تبلیغات
همه جای ایران سرای من است شهر من گنبد کاووس - مطالب اسفند 1389
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی رایگانی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
همه جای ایران سرای من است شهر من گنبد کاووس




مشخصات كلی متولدین اسفند ماه:
بسیار حسّاس و رؤیایی ، دارای حسّ ششم ، خیلی ظریف و نرم عمل میكند ، اهل آرامش و ملایمت ، همیشه موافق ، سازش‌كار و دارای تخیّلات شدید ، اصلاْ واقع بین نیست ، سازگار ، زود رنگ عوض می كند ، احساساتی ، قابل انعطاف ، دارای افكار غیر واقعی و غیر منطقی ، بسیار متین و آرام ، كم عصبانی می شود ، مهربان ، علاقه مند به موسیقی ، عاشق صلح و آرامش ، كم انرژی ، ساده‌لوح ، پول دوست ، مرموز ، داستان‌پرداز قوی ، نیكوكار  خجالتی ، خواستار تشویق و حمایت ، زود رنج ، از نظر جسمی ضعیف ، دو دل ، ترسو ، خیلی حسود ، باریك بین و دقیق ، خیالباف ، نا امید ، اهل نامه نگاری ، علاقه زیادی به جشن ‌تولّد ، یا منفی كامل است یا مثبت كامل ، دارای صبر ایّوب است ،  گاهی اوقات واهی و پوچ گرا ، نازنین ولی ‌ناقلا ، اهل معنویّات ، به دخترانش علاقه زیادی دارد ، غم‌گرا ، خواستار نوازش ، احساس آرامش می‌دهد .

مرد متولد اسفند

به هیچ عنوان حد وسط ندارد، یا منفی كامل است یا مثبت كامل، از كم كاری و خونسردی او نرنجید، هفته‌ای دو سه بار به او بگوئید دوستش دارید. متعصب نیست و هرگز به قضاوت نمینشیند و تا زمانیكه به مطلبی پی نبرده باشد نظریه‌ای ابراز نمی‌دارد.

زن متولد اسفند

ظرف عسلی است كه قدری فلفل به داخل آن ریخته شده است. از بسیاری جهات بی‌نظیر است. ناراحت‌‌ترین مردها در جوار زن اسفند احساس آرامش می‌كنند. سخت رویائی و خیالباف است، به كودكان خویش عشق می‌ورزد.





نوع مطلب : فال و طالع بینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 اسفند 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()
پاسخ جالب امام به خبرنگار زن در نوفل لوشاتو

سوم بهمن سال 1357 یك خبرنگار زن در گفت‌وگو با امام خمینی اظهار داشت: چون مرا به عنوان یک زن پذیرفته اید، این نشان دهندۀ این است که نهضت ما یک نهضت مترقی است؛ اگرچه دیگران سعی کردند نشان دهند که عقب مانده است. فکر می­کنید به نظر شما آیا زنان ما باید حتماً حجاب داشته باشند؟ مثلاً چیزی روی سر داشته باشند یا نه؟

به گزارش رجانیوز، پاسخ جالب وهوشمندانه امام راحل می‌تواند برای سیاستمداران یك درس باشد. ایشان خطاب به این خبرنگار گفتند:

- اینکه من شما را پذیرفته ام، من شما را نپذیرفته ام! شما آمده اید اینجا و من نمی دانستم که شما می خواهید بیایید اینجا! و این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقی است به مجرد اینکه شما آمدید اینجا!  اسلام مترقی است. مترقی هم به این معنی نیست که بعضی زنها یا مردهای ما خیال کرده اند. ترقی به کمالات انسانی و نفسانی است، و با اثر بودن افراد در ملت و مملکت است نه اینکه سینما بروند و دانس بروند. و اینها ترقیاتی است که برای شما درست کرده اند و شما را به عقب رانده اند؛ و باید بعداً جبران بکنیم. شما آزادید در کارهای صحیح. در دانشگاه بروید و هر کاری که صحیح است بکنید؛ و همه ملت در این زمینه ها آزادند. اما اگر کاری خلاف عفّت بکنند و یا مضر به حال ملت -خلاف ملیت- بکنند، جلوگیر می­شود؛ و این دلیل بر ترقی اسلام است.
صحیفه امام، جلد پنجم، صفحه ۵۲۰-۵۲۱.





