تبلیغات
همه جای ایران سرای من است شهر من گنبد کاووس - مطالب جهانشناسی
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی رایگانی
مطالب اخیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
همه جای ایران سرای من است شهر من گنبد کاووس




 

جمهوری دموکراتیک خلق الجزایر ( People's Democratic Republic of Algeria ) کشوری است واقع در شمال آفریقا ، شرق مراکش و صحرای غربی ، شمال مالی ، موریتانی و نیجر و غرب لیبی و تونس و در حاشیه دریای مدیترانه در شمال . پایتخت الجزایر ، شهر الجزیره ( Algiers ) با حدود 1 میلیون و 800 هزار نفر می باشد . مساحت الجزایر 2 میلیون و 381 هزار و 740 کیلومتر مربع و جمعیت آن 33 میلیون و 770 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای الجزایر می توان به وهران 700 هزار نفر ، قسنطینه 465 هزار نفر ، عنابه 350 هزار نفر ، باطنه 245 هزار نفر و سطیف 215 هزار نفر اشاره کرد . الجزایر دارای آب و هوایی مدیترانه ای در شمال و گرم و خشک در مرکز و جنوب است ، 85 % از خاک الجزایر را صحرای بزرگ آفریقا دربرگرفته است . " سیروکو " ( Sirocco ) نام بادی است داغ و همراه با گرد و خاک که به ویژه در تابستان ها در مناطق کویری و خشک الجزایر می وزد . بلندترین نقطه الجزایر ، قله تهات ( Tahat ) نام دارد که به 3003 متر ارتفاع در جنوب الجزایر واقع شده است . کاوش های باستان شناسی از وجود تمدن انسانی در منطقه الجزایر در 500 هزار تا 700 هزار سال پیش خبر می دهند . فینقی ها اولین بار در 2 هزار سال پیش از میلاد در شمال الجزایر و سواحل دریای مدیترانه سکنی گزیدند . پس از آن الجزایر به عنوان مستعمره امپراطوری روم درآمد . پس از جنگ های پونیک در 145 پس از میلاد توسط واندال ها در 440 میلادی فتح شد ، مدتی نیز عرضه تاخت و تاز بین قبایل بربر بود . الجزایر در حدود 650 میلادی توسط اعراب مسلمان تصرف شد ، پس از آن بیشتر مردم و همچنین بربرهای بومی نیز به اسلام گرویدند . الجزایر در سال 1536 تحت کنترل امپراطوری عثمانی درآمد . طی قرون 16 تا 19 و حدود سه قرن آبهای ساحلی الجزایر و دریای مدیترانه به واسطه دزدان دریایی بربر ناامن بود . در سال 1830 الجزایر به اشغال فرانسوی ها درآمد و در سال 1848 به عنوان قسمتی از قلمرو فرانسه شناخته شد . جنبش های استقلال طلبانه الجزایر شورش هایی را بین سالهای 1954 و 1955 موجب شد که رفته رفته به یک جنگ همه جانبه تبدیل گشت . رئیس جمهور فرانسه شارل دو گل ( Charles de Gaulle ) به ناچار مجبور به برگزاری مذاکرات صلح شد ، سرانجام در روز 5 جولای 1962 الجزایر رسماً از فرانسه اعلان استقلال کرد . در اکتبر 1963 احمد بن بلا ( Ahmed Ben Bella ) به عنوان اولین رئیس جمهور الجزایر انتخاب شد ، حکومت او چندان دوامی نداشت ، دولت بلا در 19 ژوئن 1965 توسط سرهنگ هواری بومدین ( Col. Houari Boumedienne ) طی یک کودتا سرنگون شد ، بومدین با تعلیق قانون اساسی خواستار برقراری ثبات اقتصادی در کشور شد . پس از مرگ بومدین در سال 1978 ، سرهنگ شادلی بن جدید ( Chadli Bendjedid ) جایگزی او شد . در سال 1980 بربرها پس از آن سر به شورش گذاشتند که زبان عربی تنها زبان رسمی کشور نام گرفت . طی دهه 80 و پس از سقوط شدید بهای نفت ، الجزایر گرفتار یک رکود اقتصادی بی سابقه شد .

اولین انتخابات پارلمانی :

جبهه رستگاری بنیادگرایی اسلامی ( Front Islamique du Salut ) یا " FIS " با کسب اکثریت قاطع آرا پیروز اولین انتخابات پارلمانی الجزایر در دسامبر 1991 شد . ارتش به منظور خنثی کردن نتایج انتخابات ، انتخابات عمومی را لغو نمود ، همین واقعه الجزایر را به یک جنگ خونین داخلی کشاند . در ژانویه 1992 بیش از 100 هزار نفر توسط تروریست های اسلام گرا کشته شدند ، جنگ داخلی اعلام نشده و وحشیانه در بین سالهای 1997 و 1998 به بیشترین شدت خود رسید ، مسلمانان افراط گرا تمرکز خود را بر روی اهدافی مانند مقامات دولتی ، روشنفکران و روزنامه نگاران قرار دادند ، سپس با رها کردن این اهداف ، روستاییان بی دفاع را را مورد حمله قرار دادند . پس از این وقایع ناتوانی دولت در کنترل اوضاع و مقابله با تروریست ها به اثبات رسید . در همین بحبوحه در 28 آوریل 1999 ، عبدالعزیز بوتفیقه ( Abdelaziz Boutefika ) به عنوان رئیس جمهور الجزایر انتخاب شد . روی کار آمدن بوتفیقه به هیچ وجه نوید صلح و بهبود اقتصادی را برای این کشور جنگ زده نمی داد و الجزایر همچنان در تحت حکومت یک دیکتاتوری نظامی باقی ماند . در سال 2001 خشونت ها مجدداً بالا گرفت .

تلاش برای اصلاحات :

در انتخابات 8 آوریل 2004 الجزایر ، بوتفیقه بار دیگر به کسب 85 % آراء در انتخابات پیروز شد ، رقبای او در انتخابات علی بن فلیس و عبدالله جاب الله هرکدام 6 % و 5 % آراء را کسب نمودند . بدین ترتیب بوتفیقه بک دوره چهار ساله دیگر نیز رئیس جمهور الجزایر باقی ماند . دوره دوم ریاست جمهوری بوتفیقه که با شعار آشتی ملی همراه بود به نظر می رسید اندکی اقتصاد بحران زده الجزایر را سامان داده ، اما الجزایر همچنان با رشد افسار گسیخته بیکاری مواجه بود . در اکتبر 2005 یک رفراندوم بحث انگیز به ضمانت بوتفیقه رئیس جمهور ، به نام فرمان صلح و آشتی ملی برگزار شد که به موجب آن تمام عوامل جنگ های خونین داخلی الجزایر مورد عفو قرار گرفتند .

تلاش های آشتی جویانه با حملات تروریستی تازه خنثی شد :

در آوریل 2007 حدود 35 نفر بر اثر حمله انتحاری به یک ساختمان دولتی در الجزیره و یک ایستگاه پلیس در حومه پایتخت کشته و صدها تن دیگر زخمی شدند ، سازمان تروریستی القاعده شاخه مغرب این گروه مسئولیت انفجار را برعهده گرفت . ماه دسامبر 2007 نیز شاهد دو انفجار مرگبار در الجزایر بود ، طی دو حمله انتحاری در نزدیکی دفتر سازمان ملل و یک ساختمان دولتی دیگر در الجزیره دست کم 60 تن کشته شدند ، این دو انفجار به فاصله چند دقیقه از یکدیگر صورت گرفتند . این انفجار بدترین و مرگبارترین حمله طی ده سال گذشته بود . در 23 ژوئن 2008 بوتفیقه ، نخست وزیر عبدالعزیز بالخادم ( Abdelaziz Belkhadem ) را از کار برکنار و احمد اویحیی ( Ahmed Ouyahia ) را برای دومین بار به سمت نخست وزیری الجزایر منصوب کرد . انفجار دیگری در آگوست 2008 در الجزایر به وقوع پیوست ، جایی که یک بمبگذار انتحاری ، اتوموبیل پر از مواد منفجره خود را به یک آکادمی پلیس در منطقه ایسرس در شمال الجزیره کوبید ، در این حمله انتحاری بیش از 43 نفر کشته شدند . روز بعد نیز دو اتومبیل بمبگذاری شده در دو منطقه پایتخت به طور همزمان ، یکی در کنار یک فرماندهی نظامی و دیگری حوالی یک هتل منفجر گردید و شماری کشته برجای نهاد . هیچ گروهی مسئولیت این رشته حملات را بر عهده نگرفت ولی مقامات الجزایری اعلام کردند سازمان تروریستی القاعده در مغرب اسلامی در این حملات دست داشته است .

 

 

 

* آیا می دانستید الجزایر پس از سودان دومین کشور آفریقایی از لحاظ وسعت است ؟

 

کشور الجزایر مشتمل بر ۴۸ استان می باشد : 

 

1 - ادرار ( Adrar )

2 - عین دفلا ( Ain Defla )

3 - عین تموشنت ( Ain Temouchent )

4 - الجزیره ( Alger )

5 - عنابه ( Annaba )

6 - بطنه ( Batna )

7 - بشار ( Bechar )

8 - بیجایا ( Bejaia )

9 - بسکره ( Biskra )

10 - بلیده ( Blida )

11 - برج بو عرریج ( Bordj Bou Arreridj )

12 - بعیره ( Bouira )

13 - بومردس ( Boumerdes )

14 - شلف ( Chlef )

15 - قسنطینه ( Constantine )

16 - جلیفه ( Djelfa )

17 - البیاض ( El Bayadh )

18 - العود ( El Oued )

19 - الطرف ( El Tarf )

20 - قردیه ( Ghardaia )

21 - گوئلما ( Guelma )

22 - ایلیزی ( Illizi )

23 - جیجل ( Jijel )

24 - خنشلا ( Khenchela )

25 - لاغوات ( Laghouat )

26 - مسکره ( Mascara )

27 - مدیه ( Medea )

28 - میله ( Mila )

29 - مستغانم ( Mostaganem )

30 - مسیله ( M'Sila )

31 - نعما ( Naama )

32 - اوران ( Oran )

33 - اورگلا ( Ouargla )

34 - ام البواقی ( Oum el Bouaghi )

35 - رلیزان ( Relizane )

36 - صیدا ( Saida )

37 - سطیف ( Setif )

38 - سیدی بالعباس ( Sidi Bel Abbes )

39 - سکیکده ( Skikda )

40 - سوق اهرس ( Souk Ahras )

41 - تمنغاست ( Tamanghasset )

42 - تبسه ( Tebessa )

43 - تیارت ( Tiaret )

44 - تندوف ( Tindouf )

45 - تپزه ( Tipaza )

46 - تسمسیلت ( Tissemsilt )

47 - تیزی اوزو ( Tizi Ouzou )

48 - تلمسن ( Tlemcen )

 





نوع مطلب : جهانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 13 مرداد 1390 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()
پادشاهی اسپانیا ( Kingdom of Spain ) کشوری است واقع در شبه جزیره ایبری ، جنوب غرب اروپا ، جنوب فرانسه و آندورا ، شرق پرتغال ، شمال مراکش ، خلیج گاسکونی و اقیانوس اطلس شمالی در شمال و دریای مدیترانه در شرق . پایتخت اسپانیا ، شهر مادرید ( Madrid ) با حدود 3 میلیون و 250 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت اسپانیا 504.782 هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن بالغ بر 40 میلیون و 525 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای اسپانیا می توان به بارسلونا 1 میلیون و 530 هزار نفر ، والنسیا 745 هزار نفر ، سویا 690 هزار نفر و زاراگوزا 620 هزار نفر اشاره کرد .

اسپانیا 85 % مساحت شبه جزیره ایبری را اشغال کرده است ، 15 % مابقی از آن همسایه غربی اش ، پرتغال است . اسپانیا بسیار به قاره آفریقا نزدیک است چرا که ساحل مراکش تنها 16 کیلومتر با تنگه گیبرالتار " جبل الطارق " ( Strait of Gibraltar ) فاصله دارد . دو مجمع الجزایر مهم به نام های جزایر بالئار و جزایر قناری نیز تحت تسلط قلمرو سرزمینی پادشاهی اسپانیا اداره می شوند ، جزایر بالئار با 5014 کیومتر مربع وسعت به مرکزیت شهر پالما واقع در جزیره مایورکا که در دریای مدیترانه واقع شده  و جزایر قناری با 7273 کیلومتر مربع وسعت به مرکزیت شهر لاس پالماس واقع در جزیره گران کاناریا که در اقیانوس اطلس شمالی و غرب آفریقا قرار دارد ، دیگر شهر مهم جزایر قناری ، شهر سانتاکروز می باشد که در جزیره تنریفه واقع شده است .

از مهمترین رودهایی که اسپانیا جریان دارند می توان به رود ابرو ( Ebro River ) در شمال غرب ، رود تیخو ( Tijo River ) در مرکز و رود گوادال کوئیویر ( Guadalquivir ) در جنوب اشاره کرد . شمال شرق اسپانیا را نواحی کوهستانی و ارتفاعات پیرنه دربر گرفته است و این مناطق از جمله نقاط سردسیر کشور به شمار می روند . بلندترین نقطه اسپانیا ، قله آتشفشانی تیده ( Pico de Teide ) با 3718 متر ارتفاع می باشد که در جزایر قناری ( جزیره تنریفه ) واقع شده است .

 از نظر اقلیمی و آب و هوایی اسپانیا را می توان به پنج قسمت تقسیم نمود ، 1 - اقلیم قاره ای که قسمت عمده ای از مناطق مرکزی از جمله پایتخت ، شهر مادرید در این اقلیم قرار می گیرد 2 - اقلیم مدیترانه ای که مناطق ساحلی شرقی و جنوبی مانند والنسیا و آندلس  در این اقلیم جای دارند 3 - اقلیم اقیانوسی که شمال غرب اسپانیا و مناطقی که همجوار اقیانوس اطلس شمالی می باشند ، مناطقی همچون باسک ، کانتابری ، استیورس و گالیسیا از جمله مناطق واقع در اقلیم اقیانوسی به شمار می روند . 4 - اقلیم کوهستانی که قسمت های شمال و شمال شرق و هم مرز با فرانسه و همچنین نواحی کوچکی از مرکز اسپانیا را شامل می شود ، قسمت های شمالی مناطق کاتالونیا ، آراگون و ناوارا را اقلیم کوهستانی دربر گرفته است 5 - و آخرین و کوچکترین اقلیم ، اقلیم خشک و بیابانی می باشد که قسمت هایی از جنوب شرق اسپانیا را به خود اختصاص داده است ، کل منطقه مورسیا و قسمت های شرقی آندلس در این اقلیم قرار دارند .

ساکنان اصلی اسپانیا را عمدتاً تمدن های ایبری و باسکی تشکیل می دادند و سپس اقوام سلت نیز به این ناحیه مهاجرت و بیشتر ترکیب نژادی کنونی اسپانیا حاصل آمیزش این سه قوم است . اسپانیای فعلی به این دلیل که این منطقه تبدیل به پایگاه امنی برای کارتاژها شده بود در 206 پیش از میلاد و طی جنگ های دوم پونیک توسط سیپیو آفریکانوس ( Scipio Africanus ) سردار رومی فتح شد ، بدین ترتیب اسپانیا جزیی از قلمرو امپراطوری روم شد . در 380 میلادی تئودوسیوس امپراطور رم ، مسیحیت را دین رسمی کلیه قلمرو رم اعلام نمود . در 412 میلادی ، آتولف ( Ataulf ) رهبر بربرهای ویگوستیک بر اسپانیا حمله برد و این منطقه را تسلط خود قرار داد . با گسترش اسلام در شمال آفریقا بسیاری از بربرها اسلام آوردند . در سال 711 میلادی ، اعراب مسلمان همراه با تعدادی از بربرهای تازه مسلمان عزم حمله به اسپانیا نمودند . رهبری مسلمانان در جریان حمله و اشغال اسپانیا توسط آنان را سرداری به نام طارق ابن زیاد بر عهده داشت ، تنگه واقع در جنوب اسپانیا نیز به نام او " جبل الطارق " نامیده شد .  اعراب مسلمان به علت فقدان دولت مرکزی مقتدر در اسپانیا مناطق مختلف این کشور را از جنوب به شمال خیلی سریع و یکی پس از دیگری فتح نموده و تا 730 میلادی کل شبه جزیره ایبری از جمله پرتغال را اشغال ساختند ، ویژگی اعراب مسلمان در حمله به مناطق مختلف قتل و غارت و چپاول و سوزاندن بود به طوری که پس از اشغال دیگر چیز زیادی از دستاوردهای پیشین اسپانیایی ها باقی نمانده بود . اعراب مسلمان در 732 میلادی با پیشروی به سمت شمال و عبور از رشته کوههای پیرنه به جنوب فرانسه رسیدند ، در مکانی به نام پوتیی ( Poitiers ) جنگ سختی بین اعراب مسلمان و مسیحیان به رهبری فرمانده دلاور و بی باک ، شارل مارتل ( Charles Martel ) پیشوای فرانک ها درگرفت . این جنگ ، به جنگ تور معروف شد . در این جنگ که با جسارت و دلاوری شارل مارتل همراه بود ، اعراب مسلمان نقره داغ شده و شکست سختی متحمل شدند و با دادن تلفات بی شمار مجبور به عقب نشینی شدند ، بسیاری از مورخان مسیحی از این پیروزی به عنوان یک پیروزی بزرگ و تاریخی یاد می کنند ، چرا که در صورت شکست سپاهیان شارل مارتل و سقوط مناطق فرانک و گل نشین ، کل مناطق اروپای غربی به دست مسلمانان می افتاد و موجودیت مسیحیت در معرض تهدید قرار می گرفت .

