تبلیغات
همه جای ایران سرای من است شهر من گنبد کاووس - مطالب خرداد 1390
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی رایگانی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
همه جای ایران سرای من است شهر من گنبد کاووس




اَنارَک، یکی از بخش‌های شهرستان نائین است که در شرق استان اصفهان در دل کویر واقع شده‌است.

تاریخ این شهر به زمان ساسانیان برمیگردد، واحه‌ای بر سر راه معدن سرب و نقره نخلک بوده‌است. دوره‌های پس از آن (در زمان حال)،

یعنی در زمانی که دیگر معدن نخلک به معادن متروک بدل گشته است، انارک یک شهر ارتباطی بین جنوب و مرکز به شمال ایران بشمار می‌آید، خط سیری که از نائین شروع و به انارک، خور , طبس و سپس مشهد منتهی می‌شود. بنای اولین خشت انارک را به اعتبار سخنی منقول، به زمان شاه عباس منسوب می‌دارند. تنها سند معتبر راجع به ساخت و سازهای انارک، نامه میرزا تقی خان امیرکبیر مبنی بر پرداخت وجهی برای ساخت قلعه‌ای به منظور تأمین امنیت محل از دستبرد راهزنان خطاب به کدخدایان انارک می‌باشد.

بقایای برج و بارو، در و دروازه، کوچه و پس‌کوچه‌های باریک و پرپیچ و خم این شهر نشان از اندیشة امنیتی- دفاعی در ساخت بافت شهر دارد. این مجموعه شامل کاروانسرا، مسجد جامع، حمام، حسینیه و خانه‌های مسکونی است که هریک با بهره گیری از معماری سنتی ساخته شده‌اند. کالبد قدیمی انارک، شامل هفت محله‌است که بر اساس وضعیت طبقاتی، موقعیت مکانی و کاربری محلات نامگذاری شده‌است و شامل محلات بیابانک، بیک‌علی، حصار، عرب‌ها، سراب، قافله‌گاه و جوباره می‌گردد.





نوع مطلب : ایرانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 خرداد 1390 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

مایكروسافت یك فرمان الكترونیكی را به‌عنوان ابزار جانبی جدید برای ایكس باكس 360 رونمایی كرد كه به‌طور بی‌سیم به ایكس باكس متصل می‌شود.
این فرمان كه Wireless Speed Wheel نام داشته و برای انجام بازی‌های مربوط به مسابقات اتومبیل‌رانی كاربرد دارد، دارای كلیدهایی به عنوان ترمز و گاز برروی خود است و قسمت اضافه مانند یك پدال فیزیكی ندارد.
قیمت این محصول 60 دلار آمریكاست و قرار است در ماه سپتامبر به بازار عرضه شود.





نوع مطلب : فناوری اطلاعات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 خرداد 1390 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

فصل‌ چهارم‌ ـ موانع‌ ازدواج‌ موقت‌

تعریف‌ و تعداد موانع‌:
موانع‌ نکاح‌ اموری‌ است‌ که‌ با وجود آن‌ها نکاح‌ بین‌ زن‌ و مرد امکان‌ ندارد، و وجود آن‌ها مانع‌ صحت‌ ازدواج‌ می‌باشد.۸۸
موانع‌ در ازدواج‌ موقت‌ عبارتند از :
۱- قرابت‌۲ ـ شوهر داشتن‌۳ ـ در اثر عمل‌ لواط ۴- طلاق‌ بار سوم‌ ونهم‌۵ ـ کفر۶ ـ عده‌ زن‌ ۷-  احرام‌