نوع مطلب : مطالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 اسفند 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

گفتگو با کاظم قلم چی پدرخوانده کنکور ایران !


با حقوق معلمی شروع کردم
در سال 1334 درست همان زمانی که تعداد دانشجویان دانشگاه ها و موسسات عالی کشور محدودتر از آن بود که کسی به مدرک بنازد، حوالی میدان خراسان به دنیا آمد. در آن دوره و زمانه و با شرایط نسبتا سخت خانوادگی ای که داشت، به مخیله هیچ کس – حتی صمیمی ترین دوستانش- خطور نمی‌کرد که چندین و چند سال بعد درست در روزگاری که برای نشستن روی یکی از صندلی های دانشگاه عده ای سر و دست می‌‌شکنند، قرار است یکی از بزرگ ترین راه های گذشتن از دروازه های کنکور به دوستان او و موسسه اش وابسته باشد؛ حالا – یعنی 55 سال بعد- در نزدیکی سید خندان و میدان انقلاب او پر آوازه ترین پدر خوانده کنکور ایران است و برای خیلی ها راهی جز روش طراحی شده او برای رسیدن به دانشگاه وجود ندارد.
کودکی اش مثل یک دون کورلئونه واقعی روی خط فقر و سختی گذشت اما شروع تمام موفقیت هایش به تلاش های مادر وابسته بود؛ مادری که تا ششم دبستان درس خوانده بود. برای پنجم ابتدایی تدریس می‌کرد و ماهی 100 تومان هم حقوق می‌گرفت و ادامه تحصیل هم می‌داد. روزگار سختی را می‌گذراند، حقوق کم بود و خرج زیاد. او مجبور بود برای کمک به مادر و برادرش تابستان ها کار کند و برای دبیرستان هم سراغ مدارس شبانه برود. خودش در معدود مصاحبه هایی که با مجله هایی مثل کار آفرینان و خانواده سبز انجام داده، می‌گوید: « از دوران دبستان تابستان که شروع می‌شد می‌رفتم سر کار. حقوقم کم بود اما بالاخره به یک دردی می‌خورد. سه سال آخر دبیرستان بود که دیگر کار کردن تابستان ها به تنهایی کفافمان را نمی‌داد. همین شد که روزها کار می‌کردم و شب ها درس می‌خواندم.»

اما با تمام این احوال گویا آموزش و درس در خانواده شان حرف اول را می‌زده؛ مادر شش سال دبیرستان را سه ساله تمام می‌کند و تا فوق دیپلم، لیسانس و فوق لیسانس هم پیش می‌رود. آن طور که خودش می‌گوید، مادرش او را در مسیر آموزش قرار داده است.


قلم چی کنکور می‌دهد
با هر مشقت درس تمام می‌شود. یا باید سراغ کار برود و یک حقوق بخور و نمیر در انتهای برج راضی اش کند یا با مدرک شاگرد اولی بچه های متفرقه عزمش را جزم کند و برود توی دل کنکور؛‌ « دانشکده فنی، کعبه آمالم بود. فرق نمی‌کرد چه رشته ای، همین که وارد بشوم برایم کافی بود» همکلاسی ها همه بزرگ بودند و کافی بود دیپلم را بگیرند تا بروند پی زندگی و پول در آوردنشان. برای همین هم در سال آخر دبیرستان نه خبری از فوق برنامه بود، نه آمادگی برای کنکور؛ « می‌خواستم قید دانشگاه رفتن را بزنم و بروم دنبال زندگی. چون اصلا فکرش را هم نمی‌کردم در دانشگاه تهران قبول شوم. بدون انتظار برد، پایین ترین رشته ای که می‌شد در دانشگاه تهران قبول شد، یعنی مهندسی معدن را انتخاب کردم و در کمال ناباوری اول شدم.»