آراگون و کاستیل بین قرون 12 تا 15 میلادی مهمترین دولت های شبه جزیره ایبری به شمار می رفتند ، اتحاد این دو دولت زمانی محکم تر از پیش شد که پادشاه آراگون " فردیناند " و ملکه ی کاستیل " ایزابل " در سال 1469 میلادی با یکدیگر ازدواج نمودند . این ازدواج نقطه عطفی در تاریخ اسپانیا به شمار می رود ، چرا که نقش مهمی در وحدت اسپانیا ایفا کرد . در 10 ژوئن 1479 اسپانیای متحد شکل گرفت . پس از آن اسلام زدایی از سطح اسپانیا تشدید شده و گسترش یافت ، در دوم ژانویه سال 1492 فرمانده آخرین قلعه مسلمانان در گرانادا در مقابل ارتش مسیحیان اسپانیایی که به تازگی متحد شده بودند تسلیم شد .

مسلمانان و یهودیان باقی مانده مجبور به ترک اسپانیا شدند . آنها یا باید به کاتولیک های رومی می پیوستند یا در غیر این صورت کشته می شدند . در سال 1480 ایزابل و فردیناند محل استنطاق و تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا را در اسپانیا بنا کردند . این عنوان یکی از بسیار تغییراتی که در قوانین حاکم در کلیسا توسط شاهان اعمال می شد ، محسوب می شد . هدف این کار بیشتر یهودیان و مسلمانان بودند که آشکارا مسیحی شده بودند و اما این طور پنداشته می شد که در جفا به مذهب اول خود پایبندند .

قرن 16 میلادی و رونق وضعیت اقتصادی اسپانیا با کشف قاره آمریکا و آغاز دوران استعمارگری اسپانیا :

با کشف قاره آمریکا و سرمایه گذاری اسپانیا در گسترش استعمارگری خود در دنیای جدید ( قاره آمریکا ) سیل ثروت بی حد و حصر این قاره روانه اسپانیا شد و طولی نکشید که اسپانیا تبدیل به یکی از کشورهای ثروتمند و استعماری جهان شد . پادشاهی شارلکن در اسپانیا اوج شکوفایی اقتصادی و دستاورد های اکتشافی و مستعمراتی اسپانیا در قاره آمریکا بود . فتح مکزیک توسط کورتز بین سالهای 1519 تا 1521 و فتح پرو به وسیله پیزارو در سالهای 1532 و 1533 از جمله موفقیت های دوران پادشاهی شارلکن بر اسپانیا بود . با افول پرتغال که در آن زمان رقیب اسپانیا در امر استعمارگری بود ، قدرت استعماری قوی تری به نام انگلستان سربر آورد ، اسپانیا که منافع استعماری خود را در خطر می دید ، در سال 1588 و به دستور فیلیپ دوم ناوگان دریایی شکست ناپذیر خود را وارد یک نبرد دریایی با نیروی دریایی انگلستان نمود اما اسپانیا شکست سختی را از نیروی دریایی انگستان متحمل شد و از همین جا بود که زوال اسپانیا آغاز گردید ، در نتیجه جنگ های جانشینی اسپانیا ( بین سالهای 1701 تا 1714 ) ، اسپانیا بسیاری از مناطق تحت سلطه خود از جمله بلژیک ، لوکزامبورگ ، میلان ، ساردنی و ناپل را از دست داد ، امپراطوری مستعمراتی این کشور نیز با بروز جنگ ها و انقلاب های متعدد در قاره آمریکا و فیلیپین در طی قرون 18 و 19 تضعیف گشت ، برای مثال در نتیجه جنگ اسپانیا با آمریکا در سال 1898 ، تعدادی از مستعمرات اسپانیا مانند ، فیلیپین ، گوآم ، کوبا و پورتوریکو از دست اسپانیا خارج شد .

در طی جنگ جهانی اول ، اسپانیا وضعیت بی طرفی خود را حفظ کرد . در سال 1923 آلفونسوی سیزدهم پادشاه اسپانیا ( King Alfonso XIII ) دستور قلع و قمع مخالفان را صادر نمود ، مأمور اجرای این دستور ژنرال میگوئل پریمو دی ریورا ( Gen. Miguel Primo de Rivera ) بود . در همین سال ریورا به خاطر این خوش خدمتی به عنوان پاداش از سوی پادشاه به عنوان نخست وزیر اسپانیا منصوب شد . ریورا در سال 1930 استعفا نمود و با شدت گرفتن بحران سیاسی آلفونسوی سیزدهم تحت فشار جمهوری خواهان برای استعفا قرار گرفت ، در ابتدا مخالفت ورزید ولی سپس مجبور به پذیرفتن شد ، بدین ترتیب آلفونسوی سیزدهم در سال 1931 از مقام خود کناره گیری کرد و اسپانیا را ترک گفت . در همین سال رفراندومی در اسپانیا برگزار شد که اکثریت مردم در آن شرکت نموده و به حکومت جمهوری رأی دادند . در سال 1936 انتخابات ریاست جمهوری در اسپانیا برگزار و مانوئل آزانا  ( Manuel Azana ) با اکثریت مطلق آراء رئیس جمهور اسپانیا شد .

جنگ های داخلی خونین اسپانیا و به قدرت رسیدن فرانکو :

در 18 جولای 1936 یک ژنرال جوان محافظه کار ارتش اسپانیا به نام فرانسیسکو فرانکو باهامونده ( Francisco Franco Bahamonde ) که در مراکش خدمت می نمود ، با جلب حمایت بخش عمده ای از سران ارتش اسپانیا جنگی را علیه دولت اسپانیا آغاز نمود . در این جنگ فرانکو توسط فاشیست ها مثل آلمان نازی و ایتالیا حمایت می شد و دولت اسپانیا توسط شوروی و تا حدودی فرانسه پشتیبانی می شد . این جنگ خونین سه سال ادامه یافت که حاصل آن حدود یک میلیون کشته بود ، سرانجام در 28 مارچ 1939 و سقوط مادرید جنگ با پیروزی فرانکو و یارانش خاتمه یافت . فرانکو پس از این پیروزی دست به تشکیل دولت فراگیری ( توتالیتر ) زد که در آن جایی برای شرکت آزادانه احزاب مختلف سیاسی ، که از مشخصات بارز دولت جمهوری بود ، وجود نداشت . پس از آن فرانکو دیکتاتوری فالانژی ( Falange ) خود را در کشور برقرار نمود . در رفراندوم سال 1947 مردم اسپانیا با طرح فرانکو که با فشارهای خارجی ناچار به برگزاری این همه پرسی شده بود ، به منظور بازگشت به حکومت پادشاهی موافقت کردند ، این طرح به " قانون جانشینی " معروف شد .

خوان کارلوس اول ؛ از بازگشت از تبعید تا رسیدن به تاج و تخت :

فرانکو در یک دیدار محرمانه با دن خوان دو بوربون ، پسر آلفونس سیزدهم که پس از اعلام جمهوری در سال 1931 میلادی در اسپانیا همراه خانواده خود در ایتالیا و در تبعید به سر می برد ، پیشنهاد کرد پسرش خوان کارلوس را به اسپانیا بفرستد . فرانکو از دن خوان دو بوربون خواست تا پسرش به اسپانیا آمده و در آنجا به تحصیلات خود ادامه داده و آموزش نظامی ببیند . فرانکو می خواست تا زمان مرگ قدرت خود را حفظ کند و در عین حال زمینه را برای بازگشت سلطنت خانواده بوربون فراهم سازد . شاهزاده خوان کارلوس آلفونسو ویکتور ماریا دی بوربون (Prince Juan Carlos Alfonso Victor Maria de Borbon ) در سال 1955 میلادی در سن 17 سالگی به اسپانیا رفت . او در سال 1962 میلادی با شاهزاده سوفیا (Princess Sophia of Greece ) ، دختر پل اول ، پادشاه یونان ازدواج کرد. در روز 22 ژوئیه سال 1969 میلادی ، شاهزاده خوان کارلوس در مقابل مجلس اسپانیا سوگند یاد کرد و رسماً به عنوان ولیعهد اسپانیا و جانشین تاج و تخت شناخته شد . از آن پس ، خوان کارلوس بسیاری از مسئولیت های رسمی را به عهده گرفت . هنگام بیماری ژنرال فرانکو ، خوان کارلوس ریاست موقت کشور را عهده دار شد . به این ترتیب ، در روز 22 نوامبر سال 1975 میلادی شاهزاده خوان کارلوس ، نوه آلفونس سیزدهم و پسر دن خوان دی بوربون رسماً تاج پادشاهی اسپانیا را به سرگذاشت . او در سخنرانی روز تاج گذاری خود ، آغاز مرحله جدیدی در تاریخ اسپانیا را اعلام کرد. خوان کارلوس افرادی که قصد داشتند میراث فرانکیسم را در اسپانیا زنده نگه دارند از کار برکنار کرد . او کلیه زندانیان سیاسی دوران دیکتاتوری فرانکو را آزاد کرد. با آغاز پادشاهی خوان کارلوس ، کشور اسپانیا که در جریان حکومت ژنرال فرانکو از سوی کشورهای اروپایی طرد شده بود ، بار دیگر جایگاه خود را در اروپا بازیافت .

 تحت فشار ملی گرایان کاتالانی و باسکی ، نخست وزیر ، آدولفو سوارز ( Adolfo Suarez ) در سال 1979 مجبور به اعطای حق حکومت خودگردانی داخلی به این دو منطقه شد . هرچند تعدادی از باسکی های تجزیه طلب با صدها مورد عملیات تروریستی و آدم ربایی دولت را برای استقلال کامل باسک تحت فشار قرار دادند ولی دولت اسپانیا به هیچ وجه زیر بار نرفته است . با برگزاری انتخابات به منظور انتخاب نخست وزیر که در 20 اکتبر 1982 در اسپانیا برگزار شد ، فیلیپه گونزالس مارکز ( Felipe Gonzalez Marquez ) از حزب سوسیالیست کارگری اسپانیا پیروز انتخابات شد و به عنوان نخست وزیر اسپانیا برگزیده شد ، با این پیروزی بقایای دوران سیاه حکومت دیکتاتوری فرانکو نیز سوزانده شده از بین رفت .

اسپانیا در سال 1982 به ناتو پیوست و در سال 1986 به همراه پرتغال به عضویت جامعه اقتصادی اروپا که اکنون ، اتحادیه اروپا خوانده می شود درآمد . انتخابات سراسری در مارچ 1996 در اسپانیا برگزار شد و حزب محافظه کار به رهبری ، خوزه ماریا آزنار ( Jose Maria Aznar ) پیروز شد و آزنار نخست وزیر اسپانیا گردید . آزنار به راحتی توانست در انتخابات سراسری سال 2000 نیز پیروز شده و برای دور دوم نخست وزیر اسپانیا شود .

در آگوست 2002 ، فعالیت باتاسونا ( Batasuna ) شاخه سیاسی گروه تروریستی جدایی طلب باسک موسوم به اتا ( ETA ) در اسپانیا ممنوع اعلام شد ، هرچند همچنان نیز این فعالیت ها به صورت زیرزمینی و غیرقانونی ادامه دارد .

پشتیبانی آزنار از حمله نظامی آمریکا به عراق در سال 2003 به شدت از محبوبیتش کاست ، بر اساس یک نظرسنجی که در سال 2003 به عمل آمد ، بیش از 90 % مردم اسپانیا مخالفت خود را با جنگ عراق ابراز داشتند ( اسپانیا در طی جنگ نیروی نظامی به عراق گسیل نداشت اما در حین عملیات بازسازی حدود 1300 صلح بان را به عراق اعزام نمود ) . در ماه می 2003 به رغم حمایت آزنار از جنگ عراق در انتخابات شهرداری ها مجدداً حزب وی حائز اکثریت شد ، نتایج انتخابات حاصل موضع محکم و قاطع نخست وزیر و عملکرد موفق وی در مقابل گروه تروریستی اتا بود .

حادثه تروریستی مادرید ، جایگاه آزنار را به خطر می اندازد :

در 11 مارچ 2004 اسپانیا مورد حمله ددمنشانه تروریستی قرار گرفت ، 191 نفر در بمبگذاری در ایستگاه راه آهن مادرید کشته و بیش از 1400 تن نیز زخمی شدند ، دولت بلافاصله اتا را مسبب این حادثه تروریستی قلمداد کرد ولی با توجه به عمق فاجعه و اینکه این حادثه تروریستی با این ابعاد و گستردگی و پیچیدگی از توان گروه اتا خارج است ، شواهدی نیز چندی بعد به دست آمد که حکایت از دست داشتن تروریست های اسلام گرای القاعده در این جنایت داشت .

آغاز حاکمیت سوسیالیست ها با به قدرت رسیدن زاپاترو :

سه روز پس از این جنایت هولناک تروریستی ، در 14 مارچ 2004 انتخابات سراسری به منظور انتخاب نخست وزیر برگزار شد که حزب سوسیالیست به رهبری ، خوزه لوئیز رودریگوئز زاپاترو ( Jose Luis Rodriguez Zapatero ) که با کسب 43 % آراء رقیب خود را شکست داد ، رقیب او در این انتخابات ، حزب مردم اسپانیا به رهبری ، ماریانو راخوی ( Mariano Rajoy ) بود که 38 % آراء را کسب کرد . علت رقم خوردن این نتیجه به این دلیل بود که مردم اسپانیا بر این باور بودند که اتخاذ سیاست حمایت آزنار از آمریکا و مشارکت دادن اسپانیا در جنگ عراق ، اسپانیا را به یکی از اهداف القاعده برای انجام عملیات تروریستی

تبدیل کرده است . در 4 آوریل چندین مراکشی به اتهام مشارکت در حملات تروریستی 11 مارچ بازداشت شدند . چندی بعد در ماه می ، نخست وزیر جدید 1300 سرباز اسپانیایی را که در امر بازسازی عراق شرکت داشتند فراخوانده و آنها را از عراق خارج نمود . آمریکا نتوانست ناخرسندی خود را از این تصمیم نخست وزیر جدید اسپانیا پنهان دارد و اعلام کرد اسپانیا به این وسیله موجبات خشنودی و رضایت تروریست ها را فراهم نموده است .

در ژوئن 2005 با وجود مخالفت شدید کلیسای کاتولیک ، دولت سوسیالیست اسپانیا ، ازدواج همجنس گرایان را در اسپانیا قانونی اعلام کرد . ( پیش از این ، قانونی شدن ازدواج همجنس گرایان در چهار کشور بلژیک ، هلند ، سوئد و کانادا نیز به تصویب رسیده بود )

پس از چهار دهه خشونت ، گروه شبه نظامی جدایی طلب باسک موسوم به اتا که مسئول بیش از 800 مورد قتل و بمبگذاری در اسپانیا بود در 24 مارچ 2006 اعلام آتش بس دائمی نمود ولی در ژوئن 2006 تصمیم خود را عوض کرده و با نقص آتش بس دولت اسپانیا را به طرح ریزی عملیات های تروریستی تازه تهدید کرد .

دولت اسپانیا در ژانویه 2008 پارلمان را منحل و برگزاری انتخابات جدید را در ماه مارچ اعلام نمود . در انتخابات ماه مارچ ، حزب سوسیالیست به رهبری زاپاترو با اکثریت آراء ابقا و مجدداً برای چهار سال دیگر نخست وزیر اسپانیا باقی ماند . در این انتخابات زاپاترو با 43 % آرا بر رقیب خود ماریانو راخوی که 40 % آراء را کسب کرد پیروز شد . زاپاترو در 12 آوریل 2008 کابینه را معرفی کرد که موجب تعجب همگان شد به این دلیل که برای اولین بار در تاریخ اسپانیا تعداد زنان کابینه از مردان بیشتر بود ، در کابینه جدید زاپاترو تعداد وزرای زن 9 و وزرای مرد 8 تن می باشد ، ضمن اینکه زاپاترو چند وزارت جدید را نیز به کابینه اش افزوده است .

در دسامبر 2008 قانون تابعیت و حق شهروندی توسط کورتز ( پارلمان اسپانیا ) به تصویب رسید که بر اساس آن ، به آن دسته از کسانی که طی جنگ های داخلی اسپانیا ( بین سالهای 1936 تا 1939 ) به ناچار و ناخواسته جلای وطن کرده و یا تبعید شده بودند و تمامی فرزندان و نوادگان آنها حق شهروندی اسپانیا اعطا شود . قانون جدید قسمتی از آنچه " قانون یادگار تاریخی " ( Ley de Memoria Historica ) خوانده می شود پیشتر مورد تصویب کورتز پارلمان اسپانیا قرار گرفته بود . 