بخش‌ اول‌ ـ قرابت‌:
قرابت‌ عبارت‌ از خویشاوندی‌ است‌ که‌ بین‌ دو نفر موجود است‌.۸۹ خویشانی‌ که‌ نکاح‌ با آن‌ها به‌ علت‌ قرابت‌ ممنوع‌ است‌، محارم‌ نامیده‌ می‌شوند.۹۰
قرابت‌ بر سه‌ قسم‌ است‌:
الف‌ ـ قرابت‌ نسبی‌ب‌ ـ قرابت‌ رضاعی‌ج‌ ـ قرابت‌ سببی‌
قسمت‌ الف‌ ـ قرابت‌ نسبی‌: قرابت‌ نسبی‌ عبارت‌ از خویشاوندی‌ است‌ که‌ با تولد یکی‌ از دیگری‌ و یا منتهی‌ شدن‌ دو نفر به‌ منشأ واحد حاصل‌ می‌شود.۹۱
ماده‌ ۱۰۴۵ قانون‌ مدنی‌ می‌گوید: “نکاح‌ با اقارب‌ نسبی‌ ذیل‌ ممنوع‌ است‌، اگرچه‌ قرابت‌ حاصل‌ از شبهه‌ یا زنا باشد:
۱- نکاح‌ با پدر و اجداد و با مادر و جدات‌، هر قدر که‌ بالا برود.
۲- نکاح‌ با اولاد هر قدر که‌ پائین‌ برود.
۳- نکاح‌ با برادر و خواهر و اولاد آن‌ها تا هر قدر که‌ پائین‌ برود.
۴- نکاح‌ با عمات‌ و خالات‌ خود و عمات‌ و خالات‌ پدر و مادر و اجداد و جدات‌.”
ازدواج‌ موقت‌ هفت‌ دسته‌ از زنان‌ بر مردان‌ و همینطور مردان‌ بر زنان‌ ممنوع‌ است‌. قرآن‌ کریم‌ در سوره‌ مبارکه‌ نساء فرموده‌ است‌:
»حرام‌ گردید بر شما مادرانتان‌ و دخترانتان‌ و خواهرانتان‌ و عمه‌هایتان‌ و خاله‌هایتان‌ و دختران‌ برادر و خواهر.«۹۲
به‌ عبارت‌ دیگر ازدواج‌ موقت‌ با افرادی‌ که‌ به‌ موجب‌ آیه‌ شریفه‌ و ماده‌ ۱۰۴۵ قانون‌ مدنی‌ به‌ لحاظ قرابت‌ نسبی‌ ممنوع‌ است‌، عبارتست‌ از:
۱-  مادران‌۲ ـ دختران‌۳ ـ خواهر۴ ـ عمه‌ ۵- خاله‌۶ ـ دختر برادر۷ ـ دختر خواهر
در توضیح‌ عبارت‌ صدر ماده‌ ۱۰۴۵ قانون‌ مدنی‌ “اگرچه‌ قرابت‌ حاصل‌ از شبهه‌ یا زنا باشد” باید گفت‌:
منشأ قرابت‌ نسبی‌ رابطه‌ جنسی‌ است‌ و این‌ رابطه‌ دو گونه‌ است‌ یا این‌ رابطه‌ صحیح‌ است‌ که‌ همان‌ ازدواج‌ مشروع‌ است‌ یا آنکه‌ رابطه‌ جنسی‌ بین‌ زن‌ و مرد است‌ که‌ ازدواج‌ موقت‌ آن‌ها صحیح‌ نمی‌باشد. در صورت‌ اخیر این‌رابطه‌ به‌ دو قسمت‌ زنا و شبهه‌ تقسیم‌ می‌شود:
تعریف‌ زنا: زنا عبارت‌ از رابطه‌ جنسی‌ زن‌ و مردی‌ است‌ که‌ بین‌ آن‌ها ازدواج‌ صحیح‌ موجود نباشد و در هنگام‌ نزدیکی‌ بدانند که‌ آن‌ رابطه‌ نامشروع‌ است‌.۹۳
تعریف‌ نزدیکی‌ به‌ شبهه‌: رابطه‌ای‌ است‌ نامشروع‌ که‌ به‌ گمان‌ زن‌ یا مرد یا هردوی‌ آن‌ها مشروع‌ است‌، یعنی‌ زن‌ و مرد، به‌ سبب‌ جهل‌ به‌ قانون‌ یا اشتباه‌ در هویت‌ طرف‌ خود، رابطه‌ نامشروعی‌ دارند که‌ به‌ اعتقاد خودشان‌ ممنوع‌نبوده‌ و مشروع‌ است‌.۹۴
به‌ عنوان‌ مثال‌ هرگاه‌ زن‌ و مرد تصور کنند که‌ با رضایت‌ باطنی‌ نکاح‌ منعقد می‌شود و احتیاج‌ به‌ چیزی‌ که‌ دلالت‌ بر قصد و رضاء کند ندارد و بدین‌ نحو با هم‌ ازدواج‌ موقت‌ کنند و نزدیکی‌ نمایند و یا اینکه‌ زن‌ و مرد تعیین‌ مهر را درازدواج‌ موقت‌ ذکر نکرده‌ باشند و ندانند که‌ عدم‌ ذکر مهر در ازدواج‌ موقت‌ موجب‌ بطلان‌ عقد است‌ و با هم‌ نزدیکی‌ نمایند، این‌ رابطه‌ و نزدیکی‌ به‌ لحاظ اشتباه‌، شبهه‌ می‌باشد، زیرا در این‌ امر آنان‌ در اشتباه‌ بوده‌ و تصور مشروعیت‌ آن‌را می‌نموده‌اند، هر گاه‌ یکی‌ از طرفین‌ )مرد یا زن‌ (جاهل‌ به‌ نامشروع‌ بودن‌ رابطه‌ باشد، عمل‌ نسبت‌ به‌ او شبهه‌ و نسبت‌ به‌ دیگری‌ که‌ عالم‌ بوده‌ و می‌دانسته‌ عمل‌ نزدیکی‌ و رابطه‌ نامشروع‌ است‌، زنا محسوب‌ می‌گردد.۹۵
با توجه‌ به‌ توضیحات‌ فوق‌، منظور از صدر ماده‌ مورد بحث‌ این‌ است‌ که‌، در اثر شبهه‌ و زنا نیز رابطه‌ای‌ به‌ وجود آید که‌ از جهت‌ ایجاد حرمت‌ و مانعیت‌، در حکم‌ خویشاوندی‌ مشروع‌ است‌.۹۶
پس‌ از ازدواج‌ موقت‌ بین‌ اقربای‌ نسبی‌ که‌ یکی‌ از آن‌ها یا هر دو آن‌ها از زنا و شبهه‌ متولد شده‌ باشند از حیث‌ ممنوع‌ بودن‌ مانند متولد از نکاح‌ صحیح‌ می‌باشد، یعنی‌ در هر موردی‌ که‌ ازدواج‌ موقت‌ با اقربای‌ نسبی‌ که‌ از نکاح‌ نسبی‌متولد شده‌اند ممنوع‌ است‌، ازدواج‌ موقت‌ با اقربای‌ نسبی‌ که‌ از زنا یا شبهه‌‌متولد شده‌اند نیز ممنوع‌ می‌باشد. بنابراین‌ ازدواج‌ موقت‌ پسری‌ که‌ از زنا متولد شده‌ با خواهر خود که‌ از ازدواج‌ صحیح‌ متولد شده‌، باطل‌ می‌باشد.۹۷
قسمت‌ ب‌ ـ قرابت‌ رضاعی‌: ماده‌ ۱۰۴۶ قانون‌ مدنی‌: پقرابت‌ رضاعی‌ از حیث‌ حرمت‌ نکاح‌ در حکم‌ قرابت‌ نسبی‌ است‌ مشروط بر اینکه‌:
اولا ـ شیر زن‌ از حمل‌ مشروع‌ حاصل‌ شده‌ باشد.
ثانیا ـ شیر مستقیما از پستان‌ مکیده‌ شده‌ باشد.
ثالثا ـ طفل‌ لااقل‌ یک‌ شبانه‌ روز یا ۱۵ دفعه‌ متوالی‌، شیر کامل‌ خورده‌ باشد بدون‌ اینکه‌ غذای‌ دیگری‌ یا شیر زن‌ دیگر را بخورد.
رابعا ـ شیر خوردن‌ طفل‌ قبل‌ از تمام‌ شدن‌ دو سال‌ از تولد او باشد.
خامسا ـ مقدار شیری‌ که‌ طفل‌ خورده‌ است‌ از یک‌ زن‌ و از یک‌ شوهر باشد بنابراین‌ اگر طفل‌ در شبانه‌ روز مقداری‌ از شیر یک‌ زن‌ و مقداری‌ از شیر زن‌ دیگر بخورد موجب‌ حرمت‌ نمی‌شود اگر چه‌ شوهر آن‌ دو زن‌ یکی‌ باشد.و همچنین‌ اگر یک‌ زن‌، یک‌ دختر و یک‌ پسر رضاعی‌ داشته‌ باشد که‌ هر یک‌ را از شیر متعلق‌ به‌ شوهر دیگر شیر داده‌ باشد آن‌ پسر و یا آن‌ دختر، برادر و خواهر رضاعی‌ نبوده‌ و ازدواج‌ بین‌ آن‌ها از این‌ حیث‌ ممنوع‌ نمی‌باشد.
قرابت‌ رضاعی‌ عبارت‌ از خویشاوندی‌ است‌ که‌ بین‌ دو نفر در اثر شیر خوردن‌ حاصل‌ می‌شود و مانند قرابت‌ نسبی‌ به‌ خط عمودی‌ واطراف‌ تقسیم‌ می‌گردد.۹۸ قرابت‌ رضاعی‌ مانند قرابت‌ نسبی‌ موجب‌ حرمت‌ ازدواج‌ موقت‌می‌باشد.
حرمت‌ این‌ ازدواج‌ مشروط بر آن‌ است‌ که‌ شیر در نتیجه‌ مواقعه‌ و “نزدیکی‌ و عمل‌ زناشویی‌” حلال‌ حاصل‌ شده‌ باشد چه‌ در اثر ازدواج‌ دائم‌ و چه‌ در اثر ازدواج‌ موقت‌.۹۹
به‌ موجب‌ ماده‌ ۱۰۴۶ قانون‌ مدنی‌ و با پنج‌ شرطی‌ که‌ ذکر شده‌ است‌، چنانچه‌ قرابت‌ رضاعی‌ حاصل‌ شود، مانع‌ ازدواج‌ موقت‌ می‌گردد.
قسمت‌ ج‌ ـ قرابت‌ سببی‌: ماده‌ ۱۰۴۷ قانون‌ مدنی‌: »نکاح‌ بین‌ اشخاص‌ ذیل‌ به‌ واسطه‌ مصاهره‌ ممنوع‌ دائمی‌ است‌:
۱- بین‌ مرد و مادر و جدات‌ زن‌ او از هر درجه‌ که‌ باشد اعم‌ از نسبی‌ و رضاعی‌.
۲- بین‌ مرد و زنی‌ که‌ سابقا زن‌ پدر و یا یکی‌ از اجداد یا زن‌ پسر یا زن‌ یکی‌ از احفاد او بوده‌ است‌ هرچند قرابت‌ رضاعی‌ باشد.
۳- بین‌ مرد با اناث‌ از اولاد زن‌ از هر درجه‌ که‌ باشد ولو رضاعی‌ مشروط بر اینکه‌ بین‌ زن‌ و شوهر، زناشویی‌ واقع‌ شده‌ باشد.«
قرابت‌ سببی‌ عبارت‌ از خویشاوندی‌ است‌ که‌ در اثر ازدواج‌ بین‌ هر یک‌ از زوجین‌ با خویشاوندان‌ دیگری‌ ایجاد می‌گردد و موجب‌ حرمت‌ ازدواج‌ عینا و یا جمعا می‌شود. فرق‌ نمی‌کند که‌ ازدواج‌ بین‌ زوجین‌ دائم‌ باشد یا موقت‌.قرابت‌ سببی‌ را قرابت‌ به‌ مصاهره‌ نیز گفته‌اند.۱۰۰
کسانی‌ که‌ ازدواج‌ موقت‌ با آنان‌ در اثر قرابت‌ سببی‌ ممنوع‌ می‌باشد به‌ دو قسمت‌ تقسیم‌ می‌شوند:
بند اول‌: کسانی‌ که‌ ازدواج‌ موقت‌ آنان‌ عینا ممنوع‌ می‌باشد; یعنی‌ به‌ محض‌ به‌ وجود آمدن‌ قرابت‌، حرمت‌ ابدی‌ تحقق‌ می‌یابد.
بند دوم‌: کسانی‌ که‌ ازدواج‌ موقت‌ آنان‌ جمعا ممنوع‌ است‌; یعنی‌ ازدواج‌ موقت‌ در فرض‌ وجود قرابت‌ ممنوع‌ است‌.
بند اول‌ ـ کسانی‌ که‌ ازدواج‌ موقت‌ آنان‌ عینا ممنوع‌ می‌باشد:
۱- بین‌ مرد و مادر و جدات‌ زن‌ او از هر درجه‌ که‌ باشد اعم‌ از نسبی‌ و رضاعی‌.
از این‌ عبارت‌ استفاده‌ می‌شود که‌ به‌ مجرد عقد موقت‌ بین‌ یک‌ زن‌ و یک‌ مرد، مادر و جدات‌ آن‌ زن‌ )اعم‌ از مادری‌ یا پدری‌ (بر مرد حرام‌ ابدی‌ می‌گردند. همچنین‌ مادران‌ رضاعی‌ و جدات‌ رضاعی‌ زن‌ هم‌ بر مرد حرام‌ می‌گردند.
با توجه‌ به‌ صدر ماده‌ مورد بحث‌ به‌ محض‌ تحقق‌ رابطه‌ زوجیت‌، حرمت‌ ابدی‌ ایجاد می‌گردد، اعم‌ از اینکه‌ نزدیکی‌ صورت‌ گرفته‌ باشد یا نه‌.۱۰۱ بنابراین‌ به‌ محض‌ وقوع‌ عقد ازدواج‌ موقت‌، حرمت‌ ابدی‌ بین‌ مرد و مادر و جدات‌ زن‌او از هر درجه‌ که‌ باشد اعم‌ از نسبی‌ و رضاعی‌، به‌ وجود می‌آید; ولو آن‌ که‌ چه‌ قبل‌ و چه‌ بعد از نزدیکی‌ و زناشویی‌ بین‌ زوجین‌، ازدواج‌ موقت‌ در اثر فسخ‌ یا فوت‌ یکی‌ از زوجین‌ یا انقضاء مدت‌ و یا بذل‌ مدت‌، منحل‌ شده‌ باشد.
به‌ عنوان‌ مثال‌، به‌ محض‌ وقوع‌ ازدواج‌ موقت‌، مردی‌ زنی‌ را حتی‌ به‌ مدت‌ یک‌ روز و یا چند ساعت‌ و کمتر به‌ عقد خود درآورد و هرچند با او نزدیکی‌ هم‌ انجام‌ ندهد، پس‌ از انقضای‌ مدت‌ و یا بذل‌ مدت‌، نمی‌تواند با مادر و یامادربزرگ‌ آن‌ زن‌ ازدواج‌ نماید و در واقع‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ این‌ مرد با مادر و یا مادربزرگ‌ این‌ زن‌ برای‌ او همیشه‌ حرام‌ و ممنوع‌ است‌.
۲- بین‌ مرد و زنی‌ که‌ سابقا زن‌ پدر و یا یکی‌ از اجداد یا زن‌ پسر یا زن‌ یکی‌ از احفاد او بوده‌ است‌، هرچند قرابت‌ رضاعی‌ باشد. به‌ موجب‌ این‌ بند از ماده‌ مورد بحث‌ در قانون‌ مدنی‌، ازدواج‌ موقت‌ با زن‌ پدر و زن‌ اجداد، حرام‌ابدی‌ و ممنوع‌ است‌. زیرا این‌ دسته‌ از زنان‌ در حکم‌ مادر او هستند و ازدواج‌ بین‌ آنان‌ حرام‌ ابدی‌ و ممنوع‌ دائمی‌ است‌. بنابراین‌ هرگاه‌ ازدواج‌ موقت‌ زن‌ با شوهرش‌ به‌ جهتی‌ از جهات‌ منحل‌ گردد، پسر آن‌ شوهر نمی‌تواند با آن‌ زن‌ازدواج‌ نماید و همچنین‌ است‌ نسبت‌ به‌ زن‌ پسر و زن‌ نوه‌ هر چه‌ پایین‌ برود. و نیز از این‌ حیث‌ فرقی‌ نمی‌کند که‌ نزدیکی‌ به‌ آن‌ زن‌ حاصل‌ شده‌ باشد یا قبل‌ از نزدیکی‌، ازدواج‌ موقت‌ منحل‌ گردیده‌ است‌.
۳- بین‌ مرد با اناث‌ از اولاد زن‌ از هر درجه‌ که‌ باشد ولو رضاعی‌، مشروط بر اینکه‌ بین‌ زن‌ و شوهر، زناشویی‌ واقع‌ شده‌ باشد.
منظور از عبارت‌ )اناث‌ از اولاد زن‌ (دخترهای‌ بلافصل‌ و یا به‌ واسطه‌ زن‌ می‌باشد، خواه‌ پسری‌ باشند یا دختری‌، مانند نوه‌ دختری‌ یا نوه‌ پسری‌ زن‌.۱۰۲ بنابراین‌ اگر مردی‌ با زنی‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید و آن‌ زن‌ از شوهر سابق‌ خود،دارای‌ دختری‌ باشد و پس‌ از نزدیکی‌ و عمل‌ زناشویی‌ بین‌ زوجین‌، ازدواج‌ موقت‌ به‌ جهتی‌ از جمله‌ انقضای‌ مدت‌ یا بذل‌ مدت‌ بین‌ ایشان‌ منحل‌ گردد، مرد نمی‌تواند دختر این‌ زن‌ را به‌ عقد خود دربیاورد، همچنین‌ است‌ چنانچه‌ پس‌ ازانحلال‌ ازدواج‌ موقت‌ بین‌ این‌ زن‌ و مرد، زن‌ مجددا شوهری‌ اختیار نماید و از وی‌ دارای‌ فرزند دختر شود، این‌ مرد که‌ همسر سابق‌ مادر آن‌ دختر است‌ نمی‌تواند این‌ دختر را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد.
با توجه‌ به‌ صراحت‌ بند ۳ ماده‌ مورد بحث‌ فرقی‌ نمی‌کند که‌ دختر مزبور از قرابت‌ نسبی‌ زن‌ باشد یا از قرابت‌ رضاعی‌.
از مفهوم‌ مخالف‌ بند ۳ ماده‌ ۱۰۴۷ قانون‌ مدنی‌ که‌ حرمت‌ ابدی‌ و ممنوع‌ بودن‌ دائمی‌ ازدواج‌ موقت‌ مرد با دختر همسر با توجه‌ به‌ شرطی‌ که‌ ذکر شده‌ است‌، بدست‌ می‌آید که‌ چنانچه‌ بین‌ زن‌ و مرد پس‌ از عقد موقت‌ نزدیکی‌ واقع‌نشده‌ باشد و پس‌ از انحلال‌ ازدواج‌ موقت‌، این‌ مرد می‌تواند دختر همسر سابق‌ خود را به‌ عقد و ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد. بنابراین‌ چنانچه‌ مردی‌، زنی‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد و این‌ زن‌ از شوهر سابق‌ خود دارای‌دختری‌ است‌، قبل‌ از نزدیکی‌ بین‌ این‌ زن‌ و مرد، عقد فسخ‌ یا بذل‌ مدت‌ شود، در این‌ صورت‌ چون‌ نزدیکی‌ با زن‌ صورت‌ نگرفته‌ است‌، مرد مذبور می‌تواند با دختر آن‌ زن‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید.
نزدیکی‌ به‌ شبهه‌ و زنا در حکم‌ نزدیکی‌ با ازدواج‌ موقت‌ صحیح‌ است‌.
در قرابت‌ سببی‌ نیز حکم‌ زنا و شبهه‌، مانند اقربای‌ نسبی‌ است‌: درواقع‌ نه‌ تنها ازدواج‌ “موقت“ مرد با خویشان‌ سببی‌ خود در حدود” بندهای‌ ماده‌ پیاد شده‌ ممنوع‌ و موجب‌ حرمت‌ است‌، بلکه‌ مرد نمی‌تواند در همان‌ حدود بااقرباء نسبی‌ زنی‌ که‌ با او به‌ شبهه ‌(اشتباه) یا زنا، نزدیکی‌ کرده‌ است‌ ازدواج‌ کند.
ماده‌ ۱۰۵۵ قانون‌ مدنی‌ در این‌ باره‌ مقرر می‌دارد: “نزدیکی‌ به‌ شبهه‌ و زنا اگر سابق‌ بر نکاح‌ باشد، از حیث‌ مانعیت‌ نکاح‌ در حکم‌ نزدیکی‌ با نکاح‌ صحیح‌ است‌، ولی‌ مبطل‌ نکاح‌ سابق‌ نیست‌.” یعنی‌ اگر مردی‌ با زنی‌ به‌ شبهه‌)اشتباه‌ (یا زنا نزدیکی‌ کند نمی‌تواند با خویشان‌ نسبی‌ او، در حدود مذکور )مثلا با دختر یا مادر یا مادربزرگ‌ او) ازدواج‌ (موقت‌) کند. لیکن‌ اگر قبلا با زنی‌ صحیحا ازدواج‌ کرده‌ باشد، نزدیکی‌ به‌ شبهه‌ یا زنا با محارم‌ سببی‌ خود مانند مادرزن‌، موجب‌ بطلان‌ ازدواج‌ نخواهد بود. بنابراین‌ حکم‌ منع‌ “ازدواج‌ موقت‌”با خویشان‌ سببی‌ در مورد نزدیکی‌ به‌ شبهه‌ یا زنا نیز، با اینکه‌ در حقیقت‌ ایجاد قرابت‌ سببی‌ نمی‌کند، جاری‌ خواهد بود.۱۰۳
بند دوم‌ ـ کسانی‌ که‌ ازدواج‌ موقت‌ آنان‌ جمعا ممنوع‌ است‌:
۱- جمع‌ بین‌ دو خواهر در ازدواج‌ موقت‌ ممنوع‌ است‌ واین‌ دارای‌ چند قسم‌ است‌:
۱-۱- اگر مردی‌ با زنی‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید چه‌ این‌ ازدواج‌ منجر به‌ نزدیکی‌ و عمل‌ زناشویی‌ بین‌ زن‌ و مرد شده‌ باشد یا نه‌، تا قبل‌ از انقضای‌ مدت‌ یا بذل‌ مدت‌ یا به‌ جهتی‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ منحل‌ گردد، مرد نمی‌تواند با خواهرزن‌ خودش‌ ازدواج‌ نماید. و از این‌ جهت‌ فرقی‌ نیست‌ که‌ مرد تصمیم‌ ازدواج‌ با خواهر زن‌ خود را به‌ صورت‌ ازدواج‌ دائم‌ داشته‌ باشد یا ازدواج‌ موقت‌ و چنانچه‌ مرد با وجود رابطه‌ زوجیت‌ با همسرش‌، اقدام‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ با خواهرزن‌ نمود،ازدواج‌ دوم‌ باطل‌ است‌.
۲-۱- اگر مردی‌ در یک‌ عقد و در آن‌ واحد دو خواهر را به‌ عقد خود درآورد یا در یک‌ تاریخ‌ خود اصالتا و در همان‌ تاریخ‌ وکیل‌ او خواهر آن‌ زن‌ را به‌ ازدواج‌ موقت‌ وی‌ درآورد عقد ازدواج‌ موقت‌ نسبت‌ به‌ هر دو باطل‌ خواهد بود،زیرا صحت‌ هر دو عقد موجب‌ جمع‌ بین‌ دو خواهر می‌گردد و آن‌ ممنوع‌ است‌ و صحت‌ هر یک‌ موجب‌ بطلان‌ دیگری‌ است‌ و از طرفی‌ چون‌ هیچ‌ یک‌ از دو عقد بر دیگری‌ ترجیح‌ یا تقدم‌ زمانی‌ ندارد، لذا هر دو عقد باطل‌ است‌.۱۰۴
۳-۱- اگر مردی‌ دارای‌ همسر دائمی‌ است‌ تا قبل‌ از فسخ‌ نکاح‌ یا طلاق‌ و یا وفات‌ نمی‌تواند با خواهر زن‌ خود، ازدواج‌ موقت‌ نماید. در انحلال‌ ازدواج‌ به‌ وسیله‌ طلاق‌ باید بین‌ وقوع‌ طلاق‌ رجعی‌ و طلاق‌ بائن‌ تفاوت‌ قائل‌ شد زیراچنانچه‌ در اثر طلاق‌ رجعی‌ رابطه‌ زوجیت‌ دائم‌ بین‌ زن‌ و مرد منحل‌ گردد تا زمان‌ انقضاء و اتمام‌ مدت‌ عده‌ زن‌، مرد نمی‌تواند با خواهر وی‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید. چون‌ زنی‌ که‌ طلاق‌ رجعی‌ داده‌ شده‌ است‌ همچنان‌ در حکم‌ زن‌شوهردار است‌ و رابطه‌ زوجیت‌ تا قبل‌ از تمام‌ شدن‌ مدت‌ عده‌ کاملا قطع‌ نشده‌ است‌ و چه‌ بسا ممکن‌ است‌ مرد به‌ همسر خود رجوع‌ نماید لذا باید تا سپری‌ شدن‌ مدت‌ عده‌ همسرش‌ صبر کند تا سپس‌ مبادرت‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ باخواهر وی‌ نماید.
اما چنانچه‌ زن‌ به‌ طلاق‌ بائن‌ مطلقه‌ شود مانند زن‌ یائسه‌ یا غیر مدخوله‌، مرد می‌تواند با خواهر چنین‌ زنی‌ ازدواج‌ موقت‌ کند. زیرا طلاق‌ بائن‌ موجب‌ جدائی‌ کامل‌ بین‌ زوجین‌ گردیده‌ و رابطه‌ زوجیت‌ قطع‌ شده‌ است‌ و دیگر هیچ‌نوع‌ علقه‌ای‌ بین‌ آنان‌ باقی‌ نمی‌ماند.۱۰۵
۴-۱- چنانچه‌ مردی‌ با عقد موقت‌ با زنی‌ ازدواج‌ کند و پس‌ از بذل‌ مدت‌ یا انقضاء مدت‌ و قبل‌ از انقضای‌ عده‌ می‌تواند با خواهر آن‌ زن‌ ازدواج‌ نماید زیرا در ازدواج‌ موقت‌ پس‌ از انقضای‌ مدت‌ یا بذل‌ آن‌، در حقیقت‌ رابطه‌ زوجیت‌بین‌ زوجین‌ قطع‌ شده‌ و مانند طلاق‌ بائن‌ در ازدواج‌ دائم‌ است‌.۱۰۶
۵-۱- اگر مردی‌ دو خواهر را به‌ عقد موقت‌ خود درآورد و نداند که‌ عقد کدامیک‌ جلوتر است‌، در واقع‌ اگر تاریخ‌ هر دو عقد مجهول‌ باشد، هر دو عقد باطل‌ است‌ و هر دو خواهر بر وی‌ حرام‌ است‌. اما اگر تاریخ‌ یک‌ ازدواج‌موقت‌ معلوم‌ باشد و تاریخ‌ ازدواج‌ دیگری‌ مجهول‌ باشد، تاریخ‌ ازدواج‌ موقتی‌ که‌ معلوم‌ است‌ ظاهرا محکوم‌ به‌ صحت‌ است‌ و آن‌ یکی‌ که‌ تاریخش‌ معلوم‌ نیست‌ باطل‌ است‌.۱۰۷
۶-۱- همانطور که‌ ممکن‌ است‌ از “ازدواج‌ موقت‌” صحیح‌، دو خواهر به‌ وجود آید و جمع‌ بین‌ آنان‌ ممنوع‌ است‌، از زنا و شبهه‌ و رضاع‌ هم‌ ممکن‌ است‌ دو خواهر به‌ وجود آیند و جمع‌ بین‌ آنان‌ ممنوع‌ است‌.۱۰۸
۲- جمع‌ بین‌ خاله‌ با خواهرزاده‌ و برادرزاده‌:
ماده‌ ۱۰۴۹ قانون‌ مدنی‌: “هیچ‌ کس‌ نمی‌تواند دختر برادر زن‌ یا دختر خواهر زن‌ خود را بگیرد مگر با اجازه‌ زن‌ خود.”
چنانچه‌ مردی‌ قبلا زنی‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود درآورده‌ است‌ و بعدا بخواهد خواهرزاده‌ یا برادرزاده‌ آن‌ زن‌ را بگیرد باید با اجازه‌ آن‌ زن‌ باشد و در واقع‌ آن‌ زن‌ خاله‌ یا عمه‌ کسی‌ است‌ که‌ شوهرش‌ می‌خواهد با وی‌ ازدواج‌موقت‌ نماید و این‌ دارای‌ قسمت‌های‌ مختلفی‌ است‌.
۱-۲- اگر مردی‌ بدون‌ اجازه‌ زن‌ خود، دختر برادر یا دختر خواهر زن‌ خود را به‌ عقد موقت‌ خود درآورد و همسر وی‌ اجازه‌ ندهد، به‌ موجب‌ صراحت‌ ماده‌ مورد بحث‌، ازدواج‌ موقت‌ خواهرزاده‌ یا برادرزاده‌ باطل‌ است‌. و درصورتی‌ که‌ زن‌ بعدا اجازه‌ ازدواج‌ موقت‌ را بدهد این‌ ازدواج‌ صحیح‌ است‌.
۲-۲- از مفهوم‌ مخالف‌ ماده‌ مورد بحث‌ استفاده‌ می‌شود که‌ چنانچه‌ مردی‌ که‌ همسر موقت‌ دارد و بخواهد خاله‌ یا عمه‌ آن‌ زن‌ را بگیرد، احتیاجی‌ به‌ اجازه‌ زن‌ خود ندارد و ازدواج‌ موقت‌ با خاله‌ یا عمه‌ وی‌ صحیح‌ است‌، اگر چه‌خاله‌ یا عمه‌ متوجه‌ نباشند که‌ مرد مذبور قبلا خواهرزاده‌ یا برادرزاده‌ او را به‌ عقد موقت‌ خود درآورده‌ است‌.
۳-۲- لزوم‌ اجازه‌ عمه‌ و خاله‌ برای‌ صحت‌ عقد “موقت”‌ با خواهرزاده‌ و برادرزاده‌ که‌ در قانون‌ مدنی‌ آمده‌، از قوانین‌ آمر است‌ و مانند حق‌ خیار نیست‌ که‌ قابل‌ فسخ‌ یا اسقاط باشد. بنابراین‌ چنانچه‌ ضمن‌ عقد ازدواج‌ “موقت‌” یا عقدلازم‌ دیگری‌، شوهر با زن‌ خود شرط نماید که‌ حق‌ مداخله‌ در نکاح‌ برادرزاده‌ و خواهرزاده‌ را ندارد این‌ شرط صحیح‌ نیست‌ ولی‌ در صورتی‌ که‌ در ضمن‌ عقد ازدواج‌ “موقت” یا عقد لازم‌ دیگر با اجازه‌ زن‌ شرط کند که‌ برادرزاده‌ یاخواهرزاده‌ زن‌ را نیز بگیرد و یا به‌ تعبیر دیگر مجاز در ازدواج‌ “موقت” با آنان‌ باشد، این‌ شرط صحیح‌ است‌ و اشکالی‌ ندارد.۱۰۹
۴-۲- اگر زن‌ که‌ عمه‌ یا خاله‌ می‌باشد، به‌ شوهرش‌ اجازه‌ دهد که‌ با برادرزاده‌ و یا خواهرزاده‌ خود، ازدواج‌  موقت‌ نماید و پس‌ از تحقق‌ عقد  ازدواج‌ موقت‌، زن‌ از اجازه‌ خودش‌ عدول‌ نماید، این‌ عقد صحیح‌ است‌ و موجبی‌ برای‌بطلان‌ آن‌ نیست‌.