تدریس یک پدر خوانده
اولین تدریس زندگی اش در ده سالگی انجام شد؛ به پسرکی که همیشه با ریاضی مشکل داشت درس داد و او را به نمره 14-13 رساند، به عنوان موفقیت در اولین تدریس سر صف تشویق شد و همین آغازی شد برای پوشیدن ردای یک پدر خوانده در عرصه کنکور. دوره دبیرستان هم به بچه های شبانه که ده سالی از او بزرگ تر بودند، درس می‌داد؛ « چون نه جایی برای درس خواندن داشتیم و نه زمان آزاد که برای این امر بگذاریم. چهار صبح دربان پارک لاله را بیدار می‌کردیم و تا هفت صبح آن جا درس می‌خواندیم.» سعید شبقره، استاد معارف و یکی از همراهان دائمی کانون فرهنگی آموزش می‌گوید: « از ابتدا به شدت به تدریس علاقه داشت. آن طور که من از تعریف هایش شنیده ام، دوران دانشجویی با یک دو چرخه سراغ تدریس خصوصی می‌رفته.»قلم چی سپس با تنی چند از دوستانش کار تدریس خصوصی را در آموزشگاهی با نام البرز پی می‌گیرد و رسما تبدیل می‌شود به یک معلم تدریس خصوصی.

کانون فرهنگی آموزش وارد می‌شود
سال های بعد از جنگ است و مردم از نظر اقتصادی چندان وضعیت مناسبی ندارند. بسیاری از نیروهای مستعد و جوان کشور به شهادت رسیده اند و حالا دیگر همت جوانان بر سازندگی است و آمار رسیدگان به مرحله کنکور به حد چشمگیری بالا می‌رود. پس در چنین اوضاع و شرایطی حتما استفاده از معلم خصوصی و تدریس یک نفره ضروری به نظر نمی‌رسد؛‌« فکر کردم در تدریس خصوصی نفع به کسانی می‌رسد که معمولا وضع مالی خوبی دارند. اما تکلیف آن هایی که با استعداد های خوب امکانات مالی نداشتند چه می‌شد؟ برای همین سراغ ایده ای رفتم که به کلاس های آموزشی، امکانات مالی و مدرسه نیازی نداشت و حتی منحصر به بچه های تهرانی هم نمی‌شد؛ ایده آزمون های منظم که هر کس با هر وضعیت اقتصادی امکان استفاده از آن را داشت.» سال 72 اتفاق مهم در تاریخ کنکور ایران رقم می‌خورد؛ یک حادثه شیرین کنکوری؛ اولین آزمون به شیوه قلم چی در زیرزمین دبستان آزادگان، خیابان بوستان چهارم در منطقه پاسداران تهران برگزار شد و نزدیک به 60 نفر هم داوطلبانه آمدند و در آن شرکت کردند. شبقره از آن روزها می‌گوید: « قلم چی با سرمایه زیر صفر و در واقع همان حقوق معلمی شروع کرد. ساختمان سید خندان را اجاره کرد و برای گروه بسیار کمی از داوطلبان آزمون برگزار می‌کرد. به گفته خودش غیر عادی به نظر می‌رسید بچه هایی که یک عمر از امتحان فراری بودند آن هم در روز جمعه بیایند و داوطلبانه امتحان بدهند.»او متوجه شده بود چیزی حدود 75 درصد بچه ها امکان استفاده از کلاس های کنکوررا ندارند و خودشان درس می‌خوانند؛ بنابراین احساس کرد بهترین حالت ممکن طراحی برنامه منظمی است که کمکشان کند تا به صورت خود آموز پیش بروند و در نوع خواندنشان نظمی ایجاد کند. در واقع شکل گیری کانون فرهنگی آموزش به همین دلیل صورت گرفت که در اکثر نقاط کشور و به خصوص در روستا ها افرادی که لیاقت و استعدادش را دارند، بیایند و درست مثل سایرین درس بخوانند و در هر وضعیت مالی و درسی از روش کانون استفاده کنند. خودش معتقد است گسترش این روند با شهریه کم باعث گسترش عدالت آموزشی می‌شد و همچنین خیلی از دانش آموزان هم که روزها کار می‌کردند و شب ها درس می‌خواندند‌، می‌توانستند همین طور درس بخوانند و موفق شوند.