نژاد مردم اسپانیا را عموماً آمیزش نژادهای مدیترانه ای با نژادهای مهاجر اروپای شمالی مانند سلت ها تشکیل می دهند . دین 94 % مردم اسپانیا ، کاتولیک 6 % درصد مابقی نیز سهم پروتستان ها و یهودیان و مسلمانان است . زبان رسمی در اسپانیا ، اسپانیایی می باشد ( 74 % کاستیلی ، 17 % کاتالانی ، 7 % گالیسیایی و 2 % باسکی ) . واحد پول اسپانیا ، یورو با واحد جزء سنت نام دارد ، واحد پول اسپانیا پیش از این پزو نام داشت . از مهمترین صادرات اسپانیا می توان به ماشین آلات ، وسایل نقلیه موتوری ، خوار و بار ، مواد دارویی ، تجهیزات پزشکی و سایر کالاهای مصرفی اشاره کرد .

 *  آیا می دانستید روز ملی اسپانیا 12 اکتبر 1492 می باشد ؟ جایی که کریستوف کلمب برای اولین بار پا به قاره آمریکا گذاشت .

 

اسپانیا مشتمل بر 17 ایالت می باشد :

 

1 - آندلس ( Andalucia ) : سویا ( Sevilla )

2 - آراگون ( Aragon ) : زاراگوزا ( Zaragoza )

3 - آستوریاس ( Asturias ) : اویدو ( Oviedo )

4 - جزایر بالئار ( Islas Baleares ) : پالما واقع در جزیره مایورکا ( Palma de Mallorca )

5 - باسک ( Basque ) یا " پایز واسکو " ( Pais Vasco ) : بیلبائو ( Bilbao )

6 - جزایر قناری ( Islas Canarias ) : لاس پالماس واقع در جزیره گران کاناریا ( Las Palmas de Gran Canaria )

7 - کانتابریا ( Cantabria ) : سانتاندر ( Santander )

8 - کاستیل لا مانچه ( Castilla-La Mancha ) : تولدو ( Toledo )

9 - کاستیل لئون ( Castilla y Leon ) : وایادولید ( Valladolid )

10 - کاتالونیا ( Cataluna ) : بارسلونا ( Barcelona )

11 - اکستره مادورا ( Extremadura ) : باداخوز ( Badajoz )

12 - گالیسیا " گئلیشه " ( Galicia ) : لاکرونا ( La Coruna )

13 - لاریوخا ( La Rioja ) : لوگرونیو ( Logronio )

14 - مادرید ( Madrid ) : مادرید ( Madrid )

15 - مورسیا ( Murcia ) : مورسیا ( Murcia )

16 - ناوارا ( Navarra ) : پامپلونا ( Pamplona )

17 - والنسیا ( Valencia ) : والنسیا ( Valencia )

 

" همچنین دو شهر سبته ( Ceuta ) و ملیله ( Melilla ) نیز جزئی از قلمرو سرزمینی اسپانیا می باشد که در شمال آفریقا واقع شده است ، از دیگر مناطق تحت سلطه اسپانیا در شمال آفریفا می توان به جزایر پنون دی ولز دلاگومرا ( Penon de Velez de la Gomera ) ، جزایر پنون دی آلهوسمز ( Penon de Alhucemas ) و جزایر کافاریناس ( Islas Chafarinas ) اشاره کرد . "

 





نوع مطلب : جهانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 4 آذر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

جمهوری گینه استوایی ( Republic of Equatorial Guinea ) کشوری است واقع در ساحل غربی قاره آفریقا ، جنوب کامرون و شمال گابون و در حاشیه اقیانوس اطلس جنوبی و خلیج گینه ( خلیج بیافرا ) . پایتخت گینه استوایی ، شهر مالابو ( Malabo ) واقع در جزیره بیوکو ( Bioko Island ) با حدود 100 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت گینه استوایی 28.051 کیلومتر مربع و جمعیت آن 634 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای گینه استوایی می توان به باتا 68 هزار نفر ، امبینی 12 هزار نفر ، اببییین 10 هزار نفر و لوبا 7 هزار نفر اشاره کرد . گینه استوایی کشوری دو پاره است ، قسمتی در خشکی و قسمتی به صورت چند جزیره که عمدتاً جزایر آتشفشانی هستند . بخش در خشکی و سرزمین اصلی یا Mainland می باشد که ریومونی ( Rio Muni ) نام دارد . بزرگترین جزیره گینه استوایی ، جزیره بیوکو می باشد که پایتخت ، شهر مالابو نیز در این جزیره واقع شده است ، جزیره بیوکو در 40 کیلومتری غرب سواحل کامرون قرار گرفته است ، جزیره بیوکو در دوران استعمار پرتغال بر این جزیره ، فرناندو پو ( Fernando Po ) نامیده می شده است . دیگر جزیره مهم گینه استوایی ، جزیره آنوبون ( Annoboon ) نام دارد که این جزیره نیز پیشتر پاگالو ( Pagalu ) خوانده می شده است ، همچنین گینه استوایی دارای سه جزیره کوچک ساحلی نیز می باشد که کوریسکو ( Corisco ) ، الوبی بزرگ ( Elobey Grande ) و الوبی کوچک ( Elobey Chico ) نام دارند . گینه استوایی دارای آب و هوایی گرمسیری و مرطوب می باشد و از نظر پوشش گیاهی تقریباً تمامی مساحت این کشور را جنگل های بارانی دربر گرفته است . بلندترین نقطه گینه استوایی ، قله پیکو باسیله ( Pico Basile ) نام دارد که با 3008 متر ارتفاع در جزیره بیوکو واقع شده است .

سرزمین اصلی گینه استوایی در ابتدا سکوتنگاه اقوام پیگمی ( Pygmy ) و اندووه ( Ndowe ) بوده است که اولین ساکنان این منطقه بوده اند . قبایل بانتو طی قرون 12 و 13 میلادی به این منطقه نقل مکان کردند ، بدین ترتیب در این قرون جنگ های قبیله ای بین قبایل بومی و قبایل مهاجری که به تازگی در منطقه سکنی گزیده بودند درگرفت . هرچند پس از مدتی قبایل فانگ ( Fang ) به سبب تفوق نظامی و کثرت جنگجویان سلطه خود را بر سرزمین اصلی گینه استوایی تحکیم بخشیدند . جزیره بیوکو اما نسبتاً آرام بود و پس از استقرار قبایل بوبی ( Bubi ) در قرن 13 میلادی در این جزیره ثباتی نسبی در این جزیره حکمفرما شد . اما این آرامش تنها دو قرن پایدار ماند ، در قرن 15 میلادی پرتغالی ها جزیره بیوکو را تصرف کردند و آنرا فرناندو پو نامیدند ، پس از آن جزیره بیوکو به همراه جزایر سائوتومه و پرنیسیپ به عنوان بخشی از مستملکات پرتغال در ساحل غربی آفریقا درآمد . در قرن 18 میلادی پرتغال طی توافقاتی با اسپانیا ، جزیره بیوکو را به همراه سرزمین اصلی گینه استوایی ( ریو مونی ) به اسپانیا واگذار کرد .  از آن پس این منطقه به عنوان " گینه اسپانیا " ( Spanish Guinea ) به عنوان بخشی از قلمرو پادشاهی اسپانیا درآمد . از سال 1827 جزیره بیوکو به دست بریتانیا افتاد و این جزیره به یکی از مراکز عمده تجارت برده در غرب آفریقا بدل شد ، به لطف آب و هوای مساعد برای کشت کاکائو و برپایی مزارع این محصول ، جزیره بیوکو به یکی از مناطق سودآور برای استعمارگران تبدیل شد . در سال 1858 اسپانیا بار دیگر سلطه خود را بر جزیره بیوکو بازیافت . پس از پایان جنگ های داخلی اسپانیا در سال 1939 ، اسپانیا سرمایه گذاری هایی را در گینه استوایی به مورد اجرا گذاشت که به پیشرفت اقتصادی این منطقه کمک شایان توجهی کرد ، با کمک های دولت اسپانیا و کلیسای کاتولیک اقتصاد و صنعت گینه استوایی متحول شد و با عایدات حاصل از فروش دو محصول مهم گینه استوایی یعنی کاکائو و الوار این منطقه به یکی از قطب های اقتصادی در ساحل غربی آفریقا مبدل شد . در سال 1963 سرزمین داخلی ( ریو مونی ) و جزیره بیوکو تحت نام " گینه استوایی " با یکدیگر متحد شدند که این منجر به کسب خودگردانی داخلی از اسپانیا شد ، سرانجام گینه استوایی در 12 اکتبر 1968 رسماً از اسپانیا اعلام استقلال کرد .

کابوس شوم انگوئما ؛ گینه استوایی ، 11 سال در وحشت :

پس از استقلال گینه استوایی از اسپانیا در سال 1968 فرانسیسکو ماکیاس انگوئما ( Francisco Macias Nguema ) در همین سال اولین رئیس جمهور تاریخ گینه استوایی شد . حکومت یازده ساله انگوئما به یقین سیاه ترین دوران حکمرانی یک دیکتاتور در تاریخ قاره آفریقاست . انگوئما پس از به قدرت رسیدن فعالیت تمام احزاب سیاسی را ممنوع اعلام کرد ، در سال 1972 انگوئما خود را حاکم مادام العمر گینه استوایی نامید . رژیم انگوئما مسئول شکنجه و کشتار هزاران تن از شهروندان گینه استوایی است . در دوران انگوئما مخالفان به اردوگاه های کار اجباری فرستاده و یا اعدام می شدند ، صدها کشیش به زندان افکنده شدند ، مدارس و کلیساها تعطیل گشتند ، روزنامه نگاری مجازات مرگ را به دنبال داشت . در این دوران گینه استوایی کوچکترین تماسی با جهان بیرون نداشت . ماکیاس انگوئما را مسبب قتل و یا مجبور به فرار نمودن دو سوم از جمعیت گینه استوایی قلمداد می کنند . ماکیاس انگوئما حکومت خود را " معجزه بی همتا " نامید ، در دوره او بود که اقتصاد گینه استوایی نابود شد . بسیاری انگوئما را یکی از بدترین مستبدان تاریخ سیاسی آفریقا می دانند . آخرین اقدام ماکیاس انگوئما پیش از سقوط ممنوع ساختن فعالیت کلیساها در سال 1978 بود .

عکس : فرانسیسکو ماکیاس انگوئما ، نشسته بر صندلی دقایقی پیش از اعدام :

برادر زاده ، عمو را سرنگون می کند ، کودتای فامیلی در گینه استوایی :

در 3 آگوست 1979 تئودورو اوبیانگ انگوئما امباسوگو ( Teodoro Obiang Nguema Mbasogo ) برادر زاده ماکیاس انگوئما ، عموی خود طی یک کودتای نظامی سرنگون کرد ، سپس ، پس از یک محاکمه کوتاه در یک سالن سینما عموی خود را تیرباران نمود . اوبیانگ هرچند فرایند مدرنیزه کردن کشور را به طور بسیار کند آغاز کرد ولی اقدامات مستبدانه و دیکتاتور منشانه عموی خود را ادامه داد .

عکس : تئودورو اوبیانگ انگوئما ، دیکتاتور گینه استوایی :

سفر پاپ به گینه استوایی :

 مردم کشور کوچک و عموماً بی سر و صدای گینه استوایی ، روز 18 فوریه 1982 را هرگز فراموش نمی کنند ، جایی که پاپ ژان پل دوم رهبر پیشین کاتولیک های جهان در سفری به ساحل غربی آفریقا و کشورهایی همچون گابون و گینه بیسائو ، از گینه استوایی نیز دیدن نمود . تصویر زیر استقبال هزاران نفر از مردم شهر بندری باتا در گینه استوایی را از پاپ ژان پل دوم نشان می دهد  : ( این در حالی است که بیش از 80 % مردم گینه استوایی پیرو آیین کاتولیک هستند )

دهه 90 میلادی و کشف نفت در گینه استوایی ، موهبتی در دستان دیکتاتور :

با کشف و استخراج نفت در سواحل گینه استوایی ، رشد اقتصادی در سال 1997 در گینه استوایی به 71 % رسید . عایدات نفتی گینه استوایی از 1.27 میلیارد دلار در سال 2002 با افزایشی نجومی به 25.7 میلیارد دلار در سال 2005 رسید ولی چه سود این درآمد سرشار کوچکترین کمکی به اقشار فقیر و کم درآمد گینه استوایی نمی کرد و این ثروت های بادآورده در چنگ خانواده انگوئما و دوستانش قرار داشت . در سال 2003 میلادی رادیو دولتی گینه استوایی در اقدامی عجیب ، اوبیانگ انگوئما را با خدا قیاس کرد . در سال 2004 ، هفتاد سرباز اجیر شده از جمله دانش آموخته دانشگاه ایتون انگلستان و عضو سابق سرویس ویژه هوایی بریتانیا ، سیمون مان ( Simon Mann ) علیه اوبیانگ انگوئما به منظور سرنگون کردن او دست به کودتا زد ، کودتا شکست خورد و تمامی دست اندرکاران کودتا شناسایی و دستگیر شدند ، در جولای 2008 سیمون مان طراح اصلی کودتا محاکمه و به 34 سال زندان محکوم شد .

در جولای 2008 و در میان اتهامات فساد و سوء مدیریت ، نخست وزیر ریکاردو مانگوئه اوباما انفوبیا ( Ricardo Mangue Obama Nfubea ) از سمت خود استعفا کرد . در 8 جولای 2008 ، اوبیانگ انگوئما ، ایگناسیو میلان تانگ ( Ignacio Milan Tang ) را به عنوان نخست وزیر جدید منصوب کرد .

رسوایی موسسه مالی " ریگز بانک " Riggs Bank آمریکا به عنوان پشتیبان مالی دیکتاتور گینه استوایی :

تئودورو اوبیانگ انگوئما که دیکتاتوری خشنی را در گینه استوایی برپا کرده در ریگز بانک ۷۰۰ میلیون دلار سپرده دارد و به این ترتیب نخستین مشتری این بانک به حساب می آید . گینه استوایی از زمان استقلال در سال ۱۹۶۸ جز ترور و وحشت بر خود ندیده است ؛ ابتدا ماکیاس انگوئما و سپس برادر زاده وی یعنی اوبیانگ انگوئما که در سال ۱۹۷۹ به لطف شورشی که در کاخ ایجاد شد ، عموی خویش را از قدرت خلع و او را اعدام کرد .

در اوایل دهه ۱۹۹۰، جستجوی نفت در این کشور که توسط شرکت های آمریکایی هدایت می شد ، سود فراوان به همراه آورد . ظرف چند سال ، گینه استوایی موفق شد رتبه سوم را میان کشورهای صادر کننده نفت حوزه جنوب صحرای آفریقا ، پس از آنگولا و نیجریه و پیش از گابون و کنگو ، از آن خود کند . اما با این همه ، نفت ، رژیم و سرنوشت مردم این کشور را متحول نساخت . گینه استوایی در اصل باید به واسطه تعداد کم سکنه خود یکی از غنی ترین کشورهای قاره آفریقا باشد اما در واقع یکی از فقیرترین ترین آنهاست .

درسال ۱۹۹۲، شرکت والتر اینترنشنال " Walter International Inc " نخستین بشکه های نفت را تولید می کرد . امروزه نیز کمپانی های آمریکایی از قبیل آمرادا ( Amerada ) ، اکسون موبیل ( Exxon Mobil ) ، ماراتن اویل ( Marathon Oil ) تولیدات نفتی گینه استوایی را در انحصار خود دارند .

ریگز بانک در سال ۱۹۹۵ برای سفیر گینه استوایی در واشینگتن حسابی افتتاح کرد که اولین حساب از فهرست طویل حساب های بعدی به شمار می رفت . بنا به گزارش سنای آمریکا ، این موسسه در طول سالهای 1995 تا 2004 ، بیش از ۶۰ حساب بانکی دولت گینه استوایی ، اعضای آن و خانواده ایشان را اداره می کرد و چشم خود را بر روی نشانه هایی که موجب ایجاد اندیشه دست داشتن این بانک در عملیات فساد مالی می شد ، می بست .

در رابطه با درآمد حاصله گینه استوایی از نفت باید گفت که کمپانی های آمریکایی آن را مستقیماً به حساب هایی در ریگز بانک در واشینگتن واریز می کنند و این حساب ها رسماً به نام هرکس در دولت گینه استوایی افتتاح شده باشد ، امضای رئیس جمهور و یا یکی از اعضای خانواده وی را بر خود دارد . کمیته تحقیق سنای آمریکا موفق به کشف هویت چندین مورد از این گونه واریز سرمایه ها شده است : « بیش از ۳۵ میلیون دلار توسط کمپانی های نفتی واریز شده که از طریق حسابی متعلق به پرزیدنت اوبیانگ ، پسر وی ( وزیرمعادن ) و برادرزاده اش ( وزیر خزانه داری ) به دو شرکت مستقر در بهشت های مالیاتی منتقل شده است » ، ریگز بانک در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ اجازه واریز ۱۳ میلیون دلار پول نقد به حساب های تحت کنترل پرزیدنت اوبیانگ و همسر وی را صادر کرده است ، همچنین ریگز بانک به این زوج ( پرزیدنت اوبیانگ و همسرش ) برای خرید یک فروند هواپیما و املاک مجلل خصوصاً در ایالات متحده وام داده است .

