تبلیغات
همه جای ایران سرای من است شهر من گنبد کاووس - مطالب اسلام پزشک بی دارو
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی رایگانی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
همه جای ایران سرای من است شهر من گنبد کاووس




ماست  
ماست جزء غذاهاى قدیمى انسانها است ، غذایى است كه بیشتر بعنوان نان خورش فقراء محسوب مى شود و ثروتمندان آن را همراه غذا و در كنار سفره قرار مى دهند و داراى خواص و مزایاى بسیارى است .
و چون به اصطلاح ، طبیعت آن سرد، و به اصطلاح دیگر ویتامین ((
ب )) آن زیاد است گفته شده كه آنرا با ((زنیان ))
بخورند.
عن ابى الحسن ع قال من اراد الماست و لا یضره فلیصب علیها الها ضوم قلت و ما الها ضوم ! قال النانخواه (170)
هر كس مایل به خوردن ماست است و نیز مى خواهد كه زیانى به او نرسد زنیان در آن بریزد و بخورد.
دستورى كه از روایت فهمیده میشود تعادل بین اغذیه از نظر مواد غذایى است كه این خود اصل بسیار اهمیتى در سلامت بدن است .
((
ماست براى اشخاص سرد مزاج خوب نیست رطوبت را زیاد مى كند، محرك نیروى جنسى است ))
(171)
ولى زنیان به اصطلاح ، طبعى گرم دارد لذا بین هر دو تعادل غذایى برقرار مى شود.
دانستیم كه على (ع ) ماست را خورش خود قرار مى داد و این هر چند غذاى زاهدانه اى است ولى اهمیت و قدرت غذایى آن امروز آشكار گشته است .
((
از قرنها به این طرف ماست یكى از مواد مهم غذایى و قابل جذب بوده است و تذكار این نكته در اینجا لازم و ضرورى است كه كلمه ماست در تمام كشورهاى جهان به معناى غذاى طول عمر است .
ارمنیها ماست را ماتزون مى گویند اهالى یوگسلاوى ((
كیسلوملكو)) و ((پیر))
پادشاه سابق یوگسلاوى ضمن صحبت به من گفت و اطمینان داد كه غذاى بسیارى از صد ساله ها و سالخوردگان یوگسلاوى ماست است و آنها در اثر مصرف ماست طول عمر پیدا كرده و به صد سالگى مى رسند.
روسها ماست را به مقدار زیاد با نان سیاه مصرف كرده و از تندرستى كامل برخوردار میشوند در فرانسه ماست را یا اورت میگویند و آنرا با توت فرنگى جنگلى مخلوط كرده و مى خورند.
در جزیره سارونى ماست را ((
ژیودو)) و در هندوستان ((دادهى )) و در مصر ((لبن الرب ))
مى گویند كه تمام این اصطلاحات به معناى طول عمر است .
ماست بیش از شیر خاصیت دارد و بعلاوه كسانى هستند كه شیر معمولى و تازه به آنها نمى سازد ولى ماست را به خوبى هضم كرده و تحلیل مى برند زیرا نوعى مواد سفیده اى در ماست هست كه به سرعت هضم و جذب مى شود كلسیم آن براى اشخاص سالخورده بسیار مفید است و زود جذب مى گردد و بسیارى از ویتامین هاى گروه (ب ) را باكتریهاى ماست در روده ها ساخته و پرورش داده و به خون مى فرستد.
اشخاص سالخورده اى كه از گاز و عفونت روده هاى خود مى نالند اگر بطور مرتب ماست بخورند باكتریهاى غیر مرثى نمى توانند در اسید لاكتیك
(172) ماست زنده بمانند این نست كه مرده و متدرجا تخلیه مى شوند و در نتیجه گاز و عفونت روده آنها بكلى برطرف مى گردد))(173)





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

نان 
نان غذاى اصلى بیشتر مردم است بیشتر نانها را از گندم و جو و برنج درست مى كنند.
نان گندم 
1 - نان سفید،
2 - نان سیاه ،
منظور از نان سفید نانى است كه گندم آنرا بوسیله ماشینهاى مخصوصى آرد مى كنند، این ماشینها كاملا سبوس گندم را مى گیرد و تقریبا مغز گندم باقى میماند، از این رو نانى سفید و زیبا ساخته مى شود.
سبوس همان جدار و پوست گندم است كه دائما برابر نور و تشعشعات خورشید و باد و باران بوده كه به وسیله همان ماشینها از نان سفید دور مى ماند و از این رو نان سفید را به صورت غذایى بى خاصیت بلكه زیان آور در مى آورد.
((
امتحانات علمى دانشمندان نشان داده كه اگر سگى را با نان سفید تنها غذا دهیم حداكثر 50 روز باقى مى ماند در صورتیكه سگهایى كه با نان كامل یعنى نانیكه الك نشده باشد تغذیه شوند سالها صحیح و سالم مى مانند.
نان سفید ترشى معده را زیاد مى كند و در نتیجه تولید ضعف عمومى كرده و راه را براى ورود امراض عفونى باز مى كند. عده اى از پزشكان اثرات اسف انگیز نان سفید را كه عامل اصلى ایجاد سل است نشان داده اند.
نان ، كسى را ضعیف نمى كند ولى خیلى سفید آن تولید یك نوع ترشى مى كند كه آن را ترشى نشاسته اى نامیده اند.
اشخاصى كه با نان سفید تغذیه شوند 58 در صد آنرا هضم نكرده دفع مى نمایند این مدفوعات با اسید لاتیك مخلوط بوده و اثرى از پیتون ندارند در صورتیكه اگر با نان كامل تغذیه شوند فقط 5 در صد آنرا هضم نشده دفع مى نمایند.
این مدفوع ؛ بدون اسید لاتیك و توام با پیتون است .
نان سفید عامل بسیارى از ابتلائات معده اى است زیرا نان سفید از نشاسته تركیب شده است .
نشاسته یكى از مواد قندى است كه در بدن مى سوزد و تولید نیرو مى كند ولى وقتى زیادى باشد بطور ناقص هضم شده و به سرعت در معده تخمیر مى شود))
(157)
نان سیاه 
نان سیه به نانى گفته مى شود كه داراى مواد غذایى كامل است ، زیرا پوست گندم كه جزء عمده گندم از نظر غذایى به شمار میرود در آن باقى مانده است .
((
خلاصه تمام قسمتهاى فعاله و زنده گندم در پوست جمع شده است . در سیلوهاى بزرگ جدید معمولا آسیاها داراى نرده هاى بزرگ فلزى هستند این نرده ها هنگام آسیا كردن ایجا فشار زیاد مى كند و این فشار و حرارت سبب مى شود كه چربى گندم به سبوس چسبیده و بعد با آن خارج مى شود این چربى داراى منافع و فوائد بسیار است كه ما آنرا بدون جهت به دور میریزیم و از آن استفاده نمى كنیم . نطفه گندم نیز كه قسمت زنده و فعال آن است با الك گرفته مى شود.
موادى كه به سبوس مى چسبند عبارتند از مواد چربى و مواد فسفر دار و از همه بالاتر گلوتن است كه یگانه قسمت ازت دار گندم است و در حقیقت جزء مصالح ساختمانى بدن به شمار مى آید.
سیلیس نیز كه عامل ساختمانى دندانها و استحكام استخوانها است و با كمك اكسیژن هوا قلب و كلیه ها را محكم مى سازد و در اثر الك كردن از بین مى رود و یكى از علل ایجاد مرض قند فقدان سیلیس مى باشد.
در اطراف نطفه گندم مواد سفیده اى و معدنى زیاد وجود دارد كه همه در اثر الك كردن خارج مى شوند و مهمترین آنها عبارتند از پتاسیم ، نمك ، آهن ، ارسنیك و كمى كلسیم این مواد تماما براى گلبولهاى سفید خون كه سربازان مدافع بدن مى باشند كمال لزوم را دارند. و همچنین وجودشان براى گلبولهاى خون ضرورى است .
دیاستارهاى مخصوص گندم كه رنگ نان را در موقع پختن كمى خرمائى مى نمایند نیز در اثر الك كردن از بین رفته و نان را سفید مى كنند.
حالا در این خلاصه خودتان قضاوت نمائید كه چه چیزهایى مفیدى را بدون جهت از نان مى گیرند و الك هاى دو صفر و چهار صفر هم مرض ‍ سفید گرى آنها را تخفیف نداده كه بفكر الكهایى با صفرهاى زیادترى هستند))
(158)
خمیر ترش  
ما انسانها نمى توانیم گندم آرد شده را بخوریم . بلكه باید به وسایلى آرد سالم را بپزیم و سپس آنرا بخوریم . پختن نان احتیاج به خمیر ترش دارد. خمیر ترش نیز دو قسم است . سالم و غیر سالم ؛ خمیر ترش غیر سالم و قلابى ضررش بیشتر از نان سفید است ، زیرا این نوع خمیر ترش از تركیبات زاج سفید است . و به اعتراف دانشمندان :
((
زاج اثر عمیقى روى غدد تناسلى زنان دارد، و پس از آنكه 4 ماه این مواد به حیوانات خورانده شد، مشاهده شد كه تخمدان آنها 50 درصد كوچك شده و از تولید مثل آنها كاسته است پس خمیر ترش مصنوعى كه پایه آن روى زاج قرار گرفته است ، براى بقاء نسل بشر، بسیار مضر و خطرناك است ، و نتیجه جز تباه كردن ساختمان تناسلى و معدى ندارد، و از نظر بهداشت غذایى مردود است ))
(159)
همه این بیماریها، چیزى جز محصول تمدن جدید و زندگى ماشینى نیست تمدن جدید اگر سهولت زندگى را براى بشر به ارمغان آورده . بهمراه خود این خطرات را نیز آورده است .
((
اسبورن )) مى گوید، ما طبیعت را در ضمن جنگى ساكت و بى صدا شكست داده و تسخیر كرده ایم ولى نتیجه این شكست طبیعت و پیروزى ما، انهدام نسل انسانى است كه داراى عواقبى به مراتب وحشتناكتر از بمب و نیروى اتمى شده است ))
(160)
كود شیمیایى 
صحبت از نان سفید و زیانهاى آن بود، از نان سفید بگذریم ، به بذر و كاشت گندم بپردازیم .
زمینى كه مى خواهد بذر را قبول كرده و آنرا سبز كند، باید آماده و مستعد و نیرومند باشد، براى نیرومند كردن زمین به آن كود مى دهند، در زمانهاى سابق به زمین كودهاى حیوانى و معمولى داده مى شد، ولى امروز كود شیمیایى مى دهند، خوبست مقایسه اى بین این دو كود به عمل آوریم .
((
هر وقت ممكن سد، غذایى را مصر كنید، كه محصول آن از زمینى بدست آمه باشد كه كود طبیعى و حیوانى به آن داده باشند، زیرا از زمینى كه با یك طبقه نازك كود شیمیایى كشت و زرع مى شود محصولى به دست مى آید كه از لحاظ مواد غذایى كاملا ضعیف و فقیر است ، و مسلم است كه اگر چنین محصولى بخورد انسان یا حیوان برسد مواد حیاتى لازم را به بدن نرسانده و جسم را براى حمله امراض مختلف مستعد مى كند و من مى دانم كسانى كه در شهرهاى بزرگ و صنعتى سكونت دارند به آسانى نمى توانند چنین غذایى را تهیه كرده و مصرف نمایند. ولى روزى خواهد رسید كه چون برترى و اهمیت چنین محصولى مسلم گردد، همه در پى محصول زراعتى باشند كه با كود طبیعى و حیوانى به دست آمده باشد))
(161)
نان جو 
نان جو، از جو تهیه مى شود، سبوسهاى جو، مانند سبوسهاى گندم مواد با ارزشى هستند.
((
سبوس جو، داراى ویتامینهاى ((ب )) بمقدار زیاد مى باشد، خوردن آن نیز سبب مى شود كه میكروبهاى مفیدى كه در معده بوده و ویتامینهاى ((ب )) مى سازند رشد نموده ، مقدار زیادى ویتامین ب تحویل بدن انسان نمایند. بنابراین خوردن نان جو، با غذاهایى كه ویتامین ب زیاد دارند جایز نیست ))
(162)
معمولا در زندگى امروزه ، مردم براى نان گندم ارزش بیشترى قایل هستند، خوب است از نظر غذایى مقایسه یى بین ایندو نان بشود. تا ارزش بیشتر هر كدام معلوم گردد.
((
نان گندم مقدارى كلسیم بدن را رسوب مى دهد، ولى نان جو این خاصیت را ندارد، و حتى داراى مقدارى كلسیم مى باشد، بنابراین خوردن نان گندم به مقدار كم براى كسانى كه غذاهاى متنوع و كلسیم دار مى خورند؛ و از حرارت آفتاب استفاده مى كنند، بسیار نافع است . زیرا كلسیم هاى كهنه در بدن آنها از بین رفته ، و جاى خود را به كلسیم تازه مى دهد.
كسانیكه غذاى هاى متنوع نمى خوردند نباید نان گندم سبوس دار میل نمایند، زیرا دچار كمبود كلسیم و فسفر خواهند شد، نان جو بعلت داشتن ویتامین ب و همچنین اثر نیكویى كه در پرورش میكروبهاى امعاء و مولد ویتامین ب دارد بسیار نافع است ، و جوانى را حفظ مى كند و از سفید شدن مو جلوگیرى مى كند))
(163)
((نان جو و همچنین غذایى كه با جو پخته شود؛ داراى مقدار زیادى ویتامینهاى ((ب )) هستند و در تقویت میكروبهاى مفید روده ها موثر مى باشند، و از این جهت است كه دهاتیهایى كه نان جو مى خورند دیر پیر مى شوند، موى سرشان نمى ریزد و جو و سبوس آن یكى از بهترین درمان كلسترل مى باشد.(164)
غذاى پیشوایان ما 
خوب است برنامه اسلامى را از نظر نانها مورد توجه و دقت قرار بدهیم ، و خوراك پیشوایان اسلام را ببینیم ، البته این بررسیها تنها از جنبه بهداشت غذایى صورت مى گیرد، و جنبه تقوى و زهد آن مورد بحث نیست .
140
((
شخصى به نام ((سوید ابن غفله )) مى گوید بر على ابن ابى طالب (ع ) وارد شدم ، دیدم ظرف ماستى در جلو نهاده كمى بوى ترشى از آن استشمام مى شد؛ و نیز در سفره آنحضرت گرده نانى بود از جو كه سبوسهاى درشت آن در رویش پیدا بود، نان جوین را با دست مى شكست ، و آنها را در میان ظرف ماست مى انداخت على (ع ) بمن تعارف كرد كه از غذایش بخورم ، گفتم روزه هستم فضه خدمتگذار خانه على در گوشه اى نشسته بود، به او گفتم : چرا مراعات حال این پیر مرد (على (ع )) را نمى كنید؟ چرا نان از آرد الك نكرده باو مى دهید! فضه گفت این دلسوزى را ما قبلا كرده ایم ، اما خود آنحضرت دستور داده كه نانش از آرد الك نكرده باشد سپس على (ع ) روى به جانب سوید ابن غفله كرد و فرمود: آنچه براى فضه گفتم اینك براى تو مى گویم : پدر و مادرم فداى رهبر بزرگ اسلام پیامبر اكرم (ص ) باد كه نانش ‍ از آرد الك نكرده بود))
(165)
چنانكه گفتیم صرف نظر از جنبه هاى تقوى و زهد، اگر این غذاى على (ع ) را در چهارده قرن قبل كه سخنى از ویتامین هاى سبوس و ارزش غذایى آن و نان جو نبوده مورد بررسى و مطالعه قرار بدهیم عظمت علمى پیامبر و ائمه بهتر و بیشتر براى ما روشن مى شود بعلاوه از روایت چنین بر مى آید كه در آن زمان هم نان كم سبوس و پر سبوس بوده زیرا سوید بن غفله مى گوید چرا نان از آرد پر سبوس و الك نكرده به على (ع ) مى دهید سپس خود على (ع ) در مقام دفاع از خادمه خود (فضه ) مى گوید: من از پیامبرى پیروى مى كنم كه نان او نیز از آرد الك نكرده بود با در نظر گرفتن خواص نان جو و ارزش ‍ غذایى ماست شما قضاوت كنید كه نان جو و ماست چگونه غذاى با ارزشى خواهد بود!
علاوه بر این قبلا دیدیم كه نان جو طورى است كه انسان را از خوردن غذاهاى متنوع بى نیاز مى كند؛ و افرادى مانند پیشوایان دینى ، كه ماءموریت الهى آنان ، تقویت جنبه هاى معنوى و روحى اجتماع بشرى است ، باید برنامه زندگى و مخصوصا غذایى آنها تسلى بخش جگرهاى سوخته و شكم هاى گرسنه باشد؛ تا آنها را از انحرافهاى اخلاقى ، مانند دزدى ، غارت ، و چپاول نجات دهد.
نان برنجى 
از اقسام نانها نیز، نان برنجى است ، براى پختن آن چند طریق است :
1 - برنج را چلو بپزند (یعنى آب كش كرده كه لعاب آن را گرفته باشند) بعد چلو را خشك كنند، و آرد كنند و با آب خمیر نمایند سپس یكى دو ساعت بگذارند تا خمیر چاق شود، بعدا نان بپزند.
2 - چلو پخته را نرم بسایند كه مانند خمیر شود و نان بپزند.
3 - برنج را آرد نموده در وقت طبخ اندك اندك در آب جوشان بریزند و بر هم بزنند تا طبخ تمام یابد و مثل خمیر شود و از آن خمیر نان نازك بپزند.
نان برنجى تقریبا جزء شیرینى ها و خوردنیهاى تشریفاتى است ولى در عین حال از نانهاى بهداشتى است .
امام رضا(ع ) در این باره مى فرماید:
مادخل جوف المسول انفع من خبز الارز(166)
بهتر از نان برنجى چیزى براى شخص مسلول نیست .
و امام صادق (ع ) مى فرماید:
اطعموا المبطون خبز الارز، فمادخل جوف المبطون شى انفع منه
(167)
به شخص مبطون (كسى كه نمى تواند از خروج مدفوع خود جلوگیرى كند) نان برنجى بدهید كه چیزى نافع تر از آن برایش نیست .
در كلام دیگرى از امام ششم نیز به كثیر الغذا بودن این نان اشاره شده است و نیز پیشواى ششم مى فرماید:
لیس یبقى فى الجوف من غدوة الى اللیل الاخبزالارز(168)
تنها نان برنجى است كه از صبح تا شب در معده باقى مى ماند.
یكى از دانشمندان غذایى قدیم درباره نان برنجى چنین نوشته است :
((
نان برنجى ، سرد بسیار خشك و معطش و مقوى بدن و كثیر الغذا و جهت اسهال صفراوى و دموى و نیكو كردن رنگ رخسار و مؤ ثر.... و نیكو است براى افراد مسلول ))
(169)





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 6 اسفند 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