کتاب هایی با نام قلم چی
آزمون ها تدوین شده اند و برنامه ریزی مدون هم در اختیار اعضاست. حالا نوبت به اطلاعاتی است که باید دانسته شود! سال 74، ده عنوان کتاب با نزدیک به 50 هزار تیراژ منتشر می‌شود. این کتاب ها سال به سال در رنگ ها و فرم های مختلف تکثیر می‌شوند تا جایی که سال گذشته به هزار و 362 عنوان کتاب در تیراژ کلی 5 میلیون و 229 هزار و 500 عدد می‌رسد. حالا دیگر پنج سالی می‌شود که میان ناشران کمک آموزشی از لحاظ تیراژ و عنوان، کتاب اول است و هر جا که قدم بگذاریم و رنگ های مختلفش میان سایر کتاب های کنکور بیشتر به چشم می‌خورد و این یعنی پدرخواندگی واقعی در زمینه کنکور رنگ حقیقی به خود می‌گیرد.

اتفاقی به نام وقف!
همه باید درس بخوانند؛ حتی فقیرترها. پس « پیشنهادی به شان می‌کنیم که نتوانند ردش کنند.» این پدر خوانده برای اینکه همه بتوانند درس بخوانند، دو پیشنهاد اساسی دارد؛ اول این که دانش آموزانی که مشکل مالی دارند و سرپرستی شان به عهده مادرشان است، بورسیه می‌شوند تا رایگان درس بخوانند. دوم هم ساخت مدارس و و کتابخانه است تا نه تنها بعد از خودش این مسیر ادامه پیدا کند، یلکه طوری باشد که همه دانش آموزان نیازمند بتوانند از آن بهره مند شوند. به گفته او تا به حال 300 نمایندگی کانون در سراسر کشور وقف شده. برای همین هم هست که پرونده قلم چی این روزها مثل بسیاری از وقف های دیگر روی بورس است!

نهایت یک پدر
آزمون ها، کتاب ها، برنامه ها و از همه مهم تر تبلیغات به نهایت خود رسیده اند. دیگر نمی‌شود اسم کنکور را آورد و از بردن نامش طفره رفت. از این جا به بعد برنامه ای که قلم چی برای آینده اش در نظر دارد، این است؛ به جایی برسد که اگر کسی نام او را بشنود، یاد آموزش به معنای کلی اش بیفتد. حالا دیگر او آرزو دارد به جایی برسد که دانش آموزان روش فکر کردن را بیاموزند و بتوانند برای خودشان برنامه ریزی کنند؛ فکر کردن به روش قلم چی حد نهایت چیزی است که یک پدر خوانده به آن می‌اندیشد.

