به‌ تمام‌ وظایفی‌ كه‌ در مقابل‌ شوهر دارد از قبیل‌ حسن‌ معاشرت‌ و سكونت‌ در منزل‌ شوهر و عدم‌ خروج‌ وی‌ از منزل‌، بدون‌ اجازه‌ شوهر از وی‌ اطاعت‌ نماید. برخی‌دیگر از اساتید حقوق‌ عقیده‌ دارند:
زوجه‌ هرچند می‌تواند مادام‌ كه‌ مهر را دریافت‌ نداشته‌ است‌ از سكونت‌ در مسكنی‌ كه‌ شوهر تهیه‌ نموده‌ خودداری‌ كند و اگر چنین‌ كرد ناشزه‌ محسوب‌ نمی‌شود تا زوج‌ بتواند از ادای‌ نفقه‌ سرپیچی‌ كند، ولی‌ این‌ امر موجب‌ آن‌نمی‌شود كه‌ زوجه‌ بتواند حق‌ سكنای‌ خویش‌ را مطالبه‌ نماید.182
لذا با توجه‌ به‌ صراحت‌ ماده‌ كه‌ از عبارت‌ “ایفاء وظایف‌” استفاده‌ كرده‌، به‌ نظر می‌رسد منظور، تمكین‌ عام‌ و خاص‌ هر دو را شامل‌ شود. زیرا به‌ همین‌ جهت‌ است‌ كه‌ صرف‌ حضور در اقامتگاه‌ شوهر، تمكین‌ محسوب‌ نخواهدشد.183
بنابراین‌ عقیده‌ بعضی‌ از شارحین‌ قانون‌ مدنی‌، عقد ازدواج‌ موقت‌ تابع‌ قواعد معاوضی‌ است‌ و تمكین‌ زن‌ در مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ مانند عمل‌ معوض‌ است‌، لذا چنانچه‌ زن‌ در تمامی‌ مدت‌ از شوهر تمكین‌ نكند و ناشزه‌ گردد،مستحق‌ مهر نخواهد بود و چنانچه‌ قسمتی‌ از مدت‌ را تمكین‌ نكند به‌ همان‌ نسبت‌ از مهر او ساقط می‌گردد و هرگاه‌ شوهر آن‌ را پرداخته‌ باشد می‌تواند مسترد نماید. ولی‌ هرگاه‌ زن‌ از شوهر خود تمكین‌ داشته‌ باشد ولی‌ مرد تا انقضاءمدت‌ نزدیكی‌ ننماید زن‌ مستحق‌ مهر خواهد بود، زیرا شوهر تفویت‌ منفعت‌ از خود كرده‌ است‌.184

بخش‌ دوازدهم‌ ـ ساقط شدن‌ حق‌ امتناع‌ زن‌ در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1086 قانون‌ مدنی‌: “اگر زن‌ قبل‌ از اخذ مهر به‌ اختیار خود به‌ ایفاء وظایفی‌ كه‌ در مقابل‌ شوهر دارد قیام‌ نمود، دیگر نمی‌تواند از حكم‌ ماده‌ قبل‌ استفاده‌ كند، مع‌ذلك‌ حقی‌ كه‌ برای‌ مطالبه‌ مهر دارد ساقط نخواهد شد”.
اگر زن‌ با اختیار خود، قبل‌ از مطالبه‌ مهریه‌ نسبت‌ به‌ وظایف‌ زناشوئی‌ اقدام‌ كرد، پس‌ از آن‌ نمی‌تواند به‌ لحاظ عدم‌ دریافت‌ مهریه‌ از وظایف‌ زناشوئی‌ خودداری‌ نماید تا اینكه‌ مهر خود را مطالبه‌ نماید; اما این‌ امر موجب‌ نمی‌شوداگر مهریه‌ حال‌ بود و درخواست‌ مطالبه‌ آن‌ را نمود، شوهر از پرداخت‌ آن‌ خودداری‌ نماید.