آب  
بهترین چیزى كه مى توان در تعریف آب نوشت این است كه بگوئیم آب مایه حیات است .
آب خالص از نظر شیمیائى از 33 جسم مختلف درست شده است .
((
در حقیقت آب براى ما آنقدر لازم است و اهمیت دارد كه اهمیت آن مثل وجود آن براى حیواناتى است كه در آب زندگى مى كنند.
120
((
ما درباره ماهیان و گیاهان دریایى فكر مى كنیم كه داراى دستگاههایى هستند كه در آب زندگى مى كنند و محال است بتوانند در هوا زنده بمانند، ما اعتقاد داریم كه موجود خاكى هستیم و نمى توانیم در زیر سطح آب زندگى كنیم . ولى فراموش كرده ایم كه زیر پوست بدن خود ما هم موجودات آبى هستند.
میلیونها و میلیارها سلولهاى بدن ما در یك دنیاى مایعاتى متغیر زندگى مى كنند كه بوسیله دستگاههاى خود كار بطور معجزه آسایى خون و آب بدن ما كنترل و مرتب مى شوند.
با آنكه آب قسمت مهمى از بدن و وجود ما را تشكیل مى دهد شگفت آور نیست كه آب نه تنها براى ما لازم است بلكه ما مى توانیم از آن لذتهاى بى شمارى را بر گیریم ))
(140)
در قرآن مجید آب مایه اصلى حیات و خلفت معرفى شده است .
((و جعلنا من الماء كل شى ء حى ))(141)
هر چیز زنده را از آب آفریدیم .
آب نه تنها نقش حیات را دارد بلكه براى بسیار از امراض ، دارویى شفا بخض است .
((
ما نمى توانیم چه خاصیتى در آب هست كه تاثیرى قطعى بر بیماران ، اشخاص و حتى اشخاص سالم و تندرست دارد. اما ((پر كنایپ )) مكرر تصدیق كرده است كه آب داراى یك قدرت شفا بخش خیلى نیرومندى مى باشد و او یقین دارد كه هزاران اشخاصیكه در چشمه كوچكش به ((وریس هوفن )) در ((باویر))
رفته اند و مى روند نتایج عجیب و قابل تحسینى بدست مى آورند.
گذشته از نتایج نیكویى كه آب به بیماران مى بخشد دیناى آب همچنین دینایى پر از نشاط و شادى است كه در دسترس همه مى باشد و همه مى توانند و از آن بهره ببرند. قواى طبیعى كه در آب وجود دارد هنوز بطور كامل مورد مطالعه و تحقیق قرار نگرفته است ، در سال 1893 ((
سیمون باروخ )) اولین كتاب اصلى خود را درباره این موضوع چاپ كرده و انتشار داد كه عنوان كتاب ((موارد استعمال آب در طب جدید)) بود و در سال 1920 كتاب كوچك دیگرى در این باره بنام ((ملخص معالجه با آب ))
انتشار داد.
از مطالعه این كتاب به وضوح نتیجه گرفته مى شود كه آب یك عنصر قوى و مهمى در حیات و زندگى ما است و در این مورد ((
سیمون باروخ ))
لیستى از خواص آب تهیه كرده است . بعقیده سیمون با روخ آب داراى خواص زیر است .
1 - مقوى است 2 - مسكن درد است 3 - نیرو بخش است 4 - مدر است 5 - معرق است 6 - مهوع است 7 - مسهل است 8 - براى نگهدارى منا بولیسم مفید است 9 - ضد عفونى كننده است 10 - قاطع تب است 11 - خواب آور است 12 - خاصیت بیحس كردن موضعى دارد))
(142)
درباره خاصیت شفا بخش آبهاى گرم و سرد و نیز آبهاى گرم معدنى كه با حرارت و گرمى از چشمه هابیرون مى آید از پیامبر اكرم و ائمه ما روایاتى آمده كه در بعضى بطور كلى عنوان شفا بخش بودن آب را تذكر داده و در بعضى خاصیت دارویى آن را تعیین نموده اند.
على علیه السلام میفرماید:
آب سرد حرارت بدن را مى كاهد، و تب را از بین مى برد.
((الماء البارد یطفى ء الحرارة و یصیب به على المحموم ))(143)
در كلام دیگر فرموده است :
((الماء البارد و الماء المغلى ینفع من كل شى ء و لا یضر من شى ء))(144)
آب سرد و آبهاى جوشیده هیچگونه ضررى ندارند، بعلاوه داراى منافعى نیز هستند.
پزشكان امروز پاهاى تب دار را با آب سر مى شویند و بدینوسیله از شدت حرارت مى كاهند و نیز در مواردى كه اسهال شیوع یافته باشد بهترین راه دچار نشدن به این بیمارى مخصوصا در كودكان خردسال جوشاندن آب و سپس خوردن آن است .
آبتنى و شناورى 
خاصیت آب را نمى توان منحصر به آشامیدن كرد، یكى از جنبه هاى شفا بخشى آب ، آب تنى و بهتر از آن شناورى است .
شاید خود شما شاهد این تجربه توام با لذت بوده اید و اگر نبوده اید از این به بعد امتحان كنید.
هرگاه خیلى خسته مى شوید و توانایى كار ندارید، آبتنى كنید، یا لااقل دوش ‍ آب سرد بگیرید با این عمل خواهید كه انرژى از دست رفته را باز خواهید یافت و حالت نشاط و طرب فوق العاده اى در خودتان احساس خواهید كرد.
كسى كه شناورى را بلد باشد مى داند كه از لذتهاى این جهان شناورى و گردش در میان امواج آبها است شنا در میان چشمه هایى كه آب نقره گون دارند و از تمیزى و صافى برق مى زنند مانند دور شدن از دنیاى خاكى و زندگى و زندگى نمودن در دنیاى دیگرى كه پر از لطافت و پاكیزگى است ، مى باشد. آب سرد، مقواى اعصاب كوفته است ، و شنا، مخصوصا در آب سرد، خود مقوى دیگرى است زیرا بواسطه حركات دست و پا تنفس ‍ عمیقى كه در تواءم با لذت و نشاط است اعصاب و عضلات تمدید نیرو مى كنند.
از خواص مهم آبتنى یا شناورى در آب سرد، عادت كردن بدن به سرما و گرما است .
كسى كه در فصل تابستان در میان چشمه ها و آبهاى سردشنا مى كند، و بعدا از حرارت و نور خورشید فروزان بهره مند مى شود بدنش در مقابل تغییر هوا بیمه مى شود و به این زودیها از گرما و سرما متاثر نمى گردد بلكه یك نوع مصونیت پیدا مى كند كه در فصل زمستان از سرما خوردگیهاى پى در پى راحت و آسوده است .
باز هم بگویم : لذت واقعى ، لذت بدون زیان ، لذتى كه خدا براى بنده اش ‍ آفریده و خلاصه بهترین تفریحات سالم ، شناورى میان آب تمیز، در زیر نور خورشید است .
امام ششم علیه السلام مى فرماید:
لو انى عندكم لا تیت الفرات كل یوم فاغتسلت (145)
اگر من پیش شما (عراق ) مى بودم هر روز در آب فرات ، آبتنى مى كردم .
((
هیچ چیز در دنیا نه تنها براى بیماران بلكه همچنین براى اشخاص سالم و تندرست بهتر از عادت دادن و لذت بردن بدن از آب نیست مخصوصا وقتى بدن ، عمل مهیج و محرك نوازش آب و آفتابى را بخورد بپذیرد بتجربه رسیده كه آب ، اعصاب زیر پوست را تحریك مى كند و از این میان اعضاء داخلى بدن تقویت مى یابد))
(146)
تذكر این نكته ضرورى است :
معناى گفته بالا این نیست كه انسان براى شنا در محیطهاى آلوده و كثیف حاضر شود و از این راه واقعیت سوء استفاده نماید بلكه آن داراى گناه است و باید دورى گزید و شنا در آب داراى منافعى است كه باید در محیطهاى غیر گناه انجام داد.
آب زیاد ننوشید 
گفتیم آب یك ماده حیاتى و با ارزش است ، ولى زیاده روى در نوشیدن آن جایز نیست .
امام صادق (ع ) در این باره مى فرماید:
لو ان الناس اقلوا من شرب الماء لا ستقامت ابدانهم (147)
اگر مردم آب كمترى بیاشامند بدنهاى آنها محكمتر و قویتر مى شود.
خوردن آب كم مخصوصا با بعضى از غذاها از نظر اسلام مطلوب است زیرا در تاریخ زندگى پیامبر مى خوانیم :
و كان النبى (ص ) اذا اكل الدسم اقل من شرب الماء و یقول هو امرء لطعامى (148)
پیامبر اكرم (ص ) وقتى غذاى چرب مى خوردند آب كمتر مى نوشیدند و مى فرمودند آب كمتر براى غذاى من گواراتر است .
((
نوشیدن ، مثل خوردن باید با هوشیارى و فراست انجام گیرد و باید طورى آن را یاد بگیریم و بآن آموخته گردیم كه بدون هیچ فكرى آن را انجام دهیم .
من با طرفداران صمیمى این فكر و كارشناسان پرهیزى كه عقیده دارند هر روز شش ، هشت یا ده لیوان آب باید نوشید كاملا مخالف هستم .
بدن ما خود درك مى كند چه وقت تشنه است و من معتقدم بدن بهتر از ما میداند چه موقع باید آب بنوشیم !
تحقیقا وقتى ما در جاهاى گرم هستیم یا در اقالیمى سكونت داریم كه زیاد عرق مى كنیم آب بیشترى مى نوشیم اما این طبیعت جسم انسان است كه خواهد گفت ما احتیاج بیشترى به آب داریم یا نه ))
(149)
چگونه آب بیاشامیم ؟ 
و این جالب است كه اسلام حتى در مورد چگونگى آشامیدن آب نیز ما را راهنمایى فرموده است و این دستورها را داده است :
1 - آب را به صورت مكیدن بیاشامیم چنانكه رسول اكرم فرموده :
((اذا شربتم الماء فاشربوه مصا و لا تشربوه عبا؛ فان العب یورث الكباد))(150)
وقتى آب مى آشامید. آهسته آهسته بیاشامید زیرا آشامیدن آن با سرعت موجب بیمار ((
كباد))
است (كباد معناى درد و ناراحتى كبد است )
و درباره اینكه آیا آب را یك مرتبه و یا چند مرتبه باید آشامید از على (ع ) رسیده است :
((تفقدت رسول الله (ص ) غیر مرة و هو اذا شرب الماء تنفس ثلایا مع كال واحد منهن تسمیة اذا شرب . و حمد اذا قطع ))(151)
بارها ناظر پیامبر اكرم بودم ، آنحضرت هر گاه آب مى آشامید، سه مرتبه در بین آشامیدن نفس مى كشید و در هر مرتبه كه مى خواست شروع به آشامیدن كنند بنام خدا شروع مى كردند و بعد از نفس كشدین الحمدلله مى گفتند.
2 - به داخل خوردنیها و ظرفها ندمیم ، اگر غذا گرم است بگذاریم خنك شود و اگر خنك است باز طورى بخوریم و بیاشامیم كه نفس ما به آب و غذا نرسد.
كان صل الله علیه و آله . لا یتنفس فى الاناء اذا شرب فاذا اراد ان یتنفس ‍ ابعد الاناء عن فیه حتى یتنفس (152)
رسول اكرم صل الله علیه و آله وقتى كه آب مى آشامیدند در آن آب تنفس ‍ نمى كردند. و هرگاه مى خواستند نفس تازه كنند ظرف را از نزدیك دهان دور مى كردند و سپس نفس مى كشیدند.
3 - بعضى ها وقتى مى خواهند آب بیاشامند دهان خود را داخل آب مى كنند مثلا سر را در جوى مى برند و آب مى خورند؛ اسلام این نوع آب خوردن را آب خوردن بهائم خواند و از آن منع كرده است .
نهى ان یشرب الماء كرعا كما یشرب البهائم (153)
پیامبر اكرم (ص ) از این كه انسان مثل چهار پایان آب بیاشامد نهى فرموده .
4 - آشامیدن آب از ظرف شكسته و از جاى شكستگى و محل دستگیره ظرف ، نهى شده است چنانكه امام باقر علیه السلام فرموده :
ان لا یشرب من عند عروته و لا من كسر ان كان فیه
(154)
از كناره دستگیره ظرف و جاى شكستگى آن آب نباید آشامید.
در روایت دیگر چنین وارد شده است
((فانه مجلس الشیطان ))(155)
زیرا آنجا محل شیطان است .
ممكن است در این مورد منظور از شیطان انواع میكروب باشد. بنابراین باید آب را از ظرفهاى بزرگ مانند كوزه و امثال آن داخل ظرف كوچكى ریخت و آشامید.
5 - در بین غذا آب نیاشامیم . امام هشتم مى فرماید:
((و من اراد ان لا یوذیه معدته فلا یشرب بین طعامه ماء حتى یفرغ و من فعل ذك رطب بدنه ؛ و ضعف معدته ، و لم یاخذ العروف قوة الطعام ))(156)
هر كس مایل است معده اش او را آزار و اذیتى نرساند بایستى بین غذایش ‍ آب نیاشامد تا آنكه از غذا فارغ شود كسى كه در بین غذا آب بیاشامد بدنش ‍ مرطوب و معده اش ضعیف مى شود و رگها و نیرو و انرژى غذا را جذب نمى كنند.





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 29 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

عسل 
عسل مرباى طبیعى است ساختمان عسل از این مزایا بر خوردار است .
1 - عسل نوشابه اى است كه سازندگان آن پیروان غرائزند.
بنابراین اهل تقلب و تزویر نیستند.
2 - مواد اولیه عسل ، از زیباترین و فرح انگیزترین ساخته هاى دست قدرت پروردگار یعنى گلهاى رنگارنگ و خوشبو كه در باغها و لاله زارها مى روید تهیه مى شود بنابراین مواد اصلى عسل از هواى لطیف بهار، آبهاى چشمه و كوهسار و نور تابناك خورشید بهره مند شده است .
3 - از مواد اولیه اش كه بگذریم ساختمان طبیعى عسل در برابر امواج پر بركت خورشید فراهم مى شود زیرا زندگى زنبور عسل بر خلاف موریانه است موریانه ها مى كوشند كه در رطوبت و تاریكى و فضاهاى آلوده زندگى كنند ولى زنبوران عسل مى كوشند تا در میان باغ باشند در گل و گیاه غوطه ور شوند برابر نور و جاهاى خشك بهداشتى لانه و كندو بسازند.
4 - در دنیا غذا و شربتى نیست كه پس از گذشت زمانى نگندد، كپك نزند، كرم نگیرد و خلاصه طعم و بوى و مزه اش تغییر نكند و فاسد نشود ولى عسل اینطور نیست فقط عسل است كه اگر ماهها، سالها و عمرها بماند در هر فضا و مكانى باشد فاسد نمى شود مى گویند زنبور عسل به ساخته خود ماده ضد عفونى دائمى به نام اسید فرمیك مى زند و عسل خود را براى همیشه بیمه مى كند.
در عسل مواد بسیارى وجود دارد كه عمده اش از این قرار است :
((
مواد معدنى :
پتاسیم - آهن - فسفر - ید - منیزیم - سرب - منگنز - آلومینیوم - مس - سولفور - كرومیوم - لیتیوم - نیكل - روى - اسمیوم - تیتانیم - سدیم - مواد آلى - مانیت ها - صمغ - پولن - اسید - لاكتیك - اسید فرمیك - اسید مالیك - اسید تارتاریك - اسید اگزالیك - اسید سیتریك - رنگها - روغنهاى معطر - مواد ازته .
مواد تخمیرى :
انورتاز - آمیلاز - كاتالاز - (پر اكسیداز - لیپاز)
عناصر دیگر عسل :
گلوكز - لولز - ساكارز - صمغ - دكسترین - مواد البومینوئید - سولفات ها - انورتین - اسیدفریمك - آب
عسل داراى ویتامین هاى شش گانه e-k-d-c-b-a
است برخى قائل به وجود ویتامین pp در عسل مى باشند
(134)
در عسل اینهمه مواد لازم براى انسان جمع است و شاید روى همین نظر قرآن درباره آن فرمود:
فیه شفاء الناس (135)
شفاء مردم در عسل است . 
عنوان شفا براى هیچ غذا و آشامیدنى دیگر در قرآن به كار نرفته است .
((
در دنیا هیچ غذایى به اندازه عسل نیروهاى كهربایى و تشعشات رادیو اكتیو ندارد عسل یك غذاى مفید براى اطفال است زیرا تمام مایحتاج غذایى را بطور طبیعى دارد قندش براى هر سنى مناسب است و سرشار از قیمتى ترین مواد حیاتى است تمام ویتامین ها و فلزات را دارد ویتامین ها و فلزاتى كه در گل پرورش یافته و در دامان خورشید تربیت شده اند.
عسل غذاى زنده كننده سالخوردگان و مربى خردسالان است عسل داراى 75 درصد مواد قندى ، 5 درصد مواد سفیده ائى و 2 درصد چربى است و از این رو ثابت میشود كه عسل یكى از غذاهاى نیرو بخش است .
عسل 13 میلى گرم فسفر، 4 میلى گرم كلسیم و 7 میلى گرم آهن در بر دارد. مقدارى هم مس در عسل وجود دارد این مواد معدنى بلافاصله وارد جریان خون مى شود، آهن عسل مرض كم خونى و فسفر و كلسیم عسل ، بیماریهاى استخوان و ریه را معالجعه مینماید))
(136)
امیر مومنان (ع ) مى فرماید:
لم یستشف مریض بمثل شربة عسل (137)
هیچ چیز مانند عسل شفاى بیمار نخواهد بود.
روایات بسیارى بطور سر بسته خاصیت عسل را بیان نموده است چنانچه در روایت دیگر است كه شفاء هفتاد بیمارى است و امروز دانشمندان ، مصارف داخلى و خارجى عسل را كه بررسى كرده اند بیشتر از اینها مصرف غذایى و دارویى است داشته است .
البته كلمه هفتاد دلالت بر زیادى و كثرت مى كند نه آنكه فقط عدد مخصوصى را بفهماند.
((
در اثر تشعشع خورشید كه در گلها منعكس میشود قندهاى آنها اثر عجیبى در رشد و ایجاد نیرو دارند. زیرا قندهاى زنده اى هستند كه با ویتامینهاى e-k-a تواءم بوده و آثارى از ویتامینهاى ث - ب ا - پ پ 5 میلى گرم ویتامین ب 2 دارند. و نیز داراى الكائیدهاى شفابخشى هستند كه در گلها وجود دارد، و حتى عده اى از دانشمندان حدس وجود هورمون هایى را در عسل زده اند.
دو تن از دانشمندان روسى كشف نموده اند كه عسل داراى تاءثیر فوق العاده اى در رشد است و اثر مهمى در حیات انسان دارد و معتقدند كه عسل براى رشد تمام اعضاء بدن مفید است .
ارزش درمانى عسل فوق العاده اهمیت دارد، در درجه اول اسید فرمیك است كه زنبور آن را براى حفظ از فساد به آن علاوه مى كند این ماده ضد عفونى كننده طبیعى ، ضررى ندارد و ضد روماتیسم است و در عین حال نیروبخش مى باشد قندش یك قند بسیار خوبى است و مقوى قلب است و سبب بهبود وضع فشار مایعات بدن مى شود كمى و زیادى فشار خون را علاج مى كند براى كبد بسیار نافع است و امراض كبد را معالجه مى كند و اغتشاشات كبدى را اصلاح مى نماید مخصوصا فوائد زیادى در درمان یرقان دارد.
اثر عسل در ریه بسیار جالب است و امراض ریوى را شفا مى دهد خواص ‍ التیام دهنده عسل قابل توجه است در مورد زخم معده و زخم روده اثنى عشر بایستى صبح ناشتا یك قاشق سوپ خورى عسل بخورند و پس ‍ از آن تا یك ساعت هیچ چیز میل ننمایند عسل بهترین عامل براى زیاد و كم شدن قند خون است ، عسل بهترین ضد عفونى كننده مجارى ادرار است ))
(138)
یكى از خواص عسل ، جلوگیرى و پیشگیرى از زكام است .
امام هشتم (ع ) به این خاصیت در ضمن كلمات خود تصریح فرموده اند:
و من اراد ردع الزكام مدة ایام الشتاء فلیاكل كل یوم ثلاث لقم من الشهد
(139)
هر كس مایل باشد در مدت زمستان گرفتار زكام نشود هر روز سه لقمه از عسل همراه با موم میل كند