بخش‌ دوم‌ ـ شوهر داشتن‌:
ماده‌ ۱۰۵۰ قانون‌ مدنی‌: “هر کس‌ زن‌ شوهردار را با علم‌ به‌ وجود علقه‌ زوجیت‌ و حرمت‌ نکاح‌ و یا زنی‌ را که‌ در عده‌ طلاق‌ یا در عده‌ وفات‌ است‌ با علم‌ به‌ عده‌ و حرمت‌ نکاح‌ برای‌ خود عقد کند، عقد باطل‌ و آن‌ زن‌ مطلقا بر آن‌شخص‌ حرام‌ مؤبد می‌شود.”
ماده‌ ۱۰۵۱ قانون‌ مدنی‌: “حکم‌ مذکور در ماده‌ فوق‌ در موردی‌ نیز جاری‌ است‌ که‌ عقد از روی‌ جهل‌ به‌ تمام‌ یا یکی‌ از امور مذکوره‌ فوق‌ بوده‌ و نزدیکی‌ هم‌ واقع‌ شده‌ باشد در صورت‌ جهل‌ و عدم‌ وقوع‌ نزدیکی‌ عقد باطل‌ ولی‌حرمت‌ ابدی‌ حاصل‌ نمی‌شود.”
با ادغام‌ دو ماده‌ فوق‌، مطالبی‌ به‌ شرح‌ ذیل‌ مطرح‌ می‌گردد:
قسمت‌ اول‌ ـ ازدواج‌ موقت‌ زن‌ شوهردار:
بر خلاف‌ آن‌ که‌ در حقوق‌ اسلام‌، قانون‌ تعدد زوجات‌ با شرایط خاص‌ خود به‌ مرد این‌ اجازه‌ را می‌دهد که‌ بیش‌ از یک‌ زن‌ اختیار نماید، اما به‌ هیچ‌ وجه‌ این‌ اجازه‌ به‌ زن‌ داده‌ نشده‌ است‌ که‌ با داشتن‌ شوهر، همسر دیگری‌ اختیارنماید و این‌ برخلاف‌ نظم‌ عمومی‌ و اخلاق‌ حسنه‌ و موجب‌ اختلاط نسل‌ است‌.