از مفهوم‌ مخالف‌ ماده‌ مورد بحث‌ استفاده‌ می‌شود كه‌ اگر زن‌ بدون‌ اختیار خود و با اكراه‌ و اجبار و تهدید شوهر، نسبت‌ به‌ وظایف‌ زناشوئی‌ و نزدیكی‌ اقدام‌ نمود، می‌تواند از حقی‌ كه‌ در ماده‌ 1085 قانون‌ مدنی‌، مبنی‌ بر خودداری‌از وظایف‌ زناشوئی‌ تا تسلیم‌ مهر به‌ وی‌ داده‌ شده‌ استفاده‌ نماید.

بخش‌ سیزدهم‌ ـ اقسام‌ مهر:
مهر بر چهار نوع‌ است‌ كه‌ سه‌ عنوان‌ آن‌ در قانون‌ مدنی‌ ذكر شده‌ است‌:
قسمت‌ اول‌ ـ مهر المسمی‌: مهری‌ را كه‌ زن‌ و شوهر ضمن‌ عقد یا پس‌ از عقد به‌ تراضی‌ معین‌ می‌كنند، و یا تعیین‌ آن‌ را به‌ عهده‌ شخص‌ ثالثی‌ واگذار می‌نماید، به‌ آن‌ مهرالمسمی‌ می‌گویند.
قسمت‌ دوم‌ ـ مهر المثل‌: مهری‌ است‌ كه‌ به‌ تراضی‌ زن‌ و شوهر تعیین‌ نشده‌، بلكه‌ بر حسب‌ عرف‌ و عادت‌ و با توجه‌ به‌ وضع‌ زن‌، صفات‌ و حالات‌، سن‌، زیبائی‌، تحصیلات‌، موقعیت‌ اجتماعی‌ و خانوادگی‌ و با در نظر گرفتن‌مقتضیات‌ زمان‌ و مكان‌ معین‌ می‌گردد.185
ماده‌ 1091 قانون‌ مدنی‌ در خصوص‌ مهرالمثل‌ می‌گوید: “برای‌ تعیین‌ مهرالمثل‌ باید حال‌ زن‌ از حیث‌ شرافت‌ خانوادگی‌ و سایر صفات‌ و وضعیت‌ او نسبت‌ به‌ اماثل‌ و اقران‌ و اقارب‌ و همچنین‌ معمول‌ محل‌ و غیره‌ در نظر گرفته‌شود.”
قسمت‌ سوم‌ ـ مهر المتعه‌: هرگاه‌ مهر در عقد ذكر نشده‌ و شوهر قبل‌ از نزدیكی‌ و تعیین‌ مهر، زن‌ خود را طلاق‌ دهد باید به‌ زن‌ بپردازد.
در تعیین‌ مهر المتعه‌ بر عكس‌ مهرالمثل‌ كه‌ حال‌ زن‌ مورد ارزیابی‌ قرار می‌گرفت‌، حال‌ مرد از نظر ثروت‌ و فقر ملاك‌ قرار می‌گیرد.
اگر فردی‌ ثروتمند باشد چیزی‌ ارزشمند می‌دهد و اگر فقیر باشد ملزم‌ به‌ پرداخت‌ شی‌ء ارزان‌ قیمت‌ خواهد بود. و ماده‌ 1094 قانون‌ مدنی‌ در خصوص‌ مهر المتعه‌ می‌گوید: “برای‌ تعیین‌ مهرالمتعه‌ حال‌ مرد از حیث‌ غنا و فقرملاحظه‌ می‌شود.”
قسمت‌ چهارم‌ ـ مهر السنه‌: مهرالسنه‌ مهری‌ است‌ كه‌ وجود مقدس‌ نبی‌ اكرم‌)ص( برای‌ دختر بزرگوارش‌ حضرت‌ فاطمه‌3 تعیین‌ فرمود و مقدار آن‌ پانصد درهم‌ بود.186 و بعضی‌ نیز گفته‌اند مهر السنه‌، مقداری‌ است‌ كه‌ وجود مقدس‌نبی‌اكرم‌)ص( سنت‌ قرار داده‌ و زنان‌ خویش‌ را با همان‌ مقدار ازدواج‌ كرده‌ است‌.187
از اقسام‌ چهار گانه‌ مهر، سه‌ عنوان‌ بالا در قانون‌ مدنی‌ ذكر شده‌ و اسمی‌ از مهرالسنه‌ در قانون‌ مدنی‌ مطرح‌ نشده‌ است‌.