سناتور کارل لوین ( Carl Levin ) به هنگام ارائه گزارش ژوییه ۲۰۰۴ سنای آمریکا ، اشتیاق و علاقه اندک این بانک برای همکاری را خاطرنشان ساخت . او همچنین گفت یکی از مسئولین آن در جلسه استماع دادگاه از پاسخ دادن به سوالات امتناع کرده است . احتمالاً این فرد آقای سیمون کارری ( Simon Kareri ) مسئول حساب های گینه استوایی در ریگز بانک ، چیزهای زیادی برای گفتن داشته است . بنا بر این گزارش ، این مقام بلند پایه بانک ، حداقل دو بار چمدان های حاوی بسته های اسکناس به مبلغ ۳ میلیون دلار را در سفارت گینه استوایی واقع در واشینگتن برای واریز به حساب های رییس جمهور این کشور تحویل گرفته است .

زمانی که جامعه بین الملل آقای انگوئمای دیکتاتور را طرد کرده بود ، ریگز بانک خود را در خدمت او قرار داد . با این همه سازمان هایی چون عفو بین الملل ، توسل دائمی این کشور به شکنجه را افشا می کردند ، دیده بانی جغرافیای ژئو پلتیکی مواد مخدر ، گینه استوایی را به عنوان یکی از مراکز اصلی قاچاق کوکایین میان آمریکای لاتین و اروپا معرفی کرده بود ، تا جایی که تمام کشورهای غربی ( به جز فرانسه ) سفارت خانه های خود را در مالابو تعطیل کرده بودند .

مضحک آنکه ریگز بانک باید زمانی که دیکتاتور برای همیشه مورد تمجید سفارت خانه های غربی قرار گرفته است ، روابط خود با او را بگسلد . پس از حملات ۱۱ سپتامبر ، ایالات متحده تصمیم گرفت وابستگی نفتی خود را به خاور نزدیک کاهش داده و به افزایش واردات نفت خام از آفریقای غربی بپردازد . خلیج گینه از آن زمان برای سیاست آمریکا به منزله ی منطقه ای با « منافع حیاتی » محسوب می شود . گینه استوایی متروک دیروز به لطف ذخایر نفتی نویدبخش خود ، به کشور مقبول امروز مبدل شده است . پرزیدنت بوش طی سال 2002 ، چندین بار در واشینگتن با روسای جمهور کشورهای آفریقایی از جمله آقای انگوئما در رابطه با امنیت نظامی و تأمین انرژی به بحث و گفتگو پرداخت . نتیجه آن شد که سفارت آمریکا پس از هشت سال در مالابو ، پایتخت گینه استوایی از نو گشوده شد . دیگر کشورهای غربی نیز یکی پس از دیگری به تقلید این اقدام واشنگتن پرداختند .

پرزیدنت انگوئما پس از تهدید مطبوعات بین المللی به تعقیب قضایی به دلیل سخنان مغرضانه آنها ، اقدام به بستن تمامی حساب های خود در ریگز بانک نمود . بانک های دیگری بلافاصله آماده جانشینی شدند به ویژه بانک اسپانیایی بانکو سانتاندر Banco "Santander " و یا بانک انگلیسی اچ اس بی سی " HSBC ".

نژاد 85 % مردم گینه استوایی فانگ ، 6 % بوبی ، 3 % امدووه ، 1 % آنوبون و 1 % نیز بوجبا می باشد . از دیگر اقلیت های قبیله ای می توان به کومبه ، بالنگوئه ، آیبو و آیبیبو اشاره کرد ، همچنین حدود هزار نفر اروپایی ( عمدتاً اسپانیایی ) نیز در گینه استوایی سکونت دارند . دین بیش از 80 % مردم گینه استوایی کاتولیک است ، مابقی نیز پیرو پروتستان و سایر عقاید قبیله ای و محلی هستند . زبان اسپانیایی با ( 67 % عمومیت ) و زبان فرانسوی با ( 32 % عمومیت ) دو زبان رسمی در گینه استوایی به شمار می روند ، زبان های قبایل فانگ و بوبی نیز رایج می باشد . واحد پول گینه استوایی ، فرانک سی اف آ با واحد جزء سانتیم نام دارد . از مهمترین صادرات گینه استوایی می توان به نفت ، متانول ، الوار و کاکائو اشاره کرد . گینه استوایی از کشورهای عضو اتحادیه آفریقاست .

* آیا می دانستید گینه استوایی تنها کشور اسپانیایی زبان در قاره آفریقاست ؟

* امروزه گینه استوایی برای تعیین رئیس جمهور انتخابات آزاد برگزار می کند ، اما انتخاباتی که از اولین دوره آن در سال 1989 تا امروز عملاً یک نامزد داشته که هرگز کمتر از 90 % رأی نیاورده است !!! که او هم کسی نیز جز اوبیانگ انگوئما رئیس جمهوری فعلی گینه استوایی .

 

عکس : غروب خورشید در مالابو ، گینه استوایی

گینه استوایی مشتمل بر 7 استان می باشد :

1 - آنوبون ( Annobon )

2 - بیوکو نورته ( Bioko-Norte )

3 - بیوکو سور ( Bioko-Sur )

4 - سنترو سور ( Centro-Sur )

5 - کای انتم ( Kie-Ntem )

6 - لیتورال ( Litoral )

7 - وله انزاس ( Wele-Nzas )





نوع مطلب : جهانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 23 آبان 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

کانادا ( Canada ) کشوری است واقع در آمریکای شمالی ، شمال کشور آمریکا ، غرب گرینلند و شرق آلاسکا ، در کنار اقیانوس آرام ( در غرب ) و اقیانوس اطلس ( در شرق ) ، دریای لابرادور ( در شمال شرق ) و اقیانوس منجمد شمالی ( در شمال غرب ) . پایتخت کانادا شهر اتاوا ( Ottawa ) با 1 میلیون و 143 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت کانادا ، 9 میلیون و 984 هزار و 670 کیلومتر مربع و جمعیت آن 33 میلیون و 390 هزار نفر می باشد . از مهمترین شهرهای کانادا می توان به تورنتو 5 میلیون و 203 هزار نفر ، مونترئال 3 میلیون و 607 هزار نفر ، ونکوور 2 میلیون و 170 هزار نفر ، کالگاری 1 میلیون و 037 هزار نفر و ادمونتون 1 میلیون و 101 هزار نفر اشاره کرد . اولین ساکنان کانادا ، بومیان محلی بودند که در ابتدا اینویت ( اسکیمو ) خوانده می شدند . گمان می رود کاشف اهل اسکاندیناوی " لیف اریکسون " در 1000 میلادی قسمت هایی از شرق و جنوب شرق کانادا ( لابرادور و نوا اسکوشا ) را کشف کرده باشد ، ولی در حقیقت ورود اولین سفید پوستان به این منطقه به سال 1497 میلادی " جان کابوت " ایتالیایی که به خدمت هنری هفتم ( پادشاه بریتانیا ) در آمده بوده بر می گردد ، او توانست قسمت های شرقی کانادا را کشف کند . در سال 1534 با ورود اولین فرانسوی به نام " ژاک کارتیه " کانادا نصیب فرانسه شد ، مهاجر نشینان فرانسوی که در سال 1604 وارد نوا اسکوشا ( بندر رویال ) شدند ، کانادا را ( New France ) یا " فرانسه ی جدید " نام نهاده بودند . در سال 1608 کبک کشف شد . در این زمان هر دو استعمار فرانسه و بریتانیا ادعای مالکیت کانادا را داشتند ، بدین ترتیب جنگی درگیری ها بین فرانسه و بریتانیا شدت گرفت ، در سال 1713 ، نیوفوندلند ، خلیج هودسون و نوا اسکوشا ار دست بریتانیا خارج شد ، طی جنگ هفت ساله ی بریتانیا و فرانسه بین سالهای 1756 تا 1763 فرانسه شکست خورد و کانادا به بریتانیا رسید ، پیروزی مشهور ژنرال جیمز وولف بریتانیایی بر ژنرال مونت کالم فرانسوی در منطقه ی کبک در 13 سپتامبر 1759 از مهمترین وقایع جنگ است . بر اساس پیمان پاریس که در سال 1763 منعقد شد کنترل کامل کانادا به عهده ی بریتانیا گذاشته شد . در آن زمان به علت اینکه تمام جمیعت کانادا ، فرانسوی تبار بودند ، بریتانیا تصمیم به مهاجرت دادن عده ی زیادی از اتباع خود به کانادا گرفت . در سال 1849 حق کانادا برای خودمختاری از سوی بریتانیا به رسمیت شناخته شد . در 1 جولای 1867 کانادا دارای استقلال و خودمختاری شد . در سال 1869 کانادا ، نیمه ی غربی را از شرکت خلیج هودسون (Hudson's Bay Company ) خرید و ایالت های مانیتوبا ( 1870 ) ، آلبرتا ( 1905 ) و ساسکاچوآن ( 1905 ) ضمیمه ی قلمرو کانادا شدند ، در سال 1871 بریتیش کلمبیا و متعاقب آن در سال 1873 جزایر پرنس ادوارد به کانادا الصاق گردید . بین سالهای 1866 تا 1896 حزب محافظه کار به رهبری جان مک دونالد بر کانادا حکومت می کرد . در سال 1896 حزب لیبرال به رهبری ویلفرید لاوریه که یک کانادایی فرانسوی برجسته بود تا سال 1911 اداره می شد . نیوفوندلند دهمین ایالت کانادا در 31 مارچ 1949 به قلمرو کانادا اضافه شد . پس از آن سه ایالت مجاور قطب شمال و یخ زده ی یوکُن ، شمال غربی و نوناووت به کانادا الصاق گشتند . در سال 1931 ، نروژ مالکیت کانادا را بر جزایر اسوردراپ ( Sverdrup Islands ) در قطب شمال به رسمیت شناخت . دوباره حزب لیبرال به رهبری ویلیام لیون مکنزی کینگ بین سالهای 1921 تا 1957 حکومت را در دست گرفت . پس از مدتی حکومت محافظه کاران ، در سال 1963 لیبرال ها بار دیگر به رهبری لستر پیرسون به حکومت بازگشتند . در سال 1970 و با گسترش فزاینده ی خشونت در کبک توسط جدایی طلبان فرانسوی تبار دولت برای خاموش کردن این اعتراضات راه چاره ای اندیشید ، چندی بعد پارلمان کانادا اقدام به دو زبانه کردن ایالت کبک و اجازه دادن به گسترش زبان و فرهنگ فرانسوی در این منطقه کرد و این تصمیم تا حدودی موثر واقع شد . در جولای 2005 کانادا ازدواج مردان همجنسگرا را قانونی اعلام کرد ( بیشتر ازدواج همجنسگرایان در بلژیک ، هلند و اسپانیا قانونی شده بود ) . طی سالهای اخیر کانادا 2 هزار سرباز را برای کمک به آمریکا در مبارزه با ترورسیم در قالب نیروهای چند ملیتی ( آیساف ) به افغانستان گسیل داشته است ولی کانادا با هم پیمانی با آمریکا برای جنگ در عراق سرباز زد . در انتخابات مجلس که در ژانویه ی 2006 برگزار شد 36 % کرسی های پارلمان نصیب محافظه کاران شد که این واقعه به دوازده سال تسلط لیبرال ها بر کرسی های پارلمان خاتمه داد . در ژوئن 2006 پلیس کانادا 17 تروریست مسلمان را به ظن احتمال حملات ترویستی در تورنتو بازداشت کرد . در 6 فوریه ی 2006 میلادی ، استفن هارپر که یک محافظه کار می باشد به نخست وزیری کانادا رسید . در 27 سپتامبر 2005 نیز میکائل ژان فرماندار کانادا شد . نژاد 28 % کانادایی ها ، بریتانیایی ، 23 % فرانسوی ، 15 % سایر اروپاییان ، 2 % آمریندین ، 6 % آسیایی ، آفریقایی و عرب و 26 % نیز دورگه ها و بومیان محلی هستند ، همچنین دین 42 % کانادایی ها ، کاتولیک ، 23 % پروتستان ، 4 % سایر فرقه های مسیحیت و 1 % مسلمان هستند . انگلیسی و فرانسوی هردو زبان رسمی مردم کانادا هستند . واحد پول کانادا ، دلار کانادا با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . از نقطه نظر اختلاف زمانی ، کانادا به شش قسمت تقسیم می شود به طوری که شرق تا غرب کانادا 5 ساعت با یکدیگر اختلاف زمانی دارند . تولید ناخالص داخلی کانادا بسیار عظیم و 1 تلریارد و 274 میلیارد دلار می باشد . کانادا روزانه 3 میلیون بشکه نفت تولید می کند ، علاوه بر اینکه ذخایر گاز عمده ای نیز در شمال این کشور وجود دارند . از مهمترین صادرات کانادا می توان به هواپیما ، تجهیزات ارتباطی ، مواد شیمیایی ، پلاستیک ، کود ، چوب ، نفت خام ، گاز طبیعی ، برق و آلومینیوم اشاره کرد . 



* آیا می دانستید کانادا بعد از روسیه ، دومین کشور بزرگ دنیاست ؟


* آیا می دانستید مرز آمریکا و کانادا با طول 8893 کیلومتر طولانی ترین مرز مشترک دنیاست ؟


* آیا می دانستید دریاچه های پنجگانه ( ایری ، هورن ، سوپریور ، میشیگان و اونتاریو ) مرز آبی بین آمریکا و کانادا هستند ؟

* آیا می دانستید آبشار زیبای نیاگارا در نقطه ی مرزی کانادا ( شهر سنت کاترینز ، اونتاریو ) با آمریکا ( شهر بوفالو ، نیویورک ) واقع شده و سالانه پذیرای میلیون ها گردشگر می باشد ؟

* آیا می دانستید کشور کانادا به علت داشتن دریاچه های فراوان به " کشور هزار دریاچه " معروف است ؟

کانادا دارای 10 ایالت و 3 ناحیه ی خودمختار ( * ) می باشد :




1 - آلبرتا : ادمونتون

2 - بریتیش کلمبیا : ویکتوریا

3 - مانیتوبا : وینیپگ

4 - نیو برانشویک : فردریکتون

5 - نیوفوندلند و لابرادور : سنت جونز


6 - مناطق شمال غربی : یلونایف *

7 - نوا اسکوشا : هالیفاکس

8 - نوناووت : ایکالویت *

9 - اونتاریو : تورنتو

10 - جزایر پرنس ادوارد : شارلوت تاون

11 - کبک : کبک

12 - ساسکاچوان : رجینا

13 - یوکون : وایت هورس *





نوع مطلب : جهانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آبان 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