قسمت‌ دوم‌ ـ ازدواج‌ موقت‌ با زن‌ شوهردار:
الف‌ ـ هرگاه‌ مردی‌ با علم‌ به‌ اینکه‌ زن‌ شوهر دارد و نیز علم‌ داشته‌ باشد که‌ ازدواج‌ موقت‌ با زن‌ شوهردار حرام‌ است‌ با او ازدواج‌ نماید، هم‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و هم‌ اینکه‌ آن‌ زن‌ بر این‌ مردحرام‌ ابدی‌ است‌. یعنی‌ آنکه‌اگر ازدواج‌ قبلی‌ این‌ زن‌ از شوهرش‌ به‌ هر دلیل‌ منحل‌ گردد، این‌ دو نمی‌توانند هیچ‌ وقت‌ با یکدیگر ازدواج‌ نمایند. و با فرض‌ علم‌ داشتن‌ مرد به‌ شوهر دار بودن‌ زن‌ و حرمت‌ ازدواج‌ موقت‌، از این‌ جهت‌ دیگر فرقی‌ نمی‌کند که‌ آیا بین‌مرد و زن‌ شوهردار نزدیکی‌ واقع‌ شده‌ است‌ یا خیر; در هر صورت‌ موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌.
ب‌ ـ هرگاه‌ مردی‌ با علم‌ به‌ اینکه‌ زن‌ در عده‌ طلاق‌ یا عده‌ وفات‌ است‌ یعنی‌ آن‌ که‌ از شوهر خود طلاق‌ گرفته‌ و در عده‌ طلاق‌ است‌ و یا آن‌ که‌ شوهر وی‌ فوت‌ نموده‌ و در عده‌ وفات‌ است‌ و با چنین‌ زنی‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید اعم‌ ازاینکه‌ با وی‌ نزدیکی‌ کند یا نه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ و بلااثر بوده‌ و موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌ و پس‌ از گذشت‌ عده‌ طلاق‌ یا عده‌ وفات‌، هیچ‌ وقت‌ این‌ مرد نمی‌تواند با این‌ زن‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید.
ج‌ ـ اگر مردی‌ نمی‌داند زنی‌ شوهر دارد یا نمی‌داند زن‌ در عده‌ طلاق‌ یا در عده‌ وفات‌ است‌ و او را به‌ عقد موقت‌ خود درآورد، چنانچه‌ با وی‌ نزدیکی‌ نکرده‌ باشد، عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ و بلااثر است‌; اما به‌ لحاظ جهل‌ و عدم‌اطلاع‌ از وضعیت‌ زن‌، موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ نمی‌شود و پس‌ از سپری‌ شدن‌ مدت‌ عده‌ طلاق‌ یا عده‌ وفات‌، این‌ دو می‌توانند به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ هم‌ دربیایند.
د ـ اگر مردی‌ نمی‌داند زنی‌ شوهر دارد و یا نمی‌داند زن‌ در عده‌ طلاق‌ یا عده‌ وفات‌ است‌ و یا آن‌ که‌ وضعیت‌ زن‌ را از این‌ حیث‌ می‌داند اما جهل‌ به‌ حکم‌ دارد و نمی‌داند که‌ ازدواج‌ با زن‌ شوهردار یا زن‌ در حال‌ عده‌ طلاق‌ یاوفات‌، موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌ و او را به‌ عقد و ازدواج‌ موقت‌ خود درآورد و نزدیکی‌ نماید، هم‌ عقد باطل‌ است‌ و هم‌ موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌ و مطلقا بر هم‌ حرام‌ می‌شوند.