بخش‌ چهاردهم‌ ـ كدام‌ عنوان‌ مهر، مربوط به‌ ازدواج‌ موقت‌ است‌:
با توجه‌ به‌ توضیحی‌ كه‌ در خصوص‌ اقسام‌ چهارگانه‌ مهر داده‌ شده‌، فقط مهرالمسمی‌ مربوط به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ است‌ كه‌ با تراضی‌ قبل‌ از عقد یا ضمن‌ عقد تعیین‌ می‌گردد. زیرا چنانچه‌ قبلا بیان‌ گردید، تعیین‌ مهر در ازدواج‌موقت‌ از اركان‌ عقد است‌ و اگر مهر فاسد شود و یا شرایط صحت‌ را نداشته‌ باشد و مهر باطل‌ باشد، موجب‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ می‌شود، چون‌ مهر در ازدواج‌ موقت‌ جزء مقتضای‌ ذات‌ عقد است‌ و در صورت‌ باطل‌ بودن‌ مهر،موجب‌ سرایت‌ آن‌ به‌ عقد می‌شود و در نتیجه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را باطل‌ می‌نماید.
قسمت‌ اول‌ ـ تعیین‌ مهر المثل‌ به‌ جای‌ مهر المسمی‌: با توضیح‌ مذكور دیگر زمینه‌ای‌ به‌ وجود نمی‌آید تا مهرالمثل‌ یا مهرالمتعه‌ جایگزین‌ مهرالمسمی‌ شود مگر در یك‌ مورد كه‌ قانون‌ مدنی‌ در ماده‌ 1099 مقرر می‌دارد: “در صورت‌جهل‌ زن‌ به‌ فساد نكاح‌ و وقوع‌ نزدیكی‌، زن‌ مستحق‌ مهرالمثل‌ است‌.”
بند الف‌ ـ علم‌ زن‌ به‌ فساد عقد : هرگاه‌ زن‌ قبل‌ از عقد ازدواج‌ موقت‌ علم‌ داشته‌ كه‌ عقد فاسد است‌ و با علم‌ و عمد اقدام‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ نمود، در این‌ جا هیچگونه‌ مهری‌ به‌ زن‌ تعلق‌ نمی‌گیرد، مانند موردی‌ كه‌ زن‌ می‌داند، مادروی‌ در عقد ازدواج‌ دائم‌ یا موقت‌ مرد است‌ و ازدواج‌ با شوهر مادر، باطل‌ است‌ و با این‌ حال‌ با مرد ازدواج‌ موقت‌ می‌نماید. در این‌ صورت‌ رابطه‌ زن‌ با مرد رابطه‌ زنا و رابطه‌ مرد با زن‌ در صورت‌ جهل‌ مرد، شبهه‌ است‌.
بند ب‌ ـ علم‌ زن‌ و مرد به‌ فساد عقد: هرگاه‌ زن‌ و مرد، هر دو نسبت‌ به‌ فاسد بودن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ علم‌ دارند و با این‌ حال‌ مبادرت‌ به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ و نزدیكی‌ نمایند، در این‌ صورت‌ نیز زن‌ مستحق‌ هیچگونه‌ مهری‌ نیست‌ ورابطه‌ هر دو با یكدیگر غیر مشروع‌ و غیر قانونی‌ است‌ و از مصادیق‌ بارز زنا است‌ مانند مثال‌ بالا.
بند ج‌ ـ جهل‌ زن‌ و علم‌ مرد به‌ فساد عقد: بر خلاف‌ بند الف‌، هرگاه‌ زن‌ نسبت‌ به‌ فاسد بودن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ جاهل‌ بوده‌، اما مرد به‌ فساد عقد علم‌ داشته‌ است‌، در صورت‌ نزدیكی‌، زن‌ مستحق‌ مهرالمثل‌ است‌; مانند اینكه‌ درمثال‌ بالا زن‌ نمی‌دانسته‌ كه‌ مرد شوهر مادر وی‌ می‌باشد. در این‌ فرض‌ رابطه‌ مرد با زن‌ زنا و رابطه‌ زن‌ با مرد به‌ لحاظ جهل‌ به‌ آن‌، شبهه‌ است‌.