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

شیر 
شیر یكى از غذاهاى مقوى و كامل بشمار مى رود. سالم ترین شیرها، شیر گاو است كه با مزاج انسان نیز مناسب تر است .
شیر مملو از كلسیم است .
كلسیم نمك مخصوصى است كه براى استحكام استخوان هاى بدن ، ناخنها و موها نقش حیاتى دارد، بدون كلسیم استخوانهاسست مى شوند، دندانها مى پوسند، ناخنها مى شكنند و مویها مى ریزند.
((
وجود كلسیم تنها براى استخوانها، دندانها، و مویها لازم نیست بلكه براى محكم عضلات نیز وجودش نهایت لزوم را دارد. مخصوصا براى عضلات قلب كه دائما در حركت مى باشند))
(125)
مردى به امام صادق (ع ) عرض مى كند: استخوانهایم سسست و بدنم ضعیف گشته حضرت فرمود حتما شیر بیاشام زیرا شیر تو را از لاغرى مفرط نجات مى دهد و به استخوانهایت استحكام مى بخشد.
قال له (للصادق ع ) انى اجد الضعف فى بدنى فقال له علیك باللبن فانه ینبت اللحم و یشد العظم ))(126)
این سخن از امام ششم (ع ) در زمانى كه نامى از كلسیم و خواص آن نبوده البته جنبه اعجاز دارد.
((
بدون كلسیم ، قلب خسته و امراض قلبى ایجاد مى شوند، این امراض ‍ اكنون عامل شماره یك مرگ انسان مى باشند.
بدون كلسیم استخوانهاى ما، سست مى شوند و آهك بدن ما، كم مى گردد. و اكثر مردم به این بیمارى مبتلا مى باشند. ستون فقراتشان ناقص است ؛ شكستگى زیاد در استخوانهاى آنهامخصوصا كشاله ران آنها پیدا مى شود.))
(127)
پیامبر اسلام (ص ) مى فرماید:
((لیس یجزى مكان الطعام و الشراب غیر اللبن ))(128)
از خوردنیها و آشامیدنها چیزى جانشین شیر نیست .
((
بیمارى چیزى جز كمبود نیست و چون شیر مانع كمبودى است مانع جمیع امراض هم مى باشد.))
(129)
پیامبر اكرم در باره زنام حامله توصیه فرموده است كه به آنها شیر داده شود كه خوردن شیر سبب زیاد عقل كودكشان مى گردد.
قال النبى (ص ):
((اسقوا نسائكم الحوامل الالبان . فانها تزید فى عقل الصبى ))(130)
((خوردن یك لیوان شیر همه روزه بطور صبحانه براى زن حامله تقریبا ضرورى است . نوازد براى تامین كلسیم بدن خود احتیاج به مقدار زیاد كلسیم دارد و باید آن را مادر از راه تغذیه تامین نماید))
(131)
ناسازگارى شیر 
از آنجا كه هر غذایى اثر مخصوص دارد خوردن دو غذا با هم گاهى ایجاد ناراحتى مى كند. كسیكه مى خواهد كنار سفره رنگین نشیند و از غذاهاى متعددى مصر كند باید تا اندازه اى از خواص هر یك از غذاها اطلاع داشته باشد زیرا در غیر اینصورت ممكن است چندى غذاى مخالف هم را بخورد و براى خود ایجاد نگرانى كند مثلا از قدیم الایام گفته خورد زیرا مسلم است كه سبب بهم خوردن مزاج میشود. لذا مى بینیم امام صادق در بعضى موارد به اشخاصى فرموده است بیمارى شما در اثر همراه خوردن دو غذاى ناسازگار است چنانكه مى خوانیم كه شخصى به او عرض كرد:
((انى اكلت لبنا فضرنى . فقال : لا والله ما ضر شیئا قط و لكنك الكته مع غیره فضرك الذى اكلته معه فظننت ان ذلك من اللبن ))(132)
من شیر خوردم و مریض شدم ، حضرت فرمودند چنین نیست . تو حتما غذاى دیگرى خورده اى و آن غذا به واسطه ناسازگارى با شیر تو را بیمار كرده است .
یكى از بهترین خوردنیها كه با شیر سر سازگارى دارد و كلیه را نیز نیرو مى بخشد خرما است كه پیامبر اكرم (ص ) در این مى فرماید:
((ذانك الاطیبان التمر و اللبن ))(133)
دو چیز گوارایند؛ خرما با شیر





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 بهمن 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

بخش دوم : غذاشناسى اسلام 

گوشت  
درباره اینكه انسان ، گوشتخوار یا علفخوار است ؛ بین غذا شناسان و دانشمندان اختلاف است ، بعضى گوشت را براى انسان حرام مى دانند، و با دلائلى آنرا یك سم كشنده معرفى مى كنند، و مى گویند:
ما انسانها باید از عوائد و فوائد حیوانات مانند شیر گاو و تخم مرغ استفاده كنیم ، نه از لاشه و گوشت آنها.
در برابر این گروه ، عده اى گوشت را براى انسان ، یك غذاى لازم و ضروریمى دانند و مى گویند انسان گوشت خوار است .
البته كسانى كه گوشت را براى انسان یك غذاى لازم و ضرورى مى دانند مى گویند زیاده روى در خوردن آن جایز نیست .
اسلام گوشت را جزء غذاى انسان مى داند. ولى همان اندازه كه براى آن ارزش اهمیت قائل است زیاد خوردن آنرا تجویز نمى كند. بلكه زیاد خوردن گوشت را مكروه و ناپسند مى داند.
امام صادق (ع ) مى فرماید:
((اذا ضعف المسلم فلیا كل اللحم و اللبن فان الله تعالى جعف القوة فیهما))(105)
هر وقت شخصى از نظر قواى جسمى ضعیف شد گوشت و شیر بخورد زیرا خداوند قوت و نیرو را در این دو قرار داده است .
گوشت یكى از ذخائر بزرگ غذایى بشمار مى رود. این ماده داراى مواد ((
پروتید)) مى باشد كه بعد از پختن ، نسبت مواد مزبور از بیست در صد تجاور مى كند. مواد پروتیدى
(106) در زندگانى اشخاص ضرورى و داراى عمل حیاتى مى باشد، به این معنى كه عناصر زنده سلولهاى بدن را تشكیل مى دهد، یك غذاى متناسب و متعادل آن است كه براى هر كیلوگرم وزن بدن داراى یك گرم ماده پروتیدى بوده و مخصوصا دو پنجم از ماده مزبور از نوع حیوانى باشد زیرا، پروتید، تنها ماده حیوانى است كه موجب تشكیل موادى به نام موادى حافظ سلولهاى بدن ما بخصوص سلولهاى كبدى مى گردد.
((
مدتى گوشت را در زمره مواد غیر لازم و احیانا مضر محسوب مى داشتند كه تا آنكه پس از مطالعات و مباحثات طولانى ثابت شد كه گوشت در رژیم بیماران داراى خواص گرانبها و قابل توجهى است .
بطوریكه مى دانیم مواد موجود در گوشت مانند مواد پروتیدى براى ادامه زندگى ضرورى مى باشد. نهایت آنكه مقدار آن نزد اشخاص نسبت به وضعیت جسمانى و نوع شغل فرق مى كند.
مقدار گوشت براى اشخاص مسن و روماتیسمى و لنفاوى مزاج و مبتلایان به نقرس و همچنین براى مبتلایان به بیماریهاى كلیه و مبتلایان به فشار خون باید تقلیل یابد و در صورت لزوم از استعمال آن خوددارى شود.
100
مبتلایان به بیماریهاى هاضمه گوشت را خوب تحمل مى نمایند مشروط بر آنكه نكات زیر رعایت شود.
1 - گوشت مصرفى گاو، گوساله ؛ گوسفند و مرغ باید تازه باشد.
2 - چربى گوشت كاملا جدا شده نباید چربى دیگرى هم به آن اضافه شود.
3 - استعمال گوشتهایى كه چرب هستند باید غدقن شود مانند گوشت خوك حتى قسمت هاى بدون چربى آنها. استعمال گوشت هاى چرب دیگر مانند گوشت غاز، مرغابى ، و كبوتر در بیماریهاى كبدى و دستگاه گوارش ‍ مضر است ))
(107)
گوشت خوارى 
روش گوشتخوارى به این معنى كه انسان نیز مانند درندگان همیشه گوشت بخورد در اسلام نهى شده است .
شخصى در این مورد نقل مى كند كه نزد امام صادق (ع ) بودم :
((فذكر اللحم . فقال : كل یوما بلحم و یوما بلبن و یوما بشى ء آخر))(108)
نامى از گوشت برده شد. آنحضرت فرمود یك روز گوشت بخور؛ روز دیگر شیر و روز سوم غذاى دیگرى .
از نظر فقهاى شیعه نیز خوردن گوشت ، سه روز یك بار استحباب دارد فقیه بزرگ مرحوم شهید اول در كتاب دروس مى گوید:
((انه یستحب فى كل ثلاثة ایام ، و لو دام علیه اسبوعین و نحوها لعلة و فى الصوم فلا باس و یكره اكله فى الیوم مرتین ))(109)
خوردن گوشت در هر سه روز یكمرتبه مستحب است و اگر به واسطه كسالت و بیمارى یا بواسطه گرفتن روزه به خوردن آن هر روز ادامه داه شود ایراد و اشكالى ندارد و دو مرتبه خوردن آن در روز مكروه و ناپسند است .
((
آمار نشان داده كه ورم روده در نزد فرانسویان ، انگلیسها یا بلژیكها و رومانى ها كه زاید گوشت مى خورند از سایر ممالك است . و بر عكس این مرض در آلمان و جنوب ایتالیا كمتر دیده میشود.
طبیبى مى نویسد:
ورم روده را در بین تونسى ها و هندیها ندیدم زیرا من در این مناطق مدتها كار كرده ام و تجربه دارم و علت امر آن است كه مصرف گوشت در بین این مناطق بطور استثنایى است .
این پزشك مى گوید:
من تمام مدتى كه در سویس تحصیل نموده و كار كرده ام فقط چهار مورد بیمارى تورم روده را دیده ام و آنها فرزندان قصاب بوده اند، و در این موضوع عجیبى بود كه نظر مرا بسوى مواد ازت دار در مورد تورم امعاء جلب كرد))
(110)
گوشت نپخته (نیمه خام ) 
گوشتهاى نیمه خام هم بجاى منفعت زیانهایى در بر دارد متاسفانه برخى خیال مى كنند كه اگر گوشت كمتر پخته شود بیشتر نیرو و انرژى دارد. و كمتر مواد نیرو بخش آن نابود مى شود، در صورتیكه این گمان درباره سبزیها بجاست اما در باره گوشت كاملا بى اساس است .
در این باره از قول امام صادق (ع ) نقل شده :
((قال سالته عن اكل اللحم النى فقال هذا طعام السباع ))(111)
مردى مى گید از امام ششم (ع ) درباره گوشت نیمه خام سوال كردم . آن حضرت فرمودند این غذاى درندگان است .
و نیز امام باقر(ع ) از پیامبر((
ص ))
نقل مى كند:
ان رسول الله (ص ) نهاى ان یوكل اللحم غریضا و قال انما یاكله السباع ))(112)
رسول خدا نهى مى فرمود از خوردن گوشت نیمه خام و مى فرمود: آن غذاى درندگان است .
((
دانشمند دیگرى در مورد آپاندیسیت و بیمارى عفونت روده بزرگ عقیده دارد كه این امراض به علت افراد در خوردن گوشت است مخصوصا خام یا نیمه پخته . حالا درك مى كنید كه چرا ورم روده و مرض آپاندیس در شهرهاى بزرگ انگلستان ، هلند، بلژیك و رومانى بسیار است . زیرا در این شهرها گوشت و تخم مرغ و حبوبات زیاد مصرف مى شود و مخصوصا اینكه تازگیها مد شده است كه گوشت را نیمه پخته بخورند، این گوشت نیم پخته محصول غذایى جدید است كه فعلا در اروپا معمول است . و این رژیم ، عفونت هاى معده را بیشتر كرده است در زندانها كه گوشت خوارى كمتر است مرض آپاندیس بسیار نادر است .در صورتیكه این امراض در همان شهرى كه زندان در آن واقع است بسیار است ))
(113)
گوشتهاى مانده و كهنه 
یكى از خطرناكترین مسمومیتها را مى توان در خوردن گوشتهاى مانده و كهنه دانست . درست است كه بعضى غذاهاى دیگر هم انسار را دچار مسمومیت غذایى مى كند اما قدرت سمى و سرعت مسمومیت هیچكدام به اندازه گوشت نیست .
امام صادق در این باره مى فرماید:
((ثلاثة یهدمن البدن و ربما قتلن اكل القدید...))(114)
سه چیز است كه بدن را در هم مى شكنند و گاهى مى كشند گوشت كهنه یكى از سه چیز است .
((
در علم میكروب شناسى ثابت شده است كه به هیچ وجه میكربها نمى توانند آنطورى كه در بقایاى گوشتى نشو و نما مى كنند در مواد گیاهى فعالیت داشته باشند. معده و مدفوع هیچ حیوانى مثل انسانهاى گوشتخوار متعفن نیست . و این بوى زننده كه از مدفوع انسان متصاعد مى شود دلیل گندیدن مواد گوشتى در روده هاى آنها است ))
(115)
انواع گوشتها 
هر حیوانى داراى گوشت مخصوصى است ، كه از نظر خاصیت و مواد غذایى با گوشتهاى دیگر تفاوت دارد. اسلام با دقت بیشترى خواص ‍ گوشتها را براى ما بیان مى نماید، یعنى بعضى را حرام و بعضى را مكروه و براى بعضى ترجیح بیشترى قائل شده .
مثلا گوشت حیوانات گوشتخوار را بطور كلى حرام مى داند، گوشت الاغ و استر و اسب را مكروه شمرده و در مقایسه بین گوشت گوسفند و گاو، گوشت گوسفند را بر گاو ترجیح داده و در عوض شیر گاو و روغن آن را، بر شیر و روغن گوسفند برترى داده است . و فقط گوشت گاو را در یك مورد بعنوان دوا تعریف نموده .
((عن النبى (ص ) لحم البقر بالسلق ینفع من البرص ))(116)
پیغمبر اكرم مى فرماید:
گوشت گاو با چغندر براى بیمارى پیسى و برص مفید است .
و امام صادق (ع ) مى فرماید:
((لحم البقر داء و اسمانها شفاء و البانها دواء))(117)
گوشت گاو بیمارى است و روغن آن شفاء، و شیر آن داروى بیمار است .
اسلام گوشت ((
دراج ))
(118) را سبب تسكین غم و اندوه دانسته و گوشت ((حبارا))(119) را علاج بواسیر و گوشت ((قطاة ))(120) براى بیمارى یرقان تجویز فرموده است .
عن النبى (ص ):
((لحم القطاة للیرقان و لحم الحبارى للبواسیر و وجع الظهر و لحم الدراج لتسكین الغم و الكرب ))(121)
ماهیها 
ماهیها به دو دسته تقسیم مى شوند. یك قسمت كه بدون پولك هستند گوشت آنها حراماست . ماهیهاى پولك دار حلال گوشت هستند.
از نظر اسلام مصرف زیاد گوشت ماهى درست نیست .
امیر مومنان على (ع ) در این باره مى فرماید:
((لا تدمنوا اكل السمك فانه یذیب الجسد))(122)
بخوردن ماهى ادامه ندهید كه بدن را لاغر مى كند.
و حتى در بعضى از احایث آمده كه :
((اكل الحیتان یورث السل ))(123)

خوردن ماهى بیمارى سل مى آورد.
گوشت خرگوش نیز از نظر اسلام حرام است .
((
گوشت خرگوش داراى مقدارى زیادى پورین است ، و از همین رو همیشه بوى ادرار مى دهد و بسیار خطرناك است ، گوشت پرندگان ، مولد اسید اوریك زیادترى است ، گوشت پرندگان و گوشت خرگوش باعث غلبه خون مى شوند زیرا حرارت بدن این حیوان 39 تا 40 درجه است و 2 تا 3 درجه از حرارت بدن انسان بیشتر مى باشد.
ماهیهاى غیر پولك دار و خرچگنها از جسد ماهیهاى دیگر تغذیه مى كنند مخصوصا خرچنگها بخوردن جسد انسان علاقه زیادى دارند. گوشت ماهى و خرچنگ در بدن ایجاد كهیر مى كند این كهیر نتیجه مسمومیت خون است ))
(124)





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 4 آذر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