بند اول‌ ـ زنای‌ با زن‌ شوهردار:
ماده‌ ۱۰۵۴ قانون‌ مدنی‌: “زنای‌ با زن‌ شوهردار یا زنی‌ که‌ در عده‌ رجعیه‌ است‌ موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌.”
بدوا از این‌ ماده‌ نتیجه‌ می‌گیریم‌:
۱- اگر مرد با زن‌ که‌ شوهر دارد و در عقد موقت‌ اوست‌ زنا نماید، موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌ و پس‌ از انقضای‌ مدت‌ یا بذل‌ مدت‌، ازدواج‌ زن‌ زناکار که‌ شوهر داشته‌، مرد زانی‌ هیچ‌ وقت‌ نمی‌تواند این‌ زن‌ را به‌ عقد موقت‌ خوددرآورد.
۲- در هنگام‌ عمل‌ زنا فرق‌ نمی‌کند که‌ مرد زنا کار علم‌ داشته‌ که‌ زانیه‌ در عقد موقت‌ مرد دیگر است‌ و شوهر دارد یا نه‌.
۳- فرق‌ نمی‌کند که‌ زن‌ مذبور که‌ زنا داده‌، آیا با شوهر خود که‌ در ازدواج‌ موقت‌ اوست‌ نزدیکی‌ کرده‌ باشد یا نه‌.
۴- فرق‌ نمی‌کند که‌ زن‌ مذبور که‌ در عقد موقت‌ دیگری‌ است‌ با علم‌ به‌ حرمت‌، زنا داده‌ باشد یا آن‌ که‌ به‌ اشتباه‌ به‌ تصور آن‌ که‌ زانی‌ شوهر وی‌ است‌ و یا به‌ اکراه‌ که‌ مجبور به‌ دادن‌ زنا شده‌ است‌.
در تمام‌ موارد بالا چنانچه‌ مرد با چنین‌ زنی‌، زنا نماید پس‌ از انحلال‌ ازدواج‌ موقت‌ زن‌ از شوهرش‌، به‌ لحاظ انقضای‌ مدت‌ یا بذل‌ مدت‌ یا فوت‌ شوهر، مرد زانی‌ هیچ‌ وقت‌ نمی‌تواند با این‌ زن‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید زیرا عمل‌ زنای‌وی‌ موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌.۱۱۰
بند دوم‌ ـ زنای‌ با زنی‌ که‌ در عده‌ رجعیه‌ است‌:
نتیجه‌ ثانوی‌ از ماده‌ ۱۰۵۴ قانون‌ مدنی‌ چنین‌ است‌:
۱- اگر مردی‌ با زنی‌ که‌ از شوهر خود طلاق‌ گرفته‌ اما هنوز در عده‌ است‌ و نوع‌ طلاق‌، رجعی‌ است‌، به‌ لحاظ آن‌ که‌ هنوز عده‌ زن‌ تمام‌ نشده‌ و در حکم‌ زن‌ همان‌ شوهر محسوب‌ می‌گردد و قبل‌ از تمام‌ شدن‌ مدت‌ عده‌،شوهرش‌ حق‌ رجوع‌ به‌ وی‌ را دارد و نیز چنانچه‌ در مدت‌ عده‌ رجعی‌، اگر شوهرش‌ که‌ از وی‌ طلاق‌ گرفته‌ فوت‌ نماید، زن‌ از آن‌ مرد ارث‌ می‌برد لذا اگر مردی‌ با چنین‌ زنی‌ که‌ در عده‌ رجعی‌ است‌ زنا نماید، پس‌ از تمام‌ شدن‌ عده‌،دیگر نمی‌تواند این‌ زن‌ را به‌ عقد موقت‌ خود درآورد، زیرا به‌ موجب‌ نص‌ ماده‌ ۱۰۵۴ قانون‌ مدنی‌، زنای‌ با زنی‌ که‌ در عده‌ رجعیه‌ است‌ موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌.
۲- نظر به‌ اینکه‌ ماده‌ ۱۰۵۴ قانون‌ مدنی‌، فقط زنای‌ با زنی‌ که‌ در عده‌ رجعیه‌ است‌ را موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ دانسته‌ است‌، از مفهوم‌ مخالف‌ آن‌ استفاده‌ می‌شود که‌ اگر زنی‌ در عده‌ طلاق‌ بائن‌، یا در عده‌ وفات‌، یا در عده‌ شبهه‌، یا درعده‌ ازدواج‌ موقت‌ و یا در عده‌ فسخ‌ نکاح‌ باشد و مرد با وی‌ زنا نماید، این‌ عمل‌ موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ برایشان‌ محسوب‌ نمی‌شود و پس‌ از تمام‌ شدن‌ عده‌ موارد مذکور، مرد زانی‌ می‌تواند، زن‌ زانیه‌ را به‌ ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد.۱۱۱
۳- با استفاده‌ از ماده‌ مورد بحث‌، اگر زنی‌ شوهر نداشته‌ باشد و یا در عده‌ کسی‌ هم‌ نباشد و مردی‌ با وی‌ زنا نماید، این‌ زنا موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ نمی‌شود و مرد زانی‌ می‌تواند، زن‌ زنا داده‌ را به‌ “ازدواج‌ موقت‌” خود دربیاورد.۱۱۲