بند د ـ جهل‌ هر دو به‌ فساد عقد: هرگاه‌ زن‌ و مرد هر دو نسبت‌ به‌ فاسد بودن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ جاهل‌ بوده‌ باشند و اقدام‌ به‌ نزدیكی‌ كنند در این‌ صورت‌ نیز زن‌ مستحق‌ مهرالمثل‌ است‌ مانند مثال‌ بالا كه‌ هیچ‌ كدام‌ از زن‌ و مردنمی‌دانستند كه‌ عقد فاسد است‌ و این‌ رابطه‌ از هر دو طرف‌ زن‌ و مرد شبهه‌ است‌ و باید مهرالمثل‌ در صورت‌ نزدیكی‌ از جانب‌ مرد به‌ زن‌ پرداخت‌ شود.
قسمت‌ دوم‌ ـ مقدار مهر پس‌ از نزدیكی‌ و جهل‌ به‌ فساد عقد در ازدواج‌ موقت‌: هرگاه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ فاسد باشد و زن‌ جاهل‌ به‌ فساد عقد باشد و پس‌ از دخول‌ و نزدیكی‌، بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ معلوم‌ شود آیا در این‌صورت‌ تمام‌ مهرالمثل‌ باید داده‌ شود یا به‌ نسبت‌ آن‌ مقدار از زمان‌ كه‌ شبهه‌ وجود داشته‌، مانند موردی‌ كه‌ زن‌ در قسمتی‌ از مدت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، عمل‌ به‌ تعهد خود نكند؟
در این‌ خصوص‌ بعضی‌ از شارحین‌ قانون‌ مدنی‌ می‌گویند: اگر مرد، عالم‌ به‌ فساد نكاح‌ نباشد به‌ نسبت‌ مذكور باید مهر را بدهد و اگر علم‌ به‌ فاسد بودن‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ داشته‌ باشد باید تمام‌ مهر را بدهد.188

بخش‌ پانزدهم‌ ـ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ در عدم‌ ذكر مهر:
ماده‌ 1095 قانون‌ مدنی‌: “در نكاح‌ منقطع‌ عدم‌ ذكر مهر در عقد موجب‌ بطلان‌ است‌.”
همانطور كه‌ قبلا ذكر شد، ذكر مهر در عقد ازدواج‌ موقت‌ از اركان‌ این‌ عقد و جزء مقتضای‌ ذات‌ عقد محسوب‌ می‌شود. لذا چنانچه‌ در حین‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، میزان‌ مهر تعیین‌ نگردد، موجب‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ است‌.

بخش‌ شانزدهم‌ ـ وضعیت‌ مهر زن‌ در صورت‌ فوت‌ وی‌ در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1096 قانون‌ مدنی‌: “در نكاح‌ منقطع‌، موت‌ زن‌ در اثناء مدت‌، موجب‌ سقوط مهر نمی‌شود و همچنین‌ است‌ اگر شوهر تا آخر مدت‌ با او نزدیكی‌ نكند.”
ماده‌ مذكور دو قسمت‌ را بیان‌ می‌دارد:
اگر در عقد ازدواج‌ موقت‌، چه‌ قبل‌ از نزدیكی‌ و چه‌ بعد از نزدیكی‌، زن‌ فوت‌ كند، مرد باید تمامی‌ مهر را بپردازد و فوت‌ زن‌ قبل‌ از نزدیكی‌ موجب‌ سقوط مهر نمی‌شود.189 زیرا به‌ محض‌ وقوع‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ زن‌ مالك‌ تمامی‌مهر می‌شود.