ح - دندان 
منفعت هایى كه براى خوب جویدن غذا بیان شد، مربوط به دندانهاى زیبا، محكم و سالم است دندان معیوب علاوه بر زیان هایى كه براى بلعیدن و كم جویدن غذا بیان شد زیان هاى دیگرى را نیز در بر دارد.
بلكه دندانهاى كثیف و چركین و پوسیده علاوه بر آنكه قدرت نرم كردن غذا را ندارند، خود ماه چركى خطرناكى است كه باعث امراض دیگرى خواهد بود.
این مطالبى است كه دكتر ((
اتر - مایر))
طى اعلامیه خود براى انجمن تتبعات بیماریهاى پیرى فرستاده است .
((
عقیده شخصى من اینست كه دندانهاى فاسد خطرى مهیب و كشنده دارد. عفونتهاى چركى و دندانهاى پوسیده و خراب كه در عین حال بى درد است در تمام بدن منتشر شده و سبب بیماریهاى سخت و غیر مترقبه در قلب و مفاصل مى شود))
(82)
بهداشت دندان 
براى آنكه این مرواریدهاى گرانبها از دست نروند باید طریقه نگهدارى آنان را فهمید. مهمترین عاملى كه مى تواند در نابودى آنها بسیار موثر باشد، شستشو و مسواك نكردن و خلال نكردن است البته عوامل دیگرى هم در این مورد دخالت دارند كه به آنها اشاره مى شود.
((
در حال عادى عده بى شمارى میكروب در دهان زندگى مى كنند، چه گرماى محیط دهان و رطوبت آن درست مانند گرم خانه اى براى زنده ماندن میكروبها گوناگون ، مساعد مى باشد، خورده هاى غذا كه همیشه كم یا بیش ‍ در میان دندانها مى ماند براى تغذیه میكروبها به كار میرود از این رو دهان را باید محیط ناپاكى دانست ))
(83)
سنگ دندان 
شاید شما هم به بعضى از دوستان بر خورد كرده باشید كه در وقت سخن گفتن یا تبسم كردن جرم سیاه رنگى ، اطراف دندانهاى آنها را احاطه كرده ، این جرم سیاه رنگ علاوه بر آنكه زیبایى و قشنگى را از دندانها مى گیرد امراض دیگرى را نیز به دنبال دارد، این جرم سیاه رنگ به اصطلاح پزشكان سنگ دندان نامیده مى شود، و بعضى از دانشمندان ((تكلس )) دندان یا ((كلس )) دندان مى گویند.
علت اصلى به وجود آمدن سنگ دندان ، پاك نكردن دهان و دندان است ، زیرا ریزه هاى غذا در دهان مى ماند و به كمك رطوبت و هواى خارجى كم كم انباشته مى شود و لثه ها نیز پایه هاى بسیار مساعدى براى نگهدارى این ذرات مى باشند كم كم به قدرى سفت و محكم میشوند كه بجز با مراجعه به دندان پزشك با وسیله دیگرى نمى توان آنها را از بین برد.
((
دندانها به واسطه عدم مواظبت تمیز نبوده و سنگ هایى در اطراف آنها تولید مى گردد كه جز با مراجعه به طبیب دندان تمیز نمى شود. و با یك مرتبه تمیز كردن آنها مراقبت روزانه كافى است .
((
تكلس ))
(سنگ گرفتن اطراف دندانها) مخصوصا دندانهاى فك پایین آسانترین وسیله اى است كه ناخوشى دندان و خرابى آن را دعوت كند.
كلس هاى مزبور به مرور زمان در دهان قوت یافته و رفته رفته تمام نصف قسم پائین دندان را پیچیده و میناى دندان را مانع از مواجهه هوا و نشو و نما گردیده و با خرابى مینا عاج و یا پلپ دندان در مبارزه با میكروبهاى موجود دهان استقامت نكرده و بزودى پوسیده خواهد شد و علاوه بر آنكه وسیله اى براى نفوذ میكروبها در پاى دندان شده و بعد از آن هم دهان فاقد صحت و نظافت مى گردد، لثه ها ملتهب شده و بوى بد همیشه از دهان متصاعد و بالاخره پیوره را تولید خواهد كرد.
(84)
كرم خوردگى 
شكسته شدن میناى دندان ، و نفوذ میكرب در جاى شكسته را كرم خوردگى مى نامند. كه در واقع مى توان پوسیدگى دندان نامید.
دانشمندان علت پوسیدگى را چند چیز مى شمارند.
1 - فقر غذایى و نداشتن كلسیم كافى
2 - خوردن و آشامیدن چیز گرم و داغ بعد از طرف خوراك و یا آشامیدنیهاى سرد یا بر عكس
3 - خوردن و آشامیدن شیرینى ها بدون رعایت جهات بهداشتى
4 - شكستن چیزهاى سخت با دندان
5 - عدم نظافت و تمیز نكردن دندان به وسیله مسوال و خلال .
از میان این علل ، موثر از همه براى فساد و پوسیدگى ، كثافت دهان و دندان است . زیرا با ماندن یك ریزه گوشت در لاى دندان عفونت و بوى گند ایجاد مى شود. و از همان نقطه كم كم پوسیدگى و نفوذ میكرب به داخل شروع مى گردد. و وقتى پوسیدگى زیاد شد دندان درد شروع مى شود.
((
دندانه در نتیجه كثافت دهان و مصرف دخانیات و امراض مزمن عفونى ، خراب مى شوند، كه كرم خوردگى دندانها در درجه اول با تركیدن و ضایع شدن مینا تولید و پس از خرابى و از میان رفتن مینا، مواد مؤ ثر، داخل جرم دندان شده و پلپ دندان به مناسبت عدم استحكام از هر عارضه بزرگ و كوچكى صدمه دیده و از بین مى رود، و رفته رفته حفره در دندان تولید و محلى براى اجتماع میكربها موجود گردیده و بقایاى خوراك در آن حفره ها مانده و تعفن كرده و دندان در آنوقت متاءثر از شیرینى و ترشى و سرد و گرم مى گردد.))
(85)
پیوره 
پیوره مربوط به لثه هاى دندان است در این هنگام لثه ها قرمز رنگ و توام با التهاب و سوزش مى باشند و پاى دندان در محل لثه ها چركهایى موجود مى شود كه تعفن آن بخارج از دهان سرایت مى نماید.
((
پیوره یكى از امراض مزمن در دهان مى باشد اسباب مولده اش عدم نظافت و وجود سنگهاى متكلسه اطراف دندان و تمیز نبودن دهان مى باشد كه با زیادى كثافت و توالد و تناسل میكربها انساج از بین رفته ، و لثه ها شروع به التهاب كرده و به رنگ قرمز در مى آیند كه این التهابات در اطراف دندانهاى جلو پائین و بالا واقع و در پاى دندان تولید چركى مى كند، كه با فشار دادن لثه ها با دست از بیخ دندانها چرك فوران مى نماید و یك تعفن غیر قابل تحملى در دهان تولید خواهد شد، این مرض از امراضى است كه معالجه آن قدرى صعب و بسیارى از اوقات با پیشرفت غیر قابل علاج و ناچار از كشیدن بعضى دندانها و خلاص كردن دهان از این خستگى مزمن ، كه مانع از هر گونه راحتى و غذا خورى است مى باشد.))
(86)
خلال و مسواك  
با توجه به اینكه عامل مهم این امراض عدم نظافت دندان با مسواك و خلال است مقررات اسلام در این قسمت ، بسیار جالب توجه است .
پیامبر اكرم (ص ) مى فرماید:
ان الاسنان و هى جوهرة صافیة یتلوث بصحبة مضغ الطعام فیغیربها رائحة الفم و یتولد منها الفساد فى الدماغ . فاذا استاك زال عنها الفساد و عادت الى اصلها.(87)
دندانها كه صاف و زیبایند واسطه جویدن غذا كثیف و آلوده مى شوند و كم كم بوى دهان تغییر مى یابد و ایجاد فساد در قواى دماغیه مى نماید. وقتى كه انسان مسواك نماید فساد از بین مى رود، و دندان دو مرتبه تمیز و پاكیزه مى گردد.
و نیز مى فرماید:
تخللوا فانها من النظافة ، و النظافة من الایمان ، و الایمان مع صاحبه فى الجنة (88)
دندانهاى خود را خلال كنید، زیرا خلال كردن جزء نظافت است و نظافت از ایمان است و شخص با ایمان داخل بهشت مى شود.
(خلال ، چوب باریكى است ، كه به وسیله آن ذرات غذا را از لابلاى دندانها بیرون مى كنند) امام حسین (ع ) چنین میفرمود:
كان امیرالمومنین یامرنا. اذا تخللنا ان لا نشرب الماء حتى نمضمض ‍ ثلاثا(89)
پدر ما بما دستور مى داد بعد از خلال دندان ها، سه مرتبه آب را در دهان بگردانیم و بریزیم (مضمضه كنیم ) سپس آب بیاشامیم .
اسلام تا به این اندازه در بهداشت و نظافت دقت نموده كه دستور مى دهد نباید ریزه هایى كه در لابلاى دندانها مانده به همراه آب خورده شود، چون آنها در اثر ماندن در محیط گرم و مرطوب دهان ممكن است تواءم با میكروبهایى شده باشند و به وسیله آشامیدن آب ، داخل جهاز هاضمه گردند و موجب بیمارى شوند.
پیامبر گرامى اسلام براى وادار كردن همه مردم به نظافت دندان و دهان مى فرمودند:
ان من حق الضیف ان یعدله خلالا(90)
یكى از حقوق كه مهمان به گردن میزبان دارد اینست كه میزبان براى او چوب خلال را در وقت غذا خوردن آماده كند.
توجه اسلام به جزئیات بهداشتى تا این حد بوده كه به ما اجازه نداده با هر چیز یا با هر چوبى خلال كنیم . در یك روایت آمده كه خلال كردن با هر چیزى موجب فقر است .
(91)
بعضى بمحض اینكه غذا خوردند از هر سیخ و خاشاكى كه كنار دستشان باشد استفاده مى كنند حتى گاهى دیده مى شود براى این كار از نوك سوزن هم مدد مى گیرند. اسلام به چنین مردمان غیر منظمى مى گوید این كار شما سبب فقر است .
امام هشتم (ع ) در روایت دیگر مى گوید:
لا تخللو بعود الرمان و لا بقضیب الریحان فانهما یحركان عرق الجذام (92)
با چوب درخت انار و شاخه هاى ریحان خلال نكنید زیرا این هر دو سبب تحریك رگ جذام اند.
ارتباط خلال نمودن با این چوبها و بیمارى جذام با پیشرفت بیشتر علم در زمانهاى آینده روشن خواهد شد.
تاءكید بیشتر
 
پیشوایان بزرگ اسلام در مورد مسواك ، بیش از خلال اهمیت داده اند پیامبر مى فرمودند:
لو لا ان اشق على امتى لامرتهم بالسواك مع كل صلوة (93)
اگر براى مردم دشوار نبود در هر نماز، مسواك كردن را واجب میكردم و نیز آنحضرت فرمودند:
ركعتین بسواك احب الى الله عزوجل من سبعین ركعة بغیر سواك (94)
دو ركعت نماز كه بعد از شستن و مسواك نمودن دندان خوانده شود از هفتاد ركعت بدون مسواك بهتر است .
و امام صادق (ع ) مى فرماید:
((فى السواك اثنتى عشرة خصلة ، هو من السنة و مطهرة للفم و مجلاة للبصر و یرضى الرحمن . و یبض الاسنان و یذهب بالحفر. و یشد اللثة و یشتهى الطعام و یذهب بالبلغم و یزید فى الحفظ و یضاعف الحسنات و تفرح به الملائكه ))(95)
براى مسواك كردن نمودن دوازده فایده است : 1 - مسواك كردن پیروى از سنت پیامبر است . 2 - دهان را پاك مى نماید. 3 - سبب ازدیاد نور چشم است . 4 - باعث خشنودى خدا است . 5 - باعث سفید و زیبایى دندان است . 6 - از كرم خوردگى دندان جلوگیرى مى كند. 7 - لثه را محكم مى سازد. 8 - اشتها را زیاد مى نماید. 9 - بلغم را از بین مى برد. 10 - حافظه را تقویت مى نماید. 11 - حسنات انسان را در پیشگاه خدا زیاد مى كند. 12 - فرشتگان نیز خرسند مى شوند.
(96)
چنانكه قبلا اشاره نمودیم شاید منشاء هشتاد درصد بیماریهاى لثه و دندان ، مسواك نكردن و شستشو ندادن دندان است . به این حقیقت مسلم ، نبى گرامى اسلام (ص ) اشاره فرموده است :
((من استعمل الخضبتین امن من عذاب الكلبتین ))(97)
هر كس خلال و مسواك نماید از ناراحتى كشیدن دندان (گار انبر پزشك ) در امان خواهد ماند.
چگونه مسواك كنیم ؟ 
بعضى خیال مى كنند مسواك را مى بایست بطور افقى روى دندانها كشید در صورتى كه كاملا بر خلاف است .
((
مسواك را از جانب گوشت دندان بطرف تاج آن ببرید یعنى : جهت و امتداد كشیدن مسواك در دندانهاى زیرین از پائین به بالا و در دندانهاى زبرین از بالا به پائین خواهد بود عكس این حركت خطرناك است چه خورده هاى غذا در این دندانها مى ماند و سبب عفونت مى شود. مسواك را باید چند باز از جلو دندانها به عقب و عكس از عقب دهان به جلو كشید به طوریكه تمام دندانها مسواك كشیده شود و آن سطحى كه به سوى دهان است نیز باید مسواك كشید.))
(98)
((استاكوا عرضا و لا تستاكوا طولا))(99)
دندآنهارا از طرف عرض (عمودى ) مسواك نمائید به از جهت طول (افقى ).
چوب مسواك  
مسواك باید نرم و خوشبو و ضمنا با استقامت و با دوام باشد. در كشورهاى متمدن ، انواع و اقسام ساخته شده و در همه جا دیده مى شود.
اسلام در مورد چوب مسواك بهترین مسواكها را معرفى مى كند. یعنى مسواكى كه كاملا طبیعى است و مزایاى یك مسواك خوب را در بر دارد.
عن الرضا(ع ):
ان اجود ما استكت به لیف الا راك فانه یجلو الاسنان و یطیب النكهة و یشد اللثة و یسمنها. و هو نافع من الحفر اذا كان باعتدال (100)
امام هشتم (ع ) مى فرماید:
بهترین چوبهاى مسواك چوب درخت اراك
(101) است ، زیرا این چوب دندانها را جلا مى دهد و دهان را خوشبو مى كند و لثه ها را محكم كرده و نیز از كرم خوردگى جلوگیرى مى نماید. و این فوائد در صورتى است كه مسواك كردن با اعتدال و میانه روى همراه باشد.
زیاد هم مسواك نكنیم ! 
همانطوریكه در هر كار باید اعتدال را مراعات كنیم درباره مسواك كردن نیز باید از این قاعده و دستور پیروى نمائیم . زیاده روى در مسواك و دائما مزاحم لثه و دندان شدن ، كار صحیحى نیست .
عن الرضا(ع ):
((الاكثار منه یرق الاسنان ، و یزعزعها و یضعف اصولها.))(102)
امام هشتم مى فرمود: زیاده روى در مسواك كردن باعث صدمه میناى دندان و سست شدن ریشه هاى آن است .
شیرینى ها و فساد دندان 
خوردن چیزهاى چسبنده و شیرین ، دشمنى فوق العاده با میناى دندان دارد زیرا دندان داراى حفره ها و به اصطلاح دست اندازهایى است ، و ماندن شیرینى در آن حفره ها سبب پوسیدگى دندان مى شود ولى از آنجا كه نمى توان شیرینى را ترك گفت زیرا مواد قندى یكى از مواد لازم براى بدن ما است باید تدبیرى به كار برد تا هم از شیرینى استفاده نمائیم و هم دندان فاسد نشود.
براى نجات از فساد كه از ناحیه خوردن شیرینى به وجود مى آید امام هشتم دستورى فرموده اند كه در ذیل مى خوانید.
آن حضرت در رساله المذهبه مى فرماید:
((من اراد ان لا یفسد اسنانه فلا یاكال حلوا الا بعد كسرة خبز))(103)
هر كسى مایل است دندانهایش سالم بماند شیرینى را بعد از خوردن مقدارى نان صرف كند. زیرا نان در دهان خمیر مى شود. و این خمیر گودالها و حفره هاى مینا را پر مى كند و به این صورت شیرینى هیچ گونه تاءثیر سوئى بر روى دندان نخواهد گذاشت .
یكى از هوسهاى مضرى كه زیان فوق العاده به سلامت و استحكام دندان وارد مى سازد هوس خوردن شیرینى است كه راه را بر روى بیماریهاى دندان مى گشاید. جنون مصرف امروز در كشورهاى متمدن جهان زیاد شده است و یكى از علل عمده امراض دندان است .
در آمریكا شربتهاى شیرین و قندى به نامهاى مختلف چون اقیانوسها جریان دارد و هر روز آشامیده مى شود و قبل از اینكه این گونه شربتهاى قندى وارد معده شود شیرینى آن بر روى میناى دندان مى ماند و رفته رفته دندان را فاسد مى كند. جویدن آدامس هم علاوه بر اینكه هم خطر براى سلامتى دندان در بر دارد براى معده مضر است و هر كسى باید حتى الامكان تا مى تواند از مصر این مواد زیان بخش براى حفظ سلامت ، خود دارى نماید.
اگر شما از شیرینى میوه ها و آب میوه ها كه بروى دندان شما مى ماند مى ترسید و به این وسیله از نوشیدن آب میوه و لیمو ترش خود دارى مى كنید مى توانید براى بر طرف كردن اثر آب میوه از روى میناى دندانها پس از مصرف آن دهان را با آب ساده بشوئید))
(104)
آنچه در این باره از امام رضا(ع ) نوشتیم ، جویدن كمى نان قبل از خوردن شیرینى بود و آنچه دكتر ((هاوزر)) دستور میدهد، شستن دندان با آب بعد از خوردن شیرینى است البته بین این دو دستور فرق بسیار است ، زیرا بعد از خوردن شیرینى و نفوذ آنها در حفرهاى دندان ، آب خالص مشكل است بتواند آنها را كاملا زایل سازد، و جلو نفوذ شیرینى ها را بگیرد در صورتیكه اگر خمیر نان ، روى حفره ها را قبل از خوردن شیرینى بگیرد، شیرینى ها هیچگونه اثر سوئى روى دندان نخواهد گذاشت .





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 2 آذر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