جمهوری آذربایجان ( Republic of Azerbaijan ) واقع است در جنوب غرب قاره آسیا ، شمال غرب ایران ، جنوب غرب روسیه ، شرق گرجستان و ارمنستان و در کنار ساحل غربی دریای خزر . پایتخت جمهوری آذربایجان ، شهر باکو ( Baku ) با نزدیک به 2 میلیون نفر می باشد . مساحت آذربایجان 86.600 کیلومتر مربع و جمعیت آن 8 میلیون و 180 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای آذربایجان می توان به گنجه 305 هزار نفر ، سومقاییت 290 هزار نفر ، مینگه چویر 95 هزار نفر و علی بایراملی 68 هزار نفر اشاره کرد . جمهوری آذربایجان در منتهی الیه جنوب شرق منطقه ی کوهستانی قفقاز قرار دارد ، از همین رو دارای آب و هوایی سرد و خشک است و بیشتر مساحت کشور را جلگه های وسیع بدون درخت و نسبتا کم آب تشکیل می دهد ، تنها 7 % خاک آذربایجان قابل کشت برای کشاورزی است که دره رود کورا ( Kura River Valley ) نام دارد که دارای شرایط بسیار مناسب برای کشاورزی و خاکی حاصلخیز است . آذربایجان که در دوران باستان آلبانی قفقازی ( Caucasian Albania نامیده می شد همواره عرصه تاخت و تاز اعراب ، قزاق ها و ترک ها بوده است ، پس از قرن 11 میلادی این منطقه تحت تسلط ترک ها درآمد و سرانجام پناهگاهی برای فرقه ی شیعه و فرهنگ اسلامی شد ، همچنین منطقه ی آذربایجان در قرون اخیر مورد ادعای ایران و روسیه بوده است که به موجب عهدنامه های گلستان در سال 1813 و عهدنامه ی ترکمانچای در سال 1828 از ایران گرفته و به روس ها واگذار شد . پس از انقلاب بلشویکی 1917 ، آذربایجان در ماه می 1918 از روسیه اعلام استقلال کرد ولی ارتش سرخ شوروی در سال 1920 با حمله به آذربایجان و اشغال این کشور بار دیگر این منطقه را تحت تسلط خود در آورد ، در سال 1922 نیز آذربایجان تحت عنوان جمهوری فرا قفقاز شوروی سوسیالیست ضمیمه ی خاک شوروی شد . پس از فروپاشی شوروی ، آذربایجان در 30 آگوست 1991 از این کشور اعلام استقلال کرد . پس از استقلال آذربایجان اختلاف این کشور با ارمنستان بر سر ناگورنو قره باغ ( Nagorno-Karabakh ) اوج گرفت . بدین ترتیب ارمنستان با طرح این ادعا که اکثریت جمعیت قره باغ را ارمنی های مسیحی تشکیل می دهند به قره باغ حمله برد ، این جنگ بین ارمنستان و آذربایجان سرانجام در سال 1994 با بر جای گذاشتن 30 هزار قربانی و دهها هزار مجروح و آواره پایان یافت و ارمنستان موفق شد این منطقه را تحت تسلط خود درآورد . پیش از استقلال و زمانی که آذربایجان از مناطق خودمختار شوروی بود اقتصاد آذربایجان اقتصادی آشفته و نا به سامان بود ولی پس از استقلال به دلیل سرمایه گذاری های شرکت های غربی به خصوص در صنعت نفت این کشور ، اقتصاد آذربایجان رونق یافت . در سال 1994 شرکت نفتی دولتی آذربایجان موسوم به ( SOCAR ) پیمان های نقتی چند میلیارد دلاری را با شرکت های نفتی بین المللی امضا کرد ، مدیریت صحیح اقتصادی دولت غرب گرای آذربایجان موجب ثبات اقتصادی و همچنین هجوم سرمایه های خارجی به این کشور که پیامد آن چیزی جز رونق اقتصادی نبود ، شد . همچنین نباید فراموش کرد که بیشترین مقدار نفت دریای خزر در سواحل آذربایجان قرار دارد . سیاست های اصولی اقتصادی که بر پایه کاهش حجم پول در گردش و متکی بر خصوصی سازی بود اقتصاد آذربایجان را یکباره متحول کرد . در سپتامبر 2002 ساخت خط لوله ی 1100 مایلی باکو - تفلیس - جیهان ، در خاک آذربایجان آغاز شد ، مهمترین سرمایه گذاران این طرح عظیم به ترتیب شرکت بریتیش پترولیوم بریتانیا با 33 % ، شرکت نفتی دولتی آذربایجان ( SOCAR ) با 25 % شرکت نفتی آمریکایی آنوکال با 9 % و شرکت نفتی نروژی استت اویل با 8 % بودند . این خط لوله در جولای 2006 به بهره برداری رسید . در سال 2003 حیدر علی اف ( Heydar Aliyev ) رئیس جمهور به سختی بیمار شد ، پس از آن پسرش را به عنوان نخست وزیر جدید برگزید ، بدین ترتیب راه برای به قدرت رسیدن فرزندش هموار کرد . در انتخابات 31 اکتبر 2003 با وجود اعتراضات شدید مخالفان پسر حیدر علی اف ، یعنی الهام علی اف ( Ilham Aliyev ) به عنوان رئیس جمهور آذربایجان انتخاب شد ، در این انتخابات الهام علی اف با کسب حدود 77 % آرا رئیس جمهور شد ، در حالی که رقیبش عیسی گمبر ( Isa Gambar ) تنها 14 % آرا را از آن خود کرد . در انتخابات پارلمانی نوامبر 2005 حزب رئیس جمهور علی اف موسوم به ، ینی ( Yeni ) بالاتر از آزاد لیک بیشترین تعداد کرسی های پارلمان را از آن خود کرد ، هرچند عقیده ناظران بین المللی این بود که در انتخابات تقلب صورت گرفته است . نژاد 90 % آذربایجانی ها ، آذری ، 2 % لزگی ، 1 % روس و 1 % ارمنی می باشد ، همچنین دین 93 % آذری ها مسلمان ( اکثرا شیعه ) ، 2 % ارتدکس روسی و 2 % ارتدکس ارمنی می باشد . زبان رسمی در آذربایجان ، آذری است . زبانهای لزگی ، روسی و ارمنی نیز رایج می باشد . واحد پول آذربایجان ، منات با واحد جزء ( گوپک ) نام دارد . 90 % صادرات جمهوری آذربایجان را نفت و گاز تشکیل می دهد ، ماشین آلات ، پنبه و خوار و بار نیز از دیگر صادرات آذربایجان می باشند .

جمهوری آذربایجان مشتمل بر 60 بخش و 1 منطقه خودمختار ( * ) می باشد :



1 - آغجا بدیع (Agcabadi )



2 - آغ دام ( Agdam )



3 - آغ داش ( Agdas )



4 - آغستفا ( Agstafa )



5 - آق سو ( Agsu )



6 - آستارا ( Astara )



7 - بالاکن ( Balakan )



8 - بردع ( Barda )



9 - بیلقان ( Beylaqan )



10 - بیله سوار ( Bilasuvar )



11 - جبرئیل ( Cabrayil )



12 - جلیل آباد ( Calilabad )



13 - داش کسن ( Daskasan )



14 - دوه چی ( Davaci )



15 - فضولی ( Fuzuli )



16 - گده بی ( Gadabay )



17 - گنجه ( Ganca )



19 - گورانبوی ( Goranboy )



20 - گوی چای ( Goycay )



21 - حاجی کبول ( Haciqabul )



22 - اسماعیللی ( Ismayilli )



23 - کلبحر ( Kalbacar )



24 - کرد امیر ( Kurdamir )



25 - لاچین ( Lacin )



26 - لنکران ( Lankaran )



27 - لریک ( Lerik )



28 - ماساللی ( Masalli )



29 - نفت چاله ( Neftcala )



30 - اوغوز ( Oguz )



31 - قبله ( Qabala )



32 - قاخ ( Qax )



33 - قزاق ( Qazax )



34 - قبوستان ( Qobustan )



35 - قوبا ( Quba )



36 - قبادلی ( Qubadli )



37 - قوسار ( Qusar )



38 - ساعتلی ( Saatli )



39 - صابر آباد ( Sabirabad )



40 - شکی ( Saki )



41 - سالیان ( Salyan )



42 - شماخی ( Samaxi )



43 - شمکر ( Samkyr )



44 - شاموخ ( Samux )



45 - سیزن ( Siyazan )



46 - سومقاییت ( Sumqayit )



47 - شوشا ( Susa )



48 - ترتر ( Tartar )



49 - تووز ( Tovuz )



50 - اوجار ( Ucar )



51 - خاچماز ( Xacmaz )



52 - خانلار ( Xanlar )



53 - خیزی ( Xizi )



54 - خوجالی ( Xocali )



55 - خوجاوند ( Xocavand )



56 - یاردیملی ( Yardimli )



57 - یولاخ ( Yevlax )



58 - زنگلان ( Zangilan )



59 - زاقاتالا ( Zaqatala )



60 - زردآب ( Zardab )



61 - نخجوان ( Naxcivan ) *
 





نوع مطلب : جهانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 مهر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

جمهوری پرتغال ( Republic of Portugal ) کشوری است واقع در جنوب غرب اروپا ، شبه جزیره ایبری ، غرب اسپانیا و در کنار اقیانوس اطلس شمالی . پایتخت کشور پرتغال شهر لیسبون ( Lisbon ) با حدود 2 میلیون و 700 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت پرتغال 92.090 کیلومتر مربع و جمعیت آن 10 میلیون و 710 هزار نفر جمعیت می باشد . از مهمترین شهرهای پرتغال می توان به پورتو 270 هزار نفر ، آمادورا 180 هزار نفر ، براگا 165 هزار نفر ، کویمبرا 150 هزار نفر و شهر فونچال یا فونشال واقع در جزیره مادیرا ( Madeira Island ) با 110 هزار نفر می باشد .

شمال پرتغال دارای اقلیمی کوهستانی و مرکز و جنوب کشور نیز دشت های پر تپه می باشد ، همچنین شمال پرتغال دارای آب و هوایی سرد و بارانی و جنوب کشور نیز دارای آب و هوای نسبتاً گرم و خشک است .

چهار رود مهم در پرتغال جریان دارند که از اسپانیا سرچشمه گرفته و از سمت شرق و شمال شرق وارد پرتغال می شوند که عبارتند از ، رود تاگوس ( Tagus River ) رود مینهو ( Minho River ) ، رود دورو ( Douro River ) و رود تژو ( Tejo River ).

بلندترین نقطه پرتغال قله پونتا دو پیکو ( Ponta do Pico ) با 2351 متر ارتفاع در جزیره آتشفشانی پیکو از مجموعه جزایر آزورس * قرار دارد .

( جزایر آزورس " Azores " به امتداد 547 کیلومتر در اقیانوس اطلس شمالی و غرب سواحل پرتغال گسترده شده است و شامل 9 جزیره می باشد ، کل این 9 جزیره 2335 کیلومتر مربع وسعت دارد . تنها دو جزیره از این نه جزیره دارای سکنه است که جزایر مادیرا ( Madeira ) و پورتو سانتو ( Porto Santo ) نام دارند . این جزایر در 861 کیلومتری جنوب غرب لیسبون قرار دارند . )

ساکنان اولیه پرتغال را قبایل سلت و لوسیتانی ها ( Lusitanians ) تشکیل می دادند ( لوسیتانی ها ساکنان غرب شبه جزیره ایبری بودند ) . در اواخر دوران امپراطوری روم و در سال 140 پیش از میلاد این امپراطوری به این منطقه تاخت و آنرا فتح کرد . با زوال امپراطوری روم ، قبایل ویزیگوت ( Visigoths ) به شبه جزیره ایبری حمله و آنرا تحت اشغال خود درآوردند . پرتغال در سال 1143 میلادی از اسپانیای مور * ( Moorish Spain ) اعلام استقلال کرد .

دوران نهضت مستعمراتی پرتغال :

پادشاه جان اول ( John I ) از سال 1385 میلادی بر تخت سلطنت نشست ، حکمرانی وی بر پرتغال حدود پنج دهه به طول انجامید ، جان اول کشور را یکپارچه ساخت و تلاش نمود کاستیلی ها را با مورهای مراکشی متحد نماید . ولی بدون شک سرآغاز توسعه طلبی پرتغال در ماوراء مرزها در دوران پسر جان اول ، یعنی هنری ( Henry ) بود . هنری دریانوردانی را برای کشف دنیای جدید به خارج از مرزها گسیل داشت . در سال 1488 بارتولومو دیاز ( Bartolomeu Dias ) اولین دریانورد پرتغالی بود که سفر دریایی خود را آغاز نموده و با کشف دماغه امید نیک تا جنوبی ترین نقطه آفریقا نیز پیش رفت . در سال 1498 دریانورد دیگر پرتغالی واسکو دوگاما ( Vasco Da Gama ) به غرب ساحل هند رسید . در سال 1515 نیز آلفونسو دو آلبوکرک ( Afonso de Albuquerque ) از ساحل شرق هندوستان ( گوآ ) تا خلیج فارس ، دریای سرخ و اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام را درنوردید و طی آن مناطق بسیاری را کشف نمود . تا میانه های قرن 16 میلادی حوزه امپراطوری پرتغال بسیار گسترده شده و تا سرزمین هایی نظیر غرب و شرق آفریقا ، برزیل ، ایران ، هندوچین و شبه جزیره مالای را نیز پیش رفت .

در اواخر قرن 16 میلادی قدرت پرتغال رو به افول رفت . پادشاه اسپانیا ، فیلیپ دوم ( Philip II ) در سال 1561 دستور حمله به پرتغال را صادر کرده و این کشور را اشغال نمود ، پرتغال به مدت 60 سال در اشغال اسپانیا باقی ماند . در این دوران تسریع در روند فاجعه بار سقوط اقتصادی و تجاری پرتغال به بیشترین حد خود رسید . تلاش های کاشفان و دریانوردان شجاع و جسور پرتغالی با وجود پادشاهان ناکارآمد و فاسد ضایع گشت . در سال 1640 نظام پادشاهی مجدداً به پرتغال بازگشت . بسیاری از مستعمرات پرتغال بین هلندی ها ، انگلیسی ها و فرانسوی ها که همچون شیرهای گرسنه به مستعمرات بی حد و شمار پرتغالی ها هجوم بردند ، تقسیم شد . استعمارگران جدید قرون 17 و 18 که عمدتاً فرانسه و بریتانیا بودند غالب اقتصاد جهان را در دست گرفته و به مبادلات تجاری مسلط شدند . پرتغال توانست همچنان آنگولا و موزامبیک را در آفریقا و برزیل را در آمریکای جنوبی به عنوان مستعمره در چنگ خود نگاه دارد ( البته با استقلال برزیل در سپتامبر سال 1822 این مستعمره با ارزش تا حدود زیادی از دست پرتغالی ها خارج شد . )

آغاز ِ پایان ِ نظام پادشاهی در پرتغال :

پادشاه فاسد ، کارلوس اول ( Carlos I ) که پسر لوئیز دوم ( Luis II ) بود در سال 1889 بر تخت سلطنت جلوس نمود . کارلوس اول ، در سال 1906 ، ژوائو فرانکو ( Joao Franco ) یک دیکتاتور مستند را به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد . در روز اول فوریه 1908 کارلوس اول پادشاه و ژوائو فرانکو نخست وزیر در کاخ ویلا ویکوزا مورد حمله انقلابیون جمهوری خواه قرار گرفته و کشته شدند .

پس از کارلوس اول ، پسرش ، مانوئل دوم ( Manoel II ) به قدرت رسید ، عمر سطنت مانوئل دوم بسیار کوتاه و کمتر از دو سال بود . در سال 1910 نظام پادشاهی ملغی اعلام و نظام جمهوری همانند نظام جمهوری فرانسه در پرتغال حاکم شد . در طول جنگ جهانی اول پرتغال در کنار جبهه غرب و متفقین ایستاد و همراه آنها در صحنه نبرد جنگید .

کودتای سالازار ، نهال نوپای جمهوری را در پرتغال می خشکاند :

جمهوری نوپای پرتغال دوام چندانی نیافت ، کودتای نظامی 28 می 1926 که توسط آنتونیو دی اولیویرا سالازار    ( Antonio de Oliveira Salazar ) اجرا شد ، به حیات دموکراسی نیم بند شانزده ساله پرتغال خاتمه داد . دوران تصدی سالازار به عنوان وزیر دارایی از سال 1928 تا 1940 و به عنوان نخست وزیر از سال 1932 تا سال 1968 ادامه یافت . حکومت دیکتاتوری سالازار سرشار از اختناق و بسیار خوفناک بود ، این دیکتاتوری 40 سال ادامه یافت . سالازار پرتغال را در جنگ جهانی دوم بی طرف نگاه داشت ولی پایگاه های هوایی و دریایی خود را در سال 1943 در اختیار متفقین قرار داد . پرتغال در سال 1949 و به هنگام پیدایش سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ( ناتو ) به این سازمان پیوست ، این کشور در سال 1955 قصد پیوستن به سازمان ملل را داشت ولی اجازه پیوستن به این سازمان را پیدا نکرد .

عکس : آنتونیو سالازار ، دیکتاتور پرتغال :

شرایط بین المللی و سیاست های مستعمراتی پرتغال نیز تفاوت چندانی با اوضاع داخلی این کشور نداشت . در دهه 1950 وضعیت مستعمرات پرتغال نیز بسیار آشفته و دچار مشکلات بی شماری گردید . بسیاری از مستعمرات سر به طغیان برداشته و قیام آنها به صورت خونباری سرکوب می گردید . پرتغال در سال 1961 مستعمرات کوچک خود در شرق هند را از دست داد ، بدین ترتیب که در دسامبر 1961 جواهر لعل نهرو از پرتغال خواست که هرچه زودتر مناطقی را که پرتغالی ها در شرق هند در دست داشتند از جمله ، گوآ ( Goa ) دمان ( Daman ) و دیو ( Diu ) را تخلیه نماید ولی پرتغال توجهی نکرد ، بدین ترتیب هند با حمله به این مناطق ، آنها را از اشغال پرتغال آزاد نمود . در این جنگ که به عملیات ویجای ( Operation Vijay ) مشهور شد حداقل 31 سرباز پرتغالی که عمدتاً از نیروی دریایی این کشور بودند کشته شدند . پس از 40 سال دیکتاتوری سالازار سرانجام در 27 جولای 1970 و در سن 81 سالگی مُرد ، نکته قابل توجه در زندگی شخصی سالازار این بود که سالازار هیچ وقت ازدواج نکرد .

جانشین او مارسلو کائتانو ( Marcello Caetano ) نیز راه سلفش سالازار را در سرکوب خونین قیام مردم در مستعمرات این کشور در آفریقا به خصوص موزامبیک و آنگولا ادامه داد که باعث انتقاد و محکومیت جهانی آن شد .

انقلاب میخک ها * ؛ قیام افسران پرتغالی :

روز 25 آوریل 1974 گروهی از افسران جزء ( نظامیان از رده سرگردی به پایین ) علیه نظام حاکم بر پرتغال به پا خاستند . مردم عادی هم پس از چهل سال تحمل دیکتاتوری و اختناق به آنان پیوستند و در عرض بیست و چهار ساعت ، رژیمی را که هرگز کسی تصور فروپاشی آن را نمی کرد سرنگون کردند .
هر چند سالازار ، دیکتاتور فاشیست پرتغال ، پس از بیش از سی و اندی سال حکومت مستبدانه ، مُرده بود ولی جانشینش مارسلو کائتانو همچنان راه او را ادامه می داد .