تنها عوامل‌ ویژه‌ای‌ كه‌ موجب‌ برگشت‌ نیم‌ یا بخشی‌ از مهریه‌ به‌ زوج‌ می‌باشد، از قبیل‌ بخشش‌ تمامی‌ مدت‌، قبل‌ از نزدیكی‌ و یا عدم‌ تمكین‌ زن‌، پس‌ از نزدیكی‌ بدون‌ عذر موجه‌ است‌. بنابراین‌ در غیر اینگونه‌ موارد مجوزی‌جهت‌ بازگشت‌ بخشی‌ از مهریه‌ به‌ مرد وجود ندارد.190
نكته‌: قانون‌ مدنی‌ عدم‌ سقوط مهر در خصوص‌ فوت‌ زن‌ را بیان‌ كرده‌ و در خصوص‌ فوت‌ شوهر ساكت‌ است‌.
به‌ نظر بعضی‌ از اساتید حقوق‌ خانواده‌، ماده‌ 1096 مفهوم‌ مخالف‌ ندارد، زیرا قانونگزار آن‌ را مسلم‌ و مفروض‌ پنداشته‌ است‌. مضافا اینكه‌ چنانچه‌ مرگ‌ زن‌ موجب‌ سقوط مهر نگردد، مرگ‌ مرد، به‌ طریق‌ اولی‌، چنین‌ خواهد بود.191

بخش‌ هفدهم‌ ـ وضعیت‌ مهر زن‌ در صورت‌ عدم‌ نزدیكی‌ تا انقضای‌ مدت‌ در ازدواج‌ موقت‌:
اگر در مدت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، زن‌ آماده‌ ایفای‌ وظایف‌ زناشوئی‌ بوده‌ و برای‌ نزدیكی‌ با مرد مانعی‌ فراهم‌ نكرد و با این‌ وجود، مرد با او نزدیكی‌ نكند و مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ تمام‌ شود، مرد ملزم‌ است‌ كه‌ تمامی‌ مهر را به‌ زن‌پرداخت‌ نماید. زیرا استفاده‌ نكردن‌ مرد از حق‌ خود، موجب‌ اسقاط حق‌ زن‌ از مهر نمی‌شود.
نكته‌: هرگاه‌ زن‌ بعد از نزدیكی‌ و قبل‌ از پایان‌ مدت‌، در ازدواج‌ موقت‌، ناشزه‌ شود و از تمكین‌ خودداری‌ نماید، از مقدار مهر به‌ نسبت‌ مدت‌ كسر می‌گردد.
فقها در توجیه‌ این‌ مسأله‌ می‌فرمایند كه‌ هر چند در عقد ازدواج‌ موقت‌ با انجام‌ نزدیكی‌ تمامی‌ مهر مستقر می‌گردد، ولی‌ مالكیت‌ او مشروط است‌ به‌ آنكه‌ زن‌ تا آخر مدت‌ از انجام‌ تعهد نسبت‌ به‌ تمكین‌ در مقابل‌ مرد خودداری‌ننماید.192

بخش‌ هجدهم‌ ـ وضعیت‌ مهر در صورت‌ بذل‌ مدت‌ در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1097 قانون‌ مدنی‌: “در نكاح‌ منقطع‌ هرگاه‌ شوهر قبل‌ از نزدیكی‌، تمام‌ مدت‌ نكاح‌ را ببخشد باید نصف‌ مهر را بدهد.”
پس‌ از عقد ازدواج‌ موقت‌، اگر شوهر تمام‌ مدت‌ را اعم‌ از اینكه‌ بلافاصله‌ پس‌ از عقد یا پس‌ از مدتی‌ از گذشت‌ عقد، به‌ زن‌ ببخشد و هنوز نزدیكی‌ انجام‌ نگرفته‌، زن‌ مستحق‌ دریافت‌ نصف‌ مهر است‌. زیرا در عقد ازدواج‌ موقت‌كه‌ به‌ مرد این‌ حق‌ را می‌دهد كه‌ پس‌ از عقد هر وقت‌ خواست‌ می‌تواند باقی‌ مانده‌ مدت‌ را بذل‌ نماید، در این‌ صورت‌ نصف‌ مهری‌ را كه‌ تعیین‌ شده‌ باید به‌ زن‌ بپردازد.