چ - بهداشت كبد، معده و روده 
یك اتومبیل را در نظر بگیرید، چراغها، بوق ، حرارت بخارى ، حركت و سرعت سیر و حتى شیشه پاك كن هاى آنرا نیز بیاد بیاورید حالا فكر كنید كه این اتومبیل را چه نیرویى به راه مى اندازد و با كدام نیرو چراغها آن روشن مى شود و نیز كدام نیرو به آن سرعت مى دهد. بعد از مطالعه به این نتیجه مى رسید كه همه كارها از موتور است ، موتور است كه ایجاد انرژى و برق و حرارت مى كند.
به هر مقدار موتور ماشین بهتر كار كند، كارهاى دیگر ماشین مانند حركت و سرعت و... بهتر خواهد بود. بدن ما همان اتومبیل است و موتور آن دستگاه گواراش و جهاز هاضمه است و به هر مقدار كه در نگهدارى و حفاظت این دستگاه توجه شود به همان مقدار كارش بهتر و در آمدش بیشتر خواهد بود. و به همین دلیل مى توان گفته كسانى كه پیرى زود رس را در اثر اختلالات جهاز هاضمه مى دانند تاءیید نمود.
((
عده اى دیگر از دانشمندان عقیده دارند آدمى وقتى پیر مى شود كه دستگاه گوارش و هاضمه او از كار بیفتد و یا بخوبى كار نكند.))
((میچنكوف ))
دانشمند میكروب شناس مى گوید:
((
پیرى زود رس و بیمارى آن وقتى بر بدن چیره مى شود كه میكروبهاى مسموم كننده و زهر دار بواسطه مسمومیت غذاییى در داخل روده ها به فعالیت بپردازند و سموم خود را به رگهاى بدن بفرستند))
(64)
بهترین دلیل بر اهمیت دستگاه گوارش براى سلامت انسان و نقش موثرى كه در طول عمر دارد آمارى است كه از 12 هزار نفر مردگان تهران گرفته شده كه فقط 98 نفر آنها با امراض سل ، حصبه ، ذات الریه ، سیاه زخم و سایر امراض عفونى مرده اند در حالیكه رقم قابل ملاحظه اى مربوط به عوارض ‍ دستگاه معده و جهاز هاضمه است كه اینك آمار آن از نظر شما مى گذرد.
((
1 - مردگان بر اثر عوارض كبد 2930 نفر
2 - مردگان بر اثر عوارض سوء هاضمه 1432 نفر
3 - مردگان بر اثر عوارض مسمومیت غذایى 1043 نفر
4 - مردگان بر اثر عوارض بیمارى قلب 1150 نفر
5 - مردگان بر اثر عوارض روماتیسم - سیاتیك - نقرس 595 نفر
6 - مردگان بر اثر عوارض بیمارى قند 430 نفر
7 - مردگان بر اثر عوارض افراد در نوشابه 160 نفر
8 - مردگان بر اثر عوارض فشار خون 1300 نفر
9 - مردگان بر اثر عوارض سكته 360 نفر
10 - مردگان بر اثر عوارض سرطان 118 نفر
11 - مردگان بر اثر عوارض اوتیانوز (كمى ویتامین ) 1250 نفر
12 - مردگان بر اثر عوارض سموم 36 نفر
13 - مردگان بر اثر عوارض تصادف - تصادم - نزاع و قتل 194 نفر
14 - مردگان بر اثر عوارض امراض عفونى 98 نفر
15 - مردگان بر اثر عوارض نفریت و امراض كلیه 970 نفر
جمع كل 12066 نفر))
(65)
بزرگترین رقمى را كه این آمار به عنوان زنگ خطر به ما نشان مى دهد عوارض كبد و سوء هاضمه است .
((
كسانیكه معده اى مرتب و صحیح دارند داراى مزاجى سلام و اراده اى قوى بوده و حوصله كار كردن دارند و بر عكس كسانیكه مبتلا به یبوست مى باشند همیشه كسل بوده و به كار كردن علاقمند نیستند دائما خمیازه مى كشند و چرت مى زنند و به كائنات بد مى گویند، سرشان اغلب درد مى كند و به زندگى علاقه اى ندارند كسانیكه هاضمه اى منظم دارند كمتر مریض میشوند، و هر موقع بیمار شدند زود معالجه مى شوند.
خداوندا آنرا كه هاضمه منظم دادى چند ندادى و آنرا كه ندادى چه دادى ؟))
(66)
پیامبر اسلام صل الله علیه و آله نیز اختلالات و منظم نبوده معده و جهاز هاضمه را ریشه هر بیمارى دانسته اند.
قال النبى (ص ): ((المعدة بیت كال داء...))(67)
پر خورى - تند خورى 
بدن را تشبیه به اتومبیل كردیم ، البته موتور اتومبیل براى كار كردن احتیاج به نیرو و انرژى دارد چیزى كه به موتور انرژى مى دهد بنزین ، گازوئیل و... است ، همانطوریكه موتور بدون بنزین راه نمى رود اگر بنزین آن هم بیش ‍ اندازه باشد نمى گذارد موتور روشن شود، و از ابتدا زیادى بنزین سبب خاموشى اش خواهد بود.
و به اصطلاح تا استارت بزنند خفه مى كند، پر خورى در انسان نیز چنین است .
پرخورى را مى توان ام الامراض یا ریشه بیماریها دانست .
قرآن مجید در این زمینه چنین بیان مى دارد:
((و كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین ))(68)
بخورید و بیاشامید ولى زیاد روى نكنید؛ زیرا خداوند، متجاوزین از حد اعتدال را دوست نمى دارد.
ما ملاء آدمى و عاء شرا من بطن حسب الآدمى لقیمات یقمن صلبه (69)
هیچ ظرفى را فرزند آدم پر نكرد كه بدتر از ظرف شكم باشد در حالیكه براى ادامه زندگى او چند لقمه كافى است .
در این سخن زبانهاى پر خورى به طور اختصار گوشزد شده است و اینك تفصیل آنرا مى خوانیم :
((
الكلیها سم را به شكل مواد نشاسته اى غیر قابل جذب كه در الكل ، فراوان وجود دارد بلع مى كنند. و اشخاص پر خور هیدرات دو كربن مواد نشاسته اى را به صورت غذاهاى نشاسته دار و قندى جذب نشدنى وارد بدن خود مى نمایند...
خطراتى كه متوجه پر خورها است كمتر از خطراتى نیست كه گریبانگیر الكلیها است . ولى از پر خورها زیاد صحبت و گفتگویى در بین نیست زیرا آن ها افتضاح عمومى بر پا نمى كنند و خانواده خود را سر افكنده نمى سازند. مثل مستها با مامورین پلیس دست به یقه نشده و شبها را در زندانهاى كلانترى به سر نمى برند ولى از طرف دیگر مثل مستان روز به روز خود را فرسوده كرده ، نیرو و نشاط زندگى را بر باد مى دهند و در جوانى خود را به صورت پیران از كار افتاده و بد هیكل در مى آورند در حالى كه ممكن است سنى از آنها نگذشته و بیش از ثلث عمر خود را نكرده باشند.
چه مشكل است اشخاصى كه به جاى یك چانه سه چانه روى غبغبشان افتاده و سى یا چهل كیلو پیه و چربى اضافه دارند...
طبق آمارى كه شركتهاى بیمه عمر در باره اشخاص مختلف بر داشته و همگى آنرا قبول دارند اشخاص پر خور عمر خود را كوتاه مى كنند زیرا هر گره اى كه در دور كمر به نسبت دور سینه زیاد شود یكسال از عمر آدمى را كم خواهد كرد چه ، اندازه دور كمر و سینه هر كس ، باید مساول باشد.
در حال حاضر در تمام كشورهاى مترقى میلیونها نفر مردمى كه پر خورى مى كنند یك پیرى زود رس و پر نكبتى را براى خود فراهم مى آورند كه دوران آن پر است از بیماریهاى جسمى كه به این وسیله با قدمهاى بلند سوى گور خود مى شتابند و سعادت زندگى خود و خانواده خود را تباه كرده و بهترین سالهاى خوشبختى و پر ثمر حیات خود را به باد مى دهند.
بعقیده من جنون پر خورى و شكم پرستى در دنیاى متمدن امروز به صورت یك بلاى عمومى در آمده است كه خطر اجتماعى آن متوجه همه مى باشند.
بعقیده من چاقى مثل مستى یك نوع بیمارى است كه ظاهر زیباى زندگى حقیقى را به صورت زشت و وحشتناكى در مى آورد و اشخاص پر خور با صرف غذاهاى پر چربى و نشاسته دار تازیانه بر مغز و جسم خود زده و قواى دفاعى بدن خود را معدوم مى كنند و بالاخره زمینه تمام بیماریها را در جسم و روح خود فراهم مى آورند))
(70)
پیامبر اكرم (ص ) مى فرماید:
((
كسى كه كمتر غذا بخورد بدنش سالم و قلبش با صفا است ، و افراد پر خور بدنى مریض و قلبى با قساوت دارند))
.
((من قل طعمه صح بدنه و صفا قلبه و من كثر طعمه سقم بدنه و قسى قلبه ))(71)
آدم شكم پرست در اثر پر خورى حس ترحم و صفاى باطن را از دست مى دهد و در مقابل ، قساوت قلب همراه بیماریها نصیبش مى گردد.
پر خورها علاوه بر آنكه از نظر اقتصادى و جسمى به خود زیان مى زنند، حق دیگران را نیز غصب مى كنند.
مثلا اگر فرض كنیم غذایى كه براى پنج كارگر كافى است یك انسان شكم گنده به تنهایى بخورد در حقیقت حق پنج نفر را گرفته و بلعیده است و تازه با این كار سلامت خود را در معرض انهدام قرار داده یا اگر فرض كنیم نیمى از مردم دنیا پر خور باشند، و نیمى دیگر فقیر و گرسنه ، در حقیقت آنان غذاى گرسنه ها را مى خورند، و در صورتیكه یك سازمان عدالت بر قرار گردد كه به پر خورها جیره غذایى بدهد در دنیا هیچ كس از گرسنگى تلف نخواهد شد.
در روایتى از امام صادق (ع ) مى خوانیم :
((...و اقرب ما یكون العبد من الله اذا جاع بطنه و ابغض ما یكون العبد الى الله اذا متلاء بطنه ))(72)
نزدیكترین حالت بنده به خدا وقتى است كه گرسنه باشد و مبغوضترین حالت او وقتى است كه شكم خود را پر كرده باشد.
ولى اگر پرخورى باعث زیان و ضرر باشد از نظر اسلام حرام است چنانكه یكى از فقها و بزرگان اسلام مى فرماید:
یكره كثرة الاكل و ربما حرم اذ الى الضرر(73)
پر خورى از نظر شرع ، مكروه و ناپسند است ، و بسا در اثر زیانى كه دارد حرام گردد.
غذاى كافى 
ممكن است این پرسش بیاید كه پس انسان چه مقدار غذا بخورد كه رعایت اعتدال كرده باشد؟ زیرا احتیاج به غذا نسبت به اندام و جثه افراد متفاوت است و نیز نسبت به كار و فعالیت آنها كم و زیاد مى شود، مثلا ممكن است 500 غذا براى یك فرد كم باشد در صورتیكه همین مقدار براى فرد دیگرى پر خورى به حساب بیاید. بنابراین نمى توان براى همه مردم مقیاس و اعتدال معینى براى خوردن غذا تعیین كرد.
اما اسلام برنامه خورك را طورى طرح كرده كه براى همیشه طبقات ، دانشجو، كارگر، كار فرما، دانشمند، كشاورز، سیاستمدار، فقیر، غنى ، زن ، مرد، پیر، جوان و كودك مناسب و معتدل است .
پیامبر اكرم (ص ) مى فرماید:
كل وانت تشتهى وامسك وانت تشتهى .(74)
در حالى غذا بخور كه اشتها داشته باشى و هنگامى دست از غذا بكش كه هنور اشتهایت باقى است .
و امام على (ع ) در ضمن سفارشى به فرزندش امام مجتبى (ع ) اینطور مى فرماید:
لا تجلس على الطعام و انت جائع ، و لا تقم عن الطعام الا وانت تشتهیه .(75)
بر سفره غذا منشین مگر در حالتى كه گرسنه باشى و دست از طعام بر مدار مگر وقتى كه هنوز میل به خوردن دارى .
مشاهده مى فرمائید بهترین مقیاس طبیعى را اسلام اشتهاى افراد قرار داده است كه قابل تشخیص براى همه اشخاص است .
صبر كنیم تا گرسنه شویم ! 
غذا خوردن بدون اشتها زیانهایش كمتر از پر خورى نیست ، به همین جهت اسلام هر جا میزان و مقدار خوراك را معین نموده ، همانجا نیز از خوردن با اشتها، سخن گفته چنانكه قبلا نقل شد.
استفاده از غذاى مجدد قبل از آنكه غذاى سابق هضم شده باشد عواقبى وخیم تر از پر خورى خواهد داشت در روایتى است كه خوردن غذا قبل از هضم غذاى اول ، سبب ایجاد دردهاى شدید است .
((الداء الدوى ادخال الطعام على الطعام ))(76)
بعضى در غذا خوردن به فكر میل و و اشتها نیستند كه بلكه هر وقت سفره آماده شد و همگى به دور آن نشستند شروع به خوردن مى كنند، و هیچ توجه ندارند كه این سفره با غذاهاى رنگارنگش با توجه به اینكه معده آنها پر است آیا مناسب با وضع مزاج و معده آنها هست ؟ همانطوریكه قبل از هر كار بایستى در باره عواقب آن فكر كرد، در غذا خوردن نیز باید بیش از سایر كارها دقت پیامبر اسلام مى فرماید:
الا كل على الشبع یورث البرص (77)
خوردن غذا در اوقاتى كه انسان سیر است باعث بیمارى برص است (برص ‍ لكه هاى سفیدى است كه روى پوست بدن ظاهر میشود)
تند خورى 
غذایى كه ما میل مى كنیم ، مراحلى را طى مى كند اولین مرحله آن دهان است .
غذا در دهان از جهت مزه و خارج ساختن اجزاء مضر و غیر مناسب مانند: استخوان ، سنگ و... و نرم كردن و جویدن ، كنترل و بازرسى مى شود، بنابراین تند خوردن به معنى كنترل نكردن غذا است ، كسانى كه با عجله غذا مى خورند علاوه بر آنكه به خوبى از مزه غذاها لذت نمى برند زیانهایى خواهند دید.
((
نباید فراموش كرد غذایى كه به تندیى و سرعت بلعیده شود نمى تواند در معده به راحتى و آسانى با مواد تخمیرى قابل حل ، مخلوط شده و هضم گردد و در نتیجه تولید اختلال كرده و شكم درد و عوارض دیگر دستگاه هاضمه پیش مى آید))
(78)
در برنامه غذایى اسلام ، جویدن غذا یكى از شروط اساسى غذا خوردن است على علیه السلام ضمن سفارشى به فرزندش امام حسن (ع ) مى فرمود: جود المضغ (79)
غذا را نیكو بجو،
((
دهان ، گمرك خانه معده شماست ؛ و در این جا است كه مامورین گارد سر حدى هر غذائى را تفتیش مى كنند، اخلال گران را توقیف مى كنند و به زندان مى فرستند، و واردین را راهنمایى مى نمایند.
براى آنكه از خوردن غذا بیشتر لذت ببرند، تا مى توانید لقمه را در دهان معطل كنید یعنى خوب آن را بجوید و با آب دهان مخلوط كرده و با تاءنى فرو برید. اگر لا بلاى لقمه شما سمى باشد یا غذاى ناسازگارى وجود داشته باشد فورا مامورین گارد سر حدى به سلطان غدد كه در مغز قرار دارد اطلاع مى دهند او فورا دستورات لازم را به سایر غدد براى دفع شر آن خواهد داد.
غذاى نجویده زحمت معده را زیاد مى كند و غدد هاضمه را خسته و ضعیف مى سازد و گفته كسانى كه پیرى را از فرسودگى غدد مى دانند جامع عمل مى پوشاند. در اینجا است كه معده ، متعفن مى شود و میكروبهاى گندزا كه عامل دیگر پیرى مى باشند میدان براى خود نمایى پیدا مى نمایند. عیب دیگر غذاى نجویده این است كه مقدارى از مواد نشاسته اى مستحیل وارد معده مى شوند و به جاى هضم ، با زحمت دفع مى گردند. و از غذا حداكثر استفاده را نمى توان برد))
(80)
بعضى از دانشجویان یا كارگران به واسطه اشتغالات زیاد، فرصت بیشترى براى جویدن خوب ندارند و ممكن است همه غذا خوردن آنان بیش از پنج دقیقه طول نكشد، آنها خیال مى كنند با این تند خورى وقت گرانبهاى خود را از دست نداده و به شكم پرستى نپرداخته اند در صورتیكه با این كار علاوه بر ضربه اى كه به سلامتى خود زده اند به یقین مى توان گفت كه از عمر طولانى و وقت عزیز خود كاسته اند امام ششم (ع ) مى فرمودند:
اطیلوا الجلوس الموائد فانها ساعة لا تحسب من اعماركم (81)
((
غذا خوردن را طولانى كنید (آهسته آهسته و خوب بجوید) زیرا لحظات آن از عمرهاى شما بحساب نمى آید))
این سخن كوتاه با یك محاسبه دقیق ، مطالب ارزنده بهداشتى را به ما آموخته است .
در این روایت آنات جویدن غذا را جزء عمر ما به حساب نیاورده است :
دلیلش هم این است كه وقتى ما در غذا خوردن عجله نكنیم و خوب غذا را جویده و نرم نمائیم فشار زیاد به معده و سایر دستگاههاى گوارشى وارد نمى شود. در نتیجه هاضمه ، سالم و قوى مى ماند. هاضمه سالم باعث عمر طولانى توام با نشاط بیشتر و نیروى كاملتر است روى این حساب اگر یك كارگر به جاى 5 دقیقه ، بیست دقیقه از وقت خود را صرف خوردن غذا بكند پانزده دقیقه وقت اضافى مصرف كرده ولى در مقابل این پانزده دقیقه به اندازه 45 دقیقه بر عمرش افزوده شده زیرا دستگاه گوارش او ضربه ندیده و به آسانى به كار خود ادامه داده است ، و اگر ما براى 15 دقیقه در هر وعده غذا خوردن ، 45 دقیقه عمر اضافه تصور نمائیم به این نتیجه مى رسیم : بهر مقدار كه براى غذا خوردن طول داده شود از عمر به حساب نیامده است .





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 25 آبان 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

ج - میكروبها 
میكروب ها موجودات ریزه ذره بینى اند كه با چشم عادى دیده نمى شوند، همه میكروبها مضر نیستند؛ بلكه بعضى از آنها در زندگى انسانها كاملا لازم و موثرند.
میكروبها را بدون میكروسكپ ، و وسائل آزمایشى نمى توان دید، كشف این موجودات ریز، از زمان ((
پاستور))
به بعد شروع شد.
در اسلام ، قرنها قبل از تولد ((
پاستور)) و پیدایش ((میكرسكوپ ))
از این موجودات ریزه ذره بینى خبر داده شده است .
((
فتح ابن یزید جر جانى ))
كه از دوستان امام رضا(ع ) بوده ، از آن حضرت سئوال كرده است :
مقصود از این كه خدا سمیع و بصیر است چیست ؟
امام (ع ) فرمود براى این است كه خداوند از موجودات دقیق باخبر است ، آیا آثار قدرت او را در گیاهان ، و حیوانات ریز مانند پشه و كوچكتر از پشه ، آن حیواناتى كه چشم ما هیچ گاه آنها را نمى بیند، مشاهده نمى كنید حیواناتى كه به واسطه كوچكى ، نر و ماده ، بچه و بزرگ و نوزاد آنها از هم تمیز داده نمى شوند.
این حیوانات در امواج دریاها، و در میان پوستهاى درختان ، و در بیابانها و دشتها زندگى مى كنند، و در اثر كوچكى نه با چشم دیده مى شوند و نه با دست لمس مى گردند.
(58)
وبا 
وبا بیمارى مسرى و خطرناكى است ، كه میكروب آن در سال 1883 شناخته شد. این میكروب مدت زیادى در آب رودخانه زندگى مى كند، سرایت غیر مستقیم آن تقریبا در آب آلوده است . گاهى بطور ناگهانى بروز مى كند. و در ظرف چند ساعت جمعى را هلاك مى نماید، و به این سبب وباى صاعقه نامیده مى شود، عوارض آن قى و اسهال شدید، سنگینى در قلب و معده پیدا شدن دانه هاى سفید شبیه برنج خیس خورده در مدفوع مریض ، كبود شدن لبها و گونه ها، انقطاع بول ، احساس برودت شدید و عطش مفرط، كند شدن نبض ، فرو رفتگى صدا و خشكیدگى پوست بدن به طورى كه اگر آن را با دست بكشند و فشار بدهند تقریبا به همان حالت باقى مى ماند، زیرا حالت ارتجاعى خود را در اثر كم شدن مایعات بدن از دست مى دهد میكروب شناسان با زحمات فوق العاده دریافتند كه میكروب وبا در میان آب زندگى مى كند. ولى پیشوایان اسلام این مطلب را با صراحت تمام بیان فرمودند.
امام چهارم (ع ) در كتاب صحیفه سجادیه ، در ضمن نفرین به دشمنان اسلام مى فرماید:
و امزج میاههم بالوباء
خدایا، آبهاى آشامیدنى آنها را به میكروب و با ممزوج كن على (ع ) در كتاب نهج البلاغه فرمودند:
وجد حوابینى و بینهم شربا و بیا(59)
میان من و خودشان ، آب وبا دار را آمیختند و در هم نمودند.
جذام 
جذام بیمارى واگیرى است ، كه در آسیا و آفریقا و بعضى نقاط اروپا و آمریكا شیوع دارد و بر دو قسم است ، یك قسم آن داراى عوارضى از قبیل بر آمادگیهاى مسى رنگ در روى پوست بدن مى باشد كه به تدریج تغییر مى كند، و تبدیل به زخم جراحت مى شود، قسم دیگر آن عبارتست از لكه هاى سفید شبیه برص و بى حسى بعضى اعضاء بدن از قبیل بینى و دست و پا، كه گوشت آنها را فاسد مى كند؛ و از میان مى برد، ((آكله وداء الاسد)) هم مى گویند، و در فارسى به آن ((خوره )) مى گویند.
میكروب آن در سال 1873 كشف شد، از وقتى كه میكروب خوره وارد بدن انسان مى شود تا بروز بیمارى یعنى دوره كمون آن به طور متوسط از یكسال تا 7 سال متغیر است و به ندرت از دو ماه تا 30 سال دیده شده است .
راه سرایت جذام ، از مخاطهاى تنفسى یا پوست آزرده مى باشد، خوره و جذام نیز از بیماریهاى مسرى است . میكروب جذام را امروزه با وسائل علمى مى بینند، میكروب به شكل شیر است ، و عجیب این است كه پیامبر اسلام در ضمن جمله كوتاهى كه مسرى بودن این بیمارى را بیان فرمودند با تشبیه لطیفى به انسانها آموختند كه از شخص جذامى فرار كنید آن طورى كه از شیر فرار مى كنید.
فرمن المجذوم فراراك من الاسد(60)
در این روایت دو نكته تذكر داده شده 1 - بیان شكل میكروب خوره ، به وسیله تشبیه به شیر 2 - بیان مسرى بودن این بیمارى كه بایستى از شخصى جذامى دورى كرد البته منظور از فرار این نیست كه جذامیان را به حال خودشان واگذارند، كسى به عیادت آنها نرود تا در كنج انزوا و تنهایى بمیرند، بلكه منظور از كلمه ((
فرار))
معاشرت و نزدیك نشدن با شخصى جذامى است . و دلیل این مطلب سخن دیگرى است از پیامبر اسلام (ص )
كره ان یكلم الرجل مجذوما الا ان یكون بینه و بینه قدر ذراع (61)
خداوند كراهت دارد از اینكه شخصى با جذامى سخن بگوید، مگر اینكه بین شخص سالم و مریض حداقل به اندازه یك ذارع فاصله باشد.
راه دیگر براى معاشرت با جذامى اینست كه شخص ، خود را واكسینه كرده باشد كه در این صورت مصونیت یافته و اگر به خدمت آنها بپردازد كار خوبى انجام داده است .
دستور ضد عفونى در اسلام 
با توجه به اینكه میكروبها با سرعت فوق العاده اى ، محیطهاى مجاور و افراد و آلوده مى سازند؛ اسلام براى مبارزه با انتشار و سرایت آنها، دستور ضد عفونى كردن مكانهاى پوشیده و سقف دار، مانند اطاقها و امثال آن را داده است ، كه مى توان بخور با ((حرمل )) را یكى از آن دستورها دانست .
امام ششم (ع ) فرمودند:
((ان الشیطان لعنه الله لیتنك سبعین دارا، دون الدار التى هو فیها، و هو شفاء من سبعین داء اهونه الجذام ، فلا تغفلوا عنه ))(62)
در خانه اى كه ((
حرمل )) به طور بخور استعمال شود تا هفتاد خانه ، اطراف آن میكروبها دور مى شوند و بخور دانه ((حرمل )) شفاء از امراض ‍ بسیارى است ، كه كوچكترین آنها میكروب جذام است از فوائد سر شار ((حرمل )) غافل نشوید. ((حرمل نام درختى است مانند كنجد كه از بخور دانه هاى آن استفاده مى كنند.))
(63)
بعضى از میكروبها مانند آنفلوآنزا با سرعت زیادى منتشر میشوند حتى ممكن است در عرض یك ساعت در خانه هاى زیادى انتشار یابد. لذا در این روایت گفته شده تا هفتاد خانه از میكروب در امانند.