سال ها جنگ بی حاصل در مستعمرات پرتغال در آفریقا ، بیکاری ، تورم ، فقر ، رواج خرافات و رواج فساد در تمامی سطوح دستگاه های دولتی و وابسته به آن باعث شده بود که دامنه ناراضی ها نه تنها در بین توده مردم بلکه در میان واحد های ارتش در رده های پایین هم گسترش یابد . مردم و ارتش به دنبال بهانه ای می گشتند و منتظر فرصتی بودند تا با قیامی بدون خون ریزی به دیکتاتوری حاکم بر کشور خاتمه دهند .

گام نخست را نظامیان برای رهایی کشور از چنگال خودکامگی برداشتند . آنان با ایجاد تشکیلاتی زیر زمینی موسوم به "جنبش نیروهای مسلح" ( MFA ) و متشکل از افسران جزء و درجه داران ، یکبار در صدد برآمدند تا با کودتایی برق آسا ، رژیم را سرنگون کنند .

تکلیف مستعمرات پرتغال پس از انقلاب میخک چه شد :

مستعمرات پرتغال به دنبال انقلاب در این کشور فرصت را مغتنم شمرده و دست به کار شدند ، در سپتامبر 1974 گینه پرتغال با نام جدید " جمهوری گینه بیسائو " اعلام استقلال کرد . مجمع الجزایر کیپ ورد و موزامبیک نیز به همراه سائوتومه و پرنیسیپ از پرتغال جدا شده و استقلال خود را اعلام کردند ، آخر همان سال نیز آنگولا از پرتغال اعلام استقلال کرد . سپس اندونزی ، تیمور شرقی را که تحت سیطره پرتغال بود ضمیمه خود کرد ، هرچند تیمور شرقی بعداً در سال 2002 از اندونزی جدا شده و به یک کشور مبدل گشت .

در سال 1975 دولت ، بانک ها ، صنایع حمل و نقل ، صنایع سنگین و رسانه ها را ملی اعلام کرد . بدین ترتیب پرتغال برای نخسین بار طعم آزادی اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی را چشید .


گام بعدی ؛ بازار آزاد و ثبات اقتصادی :

پرتغال در 1 ژانویه 1986 به جامعه اقتصادی اروپا ( که اکنون اتحادیه اروپا خوانده می شود ) پیوست . در 16 فوریه همان سال ماریو سوارز ( Mario Soares ) به عنوان اولین رئیس جمهور غیرنظامی ظرف 60 سال پیش از آن انتخاب شد . آنیبال کاواکو سیلوا ( Anibal Cavaco Silva ) از طرفداران اقتصاد بازار آزاد و کاندیدای حزب سوسیال دموکرات نیز در سال 1985 به عنوان نخست وزیر برگزیده شد که این نوید یک ثبات سیاسی را در کشوری که هنوز خاطرات دیکتاتوری را فراموش نکرده می داد . انتخابات سراسری اکتبر 1995 پرتغال حاکی از پیروزی قاطع حزب سوسیالیست بود و بیشتر کرسی های پارلمان به این حزب تعلق گرفت . شهردار لیسبون ، ژوزه سامپایو ( Jorge Sampaio ) در رقابت های ریاست جمهوری ژانویه 1996 پرتغال پیروز شد و به ریاست جمهوری پرتغال رسید . دولت سوسیالیست پرتغال اصلاحات اقتصادی را به منظور بهبود اوضاع اقتصادی کشور در سال 1997 به اجرا گذاشت . در سال 1999 و همزمان با پیدایش اتحادیه پولی و اقتصادی اروپا ( EMU ) ، پرتغال به این اتحادیه پیوست .

در سال 1999 پرتغال به آخرین مستعمره اش ، ماکائو ( Macau ) نیز حق اعطای منطقه ویژه اقتصادی - تجاری ( S.A.R ) را داد ، بدین ترتیب ماکائو به عنوان یک شهر ساحلی کوچک آسیایی شناخته شد .

در سال 2002 رهبر حزب راست میانه ی سوسیال دموکرات ، ژوزه مانوئل دورائو باروسو ( Jose Manuel Durao Barroso ) به عنوان نخست وزیر پرتغال انتخاب شد . در تابستان 2003 بیش از هزار نفر در پرتغال طی موج گرمای بی سابقه و پیش بینی نشده جان خود را از دست دادند که دلیل آن آتش سوزی در جنگل های پرتغال بود . مانوئل باروسو در جولای 2004 از سمت خود استعفا داد تا رئیس کمیسیون اروپا شود . پدرو سانتانا لوپز  ( Pedro Santana Lopes ) رهبر جدید حزب سوسیال دموکرات جانشین باروسو به عنوان نخست وزیر پرتغال شد . در فوریه 2005 انتخابات پارلمانی برگزار شد که طی آن حزب سوسیالیست با کسب 45 % آراء پیروز انتخابات شد و رهبر آن ، ژوزه سوکراتس کاروالهو پینتو د سوزا ( Jose Socrates Carvalho Pinto de Sousa )نخست وزیر پرتغال شد . سوکراتس از 12 مارچ 2005 کار خود را به عنوان نخست وزیر پرتغال آغاز کرد .

عکس : ژوزه سوکراتس ، نخست وزیر پرتغال :

در انتخابات ریاست جمهوری 22 ژانویه 2006 پرتغال ، نخست وزیر سابق ، آنیبال کاواکو سیلوا ( Anibal Cavaco Silva ) با کسب بیش از 50 % آراء رئیس جمهور پرتغال شد . رقیب اصلی او در این انتخابات مانوئل آلگره        ( Manuel Alegre ) بود که با کسب تنها 20 % آراء نتوانست کاری از پیش ببرد .

عکس : آنیبال کاواکو سیلوا ، رئیس جمهور پرتغال :

در 10 آوریل 2007 رئیس جمهور سیلوا قانون جدید و پر سر و صدا تحت عنوان " سقط جنین " را تأیید کرد که به موجب آن حق سقط جنین در ده هفته اول بارداری را مجاز اعلام می کرد . این قانون پرتغال را هم ردیف دیگر کشورهای اروپایی در این زمینه قرار می داد .

در انتخابات پارلمانی سپتامبر 2009 حزب سوسیالیست با کسب 36 % آراء پیروز شد ، حزب سوسیال دموکرات نیز حائز 29 % از آراء شد . سوکراتس همچنان در پست نخست وزیر باقی ماند ولی حزب وابسته به او یعنی حزب سوسیالیست اکثریت مطلق پارلمان را از دست داد . این از دست رفتن اکثریت مطلق در پارلمان به این دلیل حائز اهمیت است که برای تصویب قانون جدید دولت سوسیالیست سوکراتس با مشکل رو به رو خواهد شد.

طوفان و سیل در جزیره مادیرا :

در روز 20 فوریه 2010 ، بر اثر بارندگی شدید ، سیل و طوفان در جزیره مادیرای پرتغال در اقیانوس اطلس شمالی ، بیش از 42 تن کشته ، 4 نفر مفقود و بیش از 300 نفر مجروح شدند، گفته شده بیش از دهها میلیارد دلار خسارت نیز به این جزیره توریستی وارد شده است . این بدترین بلای طبیعی ظرف چهل سال گذشته در پرتغال است .

جزیره مادیرا از مجموعه جزایر آزورس می باشد ، این جزیره بیش از 250 هزار نفر جمعیت دارد ، شهر فونشال   ( Funchal ) نیز مرکز جزیره مادیرا است .مادیرا در 480 کیلومتری ساحل غربی آفریقا واقع شده است .

* ( مور مشتق شده از کلمه موری " Mauri " می باشد که یکی از قبایل بربر شمال آفریقا بوده است ، کشور موریتانی واقع در شمال غرب آفریقا نیز به نام همین قبایل نامگذاری شده است ، مورها از سال 711 میلادی بر شبه جزیره ایبری حکمرانی می کردند . )

* در 25 آوریل 1974 ، خونتای نظامی نجات ملی مرکب از افسران پرتغالی ، رژیم مخوف سالازار را سرنگون کرد . رویدادی که به " انقلاب میخک ها " معروف شد .


نژاد 91% پرتغالی ها ، پرتغالی ، 2 % دورگه سیاه و سفید و 2 % نیز برزیلی می باشد ، 1 % را نیز مهاجرینی تشکیل می دهند که از مستعمرات آفریقایی پرتغال به این کشور آورده شده اند . دین 85 % پرتغالی ها کاتولیک و 3 % نیز از سایر فرقه های مسیحیت می باشد . زبان رسمی این کشور ، پرتغالی می باشد . واحد پول پرتغال نیز یورو با واحد جزء سنت نام دارد .


کشور پرتغال مشتمل بر 18 ناحیه و 2 منطقه خودمختار * است .

1 - آویرو ( Aveiro )

2 - آکورس یا آزورس * ( Acores , Azores )

3 - بژا ( Beja )

4 - براگا ( Braga )

5 - براگانکا ( Braganca )

6 -  کاستلو برانکو ( Castelo Branco )

7 - کویمبرا ( Coimbra )

8 - اوورا ( Evora )

9 - فارو ( Faro )

10 - گواردا ( Guarda )

11 - لیریا ( Leiria )

12 - لیزبوا یا لیسبون ( Lisboa , Lisbon )

13- مادیرا * ( Madeira )

14 - پورت آلگره ( Portalegre )

15 - پورتو ( Porto )

16 - سانتارم ( Santarem )

17 - ستوبال ( Setubal )

18 - ویانا دو کاستلو ( Viana do Castelo )

19 - ویا رئال ( Vila Real )

20 - ویسئو ( Viseu )





نوع مطلب : جهانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 مرداد 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

جامائیکا ( Jamaica ) کشوری است واقع در دریای کارائیب ، 145 کیلومتری جنوب کوبا و 161 کیلومتری غرب هائیتی . پایتخت جامائیکا شهر کینگستون ( Kingston ) با 590 هزار و 500 نفر جمعیت می باشد . مساحت جامائیکا 10.991 کیلومتر مربع و جمعیت آن 2 میلیون و 780 هزار نفر می باشد . از مهمترین شهرهای جامائیکا می توان به پورت مور 161 هزار نفر ، اسپانیش تاون 131 هزار نفر ، مونت گوبی 96 هزار نفر و می پن 57 هزار نفر اشاره کرد . ساکنان اولیه ی جامائیکا ، هندیان آراواک بودند ( Arawak Indians ) که مهمترین آنها هندیان تاینو (Taino Indians ) نام داشتند . در سال 1494 ، کریستوف کلمب دریانورد اسپانیایی جامائیکا را کشف نمود و نام آنرا " سانتیاگو " ( Santiago ) گذاشت . از اوایل قرن 16 سیل مهاجرت اسپانیایی تباران به جامائیکا آغاز شد . جامائیکا تا سال 1655 تحت تسلط اسپانیا بود ، از آن پس به بعد جامائیکا به دست بریتانیا افتاد و تا سال 1962 مستعمره ی بریتانیا بود. در سال 1962 زلزله ی مهیبی جامائیکا را لرزاند ، پس از آن ابتلا به بیماری های مسری بسیاری از ساکنان بومی جزیره را کشت . پس از آن بردگان آفریقایی تبار برای کار در مزارع نیشکر به جامائیکا آورده شدند . در طول قرن 17 و 18 میلادی مارون ها ( Maroons ) که بردگان آزاد شده ی مسلحی بودند که در سطح جزیره پرسه می زدند و برای ساکنین تولید زحمت می نمودند به مشکلی برای بریتانیا تبدیل شده بودند . تصویب قانون لغو تجارت برده در سال 1807 و قانون آزادی بردگان در سال 1833 میلادی باعث افت قیمت شکر در جامائیکا شد که در سال 1865 شورش هایی نیز رخ داد . پس از اینکه جامائیکا به صورت مستعمره ی پادشاهی یا " Crown Colony " بریتانیا درآمد اوضاع اقتصادی نسبتا بهتر شد . تولید موز در جامائیکا باعث کاهش وابستگی به نیشکر شد . در 5 می 1953 جامائیکا به خودگردانی داخلی دست یافت و در سال 1958 به عضویت فدراسیون هند غربی درآمد . در سال 1961 رهبر حزب کارگر ناسیونالیست جامائیکا ، آلکساندر بوستامنته ( Sir Alexander Bustamente ) تقاضای جدایی از فدارسیون هند غربی و رسیدن به استقلال کامل را کرد . پس از آن در جامائیکا رفراندومی برگزار شد و همه ی ساکنان جزیره به استقلال رای دادند ، در 6 آگوست 1962 ، جامائیکا از بریتانیا اعلام استقلال کرد . اولین نخست وزیر جامائیکا ، مایکل مانلی از حزب سوسیالست خلق نام داشت که در سال 1972 قدرت را در دست گرفت . در سال 1989 مانلی مجددا به سمت نخست وزیری انتخاب شد ، ولی در سال 1992 از سمتش استعفا داد و پی . جی . پترسون جایگزین او شد . در ماه می 1997 دولت جامائیکا با طرح ( Ship-Rider Agreement ) موافقت کرد ، به موجب این طرح کشتی ها و عدوات دریایی آمریکایی اجازه دارند به منظور مقابله با قاچاقچیان مواد مخدر و کشتی های آنها آزادانه در آبهای جامائیکا تردد کنند . در اکتبر 2002 پترسون به مدت 4 سال دیگر در سمت خود ابقا شد . در سپتامبر 2004 طوفان ایوان ، بدترین طوفان در تاریخ جامائیکا موجب کشته شدن دهها نفر ، آواره شدن هزاران تن و به بار آوردن خسارات سنگین به خصوص به صنعت توریسم جامائیکا شد . در 11 سپتامبر 2007 نیز بروس گودلینگ ( Bruce Golding ) از حزب کارگر جامائیکا نخست وزیر این کشور شد ، همچنین در 15 فوریه ی 2006 کنت هال به عنوان فرماندار جامائیکا انتخاب شد . نژاد 91 % جامائیکایی ها ، سیاه ، 6 % دورگه و 3 % نیز سفید هستند ، همچنین دین 62 % مردم جامائیکا ، پروتستان و 2 % نیز کاتولیک می باشند . زبان انگلیسی زبان رسمی مردم جامائیکا است . واحد پول جامائیکا ، دلار با واحد جزء ( سنت ) نام دارد . از جمله اقلام صادراتی جامائیکا می توان به ، آلومینیوم ، بوکسیت ، شکر ، موز ، قهوه و پوشاک اشاره کرد . جامائیکا از اعضای کشورهای مشترک المنافع می باشد .

دو مرد در حال ریختن دانه های قهوه در داخل یک بشکه ، راکی پوینت ، جامائیکا :

نمایی از یک ناحیه ی تجاری و بازرگانی در شهر کینگستون ، جامائیکا ( در حال حاضر علاوه بر فعالیت های کشاورزی معدن کاری ، فعالیت های تولیدی و خدمات نیز در اقتصاد جامائیکا نقش عمده ای دارند ) :

تصویری از یک مرد جامائیکایی با پوشش بومی (Rastafarian man ) ، جامائیکا :

کشور جامائیکا شامل 14 ایالت می باشد :




1 – کلارندون ( Clarendon )

2 – هانوور (Hanover )

3 – کینگستون (Kingston )

4 – منچستر (Manchester )

5 – پورتلند (Portland )

6 – سنت آندرو ( Saint Andrew)

7 – سنت آن (Saint Ann )

8 – سنت کاترین (Saint Catherine )

9 – سنت الیزابت (Saint Elizabeth )

10 – سنت جیمز ( Saint James )

11 – سنت ماری (Saint Mary )

12 – سنت توماس ( Saint Thomas )

13 – ترلاونی ( Trelawny )

14 – وستمورلند ( Westmoreland )





نوع مطلب : جهانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 31 تیر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

جمهوری خلق بنگلادش ( People's Republic of Bangladesh ) کشوری است که در جنوب قاره آسیا واقع شده ، شمال و غرب و شرق این کشور را هند احاطه کرده ، می توان گفت 90 % مرز مشترک زمینی بنگلادش با هند می باشد ، طول مرز مشترک بنگلادش با هند به 4053 کیلومتر می رسد ، دیگر همسایه بنگلادش کشور میانمار است که در جنوب شرق بنگلادش قرار داشته و طول مرز مشترک بنگلادش و میانمار 193 کیلومتر می باشد که 10 % مابقی مرز مشترک زمینی بنگلادش با این همسایه اش است . جنوب کشور نیز در حاشیه خلیج بنگال و اقیانوس هند قرار گرفته است . پایتخت بنگلادش ، شهر داکا ( Dhaka ) با         12 میلیون و 800 هزار نفر می باشد . مساحت بنگلادش 143.998 کیلومتر مربع و جمعیت آن 156 میلیون و 050 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای بنگلادش می توان به چیتاگونگ 3 میلیون و 850 هزار نفر ، خولنا    1 میلیون و 380 هزار نفر و راجشاهی 775 هزار نفر اشاره کرد .

بنگلادش دارای اقلیم آبرفتی و مسطح در مناطق مرکزی و جنوبی و دشت های پر تپه در مناطق جنوب شرق کشور می باشد . این کشور همچنین دارای آب و هوای گرمسیری می باشد . زمستان های معتدل از ماه اکتبر تا مارچ بوده و از ماه مارچ تا ژوئن نیز تابستان گرم و مرطوب بر بنگلادش حاکم است و اما از ماه ژوئن تا اکتبر دوره اصطلاحاً مانسون ها یا باران های شدید موسمی اقیانوس هند و همچنین سایکلون های متعدد است که هر ساله خسارات و تلفات بسیاری را بر بنگلادش به خصوص دلتای خلیج بنگال تحمیل می کند . بنگلادش کشوری پست ، جلگه ای و مسطح می باشد ، بلندترین نقطه بنگلادش ، قله کئوک رادونگ ( Keokradong ) نام دارد که با 1230 متر ارتفاع در جنوب شرق کشور و نزدیکی مرز با میانمار قرار گرفته است .