بخش‌ سوم‌ ـ منع‌ ازدواج‌ موقت‌ در اثر عمل‌ لواط:
ماده‌ ۱۰۵۶ قانون‌ مدنی‌ اگر کسی‌ با پسری‌ عمل‌ شنیع‌ کند، نمی‌تواند مادر یا خواهر یا دختر او را تزویج‌ کند.
یکی‌ دیگر از موانع‌ ازدواج‌ موقت‌ به‌ موجب‌ ماده‌ ۱۰۵۶ قانون‌ مدنی‌، این‌ است‌ که‌ اگر مردی‌ با پسر یا مرد دیگری‌ عمل‌ لواط انجام‌ دهد، بعدا هرگز نمی‌تواند با مادر یا دختر یا خواهر او ازدواج‌ موقت‌ نماید.
الف‌ ـ لواطی‌ که‌ موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌ باید قبل‌ از ازدواج‌ موقت‌ باشد، پس‌ چنانچه‌ مرد پس‌ از ازدواج‌ موقت‌ با برادر همسر خود لواط نماید، عمل‌ وی‌ موجب‌ بطلان‌ ازدواج‌ موقت‌ وی‌ نمی‌گردد.
ب‌ ـ از مفهوم‌ مخالف‌ ماده‌ مورد بحث‌ استفاده‌ می‌شود، کسی‌ که‌ با وی‌ لواط شده‌ ( مفعول‌( می‌تواند با مادر یا خواهر و یا دختر کسی‌ که‌ با وی‌ لواط کرده‌ )فاعل‌ (ازدواج‌ موقت‌ نماید.۱۱۳