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 23 آبان 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

ث - استمنا 
استمنا یعنى انسان با خودكارى كند كه از او منى بیرون بیاید، كه به اصطلاح فارسى به آن ((جلق )) گفته مى شود، از نظر اسلام این كار حرام است ؛ و اگر كسى روزه باشد روزه اش باطل مى شود، شخصى از حضرت صادق (ع ) از این عمل نامشروع سئوال كرد. حضرت فرمود: هنگامى است بزرگ و كسى كه مرتكب این كار زشت مى شود همانند كسى است كه با خود ازدواج كند، و اگر من بدانم كسى با خود این عمل را انجام مى دهد با او غذا نخواهم خورد، آن شخص سپس به آن حضرت گفت آیا از قرآن مجید دلیلى بر حمت این كار وارد شده ، حضرت این آیه را قرائت فرمودند.(55)
فمن ابتغى وراء ذالك فاولئك هم العادون (56)
یعنى ارضاء غرائز جنسى از هر طریقى كه باشد، جز ازدواج مشروع ، حرام و انجام دهند آن جزء تجاوز كاران محسوب مى شود))
زیانهاى استمنا 
متاءسفانه بعضى از جوانان ما، دچار این نوع انحراف جنسى هستند، ممكن است بعضى متوجه حرام بودن آن نباشند و یا از زیانهاى همه جانبه آن بى خبر باشند ولى براى هوشیارى این گروه و نیز براى دانستن اهمیت دستورهاى اسلامى از نظر پزشكى ، نظریه بعضى از دانشمندان را در اینجا نقل مى كنیم .
((
مشاهدات دكتر ((هوچین سون )) ثابت مى كند عموم ناراحتیهاى مربوط به دستگاه تناسل ، از آثار استمنا است ، و نیز ناراحتیهاى شبكیه چشم ؛ و مشیمیه از آن سرچشمه مى گیرد. نویسنده مزبور اضافه مى كند، نخستین نتیجه عادت به این كار شنیع ، این است ؛ كه قوت و شفافیت چشمها زائل مى گردد، صورت ، رنگ اصلى خود را از دست مى دهد و پژمرده مى شود، در نگاه هاى مبتلایان به این كار، هوش و ذكاوت اولى دیده نشده ، حالت گرفتگى در سیماى آنها ظاهر مى گردد، چشمهاى آنها با حلقه هاى كبود رنگى احاطه مى شود؛ بعد از آن سستى و تنبلى در اعضاى مختلف مشاهده مى گردد. نقصان حافظه ، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم ، تنگى نفس ، تغییر اخلاق و مزاج بطور غیر قابل توضیح ، حسادت و غم و كدورت ، مالیخولیا، و فكر گوشه گیرى از نتایج شوم ابتلاى به این انحراف جنسى است ، از اثرات و نشانه هاى این عمل نیز كم خونى و ضایع شدن قواى جسمى و روحى ، دوران سر؛ صداى گوشها، كمر درد، سختى تنفس ، كم شدن حافظه ، لاغرى و ضعف و سستى است . و این كار در اثر رابطه نزدیكى كه با حواس پنجگانه دارد، مخصوصا در چشم و گوش اثر مى گذارد))
(57)
یكى از مشكلات بزرگى كه مبتلایان به این عمل با آن مواجه مى شوند، اعتیاد به این كار بد است . اعتیاد شدید و مرگبارى كه افراد را به دنبال خود مى كشاند، و به این آسانى دست بردار نیست ، و به یقین مى توان گفت ، كه اعتیاد به این كار ناپسند، از معتاد بودن به مواد مخدر شدیدتر است .





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 20 آبان 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

ت - سگ  
یكى از مسائل بدیهى بین مسلمانان ، نجاست سگ و نهى از نگهدارى آن در مواقع غیر ضرورى در خانه ، و اجتناب كردن از ظرفى است كه آن را لیسیده است ، البته خدمات این حیوان به انسانها، از نظر اسلام نادیده گرفته نشده ، و براى سگهایى كه پاسدارى مى كنند و سگهاى شكارى ارزش قائل شده و به طورى كه اگر سگ گله یا سگ زراعت دیگرى را نابود كند باید این خسارت را جیران كند(49) و نیز در بسیارى از كلمات پیشوایان دینى ، از صفات خوب آن حیوان ، مانند وفادارى ، و هوشیارى تعریف شده ولى به خاطر جنبه هاى بهداشتى از نگهدارى آن در منزل ، جلوگیرى شده ، زیرا به وسیله این حیوان امراض بسیارى به انسانها سرایت مى كند.
روش نگهدارى سگ  
اگر كسى در صورت ضرورت خواسته باشد آن را در خانه نگهدارى ، طبق دستور اسلام بایستى كلبه جداگانه در یك طرف منزل بنا كند، كه زندگى آن حیوان از اهل منزل جدا باشد.
عن ابى عبدالله (ع ) قال : لا تمسك كلب الصید فى الدار الا ان یكون بینك و بینه باب ))(50)
امام ششم (ع ) فرمودند: سگ شكارى (51)
را در خانه ات نگهدارى مكن مگر اینكه بین تو و او درب دیگرى باشد.
كنایه از اینكه خانه اى جداگانه براى سگ خودت بساز كه زندگى آن و تو با هم نباشد.
انواع بیماریها 
بیماریهایى كه ممكن است از سگ به انسان منتقل شوند از این قرارند:
1 - امراض جلدى  
((جرب )) و ((كچلى ))، و سایر امراض جلدى و نیز انواع شپش و پشه در ((سگ )) فراوان است ، ((سگ )) بدن خود را كه مملو از میكرب است با دهان مى لیسد، و میكربهاى مختلف روى زبانش جمع مى شود. سپس زبان خود را به كاسه و كوزه و پرده و فرش مى زند؛ به بدن و دست ارباب خود زبان مى زند و به این وسیله میكروبها را منتقل مى نماید.
2 - هارى  
بیمارى هارى در ((سگ )) در روزهاى اولیه بسیار مخفى است ؛ ولى كم كم ظاهر مى شود، و اگر جلوگیرى از میكرب نشود و به وسیله ((سگ )) وارد بدن انسان شود. پس از مدتى در حدود چهل روز، انسان را به فجیع ترین وضعى مى كشد.
50
3 - كرم كدوى سگ  
((كیست هیداتیك )) از نوعى كرم كدو به وجود مى آید، بیمارى مخصوصى كه ازاین كرم پیدا مى شود ((اكینو كوك )) نامیده شده علامت این بیمارى در سگ سرگیجه و دوران است ، روى هیمن اصل اروپائیان این مرض را ((tournis)) مى گویند به معنى ((دوران )).
تنیاى ((
سگ )) بیشتر به قصابها؛ چوپانها؛ و كسانى كه ((سگ ))
در منزلشان و درون زندگیشان زندگى مى كند حمله مى كند.
این كرم سه تا چهار میلیمتر طول دارد، و از سه تا چهار حلقه مركب شده ، جدار بیرونى آن مركب از قلابهایى چند است ، ابتدا وارد روده مى شود، بعدا ممكن است داخل كبد و ریه ، پوست و كلیه و غیره گردد؛ این بیمارى تولید دردهاى سخت مى كند، و اگر به وسائل جراحى ریشه آنرا را از اعضاء نامبرده بیرون نكشند، به مرگ مى انجامد.
تنیاى ((
اكینوكوك ))
كوچكترین تنیاها است ، هر وقت بحد رشد برسد. حلقه آن جدا شده با تخمهایى كه در آنست (هر حلقه 400 تا 800 تخم دارد) بوسیله روده ها دفع مى شود.
4 - بیمارى دیگرى به نام ((echinococcosemu11itocutaire)) 
میكرب این بیمارى به وسیله ((سگ )) در انسان به وجود مى آید، و تولید بحرانهاى سكته ، سر گیجه ، و صداع مى كند؛ این بیمارى در انسان 69 در صد به كبد حمله مى كند و 11 در صد به اعضاى سفلى و 8 در صد به پوست و عضلات ، و خلاصه به كلیه ، طحال و مغز سرایت مى نماید.
5 - سرایت سل  
یكى از دانشمندان بزرگ فرانسه بنام ((نوكارد)) ثابت كرده كه مرض سل ، از انسان به ((سگ )) و از ((سگ )) به انسان خیلى زیاد سرایت مى كند، و ضمنا نشان داده كه سگهاى شهرى جوان ، زیاد دچار سل میگردند، و بوسیله راههاى هوایى و جهاز هضم میكرب ببدن سگ داخل مى شود، زیرا سگ ((با سیل هاى كوخ )) یعنى میكرب سل را كه همیشه در كثافات هست مى لیسد اگر سگى در خانه یك نفر مسلول باشد براى تمام آن محله ، بلكه تمام آن شهر خطرناك است ))(52)
بیماریهاى بى سابقه  
بسیارى از بیماریها كه میان ملل اروپایى و آمریكایى فراوان به چشم مى خورد، در میان ملل اسلامى سابقه نداشته است و جهت این امر بسیار روشن است ؛ زیرا ملل اسلامى از برنامه هاى دقیق و منظمى پیروى مى كنند كه آن برنامه ها با خلقت و سرش مردم سازى دارد و آن برنامه ها را براى سلامت و بهتر زیستى مردم ، خداوند معین كرده است و از این جمله است مسئله خون ، مردار، سگ و خوك چه بیماریهایى خانمانسوزى كه از جانب این چیزهایى كه خدا حرام كرده دامنگیر بشر مى شود؛ كه با ترك آنها و حرام و نجس دانستن آنها بجاى بیمارى ؛ تندرستى و بجاى بدبختى اجتماع -، سلامت اجتماع تامین میگردد ولى متاءسفانه با گشوده مدهاى جدید به سوغات آمده و اینجا است كه مى بایست اعتراف به فرمایش امام هفتم (ع ) نمود:
((كلما احدث الناس من الذنوب مالم یكونوا یعملون ، احدث الله لهم من البلاء مالم یكونوا یعدون ))(53)
هنگامیكه مردم مرتكب گناهان تازه اى بشوند كه قبلا آن گناهان را انجام نمیداند، خداوند نیز براى آنان بلاها و مصیبت هاى غیر منتظره ایجاد مینماید.
در جایى كه اسلام دستور مى دهد در صورتیكه ظرفى را سگ بلیسد مى بایست براى طهارت و نظافت آن ظرف را خاك مال كنند ما امروز در بعضى خانواده هاى مرفه مى بینیم ، همچون زمان جاهلیت سگ را همبازى خود و كودكان قرار مى دهند، زبان سگ را در دهان مى كنند و مى مكند و تا این اندازه با سگ خصوصى شده كه آنرا در رختخواب خودشان مى خوابانند.
البته این كار نتیجه اى جز میكرب و بیمارى امراض گوناگون چیزى به بار نمى آورد.
قبلا نوشتیم كه اگر ظرفى را سگ بلیسد، باید آنرا خاك مال كرد.
((
ظرفى را كه سگ لیسیده یا از آن ظرف ، آب یا چیز روان دیگر خورده ، باید اول با خاك پاك ، خاك مال كرد، بعد یك مرتبه در آب كریا جارى ، یا دو مرتبه با آب قلیل شست ))
(54)
آن آفریدگارى كه سگ را آفریده هم او نیز دستور به دفع میكرب مى دهد میكرب سگ را فقط خاك پاكیزه و تمیز مى تواند نابود كند، و كشف یكى از دانشمندان بزرگ در این قسمت خواندنى است . البته این كشف چندان سر و ساده تمام نشده بلكه توام با هیاهو و جنجال و سر و صدا بود.
شرح این تجزیه كشف در یكى از مجلات فرانسوى ، بنام ((
لوشا سورفرانسه )) كه در شهر ((سنت اتین ))
چاپ مى شد درج گردیده است .
كشف او این بود كه اگر سگى ظروف را زبان بزند، و آنرا آلوده به میكرب كند، تنها چاره نابودى این میكرب خاك است ، و باید ظروف را خاك مال كرد.
و از اینجا باید بفهمیم كه آنچه پیامبر اسلام كه بیان مى كرده از راه رابطه با مبدا و با الهام پروردگار بوده است . پیامبرى كه تحصیل علم نكرده بود. بعد از گذشت چهارده قرن اینگونه سخنان و كلماتش استدلالى و مبرهن گردید.





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 18 آبان 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

پ - گوشت خوك  
زیانهاى این گوشت منحصر به جنیه هاى بهداشتى نیست بلكه از جهات اخلاقى نیز قابل توجه است كه به مناسبت این كتاب فقط از جنبه غذایى آن بحث مى شود. قرآن مجید در باره گوشت این حیوان فرموده است :
((انما حرم علیكم المیتة و الدم و لحم الخنزیر))(45)
خداوند مردار و خون و گوشت خوك را بر شما حرام كرده است ...
یك معجزه 
مطالعات دانشمندان بعد از قرنها درباره این حیوان ، و پیدا كردن چندین نوع میكرب در گوشت آن یك نوع معجزه قرآن مجید است كه از قرن ها قبل خوردن گوشت خوك را حرام فرموده است .
كرم تریشین 
((كرم تریشین تنها بوسیله گوشت خوك به انسان منتقل میشود. كرم تریشین به ماهیچه هاى بدن نفوذ كرده ، و به آسانى از بین نمى رود، و یك گرم گوشت خوك ممكن است هزارها عدد از این كرم همراه داشته باشد، و یك تریشین ماده تقریبا 1500 كرم جوان مى زاید، این كرم مى تواند به قلب نیز نفوذ كرده ؛ تولید سكته هاى قلبى نماید، پختن گوشت ، این كرمها را نابود نمى سازد زیرا وقتى گوشت را حرارت مى دهند، مواد سفیده اى گوشت ، منعقد مى شود، و كرم در وسط این اجرام منعقد از آسیب حرارت مصون مى ماند، این قسمتهاى منعقده كه كرمها را در وسط خود محفوظ كرده اند، در معده حل نمى شوند و به روده ها مى روند))(46)
اول مرتبه یك نفر انگلیسى به نام ((
سر جیمز پاژت )) در سال 1835 وجود این حیوان را كشف كرد چند سال بعد یعنى در سال 1860 در اثر مرگ كسى در شهر ((سدن )) (از شهرهاى آلمان ) یك نفر طبیب آلمانى بنام ((فردیك یون زنكر))
زیانهاى تریكین را كشف كرده و بعدا دیگران نیز درباره آن بررسى هاى بسیار كردند.
تریكین كرم كوچكى است كه نر آن تا یك میلیمتر و نیم و ماده آن تا 3 میلیمتر قطر دارد، در عرض یك ماده مى تواند از ده تا 15 هزار عدد تخم گذارى كند.
با خوردن گوشت خوك تریكین نیز وارد بدن انسان مى شود، گلبولهاى سرخ خون ابتدا شروع به زیادى كرده و بعد كم كم از بین مى روند و كار بجایى مى رسد كه گلبول خون خیلى كم مى شود و انسان دچار مرض كم خونى یا ((
ahemie))
مى گردد، و ممكن است این حالت او را به مرگ بكشد.
هنگامیكه تریكین ها وارد معده شدند، جدار آهكى خود را در اثر دخالت شیره ها و اسیدهاى معدى از دست مى دهند؛ و به سرعت زیاد تولید مثل نموده ، از راه معده و خون داخل بدن مى شوند؛ اولین اثر آن سر گیجه و تب هاى مخصوص ، از جمله تب هاى مربوط به دستگاه هضم مى باشد بعدا اسهال دست مى دهد، تب حاصله از این حالت ابتدا ضعیف است ؛ ولى رفته رفته سخت و مزمن مى گردد.
دردهاى دیگر از قبیل روماتیسم هاى مختلف ، كشش اعصاب ، خارش ‍ داخلى بدن ، تراكم پى ها؛ كوفتكى و خستگى سخت در تمام كالبد، جمع شدن عضلات صورت ، و بالاخره دردهاى ناشى از ضعف فوق العاده بدن به وجود آمده ، پس از چهار پیدا مى شود به نام ((
trihieose)) مشهور است . تریكین كه داخل معده شود، هیچ دواى كرم كش یا ((ورمیفوژى ))
قادر به دفع آن نیست .
مرض لادررى 
یكى از خطرناكترین امراضى كه به وسیله گوشت خوك به انسان عارض ‍ میشود مرض لادررى است ، كه عامل مولده آن ((تنیا)) یا كرم كدو مى باشد.
((
تنیا)) كرمى است كه فامیل ((سستود))(47) كه داراى انواع چندى است ، و كرم كدویى كه در بدن خوك وارد مى شود به نام ((- teniasotium ))
مشهور است .
بدن این حیوان مركب از یك سر است ، كه دو ردیف قلاب و چهار بادكش ‍ دارد، و به وسیله آن خود را به جدار معده انسان مى چسباند، بعد از سر، زنجیرى خیلى طولانى از حلقه ها بدن آن را تشكیل مى دهد، و گاهى مجموع این حلقه ها داراى چندین متر طول مى شود.
حلقه نزدیك سر خیلى كوچك است ؛ و هر چه از آنجا دور شود؛ حلقه ها متدرجا درشت تر میگردد، هر حلقه ((
تنیا)) داراى دو جنس ((نر و ماده ))
است ، و جفت گیرى در خون آن انجام مى گیرد و سوراخهاى تناسلى روى لبه هاى حلقه قرار دارد.
زیانهاى دیگر 
زیانهاى گوشت خوك منحصر به این دو كه گفتیم نیست گوشت خوك اصولا ثقیل الهضم است ، و معده را سخت در زحمت مى اندازد، در اثر خوردن گوشت خوك اغلب سمیتى به وجود مى آید، كه در اصطلاح علمى آنرا ((بوتولیسم )) مى گویند))(48)
این بود نمونه اى از زیانهاى گوشت خوك ، كه از نظر اسلام خوردن آن حرام شمرده شده است .