و از عبارت‌ “قبل‌ از نزدیكی‌” در ماده‌ 1097 قانون‌ مدنی‌ استفاده‌ می‌شود كه‌ در صورت‌ وقوع‌ نزدیكی‌ بین‌ زوجین‌ در ازدواج‌ موقت‌، و بذل‌ باقی‌ مانده‌ مدت‌ توسط شوهر، زن‌ مستحق‌ تمامی‌ مهر است‌ و مرد باید تمام‌ مهر رابپردازد. زیرا اولا نزدیكی‌ واقع‌ شده‌ و ثانیا زن‌ با وجود آمادگی‌ برای‌ تمكین‌، مرد باقی‌ مانده‌ مدت‌ را بذل‌ كرده‌ است‌ و لذا باید تمام‌ مهر را به‌ زن‌ بپردازد.

بخش‌ نوزدهم‌ ـ وضعیت‌ مهر در صورت‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ قبل‌ از نزدیكی‌:
ماده‌ 1098 قانون‌ مدنی‌: “در صورتی‌ كه‌ عقد نكاح‌ اعم‌ از دائم‌ یا منقطع‌ باطل‌ بوده‌ و نزدیكی‌ واقع‌ نشده‌، زن‌ حق‌ مهر ندارد و اگر مهر را گرفته‌، شوهر می‌تواند آن‌ را استرداد نماید.”
اگر بعد از عقد ازدواج‌ موقت‌ و قبل‌ از نزدیكی‌، معلوم‌ شود كه‌ عقد به‌ جهتی‌ از جهات‌ باطل‌ بوده‌ است‌، در این‌ موارد زن‌ مستحق‌ دریافت‌ هیچگونه‌ مهری‌ نیست‌ و اگر قبلا مهر توسط مرد به‌ زن‌ پرداخت‌ شده‌ است‌، مرد می‌تواندآن‌ را از زن‌ مطالبه‌ نماید و زن‌ موظف‌ به‌ استرداد آن‌ به‌ مرد است‌. مانند موردی‌ كه‌ پس‌ از عقد ازدواج‌ موقت‌ معلوم‌ شود، مادر این‌ زن‌، همسر مرد است‌ و لذا ازدواج‌ زن‌ با مرد غیر مشروع‌ و باطل‌ است‌ و نزدیكی‌ هم‌ واقع‌ نشده‌ است‌.زیرا مرد در صورت‌ عقد صحیح‌ باید مهریه‌ را پرداخت‌ نماید و چون‌ عقد باطل‌ بوده‌ است‌ و نزدیكی‌ هم‌ واقع‌ نشده‌، زن‌ استحقاق‌ دریافت‌ مهریه‌ را ندارد و اگر مهریه‌ را گرفته‌، چون‌ مستحق‌ آن‌ نبوده‌ و درواقع‌ دارا شدن‌ بلا جهت‌ است‌باید آن‌ را به‌ صاحبش‌ كه‌ مرد است‌ عودت‌ دهد و چنانچه‌ مهریه‌ در دست‌ زن‌ تلف‌ شود، ضامن‌ است‌ و باید در صورت‌ مطالبه‌ مرد، مثل‌ یا قیمت‌ آن‌ را بپردازد.

بخش‌ بیستم‌ ـ وضعیت‌ مهر در صورت‌ فسخ‌ عقد در ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1101 قانون‌ مدنی‌: “هرگاه‌ عقد نكاح‌ قبل‌ از نزدیكی‌ به‌ جهتی‌ فسخ‌ شود زن‌ حق‌ مهر ندارد، مگر در صورتی‌ كه‌ موجب‌ فسخ‌ عنن‌ باشد كه‌ در این‌ صورت‌ با وجود فسخ‌ نكاح‌، زن‌ مستحق‌ نصف‌ مهر است‌.”
وضعیت‌ مهر در صورت‌ فسخ‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ به‌ دو صورت‌ قابل‌ ذكر است‌:
قسمت‌ الف‌ ـ فسخ‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ قبل‌ از نزدیكی‌: هرگاه‌ فسخ‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ به‌ علت‌ تخلف‌ از شرط و یا وصف‌ باشد )ماده‌ 1128 قانون‌ مدنی‌ (و یا به‌ علت‌ عیوب‌ ذكر شده‌ در ماده‌ 1121 همان‌ قانون‌، انجام‌ گیرد، وتقاضای‌ فسخ‌ عقد از طرف‌ هر یك‌ از زن‌ یا مرد با توجه‌ به‌ شرایط قانونی‌ انجام‌ گرفته‌ باشد و قبل‌ از نزدیكی‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ فسخ‌ شود، زن‌ هیچگونه‌ مهری‌ ندارد.