رودهای بنگلادش :

رودخانه‌ها در اغلب مناطق این کشور پراکنده هستند و عامل اصلى در شکل‌گیرى طبیعى بنگلادش مى‌باشند. به رغم تعداد زیاد رودخانه‌ها ، به استثناء دو بخش جنوب شرقى چیتاگونگ و بخش‌هاى تپه‌اى چیتاگنوگ ، سه رود عمده در این کشور وجود دارد :   

1 - گنگ ( Gang)

2 - براهماپوترا - جامونا (Brahmaputra - Jamuna )  

3 - مگنا ( Meghna )

1 - گنگ از دامنه جنوبى هیمالیا در اوتراپرادش در هند سرچشمه مى‌گیرد و از ترکیب دو جریان آبى آلاکاناندا (Alakananda) و بهاگیراتى ( Bhagirathi) تشکیل مى‌شود . این رود قبل از ورود به بنگلادش در سرزمین هند جارى مى‌شود و تنها یک رود فرعى در این کشور به آن مى‌ریزد که ماهاناندا (Mahananda ) نامیده مى‌شود و از طرف چپ در بخش راجشاهى به آن مى‌پیوندد.   

رودخانه‌هاى دیگر شاخه‌هاى آن هستند که از سمت راست آن منشعب مى‌شوند . عمده‌ترین انشعاب گنگ در بنگلادش بهایراب (Bhairab ) ، گرى - مدهوماتى ( Garai - Madhumati) و آریال‌خان (Arial Khan ) مى‌باشد. این رودخانه‌ها دلتاى گنگ‌تیک (Gangetic ) را در جنوب غربى بنگلادش که منطقه وسیعى را دربرمى‌گیرد تشکیل مى‌دهند .   
2 - براهماپوترا از جنوب رشته کایلاس ( Kailas ) در دامنه شمال هیمالیا سرچشمه مى‌گیرد و به طرف شرق مى‌آید ، از هند مى‌گذرد و در بنگلادش جارى مى‌شود . در بنگلادش دو شعبه مى‌شود :   
 - جامونا که اکنون کانال عمده است و به سمت جنوب جارى مى‌شود و به گنگ در گوالوندا (Goalunda ) مى‌رسد و از آنجا به سمت جنوب شرقى جریان مى‌یابد ( در اینجا پادما " Padma " خوانده مى‌شود ) تا به مگنا ( Meghna ) در چندپور ( Chandpur ) مى‌پیوندد و سرانجام این رودخانه‌ها به خلیج بنگال مى‌ریزند . شاخه دیگر براهماپوتراى قدیمى که یک یا نیم قرن پیش ، در واقع جریان اصلى بوده است به جنوب شرقى جارى مى‌شود تا در بهارایاب‌بازار (Bhairab Bazar ) به مگنا مى‌پیوندد.   
- اغلب رودخانه‌هاى منطقه شمال غربى بنگلادش شامل تیستا ( Teesta)، آتراى ( Atrai) و کاروتویا (Karotoya ) رودهاى فرعى هستند که به جامونا مى‌پیوندند . جامونا و براهماپوترا شاخه‌هائى دارند که عمده‌ترین آنها دهالسوارى ( Dhaleswari) و لاخیا (Lakhya ) مى‌باشند.   
3 - رود مگنا از بخش سیلهت بنگلادش سرچشمه مى‌گیرد . آب اصلى مگنا از دو رود سورما (Surma) و کوشیارا (Kushiyara) ، که به هم مى‌پیوندند و رود کالنى (Kalni) را تشکیل مى‌دهند ، تأمین مى‌شود . این رودخانه در قسمت شرقى کشور از شمال به جنوب جریان مى‌یابد و رودهاى فرعى از فلات شیلونگ (Shillong) در شمال و تپه‌هاى تیپرا (Tipperah) در شرق به آن مى‌ریزند که عمده‌ترین آنها باولاى (Bavlai ) ، تیتاس (Titas ) و گومتى ( Gumti) مى‌باشند . مگنا در جنوب داکا به پادما مى‌پیوندد .   
در حالى‌که رودخانه‌هاى فوق‌الذکر شبکه‌اى را به هم متصل مى‌کنند که قسمت عمده کشور را دربرمى‌گیرد ، در عین حال رودخانه‌هائى در جنوب شرقى کشور کاملاً مجزا از شبکه بالا وجود دارند . رود کارنا پولى ( Karnaphuli ) از شمال به شرق جریان مى‌یابد و بعد به غرب بازمى‌گردد تا به خلیج بنگال بریزد . رودهاى سانگو (Sangu ) و متامورى ( Matamuhuri ) از مرزهاى بنگلادش با برمه سرچشمه مى‌گیرد ، از جنوب به شمال جارى مى‌شود و سرانجام به غرب بازمى‌گردد و به خلیج بنگال مى‌ریزد .
  
در قسمت عمده بنگلادش به‌ خصوص جنوب شرقى و شرق بارندگى شدید مى‌باشد و بارندگى به سمت غرب کاهش مى‌یابد و به حدود ۶۰ اینچ یا کمتر در بخش‌هائى مثل پابنا (Pabna ) و راجشاهى ( Rajshahi)  مى‌رسد . سه دوره مشخص بارندگى در بنگلادش وجود دارد :   
 1 - قبل از بادهاى موسمى بین ماه مارس تا مه بارندگى از ۱۰ اینچ در غرب به حدود ۲۵ اینچ در شرق مى‌رسد .   
 2 - در دوره بادهاى موسمى بین ژوئن تا اکتبر بارندگى از ۳۵ اینچ در غرب به‌خصوص در بخش‌هاى راجشاهی، کوشتیا (Kushtia ) ، بوگرا (Bogra ) ، جسور ( Jessore) ، و قسمت‌هاى شمالى خولنا (Khulna ) به بیش از ۶۰ اینچ در شمال شرقى و جنوب شرقى بنگلادش مى‌رسد .   
3 - طى ماه‌هاى خشک زمستان بین نوامبر تا مارس حد متوسط ۲ اینچ باران مى‌آید . از نظر کشاورزى بارندگى در ماه‌هاى نوامبر تا مارس کم است و در دیگر ماه‌ها ژوئن تا اکتبر بارندگى زیاد مى‌شود و در مواقعى که بارندگى زیاد است همراه با طغیان رودخانه مى‌باشد . مسئله تغییرات شدید بارندگى مشکلات و مسائل فراوانى براى بنگلادش به همراه دارد .

تاریخ بنگلادش :

سرزمینی که اکنون بنگلادش نامیده می شود ، بخشی از منطقه تاریخی بنگال است که از نقطه نظر جغرافیایی شمال شرق شبه قاره هند را شامل می شود ، بنگلادش در ابتدا شامل بنگال شرقی و منطقه سیلهت که اکنون بخشی از قلمرو ایالت آسام هند است را در بر می گرفته است . مطابق با شواهد تاریخی به دست آمده ، اولین پادشاهی در سال 1000 پیش از میلاد بر این منطقه حکمرانی می کرد که وانگا ( Vanga ) یا بانگا ( Banga ) نامیده می شده است . پس از آن بودایی ها نیز در یک مقطع زمانی کوتاه بر بنگال حکومت کردند ولی در قرن 10 میلادی هندوها کنترل بنگال را در دست گرفتند . در سال 1576 بنگال بخشی از قلمرو مغول درآمد و بیشتر اهالی بنگال شرقی اسلام آوردند . بنگال از سال 1757 تحت حاکمیت هند بریتانیا درآمد . پس از تجزیه هند بریتانیا در سال 1947 و استقلال پاکستان غربی با نام پاکستان از بریتانیا ، بنگال شرقی نیز پاکستان شرقی نام گرفت و جزیی از قلمرو پاکستان درآمد . گرچه هر دو منطقه پاکستان و پاکستان شرقی ( بنگلادش ) مسلمان بودند ولی مسافت 1000 کیلومتری بین این دو سرزمین ، همچنین اختلافات عمیق زبانی و فرهنگی باعث ایجاد جنبش های به منظور کسب استقلال پاکستان شرقی از سرزمین اصلی پاکستان شد .

تشکیل بنگلادش مستقل :

پس از استقلال پاکستان غربی ، اختلاف ها مابین پاکستان شرقی و غربی گسترش یافت ، حزب سیاسی عوامی لیگ ، توسط ملی گرای بنگالی ، شیخ مجیب الرحمان ( Sheik Mujibur Rahman ) در سال 1949 پایه گذاری شد که سودای استقلال از پاکستان غربی را در سر داشت . در دسامبر 1970 اولین انتخابات عمومى کشور براى تشکیل مجلس ملى برگزار گردید حزب عوامى ( Awami League ) که به‌ وسیله شیخ مجیب الرحمان رهبرى مى‌شد و مدافع خود مختارى پاکستان شرقى بود ، تقریباً تمام کرسى‌هاى مجلس را در پاکستان شرقى به‌دست آورد ( بنابراین اکثریت مطلق را در مجلس ملى کسب نمود ) ، در حالى ‌که حزب مردم پاکستان ( Pakistan People's Party ) که به‌ وسیله ذوالفقار على بوتو رهبرى مى‌شد اکثریت کرسى‌هاى مجلس را در غرب پاکستان به‌دست آورد . مجیب الرحمان خواهان خود مختارى جناح شرقى بود و یحیى و بوتو به این خواسته اعتراض داشتند . در پى این ماجرا شیخ مجیب اعلام اعتصاب کرد و حزب عوامى اقدام به در دست گرفتن حکومت پاکستان شرقى نمود . یحیى خان براى مذاکره با مجیب الرحمان به داکا رفت . ولى مجیب الرحمان از خواسته‌هاى خود کوتاه نیامد . یحیى خان پس از صدور فرمان زندانى کردن مجیب و بسیارى از هواخواهان وى با هواپیما از پاکستان شرقى خارج شد . مجیب به پاکستان غربى برده شد . روز بعد ، یعنی در 26 ماه مارچ 1971 پاکستان شرقى خود را کشورى مستقل به نام " بنگلادش " اعلام کرد .

جنگ داخلى به سرعت آغاز شد و سربازان پاکستانى با نیروهاى بنگالى درگیر شدند، هزاران نفر کشته شدند. جنگ داخلى در تابستان و پائیز با نیروهاى چریکى بنگالی ، که با ارتش عظیم اعزام شده از پاکستان مى‌جنگیدند ، ادامه یافت . مجیب در پاکستان غربى زندانى بود . حدود ده میلیون آواره از جناح شرقى به هند گریختند . هند جانب دولت بنگلادش را گرفته بود ، در نتیجه جنگ مرزى میان سربازان هندى و پاکستانى ابعاد گسترده ‌اى یافت . در دسامبر 1971 ارتش هند رسماً در حمایت از نیروهاى بنگالى درگیرى دخالت نمود . هند با دارا بودن نیروهاى بیشتر ، به سرعت در پاکستان شرقى پیشروى کرد ، در کشمیر و در امتداد مرز پاکستان غربى و هند نیز درگیرى نظامى رخ داد . جنگ در 16 دسامبر 1971 با پیروزی پاکستان شرقی به پایان رسید . ارتش پاکستان عقب نشینی نموده و دولت بنگلادش تأسیس شد . ماه عسل این جنگ کشته شدن یک میلیون بنگالی و ده میلیون آواره بود که به هند فرار نمودند . پس از جنگ مجیب الرحمان نیز آزاد و به بنگلادش بازگشت . در فوریه 1974 پاکستان دولت مستقل بنگلادش را به رسمیت شناخت .

شیخ مجیب الرحمان که به " پدر بنگلادش " نیز معروف بود در کودتای افسران اسلامگرا در سال 1975 کشته شد . چند ماه بعد یک ضدکودتا و کودتا از سوی نظامیان سازمان داده شد و در نتیجه فرماندهان نظامی زیرنظارت یک رئیس جمهور غیرسیاسی ، ابوسادات محمد سایم ( قاضی القضات دیوان عالی ) قدرت را به دست گرفتند . در 18 فوریه 1979 انتخابات سراسری در بنگلادش برگزار شد و ضیاء الرحمان ( Zia-ur Rahman ) به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد . حکومت ضیاء الرحمان چندان دوام نداشت . ضیاء الرحمان در 30 می 1981 ترور شد . در 24 مارچ 1982 فرمانده ارتش ، ژنرال حسین محمد ارشاد ( Hossain Mohammad Ershad ) طی یک کودتای بدون خونریزی قدرت را در دست گرفت . به دنبال برگزاری تظاهرات خشونت بار و اتهامات متعدد فساد ، ارشاد در 6 دسامبر 1990 مجبور به استعفا شد . در میان نامزدان جانشینی ارشاد ، دو زن وجود داشتند ، یکی خالده ضیاء ( Khaleda Zia ) بیوه ضیاء الرحمان و دیگری شیخ حسینه واجد ( Sheik Hasina Wazed ) دختر شیخ مجیب الرحمان . شیخ حسینه واجد از سال 1996 تا 2001 به مدت پنج سال نخست وزیر بنگلادش شد . در انتخابات پارلمانی اکتبر 2001 نیز خالده ضیاء به عنوان نخست وزیر بنگلادش انتخاب شد .

بحران سیاسی تازه در بنگلادش :

خشونت ها بار دیگر در اکتبر 2006 در بنگلادش آغاز شد ، جایی که در 28 اکتبر 2006 مدت نخست وزیری خالده ضیاء به پایان رسیده و همزمان با این موضوع نیز ایاج الدین احمد به عنوان رئیس دولت موقت انتخاب شد . پیش از آغاز انتخابات ائتلاف احزاب به رهبری عوامی لیگ اعلام نمود انتخاباتی را که برای 22 ژانویه 2007 پیش بینی شده بود را تحریم می کند ، به دنبال اوج گیری خشونت ها در ژانویه 2007 ایاج الدین احمد حالت فوق العاده اعلام کرد و بیش از 60 هزار نیروی امنیتی برای مقابله با خشونت ها در پایتخت مستقر ساخت ، بدین ترتیب انتخابات ژانویه 2007 به تعویق افتاد . در 12 ژانویه 2007 ، فخرالدین احمد ( Fakhruddin Ahmed ) به عنوان رئیس دولت موقت انتخاب شد . او بلافاصله برای بررسی فساد گسترده در کشور هیئتی را تشکیل داد و کمیسیونی را مسئول این امر قرار داد . بیش از 160 نفر از سیاستمداران شناخته شده کشور از جمله خالده ضیاء و شیخ حسونه واجد به جرم فساد دستگیر و به زندان افتادند . نتیجه اقدامات رئیس دولت موقت نه تنها بازداشت این افراد بلکه توقیف وسایل نقلیه لوکس و مسدود نمودن حساب های بانکیشان نیز بود . دستگیری ها در ماه مارچ با بازداشت طارق رحمان پسر خالده ضیاء به جرم اخاذی ادامه یافت . خالده ضیاء نیز خود در سپتامبر به فساد مالی متهم شد ، همچنین شیخ حسینه نیز به فساد و زمینه چینی به منظور قتل چهار تن از هواداران حزب رقیب متهم شد . هرچند بازداشت این دو به همراه بسیاری دیگر از سیاستمداران بنگلادش زیاد طول نکشید و خیلی زود آزاد شدند .

در ژوئن 2007 باران های موسمی و سیل بی سابقه ظرف یک دهه اخیر بنگلادش را فرا گرفت که در جریان آن بیش از 100 تن در چیتاگونگ کشته شدند . در ماه نوامبر همین سال نیز گردباد سیدر با بادهایی با سرعت 100 مایل بر ساعت بنگلادش را درنوردید که بیش از 3500 نفر در جنوب بنگلادش کشته شدند ، بنا به اعلام سازمان ملل بیش از یک میلیون تن نیز در جریان این گردباد عظیم بی خانمان شدند .

برگزاری انتخابات سراسری 2008 در بنگلادش :

در دسامبر 2008 اولین انتخابات سراسری بنگلادش پس از دولت موقت مورد حمایت ارتش در ژانویه 2007 برگزار شد . عوام لیگ به رهبری شیخ حسینه واجد با قاطعیت کامل 262 کرسی از 299 کرسی پارلمان را به دست آورد ، ناظران بین المللی انتخابات را سالم و بدون تقلب اعلام نمودند . شیخ حسینه واجد در 6 ژانویه 2009 کار خود را به عنوان نخست وزیر بنگلادش آغاز کرد . 

در 12 فوریه 2009 نیز زیلیور رحمان ( Zillur Rahman ) به عنوان رئیس جمهور بنگلادش از جانب پارلمان بنگلادش منصوب شد .