منبع:همشهری جوان





نوع مطلب : مطالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 اسفند 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

نان 
نان غذاى اصلى بیشتر مردم است بیشتر نانها را از گندم و جو و برنج درست مى كنند.
نان گندم 
1 - نان سفید،
2 - نان سیاه ،
منظور از نان سفید نانى است كه گندم آنرا بوسیله ماشینهاى مخصوصى آرد مى كنند، این ماشینها كاملا سبوس گندم را مى گیرد و تقریبا مغز گندم باقى میماند، از این رو نانى سفید و زیبا ساخته مى شود.
سبوس همان جدار و پوست گندم است كه دائما برابر نور و تشعشعات خورشید و باد و باران بوده كه به وسیله همان ماشینها از نان سفید دور مى ماند و از این رو نان سفید را به صورت غذایى بى خاصیت بلكه زیان آور در مى آورد.
((
امتحانات علمى دانشمندان نشان داده كه اگر سگى را با نان سفید تنها غذا دهیم حداكثر 50 روز باقى مى ماند در صورتیكه سگهایى كه با نان كامل یعنى نانیكه الك نشده باشد تغذیه شوند سالها صحیح و سالم مى مانند.
نان سفید ترشى معده را زیاد مى كند و در نتیجه تولید ضعف عمومى كرده و راه را براى ورود امراض عفونى باز مى كند. عده اى از پزشكان اثرات اسف انگیز نان سفید را كه عامل اصلى ایجاد سل است نشان داده اند.
نان ، كسى را ضعیف نمى كند ولى خیلى سفید آن تولید یك نوع ترشى مى كند كه آن را ترشى نشاسته اى نامیده اند.
اشخاصى كه با نان سفید تغذیه شوند 58 در صد آنرا هضم نكرده دفع مى نمایند این مدفوعات با اسید لاتیك مخلوط بوده و اثرى از پیتون ندارند در صورتیكه اگر با نان كامل تغذیه شوند فقط 5 در صد آنرا هضم نشده دفع مى نمایند.
این مدفوع ؛ بدون اسید لاتیك و توام با پیتون است .
نان سفید عامل بسیارى از ابتلائات معده اى است زیرا نان سفید از نشاسته تركیب شده است .
نشاسته یكى از مواد قندى است كه در بدن مى سوزد و تولید نیرو مى كند ولى وقتى زیادى باشد بطور ناقص هضم شده و به سرعت در معده تخمیر مى شود))
(157)
نان سیاه 
نان سیه به نانى گفته مى شود كه داراى مواد غذایى كامل است ، زیرا پوست گندم كه جزء عمده گندم از نظر غذایى به شمار میرود در آن باقى مانده است .
((
خلاصه تمام قسمتهاى فعاله و زنده گندم در پوست جمع شده است . در سیلوهاى بزرگ جدید معمولا آسیاها داراى نرده هاى بزرگ فلزى هستند این نرده ها هنگام آسیا كردن ایجا فشار زیاد مى كند و این فشار و حرارت سبب مى شود كه چربى گندم به سبوس چسبیده و بعد با آن خارج مى شود این چربى داراى منافع و فوائد بسیار است كه ما آنرا بدون جهت به دور میریزیم و از آن استفاده نمى كنیم . نطفه گندم نیز كه قسمت زنده و فعال آن است با الك گرفته مى شود.
موادى كه به سبوس مى چسبند عبارتند از مواد چربى و مواد فسفر دار و از همه بالاتر گلوتن است كه یگانه قسمت ازت دار گندم است و در حقیقت جزء مصالح ساختمانى بدن به شمار مى آید.
سیلیس نیز كه عامل ساختمانى دندانها و استحكام استخوانها است و با كمك اكسیژن هوا قلب و كلیه ها را محكم مى سازد و در اثر الك كردن از بین مى رود و یكى از علل ایجاد مرض قند فقدان سیلیس مى باشد.