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آبان 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

ب - خون و مردار 
((خون ، مایع سرخ رنگى است كه در تمام رگها جریان دارد و بدن به وسیله آن تغذیه مى شود طعمش اندكى شور و داراى بوى مخصوص ؛ و مركب از گلبولهاى سفید و سرخ و پلاسما مى باشد مقدار آن در حیوانات پستاندار یك سیزدهم وزن بدن آنها است انسانى كه وزن بدنش 65 كیلوگرم باشد، تقریبا 5 كیلوگرم خون دارد. در هر میلیمتر مكعب خون 5 میلیون گلبول سرخ وجود دارد))(36)
خوردن خون و مردار در اسلام ممنوع اعلام شده است آنجا كه مى فرماید:
((یا ایها الذین آمنوا كلو امن طیبات ما رزقنا كم و اشكرو الله ان كنتم ایاه تعبدون . انما حرم علیكم المیتة و الدم و لحم الخنزیر...))(37)
اى كسانیكه ایمان آورده اید از خوراكهاى پاكیزه اى كه روزى شما قرار دادیم بخورید. سپاسگزار خدا باشید اگر او را عبادت مى كنید. همانا او مردار، خون و گوشت خوك را بر شما حرام كرده است .
خداوند از غذاهاى پاكیزه بنام ((
طیبات ))
نام برده و امر بخوردن آنها نموده ، و متقابلا از میته و خون و گوشت خوك نهى فرموده است .
زیانهاى خون خوارى 
مضرات خون خوارى فقط جنبه جسمى ندارد. بلكه ضررهاى روانى آن بیش از جسمى است امام ششم (ع ) علت حرمت خون را بیان فرموده و اشاره به زیان هر دو قسمت روان و بدن كرده است .
قال : فلم حرم الدم المسفوح ؟ قال لانه یورث القساوة و یسلب الفواد رحمته . و یعفن البدن و یغیر اللون ، و اكثرما یصیب الانسان الجذم یكون من اكل الدم .))(38)
مردى پرسید، چرا خداوند خوردن خون را حرام نموده ؟ امام صادق (ع ) فرمودند: براى آنكه خوردن خون باعث قساوت قلب و رفتن مهر و عاطفه است و نیز براى آنست كه خون خوارى سبب تعفن بدن و تغییر رنك چهره و پوست انسان و بسیارى از مبتلایان به بیمارى جذام بواسطه خوردن خون گرفتار این بلاى خانمانسوز گشته اند.
در قسمت اول روایت به مضرات روانى خون خوارى و در قسمت دوم آن به مضرات جسمى آن تذكر داده اند.
((
خون در كشور بدن همانند نهرى است كه در كوچه و خیاباهاى شهر جارى است كه در آغاز صاف و گوارا و سر انجام به كثافات آلوده مى شود. خون هم بعد از گذشت از ریه و كبد و مشروب ساختن بدن به هنگام عبور از وریدها مسموم كننده است .
مهم تر از زیانهاى خون خوارى بر جسم ضررهاى آن بر روان است . چوپانان همیشه براى اینكه سگ گله سبعیت بیشترى پیدا كند مدتى به او خون میخوارند))
.(39)
در سخن امام (ع ) این نكته دیده مى شود كه بیمارى جذم از راه خون خوارى به انسان منتقل میشود بدنیست بدانیكه بیشتر بیماریها به شكل عفونت خونى یا (سپتى سمى ) بروز مى نماید، یعنى ابتدا میكرب به خون نفوذ كرده ، سپس عوارض مخصوص بیمارى به وجود مى آید.
((
در حالات حملات میكرب به بدن سربازان مدافع ، گویچه هاى سفید خون مى باشند؛ و در مواقع بیمارى به تعداد آنان افزوده مى شود، و از گویچه هاى قرمز خون كاسته مى گردد، بنابراین اثر میكربهاى بیمارى زا در خون است ، و در خوردن خون ، مساوى با خوردن آنها همه میكروبها است ، دستور ذبح حیوانات نیز از این نظر است كه اگیر این حیوانات در معرض ‍ حمله میكربى قرار گرفته اند و در حال ابتدایى و كمون بیمارى باشد، چون خون در این موقع آلوده است ؛ و نشانه هاى خارجى نزد حیوان نیست لذا در اسلام از نظر كاستن سمیت چنین گوشتى دستور ذبح داده است .))
(40)
مردار 
- مردار حیوانى است كه یا بدستور شرع ذبح نشده باشد، و یا آنكه خود بخود مرده باشد طبق آیه مزبور مردار یكى از چیزهاى است كه جزء لیست غذاهاى ممنوع اسلامى قرار داده شده است .
چرا مردار حرام است ؟ 
شخصى از امام هشتم (ع ) علت حرام بوده میته را سئوال نمود آنحضرت در جواب او نوشتند:
((حرمت المیته لما فیها من افساد الا بدان و الافة ... و لا نه یورث الماء الا صفر و یبخر الفم و ینتن الریح و یسیى الخلق ، و یورث القسوة للقلب ، و قلة الرافة و الرحمة حتى لا یومن ان یتقل ولده و والده و صاحبه )).(41)
حرام شدن مردار براى آن است كه باعث فساد بدنها است و نیز براى این است كه باعث ایجاد صفراء است . خوردن ((
میته ))
اصولا بدن را بدبو مى نماید.
((
میته )) باثع بد اخلاقى ، عصبانیت ، قساوت قلب ، و از بین رفتن مهر و عطوفت مى شود و تا آنجا كه نمى توان در مورد شخصى كه گوشت مردار مى خورد از كشتن فرزند و پدر و رفیق خود ایمنى داشت ))
.
در این روایت امام (ع ) دو قسمت از زیان هاى مردار را بیان فرموده اند هم قسمت جسمى و هم تاثیرات آن بر روى روان و روح و اخلاق و خوى انسانها.
یكى از علل تحریم مردار این است كه :
((
پس از مرگ حیوان ، میكربها و باكتریهاى به خون ولنف وارد شده ، شروع به نمو مى نمایند، البته ابتدا باكتریهاى هوا خواه و هوا نخواه تولید فساد مى نمایند، باكتریهاى هوا خواه مواد سفیده اى را تجزیه كرده و تبدیل به عناثر شیمیائى و گازهایى چون اسید كربنیك ، هیدروژن سولفورده و آمونیاك و غیره مى نمایند كه اینها بذاته تولید مسمومیمت مى كنند. باكتریهاى هوا خواه از بیرون به روى اجساد موثرترند، و بعضى حشرات بویژه انواع مگس ها در كار عفونت اثر مهمى دارند، و در فساد آنها كمك مى نمایند.
بارى به طور خلاصه گوشت فاسد سخت ترین و خطرناك ترین مسمومیت (یتوماتین ) و غیره را به انسان مى دهد، این سمومات در شخص ، تولید عوارضى از قبیل التهاب حاد معده و روده ها، قى ، شكم روشى ، تب زیاد، ناتوانى شدید، سر گیجه ، اتساع مردمك و پائین افتادن پلك چشم مى نمایند))
.(42)
در سخن دیگرى امام صادق (ع ) علت حرام بودن مردار را چنین بیان مى فرمایند:
((و المیته قد جمد فیها الدم و تراجع الى بدنها فلحمها ثقبل غیر مرى ء لانها یوكل لحمها بدمها)).(43)
در مردار خونها منجمد مى شوند، آن خونها در بدن مردار مى مانند و خارج نمى شوند. بنابراین گوشت مردار ثقیل و غیر گوارا است ، زیرا مردار چیزى است كه گوشت آن را با خونش مى خوردند.
مضراتى كه براى خون خوارى نوشتیم براى مردار خوارى نیز هست .
((
مردار خوارى به خون خوارى بستگى دارد؛ زیرا تا شاه رگهاى مخصوص ‍ حیوان قطع نشود به اندازه كافى خون از بدنش خارج نمى شود، و كمتر مردارى است كه خون بدنش كاملا خارج شده باشد))
(44)





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 12 آبان 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

اسلام براى پیشگیرى از بیماریها دستورات بهداشتى ارزنده اى در ضمن محرمات ، مكروهات ، و مستحبات بیان نموده كه گذشت قرنها، حقایق نهفته آنرا آشكار ساخته است .
الف - شراب  
از چیزهایى كه آشامیدن آن ممنوع اعلام شده شراب است كه در قرآن چنین مى خوانیم :
انما یرید الشیطان ان یوقعبینكم العدواة و البغضاء فى الخمر و المیسر و یصدكم عن ذكر الله و عن الصلوة فهل انتم منتهون (19)
شیطان خصومت و دشمنى را به وسیله شراب و قمار در میان شما قرار مى دهد، و شما را از نماز و یاد خدا باز مى دارد.
و در جاى دیگر مى فرماید: ((
شراب و قمار و بتها پلیدند و از اعمال شیطانند از آن اجتناب كنید))(20)
زیانهاى همه جانبه شراب به قدرى زیاد است نه :
رسول اكرم آنرا ریشه جنایات و زشتیها معرفى فرمودند.
قال رسول الله (ص ): الخمر ام الخبائب (21)
مردى به على (ع ) گفت به نظر شما معصیت شراب خورى از زنا و دزدى بیشتر است ؟ فرمود آرى ، زیرا زناكار ممكن است به همین گناه اكتفا كند، خود را بگناه دیگر آلوده نسازد ولى شراب خوار با آنكه به یك گناه آلوده شده به گناهان دیگرى نیز مانند زنا، دزدى ، آدم كشى و ترك نماز.... آلوده خواهد شد.
قیل لامیر المومنین (ع ) انك تزعم ان شرب الخمر اشد من الزنا و السرقة ؟ فقال (ع ) نعم ، ان صاحب الزنا لعله لا یعدوه الى غیره و ان شارب الخمر اذا شرب الخمر زنى و سرق و قتل النفس التى حرم الله عزوجل و ترك الصلوة (22)

زیانهاى شراب منحصر به جنبه هاى بهداشتى نیست بلكه از جنبه هاى معنوى و اجتماعى قابل توجه است .
مردى از امام پنجم (ع ) علت حرام شدن شراب را سؤ ال مى كرد. آنحضرت اینطور فرمودند:
ان مدمن الخمر كعابد و ثن و یورثه الارتعاش ، و یهدم مروءته ، و تحمله على التجسر على المحارم ، منسفك الدماء و ركوب الزنا، حتى لایومن اذا سكر ان یثبت على حرمه ، وهو لا یعقل ذلك ، و الخمر لا تزید شاربها الا كل شر(23)
دائم الخمر مانند بت پرست است شراب برایش رعشه بدن پدید مى آورد، مردانگى و انصاف و مروتش را نابود مى كند تشراب است كه كه شراب خوار را وادار بر جسارت بر نزدیكان و اقوام و خویشان و خون ریزى و زنا مینماید حتى از زناى با محارم ایمن نمى تواند بود او پس از مستى این كار را بى توجه انجام مى دهد و خلاصه شراب وادار كننده به هر نوع شر و اعمال ضد انسانى است .
در این روایت به یك قسمت از ضررهاى الك از نظر جنبه هاى جسمانى ، اخلاقى ، و اجتماعى تصریح شده است دانشمندان تعداد امراضى را كه عامل اصلى آنها شراب و عرق است تقریبا 11 نوع شمرده اند.
1 - امراض معدى : 
الف - ((گاستریت )) ساده و مزمن كه بالاخره به ضعف و نابودى قوا منجر مى شود.
ب - ((
فلگمن معده ))
ج - ((انتتریت )) سخت و اغلب ((اسفلگیت ))
دل دردهاى مختلف و درد معده كه بیشتر در وقت اعتیاد به وقوع مى رسد و درد دل هاى دایمى اثر دیگر آن در معده اتساع معدى است كه گاهى چنان این عضو را بزرگ مى كند كه مانند كیسه اى شده و پنج برابر موقع عادى گنجایش پیدا میكند یعنى ممكن است ده تا 12 لیتر آب بیشتر جا بگیرد.
بطور كلى الكل باعث التهاب جهاز هاضمه مى شود، در روده ها نیز تاءثیر سخت نمود، باعث خراشیدگى جدار آنها، و دفع خون ، و ضعیف ساختن قوا میشود، و بالاخره اسهال سخت تولید مى كند، و گاهى نیز یبوست مى آورد در اثر استعمال نوشابه ((
قولون ))
(روده بزرگ ) لطمه دیده ، یبوست و لینت پشت سر هم به وجود مى آورد.
الكل زبان را ضخیم و سخت مى كند و سلولهاى مخصوص ذائقه را ضعیف و بالاخره محو مى نماید، بطوریكه شخص دائم الخمر دیگر طعم غذاها را درست حس نمى كند، و این خود یكى از علل بى اشتهایى در شخص الكى مى باشد و بیشتر از همه باعث خرابى دستگاه هاضمه مى شود.
الكل ، شیره هاى دهان (بزاق ) و شیره هاى معدى و سایر شیره هاى بدن را كم كرده از بین مى برد.
2 - امراض دستگاه تنفس  
الكل از بزرگترین علل ابتلاى به مرض سل ، مى باشد ریه ها در اثر الكل تورم یافته ؛ لكه هاى بنفش یا سفیدى روى آنها ظاهر مى گردد، و لخته هاى خون در خلط شرابخوار ظاهر میشود كه نتیجه خرابى ریه است ، شرابخوار هر صبح در رختخواب مدتى سرفه مى كند خود مى اندازد و گاهى لخته هاى خون یا صفراء به حال تهوع از دهانش بیرون مى آید و بدون استثنا در اشخاص الكلى عمل تنفس سخت و پر زحمت است .
3 - گردش خون 
در اثر شراب مواد اصلى خون از جمله فیبرین و گلبولهاى قرمز و غیره خیلى كم شده و از دست رفته ، مایع خون ، آهكى و خراب شده است ، چون خون فاسد شود كلیه بدن دچار اختلال و كم غذایى و ضعف مى گردد، گلبولهاى سرخ و سفید را از بین برده شخص را آماده براى سكته مى نماید.
هر نوع نوشابه الكلى ؛ از جمله آبجون ، رگها را سخت و شكننده مى كند و مرونت یا ارتجاع آنها را از دست مى دهد و موجب مى شود در در اثر جزئى فشار مانند عصبانیت ، كار زیاد، سرما، یا گرماى فوق العاده پاره شده و سكته ناقص یا كامل بوجود آورد؛ عروق در اثر الكل ، تصلب و شریان ، تكلس پیدا مى كند.
4 - امراض قلب  
در نتیجه خرابى خون ، عمل قلب مختل شده كم كم چربى و پیه دور آنرا مى گیرد، و آن را سنگین و بزرگ مى كند، و چون قلب در حین ضربان ، با قوت حركت مى كند سنگینى مزبور موجب كندى حركت و نامرتبى مى گردد، و روى این اصل نبض اشخاص الكلى ، آهسته و نامرتب مى زند.
5 - بیماریهاى عصبى 
الكل وضع اعصاب را فلج مى سازد اعصاب آخذ، و محركه ضعیف شده ، فلج و رعشه پیدا مى كند، در تمام بدن حالت خارشى به وجود مى آید و الكى بدون سبب احساس حرارت مى كند، بدنش مخصوصا دستها و سر، مى لرزد سخنش نامفهوم و بى معنى مى شود، و علائم روحى ، عصبانیت ، حالت قیافه حیوانى ، ترس و سردرد، در او به وجود مى آید.
در اثر ضعیف شدن اعصاب ، در معرض برخى امراض عصبى ، واقع مى شود، و راه براى سكته و خونریزى باز مى گردد.
الكل در اثر داخل كردن ((
اسید اوریك ))
در خون تولید درد اعصاب و رماتیسم مى كند.
6 - بیماریهاى مغز 
الكل در مغز اثر كرده و موجب خونریزى مى شود به این معنى كه شریان پاره شده ، خون در مغز مى ریزد و شخص سكته ناقص یا كامل مى كند مریض یا فورى مى میرد یا آنكه خونهاى ریخته ، لخته شده و جلو جریان خون را مى گیرد، و قسمتى از مغز بدون خون و نرم شده یا اعضاى مربوط به آن قسمت در بدن فلج مى شود یا اینكه موجب تشنج و صرع مى گردد.
الكل موجب آماس مغز، و فشار خون در سر مى شود، و گاهى نیز مغز را لاغر كرده ، تولید جنون وبله ، و یاكم عقلى مى نماید.
7 - بیماریهاى كبد 
بعد از معده اولین اثر شوم الكل بر كبد ظاهر مى شود، ساده ترین بیمارى كبد از این جهت آن است كه سلولهایش كشته مى شوند و در اثر اجتماع سلولهاى مرده از حد معمولى بزرگتر مى گردد و گاه چنان رشد غیر طبیعى پیدا مى كند كه شخص را مى كشد.
كبد چون مركز تصفیه بدن است ، سعى مى كند هر نوع سمى كه وارد بدن شود دفع نماید الكل را هم كه نوعى سم است هر وقت وارد خون شود خارج مى كند ولى وقتى این عمل زیاد ادامه یابد؛ متورم شده و از حد معمول بزرگتر مى شود، صلابتى خارج از حد عادى پیدا مى كند.
در این هنگام شخص الكلى در پهلوى راست خود احساس درد و تورم مى كند، در این موقع ممكن است كه یرقان یعنى زردى به شخص دست بدهد و تمام بدن حتى سفیدى چشمش مانند زرد چوبه ، زرد شود كبد تمام اشخاص دائم الخمر آغشته به نوعى چربى و مواد كثیف است ، و این نوع مرض به نام سیروز كبد مشهور است .
8 - امراض كلیه 
نوعى مرض كلیه بنام ((سیستیت مزمن )) در اثر استعمال الكل تشدید مى شود خفقان بولى در كلیتین نیز نتیجه الكل است .
طبق آمارى كه به دست آمده نزدیك 90 درصد از امراض كلیه ، در اثر الكل است .
9 - امراض جلدى 
گاهى الكل در بدن قرمزى غیر طبیعى و زشتى به وجود مى آورد، و مخصوصا بینى و گونه ها را به شكل نامطلوبى سرخ مى كند.
امراض جلدى ، مانند خارش هاى بى جهت ، اگزما، جوش صورت و چاقى بى مورد و خطرناك نیز از عوارض الكل است .
10 - حنجره و دستگاه صوت  
حنجره التهاب پیدا مى كند، و صدا درشت و گرفته مى شود گاهى صداى گرفته و شبیه آن كه از دهان الكلى شنیده میشود علامت خرابى ریه است .
11 - امراض مثانه 
((شرب الكل مثانه را تحریك مى كند و علت آن بیشتر به واسطه افزایش ‍ ادرار و ماده سمى الكل است ، كه مخاط عضله مزبور را مى ساید و ضعیف مى سازد، الكل تولید ینگ مثانه مى نماید و گاهى سبب بروز قند در ادرار مى شود))(24)
یك جرعه یا چند بطرى 
بعضى خیال مى كنند اگر مشروبات الكلى كم مصرف شود، مضر كه نیست بلكه به حال اعصاب هم مفید است .
ولى اسلام باتوجه به فسادها و مضرات همه جانبه آن یك جرعه بلكه كمتر از یك جرعه آن را حرام و نجس دانسته است و راه سوء استفاده را به روى همه بسته است .
امام هشتم (ع ) از قول پیامبر نقل مى فرماید:
هر نوع آشامیدنى كه باعث تغییر عقل شود، كم و زیادش حرام است :
عن رسول الله ص : قال : كل شراب یتغیر منه العقل كثیره و قلیله حرام (25)
دانشمندن و غذاشناسانى كه تحقیقات و مطالعات بیشتر درباره شراب داشته اند، الكل را مطلقا سمى مهلك دانسته اند.
((
براى قضاوت در این زمینه باید خاصیت الكل را در بدن بررسى نمود الكل در بدن هیچگونه تغییر شكل پیدا نمى كند، و تمام الكلى كه نوشیده مى شود از راه تنفس و تعریق و ادرار دفع مى گردد، و تا زمانیكه الكل در بدن است ، دهان نوشنده بوى الكل مى دهد.
ثانیا خاصیت اصلى الكل آن است كه جریان خون را سریع مى كند، و چرخهاى بدن را از حد معمولى بیشتر تحریك مى نماید، و در نتیجه سوخت بیشترى مصرف مى گردد، و این سوخت از اصل بعد از خوردن الكل ، اشخاص علاقه زیادى بخوردن مواد خوراكى تحت عنوان مزه دارند.
((
همین كه الكل دفع شد، سرعت خون آهسته مى گردد، و شخص حالت سستى و رخوت در خود حس مى نماید میل مجدد به خوردن مشروب پیدا مى كند انسان دو حس نزدیك بهم دارد یكى حس گرسنگى ، و دیگرى حس ‍ تشنگى نخستین اثر اكلل روى ایندو حس مى باشد و شخص را مبتلا به گرسنگى و تشنگى كاذب مى نماید، و آدم مست بدون داشتن احتیاج ، مقادیر زیادى غذا و آب مى خورد؛ همینكه مدت زیادى از این سم نوشید این دو حس ضعیف مى شوند و دیگر گرسنگى و تشنگى را به موقع حس ‍ نمى نماید، دائما براى رفع رخوت كه در نتیجه نخوردى غذاى به موقع ، و خوردن مشروب ایجاد مى شود، هوس مجدد مشروب مى كند، و سرانجام تلف مى شود))
(26)
تاءثیر شراب در نسلها 
زیانهاى الكل تنها گریبانگیر نوشنده آن نمى شود، بلكه در نسلهاى الكلیسم ، و فرزندان او نیز اثرات بد مى گذارد. به همین مناسبت دین مقدس اسلام ، براى نگهدارى و حفظ جامعه از موالید معلول و ناقص الخلقه به پیروان خود كاملا توصیه كرده است كه با شارب الخمر ازدواج نكنند، و دختران پاك خود را به همسرى افراد الكلیست در نیاورند.
امام ششم (ع ) مى فرماید: هر كس دختر خود را شراب خوار بدهد، ارتباط او را با خویش قطع كرده است .
((من زوج كریمته من شارب خمر فقد قطع رحمها))(27)
((دكتر كارل مى گوید: مستى زن یا شوهر در موقع آمیز جنایت واقعى است ؛ زیرا كودكانى كه در این شرایط به وجود مى آیند، اغلب از عوارض عصبى یا روانى درمان ناپذیر رنج مى برند))
.(28)
((اطفالیكه از پدران الكلیست بوجود آمده و زنده بمانند؛ غالبا ضعیف ، علیل ، و مبتلا به تشنجات شدید بوده ، و قدرت دفاعى آنان در مبارزه با مشكلات حیات ناچیز و در برابر عفونتهاى مختلف بسیار حساس خواهند بود؛ نقص بدنى مانند عدم تقارت صورت ، انحراف ستون فقرات ، كر و لالى ، كودك نمائى ، و عوارض ناشى از نارسائى قوه تیروئید و همچنین ضایعات دماغى ، مانند عقب ماندگى بلاهت ؛ عدم رشد، تصلب مغزى ، داء الرقص ، مالیخولیا؛ دیوانگى هاى حاد، هیسترى و غیره در آنان فراوان دیده مى شود.))
(29)
تاءثیرات سوء الكل نه تنها روى یك نسل خواهد بود بلكه تا سه نسل و حتى گاهى به 7 تا 8 نسل نیز منتقل مى گردد.
((
یكى از اطبا آلمان ثابت كرده كه تاءثیر الكل تا سه نسل بطور حتم باقى است ؛ بشرط اینكه این سه نسل الكلى نباشند))
(30)
((نیكلو))
(31) - مى گوید: حتى در حالت مستى ممكن است آثار الكل را در منى پیدا كرد. اغلب افراد الكى عجیب الخلقه بوده و گاهى پیش از موقع زائیده میشوند، مرگ اطفال در اولاد الكلى سه برابر پیش از معمول است ، بچه هاى الكلى همیشه لاغرى ، ضعف ، حساسیت فوق العاده در بیماریها و نقص هاى جسمانى و روحانى را به ارث میبرند، و طبق آمار ((فره ))(32)
حالات زیر در اغلب آنها پیدا مى شود:
عدم تقارن قیافه ، كجى ستون فقرات ، فلج عضو، كرى و لالى ، ماندن بحال بچگى ، تشنج ، سكته ، هیسترى ، توقف رشد، حماقت ، استعداد به جنابت و حزن دائمى . طبق عقیده ((
لو گرز)) از 761 و ارث الكلیك 322 نفر فساد، 155 دیوانه و 131 مستعد به سكته بوجود مى آید))
.(33)
اعتراف دیگران 
چیزهائى را كه اسلام ممنوع شمرده مانند، شراب ، سگ ، خوك و مردار سبب جلب توجه نظر دانشمندان غیر مسلمان گشته است ، زیرا آنان نیز اعتراف مى نمایند كه اسلام در 14 قرن قبل بادید عمیق خود سلامت جسم و روان ملتها را در نظر گرفته و امثال مسكرات را حرام نموده است ((بتنام ))(34) انگلیسى در كتاب اصول شرایع مى گوید: ((از محاسن دینات ممحمد(ص ) این است كه تمام مسكرات را حرام كرده است )).
((
ادوارد ویلیام لین ))
مى گوید:
((
برخى حرامها در قرآن نامبرده شده كه چون بشدت در اخلاق و شرائط اجتماعى مسلمانان تاءثیر نكیو داشته ، باید اینجا نام برده شود، شراب و هر گونه مسكرى ممنوع گردیده به این معنى كه ضررهاى آن خیلى بیش از منافعش مى باشد...))
((ارنست - رنان ))
مورخ فرانسوى مى گوید:
((
دین اسلام پیروان خویش را از بلاهاى چندى از جمله شراب ، خوك و لعاب دهان سك نجات داده است )).(35)