تنها مورد استثنایی‌ كه‌ نسبت‌ به‌ فسخ‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ بعد از نزدیكی‌، زن‌ را مستحق‌ دریافت‌ نصف‌ مهر می‌كند، این‌ است‌ كه‌ فسخ‌ به‌ علت‌ عنن‌ مرد باشد و این‌ در موقعی‌ است‌ كه‌ زن‌ از مرد تمكین‌ نموده‌ و خود را در اختیارشوهر قرار داده‌، منتها شوهر به‌ علت‌ ناتوانی‌ جنسی‌، نتوانسته‌ با وی‌ نزدیكی‌ كند و به‌ لحاظ قدر و منزلت‌ زن‌، وی‌ مستحق‌ نصف‌ مهرالمسمی‌ می‌گردد.
قسمت‌ ب‌ ـ فسخ‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ بعد از نزدیكی‌:
بند اول‌ ـ عیب‌ زن‌: هرگاه‌ فسخ‌ ازدواج‌ موقت‌ پس‌ از نزدیكی‌ توسط شوهر به‌ علت‌ عیب‌ زن‌ انجام‌ شود، تمامی‌ مهرالمسمی‌ را باید بپردازد، زیرابه‌ لحاظ انجام‌ نزدیكی‌، تمام‌ مهر بر ذمه‌ شوهر استقرار یافته‌ است‌.
بند دوم‌ ـ فریب‌ زن‌: هرگاه‌ در حین‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، زن‌ عیوب‌ خود را كتمان‌ نماید به‌ طوری‌ كه‌ موجب‌ تدلیس‌ و فریب‌ مرد شود و پس‌ از نزدیكی‌، مرد پی‌ به‌ عیوب‌ زن‌ ببرد و عقد ازدواج‌ موقت‌ را فسخ‌ نماید، بعضی‌ عقیده‌ دارند كه‌زن‌ مستحق‌ مهر نمی‌باشد و اگر مرد مهر را پرداخته‌ است‌ می‌تواند آن‌ را پس‌ بگیرد.193
اما به‌ نظر برخی‌، زن‌ مستحق‌ دریافت‌ كمترین‌ مهر امثال‌ او را دارد.
بعضی‌ دیگر گفته‌اند: چون‌ نزدیكی‌ واقع‌ شده‌ كمترین‌ چیزی‌ كه‌ می‌تواند مهر قرار گیرد و به‌ عبارت‌ دیگر كمترین‌ چیزی‌ را كه‌ عنوان‌ مال‌ بر آن‌ صدق‌ می‌كند به‌ زن‌ داده‌ می‌شود و بقیه‌ به‌ شوهر برمی‌گردد.
این‌ نظر كه‌ قول‌ مشهور فقهای‌ امامیه‌ می‌باشد مبتنی‌ بر این‌ استدلال‌ است‌ كه‌ وطی‌ محترم‌ نباید بدون‌ مهر باشد و چون‌ روایاتی‌ در مورد رجوع‌ به‌ مدلس‌ وارد شده‌ باید آن‌ را نیز رعایت‌ كرد; ولی‌ از آنجا كه‌ این‌ روایت‌ خلاف‌ اصل‌است‌ باید در اجرای‌ آن‌ به‌ قدر متیقن‌ اكتفا كرد و آن‌ چیزی‌ است‌ كه‌ گفته‌ شد. به‌ عبارت‌ دیگر، آنچه‌ به‌ یقین‌ از روایت‌ برمی‌آید، حق‌ رجوع‌ شوهر به‌ زن‌ تدلیس‌ كننده‌ برای‌ پس‌ گرفتن‌ مهرالمسمی‌ است‌، به‌ استثنای‌ آنچه‌ می‌تواندحداقل‌ مهر باشد كه‌ این‌ مقدار به‌ لحاظ وقوع‌ نزدیكی‌ از آن‌ زن‌ خواهد بود.194
ولی‌ چنانچه‌ مرد عقد ازدواج‌ موقت‌ را فسخ‌ نكند و به‌ رابطه‌ زناشوئی‌ ادامه‌ دهد در این‌ صورت‌ باید تمامی‌ مهر را به‌ زن‌ بپردازد.