در اطراف نطفه گندم مواد سفیده اى و معدنى زیاد وجود دارد كه همه در اثر الك كردن خارج مى شوند و مهمترین آنها عبارتند از پتاسیم ، نمك ، آهن ، ارسنیك و كمى كلسیم این مواد تماما براى گلبولهاى سفید خون كه سربازان مدافع بدن مى باشند كمال لزوم را دارند. و همچنین وجودشان براى گلبولهاى خون ضرورى است .
دیاستارهاى مخصوص گندم كه رنگ نان را در موقع پختن كمى خرمائى مى نمایند نیز در اثر الك كردن از بین رفته و نان را سفید مى كنند.
حالا در این خلاصه خودتان قضاوت نمائید كه چه چیزهایى مفیدى را بدون جهت از نان مى گیرند و الك هاى دو صفر و چهار صفر هم مرض ‍ سفید گرى آنها را تخفیف نداده كه بفكر الكهایى با صفرهاى زیادترى هستند))
(158)
خمیر ترش  
ما انسانها نمى توانیم گندم آرد شده را بخوریم . بلكه باید به وسایلى آرد سالم را بپزیم و سپس آنرا بخوریم . پختن نان احتیاج به خمیر ترش دارد. خمیر ترش نیز دو قسم است . سالم و غیر سالم ؛ خمیر ترش غیر سالم و قلابى ضررش بیشتر از نان سفید است ، زیرا این نوع خمیر ترش از تركیبات زاج سفید است . و به اعتراف دانشمندان :
((
زاج اثر عمیقى روى غدد تناسلى زنان دارد، و پس از آنكه 4 ماه این مواد به حیوانات خورانده شد، مشاهده شد كه تخمدان آنها 50 درصد كوچك شده و از تولید مثل آنها كاسته است پس خمیر ترش مصنوعى كه پایه آن روى زاج قرار گرفته است ، براى بقاء نسل بشر، بسیار مضر و خطرناك است ، و نتیجه جز تباه كردن ساختمان تناسلى و معدى ندارد، و از نظر بهداشت غذایى مردود است ))
(159)
همه این بیماریها، چیزى جز محصول تمدن جدید و زندگى ماشینى نیست تمدن جدید اگر سهولت زندگى را براى بشر به ارمغان آورده . بهمراه خود این خطرات را نیز آورده است .
((
اسبورن )) مى گوید، ما طبیعت را در ضمن جنگى ساكت و بى صدا شكست داده و تسخیر كرده ایم ولى نتیجه این شكست طبیعت و پیروزى ما، انهدام نسل انسانى است كه داراى عواقبى به مراتب وحشتناكتر از بمب و نیروى اتمى شده است ))
(160)
كود شیمیایى 
صحبت از نان سفید و زیانهاى آن بود، از نان سفید بگذریم ، به بذر و كاشت گندم بپردازیم .
زمینى كه مى خواهد بذر را قبول كرده و آنرا سبز كند، باید آماده و مستعد و نیرومند باشد، براى نیرومند كردن زمین به آن كود مى دهند، در زمانهاى سابق به زمین كودهاى حیوانى و معمولى داده مى شد، ولى امروز كود شیمیایى مى دهند، خوبست مقایسه اى بین این دو كود به عمل آوریم .
((
هر وقت ممكن سد، غذایى را مصر كنید، كه محصول آن از زمینى بدست آمه باشد كه كود طبیعى و حیوانى به آن داده باشند، زیرا از زمینى كه با یك طبقه نازك كود شیمیایى كشت و زرع مى شود محصولى به دست مى آید كه از لحاظ مواد غذایى كاملا ضعیف و فقیر است ، و مسلم است كه اگر چنین محصولى بخورد انسان یا حیوان برسد مواد حیاتى لازم را به بدن نرسانده و جسم را براى حمله امراض مختلف مستعد مى كند و من مى دانم كسانى كه در شهرهاى بزرگ و صنعتى سكونت دارند به آسانى نمى توانند چنین غذایى را تهیه كرده و مصرف نمایند. ولى روزى خواهد رسید كه چون برترى و اهمیت چنین محصولى مسلم گردد، همه در پى محصول زراعتى باشند كه با كود طبیعى و حیوانى به دست آمده باشد))