بخش‌ چهارم‌ ـ طلاق‌ بار سوم‌ ونهم‌:
قسمت‌ الف‌ ـ طلاق‌ بار سوم‌:
ماده‌ ۱۰۵۷ قانون‌ مدنی‌: “زنی‌ که‌ سه‌ مرتبه‌ متوالی‌ زوجه‌ یک‌ نفر بوده‌ و مطلقه‌ شده‌، بر آن‌ مرد حرام‌ می‌شود. مگر اینکه‌ به‌ عقد دائم‌ به‌ زوجیت‌ مرد دیگری‌ درآمده‌ و پس‌ از وقوع‌ نزدیکی‌ با او به‌ واسطه‌ طلاق‌ یا فسخ‌ یا فوت‌،فراق‌ حاصل‌ شده‌ باشد.”
این‌ ماده‌ شامل‌ دو قسمت‌ است‌:
۱- اگر مردی‌ بخواهد با زن‌ سابقش‌ که‌ در عقد دائم‌ او بوده‌ و سه‌ مرتبه‌ پشت‌ سرهم‌ وی‌ را طلاق‌ داده‌ است‌، پس‌ از سه‌ بار طلاق‌ دادن‌، نمی‌تواند با او ازدواج‌ موقت‌ نماید. و این‌ از موانع‌ نکاح‌ است‌ اما موجب‌ حرمت‌ ابدی‌نیست‌ و با انجام‌ شرطی‌ که‌ در ذیل‌ ماده‌ مورد بحث‌ ذکر شده‌ می‌تواند آن‌ زن‌ را به‌ ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد.
۲- برای‌ برطرف‌ شدن‌ حرمت‌ مذکور شرایط زیر باید محقق‌ گردد:
الف‌ ـ زن‌ پس‌ از طلاق‌ سوم‌ و تمام‌ شدن‌ عده‌، باید با مرد دیگری‌ به‌ وسیله‌ عقد دائم‌ ازدواج‌ نماید و لذا ازدواج‌ موقت‌ زن‌ با دیگری‌ موجب‌ رفع‌ حرمت‌ نمی‌شود که‌ بتواند با شوهر سابقش‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید.
ب‌ ـ در ازدواج‌ دائم‌ حتما نزدیکی‌ انجام‌ گیرد. لذا چنانچه‌ با عقد دائم‌ زن‌ به‌ عقد دیگری‌ دربیاید اما نزدیکی‌ انجام‌ نگیرد موجب‌ رفع‌ حرمت‌ نمی‌شود تا بتواند با شوهر سابقش‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید.
ج‌ ـ پس‌ از ازدواج‌ دائم‌ اخیر، ازدواج‌ وی‌ منجر به‌ جدایی‌ به‌ واسطه‌ طلاق‌ یا فسخ‌ یا فوت‌ شوهر گردد.
د ـ مردی‌ که‌ با وی‌ ازدواج‌ دائم‌ نموده‌ است‌ باید بالغ‌ باشد.۱۱۴
در صورت‌ تحقق‌ شرایط مذکور، مرد می‌تواند، زن‌ سابق‌ خود را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ دربیاورد.
قسمت‌ ب‌ ـ طلاق‌ بار نهم‌:
ماده‌ ۱۰۵۸ قانون‌ مدنی‌: “زن‌ هر شخصی‌ که‌ به‌ نه‌ طلاق‌ که‌ شش‌ تای‌ آن‌ عدی‌ است‌، مطلقه‌ شده‌ باشد بر آن‌ شخص‌ حرام‌ مؤبد می‌شود.”
اگر مردی‌ زن‌ خود را نه‌ بار طلاق‌ دهد که‌ شش‌ تای‌ آن‌ عدی‌ باشد، یعنی‌ طلاقی‌ که‌ مرد با اجازه‌ قانون‌ در زمان‌ عده‌ به‌ زن‌ رجوع‌ می‌کند، و پس‌ از رجوع‌ نیز با او نزدیکی‌ می‌کند و بعد او را طلاق‌ می‌دهد،۱۱۵ پس‌ از آن‌ هیچ‌ وقت‌نمی‌تواند آن‌ زن‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود در آورد و این‌ از موانع‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌.

بخش‌ پنجم‌ ـ کفر:
ماده‌ ۱۰۵۹ قانون‌ مدنی‌: “نکاح‌ مسلمه‌ با غیر مسلم‌ جایز نیست‌.”
قبل‌ از ورود به‌ بحث‌ ماده‌ ۱۰۵۹ قانون‌ مدنی‌ لازم‌ است‌ توضیحی‌ راجع‌ به‌ مسلم‌ و غیر مسلم‌ )کافر (داده‌ شود.
مسلم‌ کسی‌ است‌ که‌ اعتقاد به‌ وحدانیت‌ خداوند سبحان‌ و رسالت‌ خاتم‌ الانبیاء حضرت‌ محمدبن‌ عبدالله‌)ص( و ضروریات‌ دین‌ اسلام‌ داشته‌ باشد.
غیر مسلم‌ یا کافر کسی‌ است‌ که‌ به‌ وحدانیت‌ خداوند سبحان‌ و رسالت‌ پیغمبر اکرم‌ حضرت‌ محمد)ص( و یا یکی‌ از ضروریات‌ دین‌ اسلام‌ اعتقاد نداشته‌ باشد.۱۱۶
غیر مسلم‌ و کافر به‌ سه‌ قسم‌ تقسیم‌ می‌شوند:
قسمت‌ الف‌ ـ کافر اهل‌ کتاب‌: کافر اهل‌ کتاب‌ به‌ کسی‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ اعتقاد به‌ وحدانیت‌ خداوند سبحان‌ و یکی‌ از پیامبران‌ الهی‌ دارد و اسلام‌، برای‌ دین‌ پیامبر و کتاب‌ آسمانی‌ او احترام‌ قائل‌ است‌، مانند دین‌ یهود و دین‌مسیحیت‌.
قسمت‌ ب‌ ـ کافر غیر اهل‌ کتاب‌ یا مشرکین‌: به‌ کسی‌ اطلاق‌ می‌شود که‌ اعتقادی‌ به‌ هیچ‌ یک‌ از ادیان‌ الهی‌ ندارد.
قسمت‌ ج‌ ـ کافر مرتد: کسی‌ است‌ که‌ بعد از انتخاب‌ اسلام‌ به‌ آن‌ کافر شود و آن‌ بر دو قسم‌ است‌ مرتد یا فطری‌ است‌ یا ملی‌.
بند اول‌ ـ مرتد فطری‌: کسی‌ است‌ که‌ در حین‌ انعقاد نطفه‌اش‌ یکی‌ از پدر یا مادر یا هردوی‌ آن‌ها مسلمان‌ بوده‌اند و او پس‌ از بلوغ‌، اسلام‌ را پذیرفته‌ و پس‌ از آن‌ کافر شده‌ است‌.
بند دوم‌ ـ مرتد ملی‌: کسی‌ است‌ که‌ در حین‌ انعقاد نطفه‌اش‌ هیچ‌ کدام‌ از پدر و مادرش‌ مسلمان‌ نبوده‌اند و او پس‌ از بلوغ‌ اسلام‌ را پذیرفته‌ است‌ و پس‌ از آن‌ کافر شده‌ است‌.
قسمت‌ اول‌ ـ ازدواج‌ موقت‌ زن‌ مسلمان‌ با مرد غیر مسلمان‌: زن‌ مسلمان‌ تحت‌ هیچ‌ شرایطی‌ نمی‌تواند با مرد غیر مسلمان‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید. و فرق‌ نمی‌کند که‌ مرد کافر، اهل‌ کتاب‌ باشد یا اهل‌ غیر کتاب‌.۱۱۷ در بیان‌ دلیل‌ این‌ممنوعیت‌ که‌ مبتنی‌ بر فقه‌ اسلامی‌ و ریشه‌ در قرآن‌ کریم‌ دارد، گفته‌ شده‌:
حفظ اعتقاد اسلامی‌ و خوف‌ از تأثیر پذیرفتن‌ از عقیده‌ و رفتار غیر اسلامی‌ و مبتنی‌ بر کفر شوهر است‌ و چون‌ اسلام‌ به‌ حفظ اعتقاد و هویت‌ اسلامی‌ اهمیت‌ زیادی‌ می‌دهد و ازدواج‌ کافر و مسلمان‌، طبعا این‌ تأثیر و تأثر را دارد وبه‌ خصوص‌ زن‌ ممکن‌ است‌ بیشتر تحت‌ تأثیر شوهر قرار گیرد و احیانا دست‌ از اسلام‌ بردارد، بنابراین‌ ازدواج‌ زن‌ مسلمان‌ با مرد غیر مسلمان‌ به‌ اتفاق‌ اجماع‌ مسلمین‌ حرام‌ است‌. فقها علاوه‌ بر استناد به‌ برخی‌ از آیات‌ قرآن‌ کریم‌،می‌گویند در این‌ ازدواج‌ ترس‌ وقوع‌ مؤمنه‌ در کفر است‌ زیرا زوج‌، عادتا او را به‌ دین‌ خود می‌خواند و زنان‌ عادتا از مردان‌ پیروی‌ می‌کنند و در دین‌ از آن‌ها تقلید می‌نمایند،۱۱۸ و نیز در قرآن‌ کریم‌ از سلطه‌ کافر بر مؤمن‌ منع‌ شده‌ است‌.۱۱۹
قسمت‌ دوم‌ ـ ازدواج‌ موقت‌ مرد مسلمان‌ با زن‌ غیرمسلمان‌ اهل‌ کتاب‌: ازدواج‌ موقت‌ مرد مسلمان‌ با زن‌ کافر اهل‌ کتاب‌ مانند زنان‌ یهودی‌ یا مسیحی‌ بر اساس‌ فتاوای‌ مراجع‌ عظام‌ جایز شمرده‌ شده‌ است‌۱۲۰ و مانعی‌ ندارد.
قسمت‌ سوم‌ ـ ازدواج‌ موقت‌ مرد مسلمان‌ با زن‌ غیرمسلمان‌ غیر اهل‌ کتاب‌: ازدواج‌ موقت‌ مرد مسلمان‌ با زن‌ کافر غیر اهل‌ کتاب‌ که‌ به‌ مشرک‌ معروفند بر حسب‌ فتاوای‌ مراجع‌ عظام‌ جایز شمرده‌ نشده‌ و از موانع‌ ازدواج‌ است‌ و مردمسلمان‌ نمی‌تواند با زن‌ مشرک‌ به‌ صورت‌ موقت‌ نیز ازدواج‌ نماید.
قسمت‌ چهارم‌ ـ ارتداد زن‌ یا شوهر بعد از ازدواج‌ موقت‌: پس‌ از ازدواج‌ موقت‌ اگر یکی‌ از زوجین‌ مرتد شود، ادامه‌ ازدواج‌ صحیح‌ نیست‌ و اگر قبل‌ از نزدیکی‌ ارتداد حاصل‌ شود، عقد ازدواج‌ موقت‌ به‌ خودی‌ خود منحل‌می‌گردد و در این‌ جهت‌ فرقی‌ نمی‌کند که‌ مرتد فطری‌ باشد یا ملی‌.۱۲۱
لازم‌ به‌ ذکر است‌ که‌ قانون‌ مدنی‌ در رابطه‌ با زادواج‌ موقت‌ مرد مسلمان‌ با زن‌ غیرمسلمان‌ مطلبی‌ بیان‌ نکرده‌ و آن‌ را با سکوت‌ برگزار کرده‌ است‌ لذا به‌ استناد اصل‌ ۱۶۷ قانون‌ اساسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ قضات‌ بایستی‌ حکم‌قضیه‌ را با استناد به‌ منابع‌ معتبر اسلامی‌ یا فتاوای‌ معتبر صادر نمایند.۱۲۲