 

نژاد 98 % از مردم بنگلادش ، بنگالی و 2 % نیز شامل گروههای قبیله ای و مسلمانان غیر بنگالی می باشد . دین 83 % بنگلادشی ها ، مسلمان ( سنی ) و 16 % نیز هندو می باشد . بنگالی زبان رسمی در بنگلادش است ، زبان انگلیسی نیز رایج می باشد . واحد پول بنگلادش ، تاکا با واحد جزء پایسا نام دارد .

از نظر تقسیم بندی کشوری ، بنگلادش شامل 6 منطقه می باشد :

1 - باریسال ( Barisal )

2 - چیتاگونگ ( Chittagong )

3 - داکا ( Dhaka )

4 - خولنا ( Khulna )

5 - راجشاهی ( Rajshahi )

6 - سیلهت ( Sylhet )

 





نوع مطلب : جهانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 تیر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()

لیبی ( Libya ) با نام رسمی ، جماهیر عربی سوسیالیستی خلق لیبی ( Great Socialist People's Libyan Arab Jamahiriya ) ، کشوری است واقع در شمال آفریقا ، غرب مصر ، شرق الجزایر و تونس ، شمال غرب سودان ، شمال چاد و شمال شرق نیجر و در حاشیه دریای مدیترانه . پایتخت لیبی شهر طرابلس ( Tarabulus ) یا تریپولی ( Tripoli ) با حدود 2 میلیون و 200 هزار نفر جمعیت می باشد . مساحت لیبی 1 میلیون و 759 هزار و 540 متر مربع و جمعیت آن 6 میلیون و 310 هزار نفر است . از مهمترین شهرهای لیبی می توان به بنغازی 735 هزار نفر ، مصراته 280 هزار نفر و سرت 150 هزار نفر اشاره کرد .

لیبی دارای آب و هوایی مدیترانه ای در شمال و در امتداد ساحل دریای مدیترانه ، گرم و خشک در مناطق مرکزی و جنوبی می باشد . بیش از 90 % اقلیم لیبی خشک و لم یزرع است ، به طوری که تنها یک درصد از خاک لیبی قابل کشت برای کشاورزی می باشد . بلندترین نقطه لیبی بیکو بیتی ( Bikku Bitti ) با 2267 متر ارتفاع از سطح دریا می باشد که در جنوب لیبی و نزدیکی مرز با چاد قرار گرفته است . پست ترین نقطه لیبی نیز سبخه غزیل ( Sabkhat Ghuzayyil ) نام دارد که با 47- متر پایین تر از ارتفاع دریا در شمال لیبی واقع شده است .

اولین ساکنان لیبی قبایل بربر بودند که پیش از قرن هفتم پیش از میلاد در این سرزمین می زیستند . در قرن 7 پیش از میلاد فینقی ها بخش شرقی لیبی را تصرف کرده و آنرا کورنایکا ( Cyrenaica ) " برقه کنونی " نامگذاری کردند . یونانیان نیز کنترل بخش غربی را در دست گرفتند و آنرا تریپولیتانیا ( Tripolitania ) نام نهادند . پس از آن مدتی نیز کارتاژها بر قلمرو تریپولیتانیا حکمرانی کردند . تریپولیتانیا از سال 46 پیش از میلاد تا 436 میلادی به عنوان بخشی از امپراطوری روم زیر نظر این امپراطوری اداره شد ، تریپولیتانیا در دوره زوال امپراطوری روم به کرات مورد هجوم ، چپاول و غارت واندال ها قرار گرفت . به دنبال فروپاشی امپراطوری روم لیبی در سال 642 میلادی مورد حمله و اشغال اعراب مسلمان قرار گرفت . با آغاز قرن 16 میلادی هم تریپولیتانیا و هم کورنایکا به عنوان بخشی از امپراطوری عثمانی درآمد . در قرن 18 میلادی تریپولیتانیا یکی از مهمترین پایگاه های دزدان دریایی بربر بود که به دفعات فراوان کشتی های تجاری تردد کننده در دریای مدیترانه را مورد حمله ، دستبرد و غارت قرار می دادند . در سال 1801 پاشای طرابلس به دنبال جنگ تریپولی ( Tripolitan War ) جنگی که لیبی ، تونس و الجزایر که همگی از حکومت های پاشای تحت سیطره عثمانی بودند بر سر تعیین باج دریایی برای دزدان دریایی بربر با آمریکا آغاز کردند ، فرمان افزایش بهای باج را صادر کرد . در 4 ژوئن 1805 و بعد از چهار سال جنگ خاتمه یافت و پیمان صلح به امضاء رسید و به موجب آن کشتی های آمریکایی دیگر مجبور به پرداخت باج به پاشا نشین تریپولی نبودند . به دنبال بروز خصومت بین ایتالیا و ترکیه ، در سال 1911 نیروهای ایتالیایی تریپولی را اشغال کردند ، لیبی نیز در سال 1914 با نیروهای اشغالگر ایتالیایی وارد جنگ شد اما مقاومت بی فایده بود و ایتالیا بیشتر قسمت های لیبی را به تصرف خود درآورده بود . پس از آن ایتالیا لیبی را به عنوان مستعمره خود قلمداد کرده و در سال 1934 آنرا دولت متحد تریپولیتانیا و کورنایکا نام نهاد . در طول جنگ جهانی دوم لیبی صحنه جنگ های صحرایی بسیاری بین متفقین و متحدین بود . پس از سقوط تریپولی ( طرابلس ) در 23 ژانویه 1943 این کشور تحت کنترل متفقین قرار گرفت . در سال 1949 سازمان ملل متحد به استقلال لیبی رأی داد و در سال 1951 پادشاهی متحده لیبی ( United Kingdom of Libya ) تشکیل شد . در سال 1958 نفت در این کشور فقیر کشف شد که رونق و شکوفایی اقتصادی این کشور را به دنبال داشت .

کودتای سرهنگ دیوانه :

در اول سپتامبر سال 1969، معمر قذافی ( Muammar al-Qaddafi ) سرهنگ 27 ساله به همراه گروه کوچکی از سران نظامی که توسط وی رهبری می شدند دست به کودتا علیه پادشاه ادریس اول ( Idris I ) زدند . در آن زمان پادشاه ادریس اول برای درمان پزشکی به یونان سفر کرده بود . تردیدی وجود ندارد که حکومت قذافی در لیبی برآمده از مکتب فکری جمال عبدالناصر در مصر بوده است . قذافی حکومتی هوادار اعراب ، ضد غرب ، ضد اسرائیل و ضد یهود و نوعی جمهوری اسلامی با گرایش سوسیالیستی در لیبی ایجاد نمود . قذافی این فتنه انگیز بدنام خیلی زود خود را در ردیف دیکتاتورهای حکمران در آفریقا مانند ایدی امین ( Idi Amin ) دیکتاتور اوگاندا قرار داد و نطفه تروریسم ضد غربی را بسط و گسترش داد .

عکس : معمر القذافی ، دیکتاتور لیبی :

جنگ خلیج سیدرا :

در 19 آگوست 1981 دو فروند جنگنده اف 14 آمریکایی طی یک نبرد هوایی ، دو فروند سوخوی 22 ساخت شوروی نیروی دریایی لیبی را بر فراز خلیج سیدرا ساقط کردند . بر اثر یک درگیری دیگر نیز دو قایق گشتی لیبی غرق گشتند . قذافی همچنین از شورشیان چاد نیز حمایت می کرد ولی در سال 1987 شکست نظامی سختی را متحمل شدند . دو سال سیاست پنهان آمریکا برای بی ثبات کردن دولت لیبی در دسامبر 1990 با شکست پایان یافت .

آغاز تروریسم دولتی قذافی :

در روز چهارشنبه 21 دسامبر 1988 هواپیمای بویینگ 747 متعلق به شرکت هوایی پان آمریکن پرواز شماره 103 که فرودگاه هیتروی لندن را به مقصد فرودگاه جان اف کندی نیویورک ترک کرده بود ، بر فراز لاکربی ( Lockerbie ) دهکده ای در جنوب اسکاتلند منفجر شد ، در این حادثه تروریستی ، همه 243 مسافر از جمله 35 دانشجوی آمریکایی دانشگاه سیراکیوز ( Syracuse University ) ایالت نیویورک و دو دانشجوی دانشگاه ایالتی نیویورک واقع در شهر اوسوگوی ایالت نیویورک ( Oswego, NY ) و همه 16 خدمه ، من جمله خلبان ، کاپیتان جیمز مک کواری ( Captain James MacQuarrie ) ، کمک خلبان ریموند واگنر ( Raymond Wagner ) و مهندس پرواز جری آوریت ( Jerry Avritt ) به همراه 11 نفر از اهالی لاکربی ، مجموعاً 270 نفر در این حادثه تروریستی جان باختند .

عکس : محل سقوط هواپیمای پان آمریکن ، لاکربی اسکاتلند :

از دیگر حادثه های تروریستی سازماندهی شده توسط دولت لیبی می توان به بمبگذاری در دیسکوتک برلین ( Berlin Discotheque ) اشاره کرد ، این حادثه در 5 آوریل 1986 در برلین ، آلمان غربی رخ داد ، بمب در یک کیسه پلاستیکی جاسازی شده بود و در اثر انفجار آن سه نفر از جمله یک زن ترک و دو آمریکایی کشته و 230 نفر از جمله 50 آمریکایی زخمی شدند .

از دیگر حادثه تروریستی با عاملیت دولت لیبی ، انفجار هواپیمای خطوط هوایی فرانسه ، یو تی ای پرواز شماره 772 ( UTA Flight 772 ) بر فراز بیلما ( Bilma ) در شمال نیجر بود . این هواپیما در روز 19 سپتامبر 1989 فرودگاه برازاویل ( Brazzaville ) در جمهوری کنگو را به مقصد فرودگاه شارل دو گل پاریس ( Paris CDG Airport ) از طریق فرودگاه ان جامنا در چاد ، ترک کرد . 46 دقیقه پس از برخاستن از فرودگاه ان جامنا و رأس ساعت 13:13 دقیقه ارتباط هواپیما با برج مراقبت قطع و هواپیما از صفحه رادار محو شد . هواپیمای خطوط هوایی فرانسه در ارتفاع حدود 11 هزار متری از سطح زمین در آسمان نیجر منفجر شد و تمام 156 مسافر از جمله ، بونی پو ( Bonnie Pugh ) همسر سفیر آمریکا روبرت پو ( Robert Pugh ) در ان جامنا ، چاد و تمامی 14 خدمه آن یعنی مجموعاً 170 نفر در این عملیات تروریستی دولت لیبی کشته شدند .

دو مأمور امنیتی لیبی در ارتباط با بمب گذاری بوینگ آمریکایی در لاکربی مجرم شناخته شدند ولی قذافی از تحویل دادن آنها سرباز زد . در سال 1992 سازمان ملل تحریم های تجاری در ارتباط با حمل و نقل هوایی را در مورد لیبی به مورد اجرا گذارد . سرانجام در سال 1999 لیبی دو مرد را برای محاکمه در دادگاه لاهه تسلیم این دادگاه در هلند کرد . دادگاه این دو در سال 2000 و 2001 برگزار شد ، یکی از این دو نفر به اتهام قتل عام ، مجرم شناخته شد و دیگری تبرئه گشت . لیبی امید داشت با همکاری سازمان ملل را متقاعد سازد که تحریم های اقتصادی را به حالت تعلیق درآورد . زیرا این تحریم ها شدیداً اقتصاد لیبی را متأثر ساخته بود . اما تحریم های سازمان ملل تا پیش از سپتامبر 2003 برداشته نشد . در سپتامبر 2003 تحریم ها هنگامی برداشته شد که لیبی جرم خود را در مورد منفجر کردن هواپیمای بویینگ بر فراز لاکربی قبول نموده و پذیرفت مبلغ 2.7 میلیارد دلار غرامت به خانواده های قربانیان این جنایت پرداخت کند . همچنین در سال 2004 لیبی تعهد کرد مبلغ 170 میلیون دلار به خانواده های قربانیان انفجار خطوط هوایی فرانسه ( UTA Flight 772 ) و 35 میلیون دلار غرامت به خانواده و بازماندگان حادثه بمبگذاری دیسکوتک برلین پرداخت نماید .

لیبی و پایان ماجراجویی های هسته ای اش :

در 19 دسامبر 2003 پس از 9 ماه در مذاكرات محرمانه بین انگلیس و آمریكا ، لیبی اعلام كرد كه عاری از سلاح‌های هسته‌ای ، بیولوژیكی ، شیمیایی است و فعالیت موشك‌ها را كاهش می‌ دهد و به بازرسان بین‌المللی اجازه می‌دهد تا در مراكز مختلف آن بررسی كنند . لیبی در این برنامه به IAEA اجازه داد تا از تمامی ‌تأسیسات و مراكزش در رابطه با انرژی هسته‌ای بازدید به‌عمل آید و IAEA می‌توانست به راحتی نمونه محیط ‌زیستی از مناطق مختلف جمع‌آوری كند . 27-29 دسامبر 2003 رئیس آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای محمد البرادعی و تیم IAEA ، در فعالیتی كه در لیبی داشتند اعلام كرد : لیبی تنها تخصص بالایی در غنی كردن اورانیوم دارد . 6 ژانویه 2004 لیبی معاهده منع گسترش آزمایشات پیشرفته كه در سال 2001 به امضا رسیده بود را به مراحل نهایی رساند .در ماه می سال 2006 آمریکا اعلام کرد روابط کامل دیپلوماتیک خود را با لیبی بار دیگر پس از 25 از سر می گیرد .

در دسامبر 2006 ، پنج پرستار بلغار و یک پزشک فلسطینی شاغل در لیبی به اتهام آلوده ساختن عمدی صدها کودک لیبیایی به ویروس مرگبار ایدز به مرگ محکوم شدند . در 17 جولای 2007 دادگاه عالی لیبی و شورای عالی قضایی نیز این حکم را تأیید کردند . بر اثر فشارهای بین المللی ، شورای قضایی لیبی این حکم را نقض و به حبس ابد تقلیل داد . در 23 جولای نیز دولت لیبی با انتقال این افراد به بلغارستان موافقت کرد . ( گفته می‌شد که محکومان این پرونده دوره حبس خود را در بلغارستان سپری خواهند کرد اما به محض ورود به این کشور ، مشمول عفو قرار گرفتند . ) سرانجام دولت لیبی مجبور شد 1 میلیون دلار غرامت به خانواده های 460 کودک مبتلا به ایدز پرداخت کند .

در آگوست 2009 ، تروریست لیبیایی عبدالباسط علی المقراحی ( Abdel Basset Ali al-Megrahi ) که به اتهام مشارکت در پرونده انفجار هواپیمای پان آمریکن بر فراز لاکربی مجرم شناخته و محکوم شده بود توسط دولت بریتانیا به دلیل ابتلا به سرطان پروستات و به دلایل " بشردوستانه " آزاد شد . از او به محض رسیدن به لیبی به عنوان یک قهرمان استقبال شد . آزادی المقراحی مورد اعتراض خانواده ها و بازماندگان قربانیان و همچنین دولت آمریکا قرار گرفت ، آنها بر این عقیده بودند که المقراحی می بایست تا پایان دوره محکومیتش در زندان باقی می ماند .

نژاد 97 % مردم لیبی بربر و عرب می باشد ، 3 % نیز شامل اتباع یونان ، مالت ، ایتالیا ، مصر ، پاکستان ، ترکیه ، هند و تونس می باشند . دین 97 % مردم لیبی مسلمان ( سنی ) است . زبان رسمی در لیبی عربی است ، ایتالیایی و انگلیسی نیز رایج می باشد . واحد پول لیبی ، دینار با واحد جزء درهم نام دارد .

عکس : مردی در حال شخم زدن زمینش با شتر ، نالوت ، منطقه مرزی لیبی با تونس :

عکس : تصویر دیکتاتور لیبی ، معمر قذافی که در خیابانی در طرابلس نصب شده است :

* آیا می دانستید گرم ترین گرمای ثبت شده در جهان در صحرای العزیزیه لیبی در 1922 میلادی به ثبت رسیده ؟ این درجه حرارت حدود 58 درجه سانتیگراد ( در سایه ) گزارش شده است .

 

لیبی مشتمل بر 25 منطقه می باشد :

 

1 - اجدابیه ( Ajdabiya )

2 - العزیزیه ( Al 'Aziziyah )

3 - الفاتح ( Al Fatih )

4 - الجبل الاخضر ( Al Jabal al Akhdar )

5 - الجفره ( Al Jufrah )

6 - الخمس ( Al Khums )

7 - الکفره ( Al Kufrah )

8 - النقاط الخمس ( An Nuqat al Khams )

9 - الشاطی ( Ash Shati' )

10 - اوباری ( Awbari )

11 - الزواریه ( Az Zawiyah )

12 - بنغازی ( Banghazi )

13 - درنه ( Darnah )

14 - غدامس ( Ghadamis )

15 - غریان ( Gharyan )

16 - مصراته ( Misratah )

17 - مرزق ( Murzuq )

18 - سبها ( Sabha )

19 - سوفاجین ( Sawfajjin )

20 - سرت ( Surt )

21 - طرابلس ( Tarabulus )

22 - ترهونه ( Tarhunah )

23 - طبرق ( Tubruq )

24 - یفرن ( Yafran )

25 - زلتان ( Zlitan )





نوع مطلب : جهانشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 تیر 1389 :: نویسنده : مهدی رایگانی
نظرات ()