بند سوم‌ ـ فریب‌ دهنده‌ غیر از زن‌ باشد: هرگاه‌ شوهر، عقد ازدواج‌ موقت‌ را به‌ علت‌ فریب‌ در عقد فسخ‌ نماید و فریب‌ دهنده‌ شخص‌ زن‌ نباشد، بلكه‌ بستگان‌ او باشد و نزدیكی‌ هم‌ واقع‌ شده‌ باشد، به‌ نظر می‌رسد زن‌ استحقاق‌دریافت‌ مهر را از شوهر دارد ولی‌ شوهر برای‌ دریافت‌ خسارت‌ و نیز مهری‌ كه‌ پرداخته‌ است‌ می‌تواند به‌ فریب‌ دهنده‌ مراجعه‌ كند و خسارت‌ وارده‌ اعم‌ از مهر و غیره‌ را مطالبه‌ نماید.
بند چهارم‌ ـ تخلف‌ از شرط توسط مرد: هرگاه‌ فسخ‌ ازدواج‌ موقت‌ پس‌ از نزدیكی‌، توسط زن‌، به‌ علت‌ تخلف‌ مرد از شرط انجام‌ شود، زن‌ استحقاق‌ دریافت‌ تمامی‌ مهر را خواهد داشت‌. در این‌ صورت‌ شوهر نمی‌تواند به‌ لحاظباقی‌ مانده‌ مدت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، آن‌ را از مهریه‌ كسر نماید، زیرا موجب‌ فسخ‌ عقد، خود شوهر بوده‌ و پس‌ از نزدیكی‌ نیز، تمام‌ مهر استقرار پیدا كرده‌ است‌.

بخش‌ بیست‌ و یكم‌ ـ شرط خیار فسخ‌ مهر در عقد ازدواج‌ موقت‌:
ماده‌ 1069 قانون‌ مدنی‌: “شرط خیار فسخ‌ نسبت‌ به‌ عقد نكاح‌ باطل‌ است‌ ولی‌ در نكاح‌ دائم‌ شرط خیار نسبت‌ به‌ صداق‌ جایز است‌، مشروط بر اینكه‌ مدت‌ آن‌ معین‌ باشد و بعد از فسخ‌ مثل‌ آن‌ است‌ كه‌ اصلا مهر ذكر نشده‌باشد.”
از ماده‌ مذكور دو قسمت‌ را در ازدواج‌ موقت‌ می‌توان‌ استفاده‌ كرد:
بند الف‌ ـ موجب‌ بطلان‌ عقد نیست‌: شرط خیار فسخ‌ نسبت‌ به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ ولی‌ موجب‌ بطلان‌ خود عقد نیست‌. زیرا به‌ تصریح‌ قانون‌، شرط خیار نسبت‌ به‌ عقد باطل‌ است‌ نه‌ خود عقد.
بند ب‌ ـ موجب‌ بطلان‌ عقد است‌: شرط خیار نسبت‌ به‌ مهر، در عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و موجب‌ بطلان‌ خود عقد نیز می‌شود. زیرا با توجه‌ به‌ اینكه‌ مهر در عقد ازدواج‌ موقت‌ باید در حین‌ عقد تعیین‌ گردد و از اركان‌ عقدموقت‌ است‌، هرگونه‌ خللی‌ كه‌ موجب‌ فساد مهر شود و آن‌ را باطل‌ نماید، سرایت‌ به‌ اصل‌ عقد پیدا كرده‌ و موجب‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ می‌گردد.

نویسنده: حسن گنجی
کارشناس ارشد حقوق خصوصی
کتاب روابط زوجین در ازدواج موقت





نوع مطلب : رابطه جنسی متعادل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()