(161)
نان جو 
نان جو، از جو تهیه مى شود، سبوسهاى جو، مانند سبوسهاى گندم مواد با ارزشى هستند.
((
سبوس جو، داراى ویتامینهاى ((ب )) بمقدار زیاد مى باشد، خوردن آن نیز سبب مى شود كه میكروبهاى مفیدى كه در معده بوده و ویتامینهاى ((ب )) مى سازند رشد نموده ، مقدار زیادى ویتامین ب تحویل بدن انسان نمایند. بنابراین خوردن نان جو، با غذاهایى كه ویتامین ب زیاد دارند جایز نیست ))
(162)
معمولا در زندگى امروزه ، مردم براى نان گندم ارزش بیشترى قایل هستند، خوب است از نظر غذایى مقایسه یى بین ایندو نان بشود. تا ارزش بیشتر هر كدام معلوم گردد.
((
نان گندم مقدارى كلسیم بدن را رسوب مى دهد، ولى نان جو این خاصیت را ندارد، و حتى داراى مقدارى كلسیم مى باشد، بنابراین خوردن نان گندم به مقدار كم براى كسانى كه غذاهاى متنوع و كلسیم دار مى خورند؛ و از حرارت آفتاب استفاده مى كنند، بسیار نافع است . زیرا كلسیم هاى كهنه در بدن آنها از بین رفته ، و جاى خود را به كلسیم تازه مى دهد.
كسانیكه غذاى هاى متنوع نمى خوردند نباید نان گندم سبوس دار میل نمایند، زیرا دچار كمبود كلسیم و فسفر خواهند شد، نان جو بعلت داشتن ویتامین ب و همچنین اثر نیكویى كه در پرورش میكروبهاى امعاء و مولد ویتامین ب دارد بسیار نافع است ، و جوانى را حفظ مى كند و از سفید شدن مو جلوگیرى مى كند))
(163)
((نان جو و همچنین غذایى كه با جو پخته شود؛ داراى مقدار زیادى ویتامینهاى ((ب )) هستند و در تقویت میكروبهاى مفید روده ها موثر مى باشند، و از این جهت است كه دهاتیهایى كه نان جو مى خورند دیر پیر مى شوند، موى سرشان نمى ریزد و جو و سبوس آن یكى از بهترین درمان كلسترل مى باشد.(164)
غذاى پیشوایان ما 
خوب است برنامه اسلامى را از نظر نانها مورد توجه و دقت قرار بدهیم ، و خوراك پیشوایان اسلام را ببینیم ، البته این بررسیها تنها از جنبه بهداشت غذایى صورت مى گیرد، و جنبه تقوى و زهد آن مورد بحث نیست .
140
((
شخصى به نام ((سوید ابن غفله )) مى گوید بر على ابن ابى طالب (ع ) وارد شدم ، دیدم ظرف ماستى در جلو نهاده كمى بوى ترشى از آن استشمام مى شد؛ و نیز در سفره آنحضرت گرده نانى بود از جو كه سبوسهاى درشت آن در رویش پیدا بود، نان جوین را با دست مى شكست ، و آنها را در میان ظرف ماست مى انداخت على (ع ) بمن تعارف كرد كه از غذایش بخورم ، گفتم روزه هستم فضه خدمتگذار خانه على در گوشه اى نشسته بود، به او گفتم : چرا مراعات حال این پیر مرد (على (ع )) را نمى كنید؟ چرا نان از آرد الك نكرده باو مى دهید! فضه گفت این دلسوزى را ما قبلا كرده ایم ، اما خود آنحضرت دستور داده كه نانش از آرد الك نكرده باشد سپس على (ع ) روى به جانب سوید ابن غفله كرد و فرمود: آنچه براى فضه گفتم اینك براى تو مى گویم : پدر و مادرم فداى رهبر بزرگ اسلام پیامبر اكرم (ص ) باد كه نانش ‍ از آرد الك نكرده بود))