بخش‌ ششم‌ ـ عده‌ زن‌:
یکی‌ دیگر از موانع‌ ازدواج‌ موقت‌ این‌ است‌ که‌ زن‌ در عده‌ باشد.
تعریف‌ عده‌ عبارت‌ است‌ از:
مدتی‌ که‌ پس‌ از جدایی‌ زن‌ از شوهر که‌ ازدواجشان‌ منحل‌ شده‌ است‌ باید سپری‌ شود تا پس‌ از آن‌ بتواند شوهر دیگری‌ اختیار نماید.
ماده‌ ۱۱۵۰ قانون‌ مدنی‌ در تعریف‌ عده‌ بیان‌ می‌دارد:
“عده‌ عبارت‌ است‌ از مدتی‌ که‌ تا انقضای‌ آن‌ زنی‌ که‌ عقد نکاح‌ او منحل‌ شده‌ است‌ نمی‌تواند شوهر دیگر اختیار کند.”
قسمت‌ الف‌ ـ اقسام‌ عده‌:
عده‌ دارای‌ اقسام‌ مختلفی‌ است‌ که‌ عبارتند از:
عده‌ وفات‌ ـ عده‌ طلاق‌ ـ عده‌ فسخ‌ ـ عده‌ نزدیکی‌ به‌ شبهه‌ ـ عده‌ زن‌ حامله‌ ـ عده‌ بذل‌ یا انقضای‌ مدت‌ در ازدواج‌ موقت‌.
اگر مردی‌ بخواهد با زن‌ ازدواج‌ موقت‌ نماید و آن‌ زن‌ در یکی‌ از عده‌های‌ مذکور باشد، از موانع‌ ازدواج‌ موقت‌ است‌ و تا انقضای‌ عده‌، مجاز به‌ ازدواج‌ موقت‌ نیست‌ و ازدواج‌ موقت‌ وی‌ موکول‌ به‌ تمام‌ شدن‌ عده‌ است‌.
عده‌ وفات‌ چهار ماه‌ و ده‌ روز، عده‌ طلاق‌ و فسخ‌ نکاح‌ و نزدیکی‌ به‌ شبهه‌ سه‌ طهر، عده‌ زن‌ حامله‌ تا وضع‌ حمل‌، عده‌ بذل‌ مدت‌ یا انقضای‌ مدت‌ در ازدواج‌ موقت‌ دو طهر است‌.

قسمت‌ ب‌ ـ کسانی‌ که‌ لازم‌ نیست‌ عده‌ نگه‌ دارند:
در سه‌ صورت‌ نگه‌ داشتن‌ عده‌ برای‌ زن‌ واجب‌ نیست‌:
۱- چنانچه‌ وی‌ صغیره‌ و کمتر از ۹ سال‌ سن‌ داشته‌ باشد.
۲- چنانچه‌ زن‌ غیر مدخوله‌ بوده‌ یعنی‌ اینکه‌ پس‌ از عقد و قبل‌ از نزدیکی‌، ازدواج‌ وی‌ منحل‌ شده‌ است‌.
۳- چنانچه‌ زن‌ یائسه‌ باشد یعنی‌ اینکه‌ به‌ سن‌ یائسگی‌ رسیده‌ و مأیوس‌ از حمل‌ است‌، زنان‌ سیده‌ )قریشی‌ (در شصت‌ سالگی‌ و غیر آنان‌ در پنجاه‌ سالگی‌ یائسه‌ می‌شوند.۱۲۳

بخش‌ هفتم‌ ـ احرام‌:
ماده‌ ۱۰۵۳ قانون‌ مدنی‌: “عقد در حال‌ احرام‌ باطل‌ است‌ و با علم‌ به‌ حرمت‌ موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است‌.”
یکی‌ دیگر از موانع‌ ازدواج‌ موقت‌ احرام‌ است‌.
احرام‌ حالتی‌ است‌ که‌ زائران‌ خانه‌ خدا برای‌ زیارت‌ مکه‌ معظمه‌ وارد میقات‌ می‌شوند و در آن‌ مکان‌ لباس‌های‌ خود را درآورده‌ و لباس‌ مخصوص‌ احرام‌ را می‌پوشند و از زمان‌ نیت‌ و گفتن‌ لبیک‌ محرم‌ می‌شوند و در زمان‌ احرام‌بیست‌ و چهار چیز که‌ یکی‌ از آن‌ها ازدواج‌ است‌ بر شخص‌ محرم‌ حرام‌ می‌شود و تا قبل‌ از انجام‌ تقصیر که‌ از احرام‌ خارج‌ می‌شود این‌ ممنوعیت‌ باقی‌ است‌.
قسمت‌ الف‌ ـ با علم‌ به‌ حرمت‌: اگر مردی‌ در حال‌ احرام‌، زنی‌ را به‌ ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد و علم‌ به‌ حرام‌ بودن‌ آن‌ داشته‌ باشد، عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و پس‌ از احرام‌ هم‌ هرگز نمی‌تواند این‌ زن‌ را به‌ عقد موقت‌ خوددربیاورد و این‌ موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ است. و از این‌ جهت‌ فرقی‌ نمی‌کند که‌ با وی‌ نزدیکی‌ کرده‌ است‌ یا خیر.
قسمت‌ ب‌ ـ با جهل‌ به‌ حرمت‌: اگر مردی‌ در حال‌ احرام‌، زنی‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد و نسبت‌ به‌ حرام‌ بودن‌ آن‌ در حال‌ احرام‌ جاهل‌ باشد، عقد ازدواج‌ موقت‌ وی‌ باطل‌ است‌ اما موجب‌ حرمت‌ ابدی‌ نیست‌ ومی‌تواند پس‌ از خارج‌ شدن‌ از احرام‌ با آن‌ زن‌ ازدواج‌ نماید و از این‌ جهت‌ چون‌ علم‌ نداشته‌ و جاهل‌ بوده‌، فرقی‌ نمی‌کند که‌ در ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ شده‌ در حال‌ احرام‌، با وی‌ نزدیکی‌ کرده‌ است‌ یا نه‌.

نویسنده: حسن گنجی
کارشناس ارشد حقوق خصوصی
کتاب روابط زوجین در ازدواج موقت





نوع مطلب : رابطه جنسی متعادل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 خرداد 1390 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()