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 آبان 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()
از آنجا كه تا جسم ، توانا و سالم نباشد روح و عقل و فكر نمى تواند به درستى ترقى و پیشرفت نماید و از طرفى هم ترقى هر انسانى به وسیله عقل و فكر او مى باشد، باید دانست كه سلامت بدن سهم بسزایى در عظمت انسان از نظر جنبه هاى علمى و صنعتى دارد.
لذا على (ع ) مصیبت بشر را در سه چیز ترتیب اهمیت آن خلاصه نموده 1 - فقر و تنگدستى 2 - كسالت بدن و علیل بودن جسم 3 - امراض روانى از قبیل حسد، بخل و تكبر و و در مقابل ، سه چیز را از نعمت هاى بزرگ براى انسان و انسانیت مى شمارد.
1 - عدم احتیاج به مردم یعنى داشتن مال و كسب كافى براى اداره امور زندگى .
2 - صحت و سلامتى جسم ، و نیرومندى و توانایى بدن .
3 - سلامت روان از جهت داشتن صفات خوب انسانى و آلوده نبودن به اخلاقیات زشت و ناپسند.
الاوان من البلاء الفاقة ، و اشد من الفاقة مرض البدن ، و اشد من مرض ‍ البدن مرض القلب الاوان من النعم سعة المال ، و افضل من سعة المال صحة البدن و افضل من صحة البدن تقوى القلب (15)
پیامبر اسلام (ص ) مى فرماید خوشا به حال كسیكه اسلام بیاورد، و درآمدش براى معاش او كافى و بدنش نیرومند باشد))

طوبى لمن اسلم و كان عیشه كفافا و قواه شدادا))
(16)
على (ع ) در روایت دیگر سلامتى انسان را از بزرگترین نعمتها براى او شمرده است چنانكه مى فرماید.
الصحة افضل النعم (17)
امام سوم (ع ) در ضمن ((
دعاى عرفه ))
مى فرماید:
و متعنى بجوار حى واجعل سمعى و بصرى الوراثین منى
مرا از تمام اعضا و جوارحم بهره مند فرما، و چشم و گوش مرا وارث من قرار بده ، یعنى تا وقت مرگ مرا از كورى و كرى و نقص عضو، مصون و محفوظ بدار.
اسلام براى نیرومند شدن جوانان ؛ و برخوردارى آنان از سلامت جسم ، آموختن شنا و تیر اندازى را، و دو وظیفه پدر نسبت بفرزندش دانسته است ؛ پیغمبر اكرم مى فرماید؛
علموا ابنائكم الرمى و السباحه (18)
(تیر اندازى و شنا را به فرزندان خود بیاموزید)
با توجه به آنكه دین مقدس اسلام هر دو جنبه روان و جسم را در نظر داشته تاءثیر هر یك را بر دیگرى مسلم دانسته و از طرفى دانشهاى پزشكى و روانى در این زمان موید این نظریه اند یعنى روان آرام بدون بدن سالم امكان ندارد و بدن سالم بدون فكر و اندیشه و اخلاق نیكو میسر نخواهد شد این كتاب نیز شامل هر دو قسمت است قسمت اول در سلامت بدن ، دستورات بهداشتى و انواع غذاها و میوه ها و.... قسمت دوم : تاءثیر حالات و اخلاق نیكوبر رژیمهاى رشد و صحت و یك سلامتى همیشگى .




نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 مهر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

اگر تمام قوانین و دستورات اسلام را بررسى نمائیم با این حقیقت روبرو خواهیم شد كه دستورات اسلام منحصر به یك رشته از احتیاجات خواسته هاى بشرى نیست بلكه اسلام جنبه هاى روانى و جسمى هر دو را در نظر داشته و برنامه هاى مفصل و دقیقى براى هر دو قسمت معین نموده است .
این موضوع با مطالعه همه جانبه قرآن مجید و روایات پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام كاملا روشن و واضح مى شود و بخوبى معلوم مى گردد كه دین اسلام جامع همه جهات است در قسمت اهمیت سلامت جسم و دستورات بهداشتى و خواص میوه ها و سبزیها و غذاها و تغذیه مى توان فصل بزرگى را در اسلام پیدا كرد كه بعضى از آنها در این زمان عنوان معجزه پیدا كرده و براى نمونه به این مطلب كه نویسنده كتاب ((
خواب و خوراك ))
از قول امام صادق (ع ) آورده توجه فرمایید وى مى نویسد:
((
امروز ثابت شده است كه كاهو سرشار از كلسیم بوده و ویتامین هاى آ - ب - ث - د (ى 1) زیاد دارد و به همین جهت خلقت گویچه هاى قرمز خون را زیاد مى نماید





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 15 مهر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

ارزش بیشتر كار غذاشناسان را مى توان با یك مقایسه اجمالى غذا و دارو درك كرد.
1 - مداواى غذا شناس به وسیله گیاهان ، میوه ها، سبزیها، و غذاهاى متنوع است كه معمولا در اختیار همگان قرار دارد.
به خلاف داروهاى گوناگون كه با در نظر گرفتن مقدمات تهیه و توزیع آن غالبا از دسترس عده اى از مردم به دور است .
2 - غذاهاى رنگارنگ یا میوه هاى شیرین و خوش مزه و یا سبزیهاى معطر، مطبوع طبع همه كس و غذاى طبیعى بشر است ولى داروها چنین نیستند مثلا تزریق یك آمپول علاوه بر ایجاد درد و ناراحتى و گاه سرگیجه و خفقان قلب براى بیمار ترس و تشویق را همراه دارد.
3 - از نظر اقتصادى ، مخارج نسخه یك پزشك قابل مقایسه با آنچه كه یك غذاشناس دستور مى دهد نیست .
4 - دستورهاى غذا شناس عنوان پیش گیرى دارد یعنى نمى گذارد كه میكروب در نهاد مریض نفوذ كند در صورتى كه بیشتر داروها براى از بین بردن درد و مرض است و كمتر اتفاق مى افتد كه داروهایى براى پیشگیرى داده مى شود.
5 - اغلب داروهاى پزشك ، مخدر و مسكن است ، براى اعصاب و قلب مریض مضر است در صورتیكه غذاها و میوه ها معمولا اثرات سوء و زیان بخش نخواهد داشت .
6 - در صورت اشتباه پزشك در تشخیص ، ممكن است مریض بیچاره با استفاده از داروهاى عوضى به استقبال مرگ رود ولى اگر غذاشناس در تجویز سبزى مخصوص یا میوه خاص ، اشتباه كند حال مریض به آن شدت و وخامت نمى رسد.





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 شهریور 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()
پزشك به كسى گفته مى شود كه بعد از سالها رنج و زحمت فورمولهایى از تركیبات داروها را بداند و از دستگاههاى مختلف بدن آگاه باشد؛ و به چگونگى تاءثیر دارو بر بدن وارد باشد و نیز بیماریها را بشناسد تا امراض ‍ گوناگون را به وسیله داروهاى مختلف كه به صورتهاى متفاوتند مداوا نماید.



نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 مرداد 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

غذا شناس به معناى كسى است كه خاصیت خوراكى و انواع میوه ها و سبزیها را دانسته باشد و بتواند آنچه را كه مورد نیاز بدن هر كس از غذاهاى گوناگون است معین كند.
بدن ما مانند ماشینى است كه سوخت مخصوصى مى خواهد و ظرفیت و قدرت آن محدود است .
بدیهى است كه اگر صاحب ماشین بیش از اندازه بر آن حمل نكند و سوخت مناسب را براى آن تعیین نماید كمتر ممكن است به درد سر و ناراحتى بیفتد و از كار بى كار شود.
هر كس اگر غذاى خود را بیابد و بداند كمبود بدنش از چه جهت است و از خواص میوه ها، سبزیها و انواع خوراكیها با اطلاع باشد و در موقع مناسب هر كدام را بكار ببرد، به طور حتم از بسیارى از امراض ، محفوظ و مصون خواهد ماند ولى باید توجه داشت كه این كار یك غذاشناس ماهر و استاد است كه بتواند بدین وسیله از كمبودهاى بدن ، جلوگیرى نماید، و راه را براى هجوم انواع میكربها مسدود نماید، و نیز اگر مریضى به او مراجعه كرد، از همین سبزیها، میوه ها و غذاهاى مخصوص و عرضه داشتن یك رژیم غذایى خاص ، با خرج كم و زحمت كمتر؛ او را از چنگال مرض و عفریت مرگ نجات دهد





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 31 تیر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

در اثر گرسنگى قسم دوم كه همان كمبود مواد غذایى است مرگ تدریجى براى اشخاص پیدا مى شود زیرا بواسطه نرسیدن غذاى مورد احتیاج به بدن ، رفته رفته جسم انسان نیرو و مواد لازم را از دست مى دهد و در صورت تهاجم میكرب ، بدن تاب مقاومت و مبارزه را ندارد و بالاخره شكست مى خورد و از پاى در مى آید.
براى كسانى كه مى خواهند ملتى را از پاى در آورند گرسنگى قسم دوم حربه خطرناك و كشنده اى است زیرا بدون جنجال و هیاهو، مردمى را ندانسته و نفهمیده با پاى خودشان به گور مى فرستند.
((
فلسفه هاى گمراه كننده و بیگانه و فساد انگیز، عقیده دارند كه براى از پاى در آوردن ملتى نخست باید سلامت و تندرستى او را ضعیف كرد و مبانى اخلاقى او را درهم شكست پس از آن به آسانى مى توان او را طعمه خویش ساخت ))
.
بعنوان مثال مى توان از نان سفید، قند سفید و مواد شیمیایى نام برد، سفیدى اینها ظاهرا فریبنده است ؛ و رنگشان براى مشكل پسندان بسیار مطلوب و مطبوع است اما در واقع فاقد مواد حیاتى و غذایى است .
زیرا در نان سفید:
((
سبوس كه جدار خارجى گندم است و دائما در هوا و در آفتاب غوطه ور مى باشد، و داراى مقدار زیادى ویتامین ها و عوامل فعاله است در اثر اعمال سفیدگرى نابود میشود))

بنابراین نانى كه از این راه تهیه مى شود تنها گرسنگى قسم اول را از بین مى برد در حالى كه گرسنگى قسم دوم یعنى كمبود مواد غذایى به حال خود باقى است .
((
در كشورهایى كه مثل كشور بلژیك در زمان جنگ اول جهانى ، نرم و الك كردن نان را ممنوع كرده بودند، تلفات ناشى از بیماریهاى قلبى ، تصلب شرائین ، مرض قند و فشار خون بفاصله یكسال تقلیل فراوان یافت . تلفات همه طبقات مردم در هر سنى مخصوصا كسانى كه بیش از هفتاد همه طبقات مردم در هر سنى مخصوصا كسانى كه بیش از هفتاد و پنج سال داشتند تنزل محسوس یافت این نكته بطور مسلم ثابت مى كند كه سرچشمه بسیارى از امراض ناگوار پیرى ، ناشى از كیفیت تغذیه است))
در ردیف چیزهایى كه باعث فقر غذایى مى شود و مواد فعال غذاها را نابود مى سازد و در نتیجه ، گرسنگى قسم دوم را به وجود مى آورد مى توان از عمل سفیدگرى و كود شیمیایى استفاده مى كنند كه در بعضى اوقات با گازهاى سمى تواءم است .
((
آردهاى سفید، تنها آرد الك كرده ساده نیستند بلكه در بعضى كارخانه ها آنها را با مواد شیمیایى سفید مى كنند و این عمل سفید گرى با گازهاى سمى انجام مى گیرد، مضحك تر آن كه بجاى خمیر ترش هم مواد شیمیایى بكار میبرند كه كارخانجات شیمیایى آنرا بجاى خمیر ترش ساخته اند.
این خمیر ترش مصنوعى ساخت آمریكا كه در اغذیه فروشیها موجود است و متجدد آمریكا رفته آن را براى پختن كیك و شیرینى مصرف مى كنند از تركیبات زاج سفید است و بایستى از آن جدا اجتناب كرد، زیرا در بنگاه فیزیولوژى دانشكده طب پاریس و بنگاه بهداشت غذایى به دقت مورد مطالعه قرار گرفت و مضر تشخیص داده شد و نیز در همان مؤ سسات ، زاج را در سگ امتحان كردیم معلوم شد كه مولد زخمهاى سخت معدى و رودى است این امراض در شهرهایى كه خمیر مایه شیمیایى مصرف مى شود و زیاد دیده مى شود))
كود شیمیایى هر چند از نظر تمیزى و صرفه و فراوانى و آسانى حمل و نقل آن مورد توجه كشاورزان قرار گرفته ولى نباید غافل از خطراتى كه مستقیما از این راه متوجه مواد غذایى ما مى شود باشیم .
((
در اینجا بى اختیار به یاد كودهاى مصنوعى مى افتم كه دانشمندان مضرات آن را به وسیله آزمایش نشان داده اند از نظر شیمیایى گندمى كه با كودهاى مصنوعى به عمل آمده است ممكن است گندمى طبیعى شناخته شود ولى تركیبات آن از نظر املاح معدنى با گندم طبیعى یكسان نیست سلولهاى سرطانى داراى مقدار زیادى پتاسیم هستند و كودهاى مصنوعى این فلز را بحد زیادترى دارند))

قبلا از قند سفید نامى برده شد البته یكى از مواد ضرورى بدن ، مواد قندى اند كه در شیرینى هاى طبیعى مانند عسل ، خرما، كشمش ، چغندر و.... به مقدار زیاد یافت مى شود ولى قند سفیدى كه ساخته شده دست انسانهاست و علم صنعت در آن دخالت كرده باعث مرگ تدریجى و مصنوعى ماست .
((
مصرف قند در آمریكا از پنجاه سال به این طرف دو برابر شده و به همین نسبت مرض قند و دیابت و عوارض آن افزایش یافته است .
طبق آمار دقیقى كه بدست آمده پنجاه و هشت سال پیش یعنى در سال 1900 هر فرد آمریكایى بطور متوسط هر سال پنج كیلو قند سفید صنعتى مصرف مى كرد ولى امروز با شیرینى هاى مختلف و شربتهاى قندى كه مثل اقیانوس جریان دارد هر فرد آمریكایى به طور متوسط بیش از 50 كیلو قند سفید صنعتى مصرف مى كند و از ضرر و زیان آن هم بى خبر است این بى خبرى نه تنها در آمریكا بلكه در تمام كشورهاى دنیا وجود دارد))





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 تیر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

یكى از حالات انسان ، گرسنگى است كه مى توان آن را دو قسمت دانست .
1 - داشتن اشتها براى صرف غذاهاى متنوع .
2 - كمبود مواد غذایى .
كسى كه دچار كمبود مواد غذایى گشته ممكن است سیر باشد و غذاهاى ایده آل خود را هم بخورد؛ بنابراین گرسنگى قسم دوم به معناى این است كه مواد لازم و ضرورى بدن به آن نرسیده و به همین جهت نوع دوم را فقط غذاشناس مى توانند تشخیص بدهد.
((
بوسیله اكتشافات فراوان ، بشر امروز میدانید كه در خوراكیها اسرار دیگرى غیر از پر كردن شكم وجود دارد و تنها با سیر كردن معده نمى توان نیروى لازم براى بدن را بدست آورد. ممكن است شما غذا بخورید، زاید هم بخورید، ولى سوخت ماشین بدنتان لنگ باشد.
پس غیر از گرسنگى ظاهرى ، یك گرسنگى دیگرى هم وجود دارد كه حس ‍ گرسنگى ظاهرى ، یك گرسنگى دیگرى هم وجود دارد كه حس گرسنگى قادر به درك آن نیست و باید با وسائل دیگر به وجود آن پى برد))





نوع مطلب : اسلام پزشک بی دارو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 تیر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()