(165)
چنانكه گفتیم صرف نظر از جنبه هاى تقوى و زهد، اگر این غذاى على (ع ) را در چهارده قرن قبل كه سخنى از ویتامین هاى سبوس و ارزش غذایى آن و نان جو نبوده مورد بررسى و مطالعه قرار بدهیم عظمت علمى پیامبر و ائمه بهتر و بیشتر براى ما روشن مى شود بعلاوه از روایت چنین بر مى آید كه در آن زمان هم نان كم سبوس و پر سبوس بوده زیرا سوید بن غفله مى گوید چرا نان از آرد پر سبوس و الك نكرده به على (ع ) مى دهید سپس خود على (ع ) در مقام دفاع از خادمه خود (فضه ) مى گوید: من از پیامبرى پیروى مى كنم كه نان او نیز از آرد الك نكرده بود با در نظر گرفتن خواص نان جو و ارزش ‍ غذایى ماست شما قضاوت كنید كه نان جو و ماست چگونه غذاى با ارزشى خواهد بود!
علاوه بر این قبلا دیدیم كه نان جو طورى است كه انسان را از خوردن غذاهاى متنوع بى نیاز مى كند؛ و افرادى مانند پیشوایان دینى ، كه ماءموریت الهى آنان ، تقویت جنبه هاى معنوى و روحى اجتماع بشرى است ، باید برنامه زندگى و مخصوصا غذایى آنها تسلى بخش جگرهاى سوخته و شكم هاى گرسنه باشد؛ تا آنها را از انحرافهاى اخلاقى ، مانند دزدى ، غارت ، و چپاول نجات دهد.
نان برنجى 
از اقسام نانها نیز، نان برنجى است ، براى پختن آن چند طریق است :
1 - برنج را چلو بپزند (یعنى آب كش كرده كه لعاب آن را گرفته باشند) بعد چلو را خشك كنند، و آرد كنند و با آب خمیر نمایند سپس یكى دو ساعت بگذارند تا خمیر چاق شود، بعدا نان بپزند.
2 - چلو پخته را نرم بسایند كه مانند خمیر شود و نان بپزند.
3 - برنج را آرد نموده در وقت طبخ اندك اندك در آب جوشان بریزند و بر هم بزنند تا طبخ تمام یابد و مثل خمیر شود و از آن خمیر نان نازك بپزند.
نان برنجى تقریبا جزء شیرینى ها و خوردنیهاى تشریفاتى است ولى در عین حال از نانهاى بهداشتى است .
امام رضا(ع ) در این باره مى فرماید:
مادخل جوف المسول انفع من خبز الارز(166)
بهتر از نان برنجى چیزى براى شخص مسلول نیست .
و امام صادق (ع ) مى فرماید:
اطعموا المبطون خبز الارز، فمادخل جوف المبطون شى انفع منه
(167)
به شخص مبطون (كسى كه نمى تواند از خروج مدفوع خود جلوگیرى كند) نان برنجى بدهید كه چیزى نافع تر از آن برایش نیست .
در كلام دیگرى از امام ششم نیز به كثیر الغذا بودن این نان اشاره شده است و نیز پیشواى ششم مى فرماید:
لیس یبقى فى الجوف من غدوة الى اللیل الاخبزالارز(168)
تنها نان برنجى است كه از صبح تا شب در معده باقى مى ماند.
یكى از دانشمندان غذایى قدیم درباره نان برنجى چنین نوشته است :
((
نان برنجى ، سرد بسیار خشك و معطش و مقوى بدن و كثیر الغذا و جهت اسهال صفراوى و دموى و نیكو كردن رنگ رخسار و مؤ ثر.... و نیكو است براى افراد مسلول ))
(169)





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 6 اسفند 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

http://quick-easy.info





نوع مطلب : فیل ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 اسفند 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()